در شماره هاي قبلي در مورد حضانت و شير خوارگي طفل بحث گرديد در اين شماره نيز به بعضي ديگر از احکاميکه مربوط به طفل ميشود، از قبيل مبارکباد حين تولد، اذان گفتن در گوش آن، نام گذاري، تراشيدن سر و عقيقه بحث خواهيم نمود. ابتداء در اين مورد از مرحله‌ي تولد شروع مي کنيم که به طور جداگانه ذيلاً اشاره مي شود.

بشارت و تهنيت حين تولد: در دين اسلام مستحب است که شخص مسلمان هرگاه براي برادر مسلمانش طفلي تولد شود، ضمن بازپرسي احوالش، تولد نوزادش را تبريک گفته و بر شادمانيش بيافزايد، دعاي خير و هدايت نموده، برايش از خداوند بزرگ طلب سعادت نمايد. اين دستور اسلام در تحکيم روابط اجتماعي، ايجاد الفت و محبت بين امت مسلمه و رفع کدورت هاي ديرينه تأثير بسزايي دارد. قرآن کريم براي رهنمايي بشريت در اين مورد فرموده است: « فَبَشَّرْنَاهَا بِإِسْحَقَ وَمِنْ وَرَاءِ إِسْحَقَ يَعْقُوبَ »(هود/71). ترجمه: ما بشارت و خوش خبري داديم زن ابراهيم را با اعطاي فرزندي به نام اسحق و نواسه به نام يعقوب.

اذان گفتن در گوش نوزاد: سنت است که اذان در گوش راست نوزاد و اقامه در گوش چپ او گفته شود تا نخستين چيزي که گوش او را مي نوازد، نام الله باشد. چنانچه احمد، ابوداود و ترمذي به صورت صحيح از ابو رافع روايت کرده اند که گفت: من پيامبر (صلي الله عليه وسلم) را ديدم که در گوش حسن بن علي به هنگامي که فاطمه او را تولد کرده بود، اذان گفت. فلسفه و حکمت آن اين است که از وهله اول کلماتِ نداي الهي که متضمن کبريا و عظمت و جلال و هيبت قدرت او تعالي است، برايش تلقين شود و شعار پر افتخار اسلام در گوشش زمزمه شود و اين هم فال نيک است براي جلب او به سوي توحيد و يکتا پرستي و ديگر اينکه خطرات و اشتباهات در آينده و نيز دعوت به سوي خدا و عبادتش و پيروي از دساتير مقدس اسلام مقدم مي باشد بر دعوت نفس و شيطان به آرزوهاي فاسد ناپسنديده.

تحنيک (چشانيدن شيريني با ماليدن آن به کام دهان نوزاد): مستحب است وقتي که طفل تولد مي شود، يک شخص صالح و پرهيزگار، يک قسمت پله‌ي خرما را توسط انگشت پاک خود نرم کرده، به آرامي و احتياط به کام طفل مالش دهد و انگشت خود را جهت رسانيدن طعم شيريني به تمام دهان طفل به راست و چپ حرکت دهد. اگر خرما در دسترس نباشد مي توان از هر چيز شيرين ديگري با اين کيفيت استعمال نمايد، تا اقتداء و پيروي از عملکرد پيامبر اکرم (صلي الله عليه وسلم) به وجود آيد. چنانکه از ابوموسي روايت است که مي گويد: طفل نوزاد خود را خدمت رسول الله بردم، نامش را ابراهيم نهاد و خرما را به کام او ماليد و در حق او دعاي خير و برکت نمود، واپس برايم داد. حکمت آن تقويت عضلات دهان و آمادگي طفل براي مکيدن پستان مادر و هم چنين تبرک به صلاح و تقواي آينده‌ي او ميباشد.

نام گذاري و تراشيدن سر طفل: از جمله سنت ها و مستحباتيست که براي نوزاد نام نيکوي انتخاب شود و روز هفتم ولادت، سر طفل تراشيده شود و اگر ممکن باشد، هموزن موي آن نقره و يا مثل تخميني آن در قيمت صدقه شود. در اين مورد حديثي است از انس بن مالک اينکه رسول خدا امر نمود به تراشيدن موي سر دو نواسه‌ي خويش، حسن و حسين در روز هفتم تولد آنان، پس تراشيده شد سرهاي شان و متناسب با وزن آن نقره صدقه کردند و هم روايت است که حضرت فاطمه متناسب با وزن مو هاي زينب و ام گلثوم نقره خيرات کردند که ضمن فايده‌ي اجتماعي، موي سر او قوي و مسامات باز مي شود و طبيعتاً بر تقويت حواس آن اثر مي گذارد. در مورد نام گذاري طفل، حديثي است که انس از پيامبر اکرم (صلي الله عليه وسلم) روايت مي کند که فرمودند: خداوند همين امشب به من پسري مرحمت فرمود و من او را به نام پدرم ابراهيم مسمي کردم. از اين حديث و برخي از احاديث ديگر دانسته مي شود که در روز اول نام گذاري شود و از بعضي اخبار فهميده مي شود که در روز سوم، نام گذاري صورت گيرد. اما حقيقت امر اين است که پيغمبر اکرم (صلي الله عليه وسلم) جهت سهولت و وسعت اين کار، روز به خصوص را تعيين نفرموده اند، بلکه به اختيار خودمان گذاشته اند. خوب تر اين است که از روز هفتم نگذرد. از جمله حقوق طفل اين است که پدر و مادر، طفل خود را به نام هاي نيکو که داراي معنا و مفهوم صحيح باشد، نام گذاري نمايند و از تعيين نام هاي بد و يا مهمل و بي محتوا و يا نام هاي که جواز شرعي نداشته باشد، جداً خودداري نمايند. چنانچه پيامبر اکرم (صلي الله عليه وسلم) در اين مورد فرمودند: «انکم تدعون يوم القيامه باسمائکم و باسمأ أبائکم فاحسنوا اسمائکم». ترجمه: شما روز قيامت به نام هاي تان و نام هاي پدران تان فرا خوانده مي شويد، پس نام نيکو را براي فرزند خويش برگزينيد. به روايت ديگري فرموده اند که نيکو ترين نام ها در نزد خداوند عبدالله و عبدالرحمن است؛ از اين قبيل است نام هاي ديگري که نام عبد، مضاف(اضافه شده) به نام خدا باشد مانند عبدالرحيم، عبدالکريم و… نام گذاري به نام فرشته گان و پيامبران و طه و يس درست است. ابن حزم گفته است که به اتفاق علمأ اضافه‌ي عبد به غير الله و صفات او حرام است، مانند عبدالعزي، عبدهبل، عبد عمر و عبدالکعبه و امثال آنها و نسبت لفظ عبد به غير نام خدا مانند عبدالنبي و عبدالرسول و غيره مکروه است.

عقيقه‌ي نوزاد: عقيقه عبارت از گوسفندي است که براي نوزاد در روز هفتم ولادت او ذبح مي شود. کلمه‌ي “عق” در لغت به معناي قطع است. براي پسر دو گوسفند شبيه به هم و براي دختر يک گوسفند ذبح مي شود. براي کسي که قادر بر آن باشد، سنت مؤکده است؛ زيرا که از سمره روايت است که رسول خدا (صلي الله عليه وسلم) فرمودند: که پرورش نيکو و شايسته و صلاح و حفظ هر فرزندي در گرو عقيقه‌ي است که در روز هفتم ولادتش برايش ذبح مي شود. در آن روز است که نام گذاري شده و موهاي سر او تراشيده مي شود. در مورد حيواني که براي پسر و دختر ذبح مي شود، از ام کرز کعبيه روايت است که ميگويد: شنيدم از رسول خدا (صلي الله عليه وسلم) که مي فرمودند: براي پسر دو گوسفند مساوي با هم در رنگ و سن، و براي دختر يک گوسفند ذبح مي شود. (روايت ابوداود) جايز است براي پسر يک گوسفند ذبح شود؛ زيرا رسول خدا (صلي الله عليه وسلم) براي هر کدام از حسن و حسين يک گوسفند ذبح کرده است. وقت ذبح عقيقه در روز هفتم است و اگر ميسر نبود در روز چهاردهم و اگر هم ميسر نبود در روز بيست و يک انجام شود، به دليل حديثي که مي فرمايند: در روزهاي هفتم، چهاردهم يا بيست و يکم ذبح انجام شود. (روايت بيهقي) و اگر در اين روزها هم ميسر نبود در هر روزي از سال جايز است. در مورد حکمت و فلسفه‌ي عقيقه بايد گفت که عقيقه به معناي شکر خداي متعال در برابر نعمت فرزند بوده که سنت است و عمل به سنت از بهترين عبادت هايي است که انسان را به خدا نزديک مي کند. در انجام عمل قرباني رازي نهفته وجود دارد و آن هم يادآور فداکاري اسماعيل بوده که خداوند به پاس آن فداکاري بزرگ، قوچي را نازل فرمود و اين در ميان اولادهاي اسماعيل( عليه السلام) به سنتي در آمد که براي ولادت فرزند يک قوچ را ذبح مي نمايند. هيچ بعيد نيست که اين عمل باعث مصؤون ماندن کودک بعد از ولادتش از شر شيطان باشد؛ زيرا اسرار شرع از اين هم بيشتر و بزرگتر است. به همين ترتيب، عقيقه تأثير مهمي در تقويت روابط، الفت و محبت ميان افراد جامعه دارد؛ زيرا همه‌ي مردم توأم با ابراز سرور و شادماني روز هفتم تولد، آن روز به ذکر و شکر شادي مي پردازند. چيز ديگري که لازم به ذکر است، حکم مصرف گوشت حيوان عقيقه است که مانند حکم گوشت قرباني است. در مورد کسي که برايش عقيقه نشده، حکم چنين است که اگر تا دوره‌ي بلوغ به تأخير افتد از عهده‌ي غير نوزاد ساقط خواهد شد، اما آنچه را که علمأ نيکو دانسته اند اين است که خود شخص مي تواند آن را در بزرگي انجام دهد و به اين حديث استدلال کرده اند که رسول خدا (صلي الله عليه وسلم) خود براي خودش عقيقه را انجام داده است

تحقيق و نوشته: عارفه فاضلي

استاد دارالعلوم شاه ولي الله دهلوي

.

 

0 تبصره

از همه اولتر تبصر کنید!.

نظر خود را بنویسد!