نگاهی به چند ماده ي قانون منع خشونت علیه زنان

سعدیه حفیظ

مالک بن نبی می گوید: “قبل ازداستان هر استعماری، داستان ملت سست وجود دارد که ذلت و خواری را می پذیرد.”
و اين ثابت است كه ملت های ضعیف هرگاه ملت قوی را در مقابل خود بينند به نقص وخود کم بینی مبتلا می گردند وبالاخره روی به تقلید وکاپی برداری می برند. و درمقابل، ملت قوی به بیماری غرور وخود بزرگ بینی مبتلا گردیده عاشق سیطره می باشد ومی خواهد دیگران از وی متابعت کنند.

امروز ما در عصری قرار داریم که مسلمانان در بیماری نقص و خود کم بینی مبتلا گردیده اند وملل غرب به بیماری غرور، وغرب همواره در تلاش است تا جهان اسلام را تحت سیطره خود قرار داده بر آنها حکمروایی نماید. وراه و روش خودرا برای آنها به حيث الگو تقدیم نماید. این همان عصری است که پیامبر بزرگ اسلام صلی الله علیه وسلم فرموده است: ” شما وجب به وجب از یهود و نصاري تقلید می نماید حتی اگر آنها در سوراخ سوسماری داخل کردند شما هم داخل میگردید. “

ملت های ضعیف با تقلید دل خوش می نمایند وهرخوب و بد ملت های قوی را بدون تفکیک می پذیرند ونمی دانند که هرچیز درخشنده الماس نیست. قانون منع خشونت هم یکی از این تقلیدها به حساب میرود.

در جامعه سنتی افغانستان خشونت با زنان به عنوان یک مشکل عمده اجتماعی وجود دارد، اما باید روشن کرد که این تنها مردان نیستند که خشونت می نمایند بلکه زنان در خشونت نسبت به مردان نقش بیشتر دارند. بناء مشکل در زن و مرد افغان وجود دارد وهر گاه قانونی وضع میگردد باید با مطابقت با حالت اجتماعی وارزشهای موجود در جامعه وضع گردد. متأسفانه به علت سستی و ضعفي که دچارما گردیده دیگران برای ما قانون وضع میکنند. قوانینی که اهداف و مقاصد آنها را برآورده نماید، اما در قالب زیبا و درخشنده که چشم را خیره می نماید و مانع نگریستن به داخل آن میگردد. این وضع کنندگان قانون افراد زیرک وهوشیار اند که عمری را در بازی با افکار جهان سپری نموده اند ومی دانند که چگونه زهر را شیرین نموده به دیگران بنوشانند. بطور مثال دو سه ماده این قانون را که در ظاهر شیرین و در باطن آلوده به زهر است بیان میدارمkhoshunat.

در ماده۲۹ آمده است: “شخصی که زن را دشنام می دهد ویا تحقیر ویا تخویف نماید، حسب احوال به حبس قصیرکه از سه ماه کمتر نباشد محکوم می گردد.” این قانون وارداتی برایم مضحکه خیز است چون در جامعه افغانی تنها مرد نیست که زن را دشنام و تحقیر مینماید، بلکه خانواده منحیث کل این عمل را انجام میدهد. پس باید مادری که دخترش را دشنام وتحقیر میکند حبس گردد،خواهریکه خواهرش را دشنام وتحقیر می نماید حبس گردد، پدری دختر ویا خانمش را دشنام میدهد حبس گردد وبرادری که خواهرش را دشنام وتحقیر میکند حبس گردد…

بناء، خانواده ها افغان همه باید حبس گردند!! نه بلکه همه جامعه!!! لحظه درنگ کردو پرسید، پس وضعیت چگونه خواهد شد؟!!

در ماده ۲۷آمده است: “هر گاه شخص مانع ازدواج زن گردد یا حق انتخاب زوج را از وی سلب نماید حسب احوال به حبس قصیر محکوم میگردد” عبارت این قانون برای زنان خیلی شیرین است واگر به داخل آن نظر اندازیم چیزی جز زهر نخواهیم یافت، وآن :از میان برداشتن سلطه پدر و مادر، فاسد نمودن دختران، بی بند و بار کردن فامیل ها و در اخیر از هم گسستن شیرازه خانواده است!!!

در ماده ششم در باره حقوق مجنی علیها در بند دوم ذکر گردیده است” دسترسی با مرکز حمایوی یا خانه امن یا سایر محلات مصئون با موافقه وی.” این بند وارداتی برای دختران و زنان خطا کار راه فرار از خانه ها را مهیا نموده برایشان جرأت و اطمینان میدهد تا هر چه میخواهند انجام دهند چون خانه های امن برای حمایت آنها وجود دارد! در جامعه سنتی افغانستان یک خانم ویا دختر تا چه زمانی در خانه های امن زندگی خواهد نمود؟ آیا با رفتن به خانه های امن آینده او تضمین خواهد شد؟؟؟

این گونه زهر ها در لابلای این قانون بشکل شیرین گنجانیده شده است و ایجاب میکند تا قانون بطور جدی تحلیل گردد ونقاط گنگ و مبهم توضیح گردد و هر آنچه با مغایرت با ارزش های دینی و ملی ما است تعدیل گردد.
درخاتمه باید تذکر داد که هر گاه اسلام به صورت درست تفسیر، تفهیم و درک گردد و به آن عمل شود نیازی به قوانین وارداتی باقی نخواهد بود. چه اسلام هم دین است و هم قانون . اسلام برنامه کامل زندگی است که جهت به سعادت رسانیدن بشر در دنیا و آخرت فرستاده شده است. دین کامل پروردگار جهان که به آخرین پیامبر خود فرستاده و اورا رحمت برای جهانیان خطاب نمود است.پ س چه خوب خواهد بود تا زیر سایه این دین سترگ زندگی نمود واز رحمت وبرکات آن نه تنها ما مسلمانان بل جهانیان همه مستفید گردید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما میتوانید از برچسب ها و ویژگی های HTML هم استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

بالا