آزادی از دیدگاه اسلام و تفاوت آن با آزادی غربی!

تهیه کننده: صفیه مخدومی

تعریف آزادی:

آزادی کلمه‌ای نیست که همه‌ی مردم در تعریف آن اتفاق نظر داشته باشند و بلکه مفهوم آن به میزان اختلاف فرهنگ‌ها، هواهای نفسانی و انگیزه‌ها متفاوت است و بخش بزرگی از جنگ بین خیر و شر و عدل و تجاوز در حقیقت به اختلاف در تنظیم مفهوم آزادی بستگی دارد.

آزادی اصطلاحی است که در زمینه‌های مختلفی کاربرد دارد.

آزادی یعنی قدرت انجام کاری یا جلوگیری از انجام کاری بدون خضوع در برابر هیچ فشار خارجی.

آزادی در سایه‌ی اسلام:

مفاهیم و معانیِ اسلام وجود دارد که به اعتبار آن‌ها می‌توان مفهوم درست آزادی را برداشت کرد که در پنج چیز خلاصه می شود و عبارت است از:

اول: آزادی در برابر بردگی، اصل این است که همه آزاد باشند و بردگی حالت اضطراری است که احکام فقهی خاص خود را دارد.

دوم: آزادی به معنای شرافت نفس، کرامت اخلاق و خیال راحت به گونه‌ای که فرد از فرمان‌برداری باطل و استمرار در بدبختی و ناراحتی بیرون می‌شود و این همان چیزی است که در سروده‌های عرب‌های جاهلیت آمده و بر این باور بودند که همه‌ی صفات اخلاقی خوب در آن جمع شده است.

آزادی با این مفهوم چیزی است که اسلام بر آن تأکید نموده و پیوند آن را محکم کرده است.

سوم: اثبات اراده و اختیار برای بنده یعنی فرد با اراده‌ی خودش عمل می‌کند و مسئولیت کارهایش را هم به عهده می‌گیرد.

چهارم: مباح بودن استفاده کردن و لذت بردن از مباحات در پرتو شریعت.

الله متعال می فرماید: (قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالطَّيِّبَتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِيَ لِلَّذِينَ ءَامَنُوا فِي الْحَيَوةِ الدُّنْيَا خَالِصَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ). [الأعراف: ۳۲].

ای پیامبر به مشرکان بگو: لباس و زینت‌هایی را که الله برای بندگانش پدید آورده و هم‌چنین روزی‌های پاکیزه را چه کسی حرام کرده است؟.بگو: این (نعمت‌ها) در زندگی دنیا برای کسانی است که ایمان آورده‌اند و اگر چه کافران نیز از آن‌ها بهره‌مند هستند، روز قیامت، مخصوص (مؤمنان) خواهد بود. ما این‌چنین آیات (خود) را برای گروهی که می‌دانند، به تفصیل بیان می‌کنیم».

پنجم: رهایی از باورهای باطل و وابستگی به مخلوقات.

بنابرین اسلام آزادی روشن و خوشبخت کننده‌ای را به ارمغان آورده است و آزادی انسان، آزادی حیوانی نیست بلکه آزادی منضبط به ضوابط اسلام و در پرتو اسلام برای بشریت مناسب است.

آیه‌ی ۳۵ سوره‌ی محمد را می‌توان از منظر آزادی در اسلام تفسیر کرد. در این آیه چنین آمده است:

فَلَا تَهِنُوا وَتَدْعُوا إِلَى السَّلْمِ وَأَنتُمُ الْأَعْلَوْنَ وَاللَّهُ مَعَكُمْ وَلَن يَتِرَكُمْ أَعْمَالَكُمْ) «پس سستی نکنید و در حالی که شما برتر هستید، به صلح فرانخوانید، و الله متعال با شماست و هرگز پاداش اعمال‌تان را ضایع نخواهد کرد».

ارتباط این آیه با مفهوم آزادی در اسلام:

دفاع از آزادی و عزت: این آیه تأکید می‌کند که اگر مسلمانان در موضع برتری هستند، نباید از موضع ضعف یا ترس، تن به صلحی بدهند که عزت و حق آنان را پایمال می‌کند. این اصل می‌تواند در سطح فردی و اجتماعی به مفهوم دفاع از آزادی و کرامت انسانی گسترش یابد. یعنی اگر آزادی، استقلال و ارزش‌های اسلامی در خطر باشد، سستی و تسلیم‌پذیری جایز نیست.

آزادی در سایه‌‌ی عدالت و قدرت اخلاقی: این آیه نشان می‌دهد که آزادی واقعی در اسلام همراه با قدرت اخلاقی، عدالت و پایداری در برابر ظلم است.

اسلام، آزادی را نه به معنای بی‌قیدی، بلکه به معنای رهایی از سلطه‌ی ظلم، استبداد، و تحقیر انسان‌ها می‌بیند.

این آیه به مسلمانان دستور می‌دهد که وقتی برترند و حق با آنان است، نباید از مسیر آزادگی و پایداری کوتاه بیایند.

پیوند آزادی با مسئولیت و عمل: این قسمت آیه: (وَلَن يَتِرَكُمْ أَعْمَالَكُمْ) «و هرگز پاداش اعمال‌تان را ضایع نخواهد کرد». نشان می‌دهد که تلاش‌های انسان در مسیر حق و آزادی نزد الله متعال محفوظ است. بنابرین آزادی در اسلام، هدفی است که با عمل، مجاهدت و تعهد به اصول الهی به دست می‌آید، نه با سستی و تسلیم شدن.

می‌توان برخی از نشانه‌های آزادی اسلامی را در جنبه‌های ده‌گانه‌ی زیر بیان کرد:

اول: نخستين و مهم‌ترین آزادی که اسلام به ارمغان آورده است، آزادی قلب از وابستگی به خلق و آزادی باور از خرافات هوای نفس و تقلید کورکورانه است تا جایی که قلب و اعضای بدن فقط با الله و برای الله باشد.

دوم: آزادی که اسلام به انسان داده، حق انسان است و انسان با اختیار خودش خوبی می‌کند و پاداش می‌گیرد و با اختیار خود بدی می‌کند و مجازات می‌شود. پس این نکته واگذاری و محل تکلیف است.

الله متعال می‌فرماید: (وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا قَدْ أَفْلَحَ مَن زَكَّلها وَقَدْ خَابَ مَن دَسِّاها). [الشمس: ۷- ۱۰]. «و سوگند به جان انسان و ذاتی که آن را (آفرید و) نیکو گردانید. سپس نافرمانی و پرهیزگاری‌اش را (به او) الهام کرد. بی‌تردید، هر کس نفس خود را از گناهان پاک کند رستگار می‌شود و هر کس آن را با گناه آلوده سازد یقینا زیان‌کار می‌شود».

سوم: ارکان آزادی در اسلام، عبارت است از این که فرد حقوق و وظایفش را بشناسد و از قواعد منصفانه فرمان‌برداری کند و تابع سلطان حق باشد، زیرا حق شایستگی دارد از آن پیروی شود هرچه و هر جایی که باشد.

چهارم: آزادی در دینِ ما یعنی حق انتخاب برای فرد تا جایی که نه برای خودش و نه برای دیگری آسیبی نرساند. در نظر داشته باشید که دو جانب را باید رعایت کرد: نباید به خودت و دیگران آسیب برسانی.

پنجم: شریعت ما بین آزادی و مسئولیت توازن برقرار کرده است. یعنی همان‌طور که آزادی حق تو است مسئولیت تو در برابر خودت، دینت و دیگران نیز بر تو واجب است اگر در پی حق هستی باید واجب را ادا کنی.

و به راستی که تعریف دقیق آزادیِ صادقانه آشکار است و آن را در همه‌ی آموزه‌های اسلام می‌یابی و آن، عبارت است از این که فرد به حقوق خودش برسد و حقوق دیگران را هم رعایت کند.

ششم: اسلام آمده است تا تفاوت آزادی فرد به معنای هر کاری که دوست داری انجام بده) و (هر کاری که مناسب و شایسته است انجام بده) را توضیح بدهد و قطعا دومی درست و اولی نادرست است.

هفتم: اسلام مشخص کرده که بین آزادی و آشوب به اندازه‌ی بین آسمان و زمین فاصله است، اگر همه‌ی عاقلان اتفاق نظر دارند که آزادی نمی‌تواند بدون نظم و تنظیمات باشد، پس اسلام آمده است تا برای آزادی محدودیتی را تعیین کند که حدود عدالت را رعایت کند و جلوی ظلم را بگیرد نه ظلم به خود و نه ظلم به دیگران.

آزادی در پرتو اسلام مقید است نه مطلق، منضبط است، نه افسار گسیخته.

هشتم: اسلام آمده است تا بگوید: آزادی بدون عدالت سقوط خواهد کرد و این که آزادی و اخلاقِ پاک، لازم و ملزوم یکدیگرند که هرگز از هم جدا نمی‌شوند.

وقاحت و آزادی دو چیز متضاد هستند نه مترادف.

نتیجه

گرفتن جلوی کسی که به دیگران ظلم می‌کند، نقض آزادی او نیست.

گرفتن جلوی کسی که حرمت و امنیت مسلمانان را می‌شکند، نقض آزادی نیست.

بازداشتن کسی که حرمت اسلام را می‌شکند، نقض آزادی نیست.

نصیحت و امر به معروف و نهی از منکر بر اساس منهج شرعی نقض آزادی نیست.

نهم: احکام اسلام به روشنی می‌گويد: ای مسلمان تو در گفتار، رفتار و کسب و کارِ خود آزادی تا جایی که آزادیِ تو با دین در تعارض نباشد تا جایی که سلامت جامعه را تهدید و ارکان آن را تضعیف و حقوق دیگران را ضایع نکند و تا جایی که به خودت و دیگران آسیب نرسانی.

تو آزادی تا وقتی که از حدود الهی تجاوز نکنی تا وقتی تابع هوای نفست نباشی و تا وقتی که به دیگران ظلم و حقوق‌شان را زیر پا نکنی.

دهم: آن‌چه از احکام اسلام و ادله‌ی آن برداشت می‌شود؛ این است که در اسلام آزادی وجود دارد، ولی هدف نیست. هر کس آموزه‌های اسلام را رعایت کند آزاد خواهد بود و از آزادیِ حق خودش لذت خواهد برد و در سایه‌ی آن آرام خواهد گرفت.

 

واقعیت آزادی دروغین غربی و نشانه‌های آن:

آزادی دروغین یعنی آزادی مطلق از هر گونه قید و بند.

یعنی هر کاری دوست داری، انجام بدهی و هیچ‌گونه محدودیتی نداشته باشی.

و این همان آزادی است که امروزه در غرب ترویج می‌شود.

این آزادیِ دروغین بدون حد و مرز، ویژگی‌هایی دارد که با آن‌ها شناخته می‌شود و مهم‌ترین آن‌ها سه چیز است و عبارتند از:

اول: به غنی‌سازی و یا چیزی که امروزه خودخواهی نامیده می‌شود، دعوت می‌دهد.

در آن اولویت مطلق با خودِ فرد، هوای نفس و مصلحت‌های شخصی اوست نه مصلحت جامعه.

دوم: این آزادی برای فرد نه نگهبانی می‌پذیرد و نه حساب‌رسی، نه امری و نه نهیی.

سوم: در آن نه معیار ثابتی برای حق و باطل وجود دارد و نه میزانی برای خیر و شر و نه قانونی برای تشخیص ارزش‌های برتر از پستی‌ها.

در نتیجه‌ این یک آزادی افسار گسیخته‌ای است که تمام محدودیت‌ها و بلکه تمام ارزش‌ها را لغو کرده است و بزرگ‌ترین ارزشی که لغو کرده، دین حق است و در سایه‌ی چنین آزادی فرقی ندارد که الله متعال پرستیده شود یا سنگ و گاو و شیطان پرستیده شود.

و اما اخلاق نزد این افسار گسیختگان، برای اخلاق هیچ معیاری غیر از لذت و منفعت و هوای نفس نیست.

در حقیقت این نوع آزادی افسار شهوات را رها کرده تا جایی که انسان می‌تواند به اسم این آزادی همه‌ی انواع همجنس‌گرایی و فجور و بد اخلاقی را مرتکب شود و هر نظری که دارد آزادانه بیان کند حتی اگر با دین، اخلاق و عرف در تعارض باشد.

این یک آزادی دروغین است که اولش برق و تابشی خیره کننده و حتی لذت است، ولی آخرش فساد و تباهی.

این واقعا تباهی است. این آزادی برای‌شان چه نتیجه‌ای غیر از تباهی داشته است؟!

آیا برای‌شان خوشبختی حقیقی در پی داشته؟ جواب این است که خیر، بلکه ناامیدی و تنگنایی که برای فرار از آن به هر دری می‌زنند و بلکه زندگی برای آنان پوچ و بی‌ارزش شده است تا جایی که می‌بینی. یکی از آنان به خاطر از دست دادن معشوقه‌ی خود، خودکشی می‌کند و دیگری به خاطر باخت تیم فوتبال مورد حمایتش خودکشی می‌کند!

چه ارزشی دارد چنین آزادی که هیچ دردی از آنان درمان نکرد؟

چه ارزشی دارد آزادی که انسان نتواند در آن غریزه‌ی خودش را کنترل و ترمز احساساتش را به دست بگیرد؟ چه بردگی خوارتر از این بردگی؟

و حقیقتا بسیار جای تأسف است که این مفاهیم آزادی در درون خانه‌های ما به جنگ ما آمده تا نسل جدید مسلمانان را دور از دین و تاریخ‌شان پرورش بدهد.

آن‌ها از دختر و پسر مسلمان می‌خواهند که آزاد باشد، حتی در سوراخ کردن کشتی که در آن سوار است تا خودش و دیگران را غرق کند.

آزادی افسار گسیخته‌ای که در ابتدا فرد را زیر چتر آزادی (شخصی) غرق در امواج شهوات می‌کند و سپس آزادی اندیشه غرق و در اعماق شک فرو می‌برد و سپس زیر چتر آزادی رأی) او را به ساحل سرکشی و شورش بر دین و جامعه پرتاب می‌کند و در آخر هم زیر چتر آزادی باور) او را به دره‌ی خشک و عمیق بی‌دینی و ارتداد می‌اندازد.

این است چهره‌ی زشت و واقعی آزادی معاصر، ظاهر آن رحمت و باطن آن عذاب، شعار آن گشایش و باز بودن و حقیقت آن غل و زنجیرهای سنگین است.

زیر پرچم این آزادی، انسان اسیر لذت‌هایی است که از آن فرمان می‌گیرد و شهوتی که به او جهت می‌دهد و هوای نفسی که بر او حکم رانی می‌کند. چنین انسانی شبیه شاخه‌ی نازکی است که هر نسیمی بوزد او را تکان می‌دهد، گاهی جذب عشق می‌شود و گاهی در پی مقام و گاهی بنده‌ی مال است تا جایی که هوای نفس خودش را معبود خود می‌گیرد و بدون توجه به هدایت الهی در پی هوای نفسش می‌رود، مگر این که الله متعال بر او رحم کند و او را نجات بدهد.

آن‌ها کور و کر شدند و ندانستند که انسان خواه و ناخواه باید بنده باشد و هرگز نمی‌تواند از بندگی و عبادت فاصله بگیرد. یا بنده‌ی الله متعال می‌شود و از بندگی دیگران آزاد می‌شود و یا این که بنده‌ی شهوت، شهرت یا مال می‌شود.

در صحیح بخاری آمده است که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «تعس عبد الدينار، تعس عبد الدرهم تعس عبد الخميصة، إن أعطى رضى و إن لم يعط سخط». (بنده‌ی دینار و درهم و پارچه‌ی نفیس نابود باد، زیرا اگر به او عطا شود، خوشحال می‌شود و اگر عطا نشود، خشمگین و ناراحت می‌شود.

خلاصه این که چهره‌ی زشت چنین آزادی وقتی آشکار می‌شود که مفهوم نظری و علمی آن استقلال از دین حق الله متعال باشد؛ این‌جاست که به بدترین چیز تبدیل می‌شود.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما میتوانید از برچسب ها و ویژگی های HTML هم استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

بالا