Archive for category: داستان و شعر

  • حکایت شاه دخت

    حکایت شاه دخت

    داستان و شعر January 10, 2019 2:46 pm no comments

    اندرآن شاه حکومت میکرد؛ اورا سخت اشتیاق اسپ رانی بود روزی به رعیت خویش خطاب کرد که هر که خوب اسپ راند او را نزد شاه بهایست هرکه دراین کار سبقت میکرد…
    شاه دخت بود اندر میان که غلبه را درآئینه خیالش از آن خویش میدید روز میعاد فرارسید اسپان تحت انوار نظرشاه تاختند.
    اسپ رانی اغازشد اسپ شاه دخت اندرمیان زیر سهم اتش افروخته بود شاه چشم نزد که اسپ شاه دخت به نقطه برد رسید.
    شاه دخت گفت : ای شاه سلطنت راعمر باد مرا در تو کنون چه بهایست.
    شاه گفت : ای که راد مردان را شکست داده یی تو ز نزد شاه چه بها خواهی ؟
    شاه دخت گفت : خواهم وزیری درکنارت! شاه گفت : این چه بهایست ترا زین برتر بها درنزد شاه است..
    تو عروس آئینه درخانه نشین که هزاران کنیزم دربرت کنم با صدف ومروارید در پا آراسته کرده مرجان را زیورت کنم چون دربیرون آیی برسرخمار انداز این همت ترا بها

     
  • بی تفاوت بودن خصلت زیبایی نیست

    بی تفاوت بودن خصلت زیبایی نیست

    داستان و شعر December 4, 2018 10:40 am no comments

    ﺁﺧﺮ ﻭﻗﺖ ﮐﺎﺭﯼ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﮔﯿﺮ ﺍﻓﺘﺎﺩﻧﺶ ﺩﺭﺳﺮﺩﺧﺎﻧﻪ ﻧﺸﺪ، ﺑﻌﺪ ﺍﺯ 5 ﺳﺎﻋﺖ، ﻣﺮﺩ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﻣﺮﮒ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ نگهبان ﮐﺎﺭﺧﺎﻧﻪ ﺩﺭ ﺳﺮﺩﺧﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﻣﺮﺩ ﺭﺍ ﻧﺠﺎﺕ ﺩﺍﺩ. پس از بهبود حالش، ﺍﺯ ﻧﮕﻬﺒﺎﻥ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﮐﻪ ﭼﻄﻮﺭﺷﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺳﺮﺩﺧﺎﻧﻪ ﺳﺮ ﺯد. ﻧﮕﻬﺒﺎﻥ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ:

     
  • بهشت و جهنم

    بهشت و جهنم

    داستان و شعر November 12, 2018 11:38 am no comments

    اینها یادگرفته اندکه به یکدیگرغذابدهند،درحالیکه آدمهای طمع کاراتاق قبل تنها به خودشان فکرمیکنند) هرجاکه مردم به فکرهم باشند بهشت است

     
  • مطالعه

    مطالعه

      طلايه‌دار آگاهی علم آموزي، کنکاش و جستجو يکي از والاترين ارزش‌هايي است که دين اسلام به آن تأکيد داشته و آن را دروازه ورود به سعادت دارين محسوب می‌دارد و دين مقدس اسلام نه تنها به اين موضوع بی‌توجه نيست که علم نافع و دانش راستين را مقدمه ايمان […]

     
  • شعر و ادب

    داستان و شعر February 28, 2016 11:50 am no comments

    آمده ام که سر نهم، عشق تو را به سر برم ور تو بگویی‌ام که نی، نی شکنم شکر برم آمده ام چو عقل و جان، از همه دیده ها نهان تا سوی جان و دیدگان، مشعله‌ی نظر برم آمده ام که ره زنم، بر سر گنج شه زنم آمده […]

     
  • داستانی واقعی و عبرت آموز

    داستانی واقعی و عبرت آموز

    داستان و شعر September 3, 2015 12:37 pm no comments

    گویندة داستان که از اهالی مدینة منوره می باشد تعریف می کند که: من جوانی سی و هفت ساله ام، ازدواج کرده و صاحب فرزندانی شده ام؛ مرتکب هر نوع کار ناشایسته و خلافی که خداوند آن را حرام کرده است گردیده ام؛ نماز را هیچگاه به جماعت اداء نمی […]