دموکراسی ابتذال
نوشته: احمد فرید فرزاد هروی
دموکراسی را همه می شناسیم و نیاز نیست تا در این مختصر در مورد آن حرفی بزنیم و نه هم بر آنم تا این پدیده را سبک و سنگین کنم، تمجید و یا مذمت کنم، بلکه آنچه مهم است تبعاتیست که توسط حامیان دموکراسی و نحوه ی عملکرد گسترش دهنده گان آن را در محک ادعاهای دهان پر کن آن بگذاریم.
طعم لذت بخش دموکراسی ابتدا کام اروپایی ها در غرب را شیرین نمود و سبب کامجویی شان گردید. امروزه در جهان ما دموکراسی به پدیده ی مقدسی تبدیل شده است که تمامی ملت ها می باید خواسته و یا نخواسته این شربت را تماماَ سرکشیده و سرمست باده ی ناب دموکراسی شوند. همه ی ابعاد دموکراسی را بپذیرند و زنده گی خویش را با آن رنگ و بوی دهند، و گرنه اش که معلوم است! وای به حال آن ملت که در مقابل دموکراسی بیایستد، چون هم تروریست می شوند، هم خشونت طلب، هم عقب گرا می شود و هم متحجر و… بگذاریم!
در این بین خصوصاَ کشورهای اسلامی که به باور بنیان گذاران دموکراسی در بند اسارت دین قرار دارند، نیاز به مدرنیته شدن و استقرار دموکراسی دارند. غربی ها – خصوصاَ آمریکا – به عنوان ناجی ملت ها و پرچمداران دموکراسی در جهان، این وظیفه ی مهم را بدوش کشیدند تا با استفاده از مهره های غربگرا در کشورهای اسلامی با هر طریق ممکن – زور دموکراتیک و چه با دموکراسی زور مند – این پدیده را گسترش دهند. استثمار و استعمار، کودتاهای خونین و سقوط حکومت های مشروع، سرکوب حرکت های اسلامی، زندان، اعدام شخصیت ها و متفکرین مسلمان، لشگر کشی و اشغالگری، ترفندهای رسانه ای و ترویج فحشا و بی بندوباری از جمله اموریست که در کارنامه ی حاملان پرچم گسترش دموکراسی در جهان قرار دارد.
در کشور ما نیز، پروژه ی تغریب (غربی سازی) و تأمین دموکراسی آنهم با قرائت غربی - آمریکایی یکی از فربه اهدافی است که از زمان پاگشا شدن استعمار نوین در قالب ناتو توسط غربی ها و غربگرایان دنبال می شود و این روند زیر ذره بین تئوریسن های غرب گرا قرار دارد و برای هنجار شکنی پلان های میان مدت و دراز مدت دارند.
اما آنچه از عملکرد تند و شتاب زده ی غربگرایان داخلی در مورد «آزادی زنان» نمودار است، به خوبی نشان می دهند که آتش آنها برای استقرار نوع دموکراسی و زنده گی به سبک غرب، از غربی ها هم تند تر است و می خواهند هرچه زودتر و باز هم زودتر مسأله ی قید و بند زنان در جامعه ی سنتی افغانستان حل شود و زنان با بهره مندی از مزایای دموکراسی بتوانند با هر نوع پوشش و نحوه ی دلخواه در انظار عامه ظاهر شوند و…
راه اندازی حجم عظیمی از رسانه های دیداری و شنیداری و حمایت و اسپانسر بی دریغ برنامه های مبتذل، راه اندازی کمپاین های دفاع از حقوق زن، پروژه های هنگفت و پر مصرف، ایجاد خانه های امن، اختلاط زن و مرد در مراکز آموزشی و… از جمله ابزاری هستند که برای رسیدن به آرمان زن افغان به سبک زن غربی در جامعه ی اسلامی مان مورد استفاده جریان های تازه نفس با حمایت مالی ملیون دالری پرچمداران دموکراسی قرار می گیرد.
در این پروژه ها برای سنجش سطح هنجارشکنی هر از چند گاهی سوژه هایی را نیز دست و پا می کنند تا میزان واکنش جامعه را نسبت به دست آوردهای غربگرایانه ی شان بدانند. اگر وجود موسساتی برای استخدام «مدل» برای گشت و گذار در بازارها و بازاریابی برای فروش لباس هایی که عمدتاَ بی حجابی را نیز تشویق می کند، را دور از واقعیت ندانیم، خوراک چربی برای چنین پروژه های مبتذل هستند.KabulWoman
چندی پیش در محکی (زنی نیمه برهنه و بی حجاب در منظر عام) در بازار کابل عرضه شد و بعد از اعترض ها، نهاد های مدافع زن به دفاع از وی پرداخته و وی را بیمار روانی تلقی نمودند و منقدین به این زن را زیر بار انتقاد گرفته و طبق روش غربی شان هزاران لقب تحجرگرا و فکرهای کهنه و… را نثار مدافعان حجاب و ارزش های اسلامی مان نمودند.
قضیه به همین جا ختم نشد و نمی شود. غرب گرایان آتشین که هر آن تخیل افغانستانی به سبک غرب، ذهن شان را به دنیای خیالی و اوهام می برد، از این که دختران نمی توانند آزادانه با پسران در پارک ها و بازارها گشت و گذار نمایند، دل شان چون نفس کسی که در آسمان بلند می رود، گرفته است، باز دست به اقدامی دیگر زدند و به بهانه ی بازپرسی یک پلیس از دختر و پسر، بحث آزار خیابانی را پیش کشیده و شروع به انتقادها و شکایت ها از فضای حاکم در کشور برای زنان نموده و خواستار عدم دخالت پلیس و مزاحمت برای جوانان پسر و دختر شده اند.
در اقدام اخیر نیز عده ای از به اصطلاح مدافعین حقوق زن سینه سپر نموده و با پوشیدن لباس آهنین مضحک که به هیچ نوع پوشیدن آن مناسب یک زن مسلمان نیست، به رسم اعتراض به خیابان ها ریخته تا به زعم خود به «خیابان آزاری» اعتراض نمایند. بگذریم از این که این اقدام چقدر نمایش نا معقول و نابخردانه است.
در این مورد چند نکته قابل تذکر است:
از این دسته مدافعان نمادین حقوق زن باید پرسید که غربی شدن زن افغان چه دردی از درد های زنان افغان را دوا می کند؟ اگر نظری به جوامع اسلامی – صرف نظر از رسم و رواج های نامیمون قبیله ای – بیاندازیم، ببینیم که آیا زنان افغان قبل از دموکراسی صادر شده از غرب، وضعیت بهتری داشتند و یا اکنون! کدام مورد تجاوز، سربریدن، بینی بریدن، خشونت فامیلی، طلاق ها و فرار از منزل و… را قبلاَ ثبت داشته ایم. اکنون با بلایی که از یُمن فرهنگ ابتذال دموکراتیک دامنگیر جامعه ی ما شده این موارد بیداد می کند و هر روز از خواهران ما قربانی می گیرد. بگذریم از پاشیده گی خانواده ها و اختلافات روز افزون زن و شوهر!
آیا دور انداختن چادر، بی حجابی و نمایش برجسته گی های بدن در انظار عمومی خیابان آزاری را کم می کند؟ مگر همین اکنون این آمار در کشورهای اسلامی بیشتر است و یا کشورهای غربی؟! زنان با حجاب بیشتر مورد خیابان آزاری قرار می گیرند و یا زنان بی حجاب!؟ نظم اجتماعی و ایجاد محدودیت بین دو جنس زن و مرد در محیط های اجتماعی آسیب به زنان را کمتر می کند و یا زنان در محیط های مختلط بیشتر مورد سو استفاده ی افراد بی بندوبار قرار می گیرند؟
همین چندی پیش یک دختر آمریکایی بنام “شوشانا رابرتس” ، با ۱۰ ساعت قدم زدن با لباس های نیمه برهنه در نیویورک، و ثبت ۱۰۸ مورد تعرض و مزاحمت خیابانی، از پدیدۀ آزار و تعرض زنان در خیابان های آمریکا پرده برداشت. جالب است بدانید که عین اقدام مبتکرانه را یک مرکز اسلامی در نیویورک انجام داد و جریان ۱۰ ساعت پیاده روی یک زن مسلمان با حجاب اسلامی را ثبت نمود که در آن هیچ موردی از آزار خیابانی به مشاهده نرسیده است.
در آماری که یک سازمان فعال حقوق زن منتشر نموده ۲۹٪ خیابان آزاری را به پوشیدن لباس های نیمه برهنه و محرک برای شهوت پرستان و ۷۳٪ را اقدامات تحریک آمیز از سوی خود زنان عنوان نموده است.
در یک بررسی دیگر از ۴۲ هزار زن در سرتاسر اتحادیۀ اروپایی نشان می دهد که از هر ده زن اروپایی یکی آن قربانی خشونت جنسی بوده و نصف قربانیان مورد تجاوز قرار گرفته اند. بررسی حاکی است که بیش از ۱۰۰ میلیون زن در اروپا معروض به انواع مختلف آزار و اذیت جنسی بوده اند. بر اساس این گزارش از هر هفت زن یکی از برخورد با خشونت جدی جنسی حکایت کرده است.
حال، با توجه به آمار تکان دهنده ی فوق و انگیزه های این آزارها، آیا راه حل این معضل، اگر ترویج فرهنگ ابتذال، مدل زن غربی و برهنه گی در خیابان باشد که این تجربه ی شکست خورده و ناکامی است که زنان غربی از آن رنج می برند!
چرا اکنون زنان غربی با پشت سر گذاشتن دهه ها تجربه اختلاط و عدم محدودیت روابط اجتماعی با مردان، اکنون به سوی محدود سازی و تمایز جنسی روی می آورند؟ چرا اکثریت آمار گرایش به معنویت اسلام و حجاب را زنان غرب به خود اختصاص می دهند و از فرهنگ ابتذال غرب گریزان هستند!
عده ای متاسفانه می گویند اگر برهنه گی امری عادی در جامعه باشد، دیگر پسران به دختران آزاری نخواهند رسانید، حتی اگر بی حجاب باشند، چون برهنه گی امری عادی است و چشمان هوسناک را هم سیر می کند. این فرضیه کاملاَ خلاف فطرت انسانی است و تجربه ی غرب آن را غیر واقعی ثابت ساخته است. زیرا چنانچه در آمار فوق گفته آمد، برهنه گی و اختلاط زن و مرد هیچگاه نتوانسته است این امر را عادی بسازد و دست اشخاص شرور و فرصت طلب را از سر زنان کوتاه بسازد. باید دانست که گرگ اگر سیر هم شود، باز روز دیگر گرسنه است و دنبال بره می گردد!
چرا هر راه حلی به ذهن غربگرایان می رسد، جز راه حل منطقی که اسلام آن را برای جوامع اسلامی تجویز نموده و قرن ها زنان در حفظ و امنیت کامل در جوامع اسلامی زیسته اند و این مشکلات را تجربه ننموده اند.
وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ (بخشی از آیه ۳۱ سوره ی نور)
و به زنان مؤمنه بگو : چشمان خود را (از نامحرمان) فرو گيرند (و چشمچراني نكنند) و عورت هاي خويشتن را (با پوشاندن و دوري از رابطه نامشروع) مصون دارند و زينت خويش را (همچون سر، سينه، بازو، ساق، گردن، خلخال، گردنبند، بازوبند) نمايان نسازند، مگر آن مقدار (از جمال خلقت، همچون چهره و پنجه دست ها) و آن چيزها (از زينتآلات، همچون لباس و انگشتري و سرمه و خضاب) كه (طبيعاً) پيدا ميگردد، و چارقد و روسري هاي خود را بر يقهها و گريبان هاي شان آويزان كنند (تا گردن و سينه و اندام هاي كه احتمالاً از لابلاي چاك پيراهن نمايان ميشود، در معرض ديد مردم قرار نگيرد).
بدیهی است که هر عقل منصفی راه حل را در عمق موضوع جستجو می کند. پایبندی جوانان چه دختر و پسر به ارزش های اسلامی، پوشش و عدم تبرج، رعایت اخلاق اسلامی و در نظر گرفتن حریم محرمیت و نامحرمیت از سوی جوانان راه حل عمیقی است که بسیاری از این مشکلات را حل می کند. جدیت مسوولین در برخورد با افراد هرزه و مزاحم اجتماع و کوتاه ساختن دستان و چشمان ناپاک از ناموس مردم و پایان دادن اختلاط در مراکز آموزش و پوهنتون ها، پایان دادن به پخش سریال ها و برنامه های مبتذل رادیویی و تلویزیونی از رسانه ها از جمله امور دیگری است که می باید بدان توجه شود. منظور سخن این است که هیچگاه نمی توان با پدیده ی خیابان آزاری از یک تعصب خاص، به یک بعد خاص توجه کرد، بلکه این امر جدیت هر سه گروه اجتماع فوق را می طلبد تا زنان و مردان با حفظ ارزش های دینی در آرامش و امنیت کامل زنده گی اجتماعی خویش را داشته باشند.
در اخیر باز روی سخنم با آنانی است با بلند کردن پرچم حقوق زن و به اصطلاح دفاع از زن، از آب گل آلود کشور ما با راه اندازی پروژه های رنگارنگ سعی دارند ماهی بگیرند. عالیجنابان این قدر برای تبدیل شدن جامعه ی افغانی به سبک غربی تلاش می کنید، آیا واقعاَ دلسوزی تان برای زنان افغان مطرح است و یا در پشت این تلاش های مخلصانه، کدام منفعت دالری و تعصب بی مورد با ارزش ها و هنجار های جامعه، این قدر آتش تان را تند نموده است؟ متوجه این هشدار قرآنی باشید:
إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَن تَشِيعَ الْفَاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ (سوره ی نور/۱۹)
«بيگمان كساني كه دوست ميدارند گناهان بزرگي (همچون زنا) در ميان مؤمنان پخش گردد، ايشان در دنيا و آخرت، شكنجه و عذاب دردناكي دارند. الله ميداند (عواقب شوم و آثار مرگبار اشاعه فحشاء را) و شما نميدانيد (ابعاد مختلف پخش گناهان و پلشتي ها را».
بدانید که ملت ما ارزش والاتری از دموکراسی دارند! شما با این اعمال تان آن ذره ای از خوبی که در بعضی جنبه های دموکراسی وجود دارد، را نیز بد نام نموده اید. حال، این فرایند را با توجه به این فعالیت اغراض آلود، چه می توان نامید جز «دموکراسی ابتذال!».