اصلاح نفس؛ آغاز هر تحول
نویسنده: مریم حکیمزاد
اصلاح نفس یکی از بنیادیترین آموزههای اخلاقی و دینی است. انسان پیش از آنکه بخواهد جهان را تغییر دهد، باید به تغییر واصلاح درون خود بپردازد. بسیاری از مشکلات اجتماعی خانوادگی و فردی ریشه در ضعفهای اخلاقی انسان مانند خودخواهی، حسادت، تکبر، خشم بیجا و غفلت دارد. زمانیکه انسان این صفات را در خود شناسایی و بخاطر اصلاح آنها تلاش کند، مسیر رشد و آرامش را خواهد یافت.
اصلاح نفس به معنای مبارزه با خواستههای نادرست و پرورش و افزایش فضایل اخلاقی است. این مسیر با شناخت خود آغاز میشود. شخصی که هر روز اعمال و رفتار خود را بررسی کند نقاط ضعف و قوتش را بهتر خواهد شناخت. پس با توبه و تصمیم جدی برای تغییر دعا مطالعه و همنشینی با افراد صالح و استمرار در اعمال نیک میتواند گامبهگام به شخصیت بهتر تبدیل شود.
انسانی که نفس خود را اصلاح میکند در برابر مشکلات صبور در برابر نعمتها شاکر و در برابر دیگران برخورد نیک دارد چنین فردی نهتنها زندگی خود را آباد ساخته بلکه برای خانواده دوستان و جامعه نیز دارای اثر مثبت است. بنابراین اصلاح نفس وظیفهای همیشگی ماست و هر روز فرصتی تازه برای بهتر شدن را فراهم میسازد.
دعوت دیگران به نیکی مسئولیتی همراه با عمل
یکی از وظایف ارزشمند انسان دعوت دیگران به خوبیها و ارزشهای اخلاقی است. اما این دعوت زمانی اثرگذار خواهد بود که با رفتار و کردار نیک همراه باشد. مردم بیش از آنکه به سخنان ما توجه کنند، اعمال ما را میبینند. اگر کسی خود اهل صداقت امانتداری مهربانی و عدالت باشد دعوتش نیز در دل دیگران جای خواهد گرفت.
دعوت به خیر به معنای تحمیل عقیده یا اجبار دیگران نیست بلکه راهنمایی دلسوزانه گفتوگوی محترمانه و ارائه الگوی عملی است. گاهی یک رفتار نیک مانند کمک به نیازمند احترام به والدین خوشاخلاقی و گذشت تأثیری عمیقتر از صدها سخنرانی دارد.
در عین حال دعوت دیگران نیازمند صبر حکمت و مهربانی است. نباید انتظار داشته باشیم که همه افراد فوراً تغییر کنند. بسیاری از انسانها با دیدن استمرار و مداومت در رفتار خوب و اخلاق نیک به تدریج به ارزشها علاقهمند میشوند. بنابراین بهترین دعوتکنندگان کسانی هستند که نخست خود را میسازند و سپس دیگران را با محبت و احترام به مسیر خیر دعوت میکنند.
چرا اصلاح خود بر اصلاح دیگران مقدم است؟
بسیاری از انسانها دوست دارند دیگران را نصیحت کنند اما کمتر به اصلاح خویش میاندیشند. این در حالی است که اصلاح خود پایه و اساس هر اصلاح اجتماعی است. اگر فردی خود گرفتار دروغگویی خشم بیانضباطی و غرور باشد سخنان او درباره اخلاق چندان تأثیری نخواهد داشت.
تاریخ نشان میدهد که بزرگترین مربیان اخلاق پیش از هر چیز بر تربیت نفس خود همت و تلاش نموده اند. آنان با صداقت فروتنی صبر و پاکی زندگی کردند و همین ویژگیها موجب شد مردم به آنان اعتماد کنند. شخصیت انسان قویترین پیام اوست.
اصلاح خود نیازمند برنامهریزی است. مطالعه کتابهای اخلاقی مراقبت از گفتار کنترل خشم هنگام غضب و دوری از گناه انجام کارهای نیک و محاسبه روزانه اعمال از جمله راهکارهایی است که انسان را در این مسیر یاری میکند. هر گامی که انسان برای بهتر شدن برمیدارد زمینه را برای اثرگذاری بیشتر بر دیگران فراهم میسازد.
در نتیجه میتوان گفت، اگر هر فرد ابتدا خود را اصلاح کند خانوادهای سالم جامعهای مترقی و جهانی آرام شکل خواهد گرفت. اصلاح جامعه از اصلاح یک انسان آغاز میشود و آن انسان خود ما هستیم.
از خودسازی تا جامعهسازی
جامعهای سالم از انسانهای سالم ساخته میشود. هرگاه افراد یک جامعه به خودسازی مسئولیتپذیری و اخلاق نیک اهمیت دهند روابط اجتماعی نیز بر پایه اعتماد عدالت و همکاری شکل خواهد گرفت. به همین دلیل خودسازی و دعوت دیگران به نیکی دو وظیفه جدانشدنی هستند.
خودسازی یعنی انسان همواره در تلاش باشد تا علم ایمان، اخلاق و رفتار خود را بهبود بخشد. چنین فردی در برابر اشتباهاتش مسئولیت میپذیرد، از خطاهای خود درس میگیرد و هر روز برای بهتر شدن تلاش میکند. وقتی این روحیه در جامعه گسترش یابد، بسیاری از آسیبهای اجتماعی کاهش خواهد یافت.
در کنار خودسازی هر انسان میتواند با زبان نرم رفتار شایسته و کمک به دیگران، آنان را نیز به مسیر خیر دعوت کند. احترام به کرامت انسانها، شنیدن سخنان دیگران، دوری از تحقیر و برخورد محبتآمیزاز مهمترین اصول دعوت مؤثر است. دعوتی که همراه با مهربانی و عمل صالح باشد، بیش از هر روش دیگری در دلها نفوذ میکند.
در نهایت، اصلاح نفس و دعوت دیگران به نیکی دو بال پیشرفت فرد و جامعه هستند. هرچه انسان در ساختن خویش موفقتر باشد، توان بیشتری برای هدایت و خدمت به دیگران خواهد داشت. آیندهای روشن زمانی شکل میگیرد که هر فرد از خود آغاز کند، در مسیر فضیلت گام بردارد و با اخلاق نیک، دیگران را نیز به خیر، عدالت و مهربانی فرا بخواند.