Archive for category: ادب و هنر

  • اگر کفش‌هايم بال مي‌داشت…

    اگر کفش‌هايم بال مي‌داشت…

    ادب و هنر January 23, 2017 7:32 pm no comments

    اي که با نامت جهان آغاز شد / دفتر ما هم به نامت باز شد دفتري که از نام تو زيور گرفت /کار آن از چرخ بالاتر گرفت آري، اگر کفش‌هايم بال مي‌داشت پرواز مي‌کردم، بال مي‌کشيدم به آسمان به خواهران و برادان مسلمان خود در فلسطين سر مي‌زدم، که […]

     
  • ادب و هنر September 9, 2016 5:22 pm no comments

    میوه گیلاس    ماداميکه ميوه‌ی گيلاس با بند باريکش به درخت متصل است. همه‌ی عوامل در جهت رشدش در تلاشند. باد باعث طراوتش مي‌شود، آب باعث رشدش مي‌شود و آفتاب پختگی و کمال مي‌بخشد؛ اما… به محض پاره شدن آن بند و جدا شدن از درخت، آب باعث گنديدگی، باد […]

     
  • شعر و ادب

    داستان و شعر February 28, 2016 11:50 am no comments

    آمده ام که سر نهم، عشق تو را به سر برم ور تو بگویی‌ام که نی، نی شکنم شکر برم آمده ام چو عقل و جان، از همه دیده ها نهان تا سوی جان و دیدگان، مشعله‌ی نظر برم آمده ام که ره زنم، بر سر گنج شه زنم آمده […]

     
  • کله چې مونږ دنړۍ ستر خلک وو

    کله چې مونږ دنړۍ ستر خلک وو

    ادب و هنر September 24, 2015 12:05 pm 1 comment

    معاویه بن ابی سفیان چې کله غوسه شو نو داسلام په تاریخ کې یې دلومړي ځل لپاره له روم سره دکښتیو په وسیله جګړه وکړه. کله چې معتصم بالله په غوسه نو د«عموریه» ښاریې چې دبیزنطینیانو ستر مرکز وو فتح کړ. کله چې سلطان صلاح الدین په غوسه شو نولوړه […]

     
  • داستانی واقعی و عبرت آموز

    داستانی واقعی و عبرت آموز

    داستان و شعر September 3, 2015 12:37 pm no comments

    گویندة داستان که از اهالی مدینة منوره می باشد تعریف می کند که: من جوانی سی و هفت ساله ام، ازدواج کرده و صاحب فرزندانی شده ام؛ مرتکب هر نوع کار ناشایسته و خلافی که خداوند آن را حرام کرده است گردیده ام؛ نماز را هیچگاه به جماعت اداء نمی […]

     
  • سا يه اي سياه

    سا يه اي سياه

    ادب و هنر June 27, 2015 4:48 am no comments

    ساره مرزا زاده گوي تاريكي وسیاهی ظلمت شب دلی رفتن ندارد. ستاره ها از درخشش افتاده اند…………………. جلای ماه را ربوده اند………………………….. همه با تعفن نفاق گرفتار اند…. زمین جامه دریده ودهن باز کرده است. با کوله بار افکار پریشان به کجا خواهیم رسید. موج های از هم گسیخته از […]

     
  • من زندانی هستم!!!

    من زندانی هستم!!!

    ادب و هنر March 1, 2015 11:43 am no comments

    (خاطراتی از زبان یک زندانی در مصر) نوشته: وليد أبو نجا ترجمه: عبدالخالق احسان من زندانی هستم و مزدور بیگانگان، غرب، امریکا، اروپا، شرق، روسیه و چین نیستم؛ فلسطینی از حماس، داعشی از سوریه و عراق، لبنانی از حزب الله، حوثی از یمن نمی باشم؛ اما با اظهار تأسف مصری […]

     
  • قرآنكريم (اقبال)

    قرآنكريم (اقبال)

    ادب و هنر September 9, 2014 7:52 am no comments

    علامه محمد اقبال لاهوري ملّتی را رفت چون آیین ز دست مثل خاک اجزای او از هم شکست باطن دین نبی این است و بس هستی مسلم ز آیین است و بس گل زآیین بسته شد گلدسته شد برگ گل شد چون زآیین بسته شد زیر گردون سرّ تمکین تو […]

     
  • خواهرم! ثروت هنگفتی از نعمت‌ها داری

    خواهرم! ثروت هنگفتی از نعمت‌ها داری

    لطائف الله و إن طال المدي كلمحة الطرف إذا الطرف سجي «لطف الهي هر چند دير شده باشد، در يك چشم به هم زدن فرا خواهد رسيد». خواهرم! بدان كه با سختي و دشواري، آساني و آسايش است و بعد از اشك و اندوه لبخند مي‌آيد و پس از شب، […]

     
  • چگونه سعادتمند شوم؟

    چگونه سعادتمند شوم؟

    نوشته: دکتور جاسم المطوع ترجمه: عبدالخالق احسان گفت: می خواهم سعادتمند شوم؟ گفتم: نیکبختی و سعادت در دست توست، نه دست دیگری. گفت: اما من سعادتمند نیستم و نمی دانم چگونه به سعادتمندی دست یابم؟ گفتم: آیا در زندگیت لحظاتی سپری شده که احساس نیکبختی کرده باشی؟ گفت: بلی؛ اما […]