یکی از سوال هایی که به نظر می رسد خیلی مهم است و توجه به پاسخ آن خیلی اهمیت دارد این است که اصولاً دعا چه نقشی در زندگی انسان دارد؟ به عبارت دیگر اذکار و اورادی که مقرر شده چه نقشی در حفاظت از ما و دفاع از ما دارد و آیا اگر کسی مرتب اذکار و دعا را بخواند از بلاها و گرفتاری ها و مصیبت ها محفوظ خواهد بود و آیا دعاها می توانند جلوی مصیبت ها را بگیرند یا نه؟

شاید این سئوال برای همگان مطرح نباشد اما به هر حال موضوع خیلی مهم و جالبی است. در نظام طبیعت ثابت شده است که کلمات خیلی مؤثرتر از نور است، نور قوی تر از هواست و هوا قوی تر از آب است و آب قوی تر از دیگر انواع مادیات است. اگر بخواهیم رده بندی کنیم به این صورت است که: قوی ترین موجود در تأثیر بخشیدن کلمات است (سخنان) خوبش خیلی خوب تأثیر می کند و بدش هم خیلی بد تأثیر می کند.

خداوند هم می فرماید: «مثل کلمة خبیثة کشجرة خبیثة» و «مثل کلمة طیبة کشجرة طیبة» یعنی کلمات در سرنوشت ها همان نقش درخت را دارند، درخت معنوی. درخت مادی میوه ظاهری و مادی تولید می کند، کلمات خوب میوه های خوب معنوی و کلمات بد میوه های بد معنوی.

در میان کلمات عالی ترین کلمات در خوبی، سخن خداست به این دلیل، سنگین ترین کلمات است. به نص قرآن سنگین ترین سخنان، سخن خداست. خداوند می فرماید: «إنَّا سَنُلقی علیک قولاً ثقیلا» (سوره مزمل) «ما القا خواهیم کرد بر تو گفتار سنگینی را» در میان مادیات هرچه خالصتر باشد سنگین تر است که مشهورش همان طلاست. در میان سخنان هم خالصترش سخن خداست که از همه سخنان سنگین تر است.

وقتی که ثابت شد کلمات چه خوب و چه بد مؤثرتر از مادیات است، به مبحث تأثیر سخن بر افراد می رسیم. این بستگی به انتخاب و عادت انسان و تکرار و علاقه او دارد. می شود چنین تصور کرد که اوراد و اذکار و آیات قرآن حکم انواع اسلحه دارد از سنگریزه ای که با انگشتان دو دست پرتاب می شود تا توپ ضد هوایی. کمتر می شود یک انسان به همه ی انوع اسلحه مهارت داشته باشد و بتواند همه را به موقع به کار ببرد یا همه را در اختیار داشته باشد. بستگی به این دارد که تمرین شما، علاقه شما و نگهداری شما از کدام اسلحه بیشتر باشد. مهارت شما و نحوه به کار بردن شما از آن اسلحه مهم است.

چه بسا افرادی که با «قل هو الله احد» تمام مشکلات خود را حل می کنند و چه بسا افراد دیگری که غیر از «قل هو الله» آیات دیگری دارند، جامع اذکار (سبحان الله و الحمد لله و لااله الا الله و الله اکبر و لاحول و لاقوة الا بالله العلی العظیم) حالا همین جمله را به شکل یک تفنگ خوب تصور کنیم. آیا اگر این تفنگ را که تمام خصوصیات یک اسلحه خوب را دارد به دست هر انسانی بدهیم می تواند هدفگیری کند و به موقع و در فاصله های مختلف به هدف بزند؟ فکر می کنم از هر انسان معمولی بپرسیم جواب منفی بدهد و بگوید که اسلحه خوب کافی نیست و تمرین، لازم است که دست نلرزد، نظر درست بگیرد، فاصله را درنظر بگیرد و … پس بنابراین تنها خود تفنگ کافی نیست.

شما هزار بار بگویید «سبحان الله و الحمد لله و لااله الا الله و الله اکبر و لاحول و لاقوة الا بالله العلی العظیم» ولی غذایت حرام باشد، دروغ بگویی و غیبت کنی و گواهی ناحق هم بدهی. این ذکری که از این لوله دربیاید (لوله ای که آلوده به دروغ و غیبت است) امکان ندارد به هدف بخورد. شرایطش مهم است.

در این زمینه از رسول الله بشنویم که مثال می زد از یک بنده ی خدا که مثلاً برای سفر حج زحمت می کشد، سفری طولانی انجام می دهد و بعد از اینکه با زحمت و سختی فراوان به مسجد الحرام رسید، به مرکزی که ابراهیم (علیه السلام) آن را برای ادیان آسمانی بعد از خود بنیانگذاری کرد، این شخص زحمتکش که با هزار گرفتاری به آنجا رسیده دستهایش را بلند کرده و می گوید: پروردگارا پروردگارا پروردگارا… رسول الله فرمود این شخص اگر غذایش حرام باشد لباسش از مال حرام باشد تغذیه اش در زندگی و رشد و نمو جسمی اش از مال حرام باشد چگونه دعایش قبول می شود؟

به این دلیل ما امروزه می بینیم که چقدر مسلمان ها بر ضد یهود نفرین می کنند و قبول نمی شود، برای اینکه زیربنا خراب است. اگر جنرال مصری و سوری نماز تهجد می خواندند یک اللهم کافی بود که هر سرباز سوری و مصری را به آتشپاره ای تبدیل کند، ولی نه تنها تهجد و نماز جماعت نیست بلکه کارهای شرم آوری هم دارد که قابل گفتن نیست. خطیبی که روی منبر می گوید اللهم اللهم، اگر کار جنرال درست باشد دعای خطیب قبول می شود که جنرال سرافراز شود چون پیروزی لشکر اسلام به نفع حاکم کل است، به نفع جنرال است، به نفع سرباز و سرهنگ است نه به نفع خطیب.

حالا اگر آن جنرال آن سرهنگ و سرگرد با کمال اخلاص و داشتن تمام شرایط اسلامی به دعای خطیب آمین بگویند مشکل حل می شود. کلیه آنهایی که در جهان اسلام از آغاز اسلام تا امروز و تا هرچند که اسلام باشد، در جبهه های جنگ پیروز شده اند، پیروزی شان درنتیجه یک اخلاص و یک فداکاری فوق العاده بوده که حالا مسلمانان در جهان امروز متاسفانه یا به کلی ندارند یا خیلی کم دارند. به این دلیل پیروزی محقق نمی شود.

ذکرها و اوراد و دعاهای شرعی (دستور رسول الله باشد) می تواند به اراده خدا جلوی بدی ها را بگیرد مثل اسلحه ای که جلوی بدی ها را می گیرد. ما ممکن است هزار بار موقع خوابیدن آیة الکرسی بخوانیم و مشکلی برایمان پیش نیاید و همچنین ممکن است کسی پنجاه سال اسلحه گرم در خانه داشته باشد و به کار نبرد، وجودش اطمینان بخش است، به کار بردنش مهم نیست.

خواندن آیة الکرسی موقع خوابیدن، خواندن اذکار و اوراد بعد از نمازها اطمینان بخش است، حالا گاهی موارد استعمالش به وجود نمی آید. همین وجودش برای انسان اطمینان بخش است. اما حالا اگر خدا اراده کند و مصیبتی پیش آید آن دعا را نمی خوانیم و تقدیر پیش می آید و یا اگر هم بخوانیم بد و نادرست می خوانیم و یک دعای ناقص نمی تواند دفع بلا کند.

می گویند عروة بن زبیر (یکی از صحابه کرام) پایش در اثر داشتن زخمی قطع شده بود. در مجلس درس می گفت هر کس این دعا را بخواند از بلاهای جسمی مصون می ماند. یکی از شاگردان با کمی لبخند به او نگاه کرد. عروة بن زیبر متوجه شد گفت می دانم منظورت چیست. فکر می کنی که پس چرا خودم نخواندم تا پایم قطع نشود. آن روز که تقدیر بود دچار این بیماری شوم خدا آن دعا را از دل و مغز من دور کرد و نخواندم و بلا پیش آمد.

ولی به هر حال دعاها به اراده خدا در دفاع از انسان نقش اسلحه را دارد.

 

0 تبصره

از همه اولتر تبصر کنید!.

نظر خود را بنویسد!