کریم پوپل وحکایت از اقامه دعوا در محاکم آلمانی برای دفاع از حقوق بمباردشده گان کندز

وکیل وحقوق دان افغان ” محمد کریم پوپل ” هنگامی شهرت جهانی یافت که در قضیه بمباردمان نیروهای آلمانی بر مردم ولایت کندز بتاریخ ۴ سپتامبر سال ۲۰۰۹ ، به حیث وکیل مدافع بیش از ۱۴۲ تن ازکشته شده گان این بمباردمان وحشیانه، اعم از زن،مرد ، طفل وریش سفید علیه حکومت آلمان ووزارت دفاع آن کشور اقامه دعوا کرد ، به قول خودش که وی از صنف دوازدهم لیسه حبیبیه کابل فارغ و سپس در رشته حقوق در آلمان تحصیل کرده است وبه درجه علمی ماستری در این رشته نایل آمده ،در این اواخر کریم پوپل در جمعی از نماینده گان جامعه معدنی آلمان ، اعم از حقوق دانان و افغانهای مقیم آن کشور به کابل آمده که گروپ رسانه یی اصلاح با اغتنام فرصت در مورد قضیه چهار سال قبل کندز وپیگری قضایی آن در آنجا، با وی صحبتی انجام داده که تقدیم حضور شما می گردد، باید گفت که به تاسی از اصل آزادی بیان نظریات آقای کریم پوپل هم شاید مسایلی را در برداشته باشد که به مزاج برخی خوش نخورد، اما واقعیت های تلخی را هم داراست که تا حال کمتر کسی درمورد آن صحبت نموده است. اداره

اصلاح: با تشکر از اینکه به ماوقت دادید تا درمورد واقعه غم انگیز سال ۲۰۰۹ درولایت کندز صحبتی داشته باشیم، درقدم نخست اگر لطف نموده در مورد این واقعه کمی بیشتر از آن چه تا هنوزدر رسانه ها به نشر رسیده معلومات دهید، تلفات این واقعه تا چه حد بود وشکل وقوع آن چگونه بود؟

پوپل: بسم الله الرحمن الرحيم
من در سال ۲۰۰۸ و ۲۰۰۹ در کندز از طریق یک موسسه علمی آلمانی دعوت شده بودم، تا څارنوالان و قاضیان افغانستان را در ولایت کندز آموزش بدهم ، برای همین هدف روانه کندز شدم، هنگام وقوع حادثه درشهر کندز بودم ، تعدادی از دوستان و مردم برایم تلیفون کردند، که در آنجا تعداد زیادی از مردم کشته شده اند، و من بخاطر اینکه از این موضوع اطلاع پیدا کنم به محل واقعه رفتم و متوجه شدم که واقعا جنایت بسیار بزرگی صورت گرفته است.
قضیه طوری واقع شده بود که از جانب قوماندان نیروی های آلمانی مقیم کندز به دوتن از پيلوتان امریکایی هدایت داده شده بود تا تجمع مردم را که دور دو تانکر ربوده شده مملو از تیل در ولسوالی چهار دره قرار داشتند بمبارد کنند، اینها اول يک پرواز داشتند، ساعت هشت شب در پرواز اول خود دیدند که تقریبا حدود هزار نفر در نزدیک دوتانکر تیل تجمع نموده اند، پیلوتان امریکایی به قوماندان نیروهای آلمانی مخابره کردند که این مردم طالب نیستند و بمبارد را به تعویق انداختند، ولی دوباره به آنها امر می شود، آنها حوالی ساعت ده شب دوباره می آیند، تعامل نیروهای خارجی در افغانستان طوری است که در هرمحلی که نیروی نظامی مورد حمله قرار می گیرند برای شان اجازه است تا خواهان بمبارد از نیروی هوایی شوند، به این ترتیب فرمانده آلمانی بازهم فرمان میدهد که باید بمبارد شود، اما پیلوت های امریکایی می گویند که اینها مردم ملکی هستند که ما در دستهایشان دیگ و مشک و غیره ظروف را مشاهده می کنیم، اطفال خورد بازی میکنند و این طرف و آن طرف میدوند، موترها و تراکتور های در حرکت اند، یکی از این پیلوت ها به فرمانده آلمانی می گوید که من دو سال است که در افغانستان بمبارد می کنم و هیچ گاهی اضافه تر از ۱۰ نفر طالب رادر یک جا ندیده ام، اما باز هم فرمانده آلمانی فشار می آرد، و پیلوت ها انکار می کنند و با خود فکر میکنند که باید یک کارت سرخ به فرمانده آلمانی نشان دهیم، نمایش کارت سرخ به این معناست که بمبارد نمی کنندو خود را برائت می دهند، چون عسکر تابع فرمانده است باید اطاعت کنند، به همین منظور پیلوت ها با خود مشوره می کنند و فیلمها ی از صحنه را که از هوا گرفته اند به فرمانده آلمانی می فرستند ولی با وجود این همه باز هم فرمانده آلمانی می گوید که باید بمبارد صورت بگیرد و اصرار می کند که او اطلاعاتی بدست آورده که همه این ها طالب هستند، بالآخره پيلوت ها اجازه میخواهند تا يک پرواز پایین بر مردم انجام دهند که مردم ترسیده و محل حادثه را ترک نمایند، اما این اجازه نیر به آنها داده نمی شود ، چهار بار تقاضا می کنند اما قبول نمی شود، پیلوت ها باز هم می پرسند که آیا این ها برای شما تهدید مستقیم اند؟ فرمانده آلمانی میگوید بلی، چون اینها میتوانند از این تانکر ها استفاده نموده و بر ما حمله کنند، پس از این همه پیلوت ها بمبارد می کنند که به اساس گفته ناتو که در این بمبارد ۱۴۲ نفر کشته می شوند، درحالیکه والی آن وقت دولت درولایت کندزانجنیر محمد عمر می گفت که ۳۰ نفر کشته شده اند، بالآخره ما به اشتراک برخی دوستان مجبور شدیم، تا دراین مورد تحقیق کنیم و يک پروژه تحقیقی به مصرف خود درست کردیم که ده تن در این پروژه شرکت داشتند، ولسوال منطقه نیز در این پروژه شامل بود، دو تن از خانم ها از اعضای شورای ولایتی وتعداد زیادی از دوستان دیگری که در آنجا بودند همکاری کردند، و ما توانیستم که قریه به قریه و خانه به خانه در همان ولسوالی گشت وگذار نموده و لست شهداء را درست کردیم و پس از آن من وکالت این خانواده ها را بدوش گرفتم، و به آلمان رفتم وعلیه فرمانده آلمانی در کندز شکایت کردم.

اصلاح: در حالیکه طبق گفته شما نه دولت ونه هم افغانهای دیگری با این قضیه وسایر مسایلی از این گونه دلچسپی نشان نمی دهند ودر این قضیه هم سکوت کردند، چه باعث شد تا شما این موضوع را به این شدت دنبال کنید؟

پوپل: متاسفانه کشتار مردم بی گناه را هیچ کس تعقیب نمی کند، جنگ کنونی در افغانستان برای این شروع شده تا مردم افغانستان را بکشند، این جنگ در اصل برای این بود تا به افغانستان بیایند و منافع امپريالستی خود را بر آورده سازند، این جنگ به اساس خواسته آقای بوش بعد از سال ۲۰۰۱ ازسازمان ملل متحد آغاز گردید که گفته بود که کشور ما تحت حمله تروریست ها قرار گرفته است و به اساس چارتر ناتو و به اساس ماده هفت چارت های سازمان ملل متحد یک کشور حق دارد در صورتی که مورد حمله قرار گیرد، تقاضای کمک نماید، و این تقاضا باید از شورای امنیت ملل متحد صورت گیرد، تا مانع حملات بعدی شود، ماده هفت چارت های سازمان ملل متحد می گوید اگر امنیت عمومی دنیا در نقطه یی در خطر بود، و در آینده هم احتمال این بود که خطرات دیگر به وجود بیاید، شورای امنیت فیصله می کند تا برای حفظ آن مملکت اقداماتی صورت گیرد، ولی آقای بوش از این قانون سازمان ملل متحد سوء استفاده کرد، شورای امنیت پذیرفت تا بر افغانستان به خاطر از بین بردن تروریست ها، که به گفته آنها برای امنیت جهان تهدیدی را به وجود آورده بود، حمله صورت گیرد، ولی درآنجا گفته شده بود که باید به خاطر وضعیت بعد از حمله نیز ترتیباتی صورت گیرد، و برای ساختار تشکیلات و دولت افغانستان و این که باید این دولت آینده افغانستان از سوی مردم افغانستان انتخاب شود واز سازمان ملل متحدوجامعه جهانی با آن کمک شود.

موضوع تروريزم یک موضوع بسیار بزرگ است که بر آن بحث شود، تروریزم وتروریست ها از خارج آمده بودند که حالادیگردر این جا نیستند، وحال وقتی که آقای کرزی هم می گوید که نیروهای خارجی باید از افغانستان خارج شود، بنا بر این دیگر قانونی که آیساف ساخته است مورد اجراء نیست و باید این قانون برداشته شود، برعلاوه یک نکته مهم در همه قرارداد های بین المللی این است که جان مردم غیر نظامی باید حفظ شود، در ماده چهار پروتوکول صلیب احمر نوشته شده است، که هیچ کشوری حق ندارد مردم ملکی را مورد حمله قرار دهد، حتی اگر بر یک منزل حمله می کنند و متوجه می شوند که علاوه بر دشمن پنج نفر از مردم بی گناه در آن جا کشته می شوند باید از حمله صرف نظر کنند، در افغانستان این موضوع هیچ مطرح نیست، برعلاوه که این موضوع مطرح نیست در افغانستان هیچ قانون و هیچ میثاق بین المللی را اینها قبول نمی کنند، به همین اساس از نگاه قوانین بین المللی کار های اینها غیر قابل پذیرش است.

اصلاح : انگیزه شما در آغاز دفاع از حقوق کشته شده گان واقعه کندز چی بود؛ چه چیزی شما را مجبور ساخت تا در دفاع از این مردم برخیزید؟

پوپل: انگیزه ای که باعث شد من به این قضيه بپردازم، این بود که اگر من نکنم، شما نکنید، وطنداران ما متوجه خود نشوند، و کار شان را خودشان پیش نبرند، کسی دیگری نمی کند، از بیش از ده سال به این طرف بمبارد بر سر مردم ملکی و غیر نظامی جریان دارد ، در ولایت ننگرهار یک عروسی را بمبارد کرد، در کنر، در جنوب افغانستان در چخانسور و در تمام افغانستان جایی نیست که آنها آن را بمبارد نکرده باشند، اطفال افغانستان را کشتند، زنها را کشتند، ریش سفیدان را کشتند کسانی که اصلاً با جنگ رابطه ندارند، این کار وحشت است، این کار بربریت است، این کار خیانت در برابر ملت ها است، متاسفانه حکومت افغانستان یک حکومت قوی نیست و مردم حقوقی که ما اکنون در افغانستان داریم کسانی نستند که این مطلب را دنبال کنند، من اين راوظیفه دولت افغانستان میدانم، وظیفه، قضای افغانستان میدانم، وظيفه سیاستمداران افغانستان میدانم تا بلند شوند وصدای خود را درمقابل این همه ظلم وجنایت بلند کنند ، این وظیفه دولت مردان است که متاسفانه صدایی از آنها بلند نمی شود، قیمت جان یک افغان معذرت خواهی نیست، قیمت جان یک افغان تقسيم هزار دالر نیست که آقای کرزی به وارثین آنها می دهد، قیمت جان یک افغان یک تکت رفتن به عمره نیست، به اساس قانون انسانی یک افغان اگر از هر نقطه افغانستان باشد،غریب ترین فرد افغانستان باشد، بیچاره ترین فرد افغانستان باشد، عین قیمتی را دارد که رئیس جمهور امریکا دارد، عین قیمتی را دارد که رئیس جمهور سایر کشورهای جهان دارد، نباید فرق بین انسانیت را قایل بود واگر این فرق را قایل می شویم، بر خلاف انسانیت است.
به همین دلایل من به عنوان یک افغان که در خارج تحصیل کرده ام و از حقوق خود ودیگران اگاهی دارم وظیفه خود دانستم، تا این عمل را انجام دهم. در این راستا هیچ منبع دولتی و غیر دولتی با من کمک نکرده،تنها یک علاقه من به وطن مرا وادار ساخته که بیایم از پول خود به این کشور خدمتی را انجام دهم.

شما می دانید که مردم کندز در برابر چند روپيه کشته شدند، یک جاسوس خاین، وطن فروش که ۱۵ صد دالر می گیرد، و در برابر مادر ، خواهر و قوم خویش به نیروهای ناتو جاسوسی مي کند، جان مردم افغانستان را در خطر میندازد، من توانستم آن جاسوس را افشاء کنم، این جاسوس خاین برای ۱۵ صد دالر ۱۴۰ نفر را کشت، تلفون می کرد به ترجمان و ترجمان آن را به فرمانده نیروهای آلمانی می گفت که این مردم همه طالب هستند و حمله کنید.

این سوء استفاده از فقر مردم، سوء استفاده از جنگ و حالت مردم، سوء استفاده از بیچارگی مردم و حاکم شدن برسر مردم را نه منشور سازمان ملل متحد اجازه میدهد نه میثاق های بین المللی آنها را اجازه می دهد،ولی این زور امپريالیزم است و اشغال افغانستان است به خاطر منابع اقتصادی و منافع استراتيژيکی، در همسایگی افغانستان کشور های مهم برای امریکا از ایران گرفته تا چین قرار دارند، و از طرف دیگر امریکا علاقه خاص دارد به معادن افغانستان و معادن تیلی که در دور افغانستان وجود دارد، به این اساس باید اطفال ما کشته شوند بخاطری منافع سرمایه دار های امریکایی، باید زن ها کشته شوند، باید به دخترها تجاوز شود، باید به بچه ها تجاوز شود، این جنایت است و جنایت علیه بشریت .

اصلاح: پس از آنکه شما وکالت مردم کندز را در محاکم آلمانی بدوش گرفتید، آيا ديپلومات های افغانستان در جرمنی و یا دولت مرکزی درافغانستان در باب همکاری و وطن دوستی با شما همکاری داشتند و یا کمکی با شما دراین راستا کردند؟

پوپل: متاسفانه نه، هیچ وقت از یادم نمیرود که یک ديپلومات نادان و خيلی جاهل افغان در شهر بٌن آلمان ، برایم تليفون کرد وگفت که آقای پوپل آیا این کار شما دخالت در امور داخلی شمرده نمی شود؟ آنجا بود که من فکر کردم که فهم این دیپلومات ما تا چه حد است؟ برعلاوه از این هیچ تائید و یا کمکی با من صورت نگرفته و حتی به نفع آلمانی ها کار شده، من وقتی اقدام به این کار کردم، یک بار تمام مطبوعات دولتی آلمان به جان من چسپيدند که پوپل یک مسلمان است، پوپل یک اخوانی است، پوپل این پول را گرفته وآنرا به حزب اسلامی وطالبان می دهد، بخاطری منافع شخصی خود این کار را می کند، همچنان ادعا کردند که چون پوپل بخاطر اینکه بتواند پول زیاد بدست بیاورد، تعداد کشته شده گان را به ۱۴۲ نفر رساند،در حالیکه این را من نگفتم بلکه ناتو اقرار میکند که ۱۴۲ نفر کشته شده اند، مک کرستال فرمانده آن وقت نیروهای ناتو در افغانستان ، تنها نفری است که به این تعداد تلفات اقرار می کند، او قوماندان آلمانی را یک نفر ترسو خواند.

به این ترتبب برعلاوه اینکه دولت افغانستان یا نماینده گان دیپلوماتیک آن در این راستا با من کمک نکردند ، برعکس از سازمان حقوق بشر گرفته تا وزارت خارجه و وزیر خارجه اسبق آقای سپنتا،با این اقدام من به نوعی مخالفت کردند، این ها فکر می کردند که این کار، یک کار ساده است وافشاء نمی شود، ولی خداوند کمک کننده ما بود.

من از آنها تقاضا کردم تا برایم در مورد این قضیه شواهدی در اختیارم بدهند، اما اینها شواهدی برایم مهیا نساختند، اما دوستانی دیگری بودند که شواهدی در اختیارم گذاشتند، دوستان و ژورنالستان آلمانی برایم دوسیه های را فراهم نمودند که در آن شواهدی وجود داشت مبنی بر اینکه آقای سپنتا من را برای وزارت خارجه آلمان به حیث یک فرد خطرناک معرفی می کند ومی گوید که از پوپل مواظب باشید.

در حالیکه آقای سپنتا در آ ن زمان وزیر خارجه افغانستان بود، وبه نظر من این جای خجالت است برای وی به حیث وزیر خارجه افغانستان ، که به آلمانیها چنین بگوید وقتی چنین باشد پس فرق بین سپنتا و ببرک کارمل در چیست؟ کارمل هم می گفت افغان خوب کسی است که دوست اتحاد شوروی باشد، این تعبیر ببرک کارمل از افغان است، تعبیر آقای سپنتا هم شاید همین باشد که افغان خوب کسی است که همرای آلمانی ها کار بکند، سپنتا به عوض اینکه برخیزد از افغان بیچاره دفاع کند، آلمانی ها را در مورد من هشدار می دهد،درحالیکه ما در همین کندز حالا بیوه زنی داریم از قربانیان آن حادثه که مادر شش طفل است مادر و پدر شوهر خود را هم نگاه می کند و یک افغانی هم در آمد ندارد، آلمان ها هم برای او یک افغانی کمک نکردند، کاکایش ازپولی که آلمانها تقسیم نموده بودند گرفته وفرار کرده و خانم مذکور حالا از پول اعانه مردم زندگی می کند، آیا اقای سپنتا و امثالهم خجالت نمی کشند که مردم را به این حالت می گذارند؟
به همین دلیل از یک طرف خوشحال هستم و محتاج به کمک اینها نیستم ، به نظر من خودشان قابل کمک هستند چون بیچاره ها میترسند که اگر خارجی ها فردا از اینجا خارج شوند، ملت در حق ما چه خواهد کرد؟ از طرف دیگر هیچ کمکی از این ها در این راستا برایم نرسیده، فقط سازمان های ازاد، سازمان های جامعه مدنی، در این رابطه کمک کردند و کمک شان هم معنوی بوده تا حالا.

اصلاح: به نظر شما چرا دولت آلمان که سخن از حقوق بشر و آزادی و غیره می زند، تا هنوز این واقعه را به شکل درست نمي پذیرند؟

پوپل: هدف آنها فریب مردم است، فريب مردم آلمان و افغانستان ، آلمانی ها بعد از جنگ دوم جهانی به این نتیجه رسیدند که باید دیگرهیچ وقتی داخل جنگ نشوند، هیچوقت جنگ از وطن شان شروع نشود، و از مردم شان شروع نشود، اما دولت آلمان یک دولت امپريالستی است، یکی از برادران اسرائیل و امریکا است، وبیشترو شدیدتر ازاین دوکشور دفاع می کند، و من امیدوار استم که توانایی فکری افغانها به این پیمانه برسد که دشمن شناس شوند، دشمن شناسی یکی از اهدافی است که آدم باید برای پیشرفت خود آن را درک کند و بشناسد و بفهمد، دشمن واحد است، دشمن دنيا امپرياليزم جهانی است، امپرياليزم جهانی از امریکا، آلمان و اروپا ساخته نشده، امپرياليزم جهانی غارتگر ها هستند، انحصار طلب های اقتصادی هستند که در دنیا هستند و میخواهند تمام دنیا را در دست خود بگیرند، سرمایه گذاری به دست آنها تمرکر کرده، اکثریت این های که امروز سرمایه دنیا را به دست دارند، اگر آلمانی، امریکایی، اسرائيلی ویا از کشور های دیگری هم باشند، در اصل یهود های امریکا و امثالهم هستند، اینها سیاست دنیا را تعيین می کنند، سیاست همه کشورهای چون آلمان، فرانسه، دنمارک، انگلستان و امریکا راkarim-popal-interview.

در عین حال خود آقای اوباما یک بازيچه است، بازیچه دست سرمایه داران ، اگر به نفع سرمایه داران امریکا و اسرائیل عمل نکند یک روز دیگر هم رئيس جمهور نیست، تعیین سرنوشت دنیا را این امپرياليزم دنیا که انحصار سر مایه را دراختیار دارند انجام می دهند، و دولت آلمان نمیخواهد که مردم شان از جنگ خبر شود، دولت آلمان بسیار چيز ها را از مردم شان پنهان کرده است، اما من میخواهم در آنجا افشارگری بکنم، آلمان برای مردم خود می گوید که این اولاد های شما که در آنجا کشته می شوند برای حفظ دولت و جان مردم بیچاره افغانستان که نان خوردن خود را ندارند، قربانی می شوند، به آنها گفته می شود که باید افغانستان آباد شود، باید دیموکراسی در آن تأمین گردد، از دست طالبان آزادی پیدا کند و از دست اسلامستها آزاد گردد ، مقامات حکومت آلمان در آنجا به این شکل تبلیغ می کنند، ولی جنایاتی را که اینها در افغانستان انجام می دهند، هیچ خبری در مورد آن از طرف دولت به نشر نمی رسد، ولی مطبوعات آزاد مثل شما و کسانیکه وابسته نیستند و کسی که نظر خود را مطرح می تواند، از طریق آنها افشا گری های آغاز شده، و الحمدلله جای بسیار خوشی هم است که بسیاری چیز ها ر آلمان مطرح می كند، و شما هم نباید بین دولت آلمان و دولت امریکا زیاد فرق بگذارید، دولت آلمان از لحاظ اقتصادی و سیاسی و غیره بخش های دیگر وابسته به امریکا است، در آن زمان که امریکا گفت به برج های من حمله صورت گرفته و رئيس جمهور آن وقت آلمان یک کسی به نام “فش” و طرفدار کمونیزم و حزب های چپی بود و حالا از طرف اسرائيل دکتورای افتخاری گرفته در حالیکه نه کدام فاکولته خوانده ونه کدام مکتب و حالا هم شده استاد پوهنتون به امریکا وعده همکاری داد .

یعنی در کل غربی هاوکشورهای عضو ناتو همه یکی اند، چیزی که همیشه من میخواهم برای مردم افغانستان بگویم، این است که بیشتر به فکر آنچه امروز جامعه جهانی نامیده می شود، نباشید، اصلاً جامعه جهانی در اینجا وجود ندارد، کدام جامعه جهانی؟ کشور های ناتو و کشور های خریده شده توسط ناتو، کشور های که در سابق چاکر و نوکر روسیه بودند حالا نوکر و چاکر امریکا هستند، عساکر آنها دراینجا از همان پولی معاش میگیرد، که به نام کمک به افغانستان داده می شود، اینجا تجارت خوبی روی این مسأله درجریان است ، شما بروید به میدان های هوایی دٌبی، میدان هایی هوایی استانبول مشاهده کنید که چه کسانی به افغانستان می آیند؟ مثلاً عسکر های منگولیایی برای چه به این جا می آیند؟ چون آنها قشله های عسکری آلمانی ها را گرفته حفظ می کنند! به طور مثال بلغاریاییها، ارمنیاییها و امثالهم این ها کمک کننده هستند، پول میگیرند، ماهانه سه هزار دالر معاش می گیرند، ومی آیند به خاطریکه بتوانند امنیت عساکر امریکایی ، بریتانیایی وآلمانی را در افغانستان تأمین کنند.

کسی نیست که بپرسد که پول های که در افغانستان به این شکل خرچ می شوند، به کدام راه ها می روند، باید پرسیده شود که معاش یک عسکر در افغانستان چند است؟ ۱۵۰ هزار عسکر را اگر شما حساب بکنید، ومعاش هر کدام ماهانه سی هزار دالر، دریک ماه تنها مصارف معاش آنها چند می شود؟ و در پهلوی آن جیب خرچی های که به آقای دوستم وسایر جنگ سالاران در افغانستان داده می شود، اگر آنرا حساب بکنید که ماهانه بیش از یک صد هزار دالر در آنجا مصرف می شود، این پول های است که در افغانستان خرچ می شوند.

شاید جامعه جهانی حقیقی هیچ گاهی نخواهد که به آقای دوستم صد هزار دالر ماهانه بدهد و نمیخواهد که به عساکر آلمانی ماه سی هزار دالر معاش بدهد، این جامعه جهانی نیست، چون بسیاری کشور ها وقتی این وضعیت را دیدند،خود را عقب کشیدند، این کشور های خریده شده و معاش دهنده کشورهای هستند که از طریق ناتو آمده اند و به ناتو کمک می کنند در حالیکه دولت افغانستان در اینجا مردم را فریب میدهد.

پس آقای کرزی و هر کسی دیگری که از جامعه جهانی حرف می زند، خاین است دروغ می گوید و مردم را فریب می دهد، درحالیکه شدیداً ضرورت است تا همین لغت جامعه جهانی به صورت درست ودقیق آن تحلیل شود.

اصلاح: گزارشات زیادی درمورد دوسیه پیگیری قتل عام کندز توسط نیروهای آلمانی ، در رسانه ها منتشر شده است، بالا خره گفته می توانید که این دوسیه به کجا رسیده از چند مرحله گذشته و تا چه حد امیدواری وجود دارد که حقوق مادی این افراد بدست آورده شود، چون حقوق معنوی آنها قبلاً از بین رفته وامکان تأمین آن وجود ندارد؟

پوپل: مسئله کندز بحث بسیار بزرگی است، یک وکیل مهاجر افغان فقط وسیله اش وسیله علمی ویاری خداوند است، شروع کردن به کار رفت و آمد به کابل و کندز و جرمنی این همه مصارف را من خودم شخصا شروع کردم، آهسته، آهسته اقامه دعوا نوشته کردم، واین کار ها مدتی را در بر گرفت.

اقامه دعوای من دو خط دارد، یک خط جبران خسارتی است که باید برای متضررین پرداخته شود، خطی دومی شکایتی است در محکمه بین المللی ، شکایت جزائی و کیفری، این شکایت رسیده به عالیترین محکمه که در آلمان است، و این محکمه تقریبا برابر می شود به ستره محکمه این جا ،از حقوق مدنی فعلاً ما تا محکمه عالی آلمان رسیدیم، دلایل ما مستند است چرا که ما استناد آوردیم که دولت مخالفت کرده با قوانین بین المللی، و در این قوانین بین اللملی درج است که وقتی جان مردم در خطر است نباید حمله صورت گیرد، به همین اساس چون دلایل ما قانونی و مستند وعادلانه است و در مقابل دولت آلمان دلایلی ندارد که ما را ملامت بسازد به همین علت تا محکمه استیناف رسیدیم اینها استیناف طلب شدند، حالا در محکمه استیناف، دولت آلمان همچو شخصی که غرق دریا شود و کوشش کند که با تکیه بر یک خس هم خود را نجات دهد، به راه های مختلفی توصل می کنند، اینها برای ما دلایلی پیش کش می کند که ما چطور بفهمیم که این مردم در همین بمباردمان تلف شده اند؟ در حالیکه ما اسناد داریم، یا به طور مثال می گویند که ما چطور بفهمیم که همین یتیم های که تقاضا پول می کنند ، آنها ایتام همین شهدا اند؟ دلایلی را مطرح میکند که بسیار بیجای ،از یک طرف اعتراف میکنند به جرم خود و از طرف دیگر مشکل تراشی می کنند و این مشکل تراشی آنها تنها برای گرفتن یک وقت است که می خواهند این مسئله را به درازا بکشانند، و از اهداف ستراتيژيک محکمه دفاعی آلمان کشاندن محکمه به دراز هاست، که اتفاقی بیفتد که مردم افغانستان از پوپل جدا شوند و یا یک کاری دیگری شود و یا اینکه پوپل کشته شود، چون کس دیگری در عقب این دوسیه ایستاد نیست و یا اتفاقی بیافتد که ما دیگر از این جنجال خلاص شویم اگر از این جنجال خود را خلاص نکنند برای آنها بزرگترین شکست است بعد از جنگ جهانی دوم، بخاطریکه اولین بار است که دولت آلمان اعتراف می کند که ما مردم بیگناه را کشتیم و آن هم یک نفر و دو نفر نی بلکه ۱۴۲ نفر به همین اساس، آنها نمی توانند این شکست بزرگ را تحمل کنند. آنها همین اکنون هم بسیار مغرورانه در افغانستان حرکت می کنند، مثلاً صدراعظم آلمان می آید، آقای کرزی به نظر او یک پشیز هم حیثیت ندارد، میرود با آقای عطاء سلام علیکی می کند و عساکر خود را می بیند و وقتی پس میرود ، تنهابه آقای کرزی یک تیلیفون می کند که سلام علیکم ، من این جا بودم دیگر خدا حافظ، در حالیکه این یک توهین است، من اگر به جای آقای کرزی می بودم استعفا میدادم، و یا هم خانم میرکل را برای ابد ممنوع الورود به افغانستان می ساختم، افغانها یک غرور دارند، آقای کرزی باید اقلاً از وزیر اکبر خان یاد بگیرد که غرور یک حکومت چیست و چه باید داشته باشد.

اصلاح: اگر لطف نموده در مورد آمدن این بار تان به افغانستان وهیأت همراه افغان وآلمانی تان به مامعلومات بدهید، چه کسانی عضو هیأت شما است وهدف تان از آمدن به کابل دراین برهه معین زمانی چیست؟

پوپل: ما یک هیأتی هستیم که خوشبختانه دو خواهر بسیار بزرگوار افغانی ما نیز با ما همراه هستند، خانم وحیده کبیر و خانم فریده سلیمان از سازمان دفاع از زنان افغانستان و کمیسون صلح و آزادی ، برعلاوه یک حقوقدان آلمانی نیز همرای ما هست از سازمان ایلانا ، و مدیر سازمان ایلانا هم با ما همراهی می کند،از کلیسای مسیحی آلمان نیز یک خانم با ما هست وهدف ما بررسی وضع فعلی افغانستان وآن هم بررسی دقیق است تا بدانیم که وضعی فعلی افغانستان به اساس قوانین بین المللی در چه نقطه ای قرار دارد، اگر آقای کرزی رئيس جمهور منتخب افغانستان است، و آقای کرزی حرفهایش حرفهای یک رئیس جمهور است، و اگر حرفهایش حرف مردم است، که نیروهای ناتو باید از افغانستان خارج شود و مردم را بمبارد نکنند، پس باید کشورهای عضو ناتو این گفته وی را بپذیرند چون آنها خود می گویند که دولت افغانستان به اساس قوانین بین المللی به میان آمده است.

ما آمدیم تا این وضعيت را از نگاه قوانین بین المللی بررسی کنیم ، چون وقتی آقای کرزی به نیروهای خارجی می گوید که شما باید از افغانستان خارج شوید، پس قرارداد ایساف از بین رفته، قراردادی که به اساس آن نیروهای ناتو و ایساف در افغانستان حضور دارند از بین رفته بنا ءً مطابق قوانین و میثاق های بین المللی موجودیت اینها در اینجا رسمی نیست، پس آنها اشغالگر هستند، افغانستان را اشغال کرده اند و هرکاری را هم که بخواهند انجام می دهند، پس در این صورت افغانها اجازه دارند تا به میثاق های بین المللی رجوع کنند و به سازمان ملل متحد، همچنان مطبوعات افغانستان نباید دیگر از جامعه جهان صحبت کنند، این گروهی که دراین جا حضو دارند اشغالگران خاین امپریالست اروپايي و امریکایی اند که برای منافع اقتصادی و سیاسی خود افغانستان را اشغال کرده اند ، فقر و بیچارگی و بدبختی را به این مملکت به ارمغان آورده اند ، و این مملکت را به اندازه وابسته ساخته اند که تمام واردات آن از خارج است، و معاشهای کارمندان دولتی از رئيس جمهور گرفته تا پیاده وملازم وحتی ملا امامان آن را اروپا و امریکا میدهد وما می خواهیم این همه را از نگاه حقوق بین المللی بررسی کنیم، سفر ما همچنان ادامه دارد وتاحال ملاقات های خوبی داشته ایم ونتایج این سفردر اخیر آن آشکار خواهد شد. پایان

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما میتوانید از برچسب ها و ویژگی های HTML هم استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

بالا