منزلت و جایگاه زن در اسلام چه اندازه است؟ آیا زنان مانند مردان اند؟

“وحیده محسنی”محصل سال چهارم پوهنحی حقوق وعلوم سیاسی پوهنتون هرات

اگر چشم‌ها را بر واقعیت نبندیم و پدیده‌ها را آن چنان که هست ببینیم و نه آن چنان که خود می‌پسندیم، آن‌گاه نظر کرده و نظر دهیم، می‌یابیم که نه کمال زن در این است که جایگاهی مثل جایگاه مرد داشته باشد و نه بر مردان رواست که بر جنسیت مردانه‌ی خود ببالند.
واقعیت آن است که پیکره‌ی خلقت انسانی از دو نیمه‌ی مستقل، اما هماهنگ آفریده شده است (مرد و زن) وآنچه به مردان و زنان برتری می‌دهد تکاپو در جهت تحقق انسانیت است؛ ‌یعنی تبدیل استعداد به سرمایه‌ی در حال گردش. از دریچه‌ی وحی و خرد اسلامی‌ـ قرآنی، تفاوتی بین جنسیت زن و مرد نیست، مگر آن مقداری که لازمه‌ی نظم و نظام به هم پیوسته‌ی آفرینش است.
منزلت و جایگاه زن در اسلام را می‌توان از سه بعد بررسی کرد:
۱- زن از لحاظ شخصیت انسانی
زن، نماد و مظهر ظرافت، جمال و سکونت است. هر موجودی مظهر نامی ‌از نام‌های الهی است.
از نگاه قرآنی، راز آفرینش زن و تأسیس نهاد خانواده و پیوند زناشویی چیزی فراتر از گرایش‌های غریزی و کامیابی‌های موقت است.
وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ (روم/ ۲۱) و از نشانه‌های خدا این است که از جنس خودتان، همسرانی برای شما آفرید تا به واسطه‌ی آنها آرام گیرید و میان شما دوستی و رحمت قرار داد، بی تردید در این خلقت و دوستی (مؤدت) نشانه‌ها و آیاتی است برای آنان‌که می‌اندیشند.
تمامی ‌امتیازهای نژادی، جنسیتی و … پوچ است و ارجمندترین موجودات نزد خدا، با تقواترین آنهاست.
جایگاه زن در آفرینش آن جاست که مرزی برای پیروزی‌ها، داشتن‌ها و رسیدن‌ها ندارد. هر که بنده‌ی خدا باشد به او نزدیک است، چه مرد باشد چه زن.
رسیدن به زندگی و حیات طیب (پاک و دلپذیر) دو شرط دارد: عمل صالح و مؤمن بودن. (خواه مرد خواه زن)
۲- زن در نردبان عرفان و آسمان معرفت
نه خدا، ویژه مردان است و نه معرفت، گوهری است که دست زن را نامحرم دانسته و از عرضه شدن به اینان طفره رود. ترقیات معنوی تابع این فرمول اند: معرفت، محبت، اطاعت و قرب.
حال، فرقی نمی‌کند که چه کسی و چه مقدار در طلب معرفت و علم و حکمت گام نهد، مهم آن است که هدایت را قدر بدانیم mand-and-womanو آن گاه است که شامل این وعده‌ی الهی می‌شویم:
آنان که در راه ما جهاد نمایند، به شاهراه‌های قرب به خدا می‌رسند. در این وادی، بسیاری پا نهادند. مرد و زن. قرآن‌کریم دو اسوه‌ی خوب و دو اسوه‌ی عبرت را‌یاد می‌نماید:
خداوند نمونه‌ای را ـ به عنوان مثال ـ‌یاد می‌کند: “همسر فرعون” را. او که (از کفر و کردار فرعون ناراضی بود و) دعا کرد: پروردگارا برای من در نزد خودت خانه ای در بهشت قرار بده و مرا از فرعون و کردارش نجات بخش و مرا از دست مردم ستمگر برهان و اسوه‌ی خوب دیگر حضرت مریم (ع) است همچنان که نمونه‌ی مردم بد را با نقل واقعیت دو زن بد (همسر حضرت نوح و حضرت لوط) بیان می‌نماید. سرمایه‌ی مهم راه سلوک، “قلب” و “دل شکستگی” است و زنان سرمایه دارتر از مردان هستند: “راه‌های ترقی و تعالی انسان متفاوت است.‌یکی راه فکر و دیگری راه ذکر، زنان در راه ذکر و مناجات که راه دل است و راه عاطفه و شور و علاقه و محبت؛ اگر موفق تر از مردها نباشند‌ به یقین همتای مردها هستند، که این عبادت استغفار است؛ واضح است که در دسترسی به این گونه علوم نیز بین زن و مرد امتیازی وجود ندارد.
خلاصه: وجود نمونه‌های متعدد از زنان عارفه در هر عصر و مکان، خود بهترین شاهد بر باز بودن راه سلوک و عرفان فرا روی زنان است.
۳- جایگاه زن در احکام و قوانین الهی
به نظر می‌رسد آنچه موجب ایجاد سؤال و تردید در خصوص جایگاه زن در مکتب اسلام شده، وجود پاره ای احکام در مورد زنان است که با ملاحظه‌ی کلی ساختار احکام و نقش جنسیت در آنها، می‌توان اشکال را برطرف نمود.
احکام اسلامی‌ـ با نگاه جنسیتی ـ چند دسته اند:
۱٫ احکام مشترک: مثل روزه، نماز، حج و …
۲٫ احکام ویژه‌ی زنان: مثل مسائل عادات ماهیانه
۳٫ احکامی‌که به نظر تبعیض آمیزند: مثل ارث زن، دیه زن و … باید گفت مرد، مسئول مخارج خانواده است و بایستی امکانات مالی بیشتری در اختیار او قرار گیرد. (از اینرو حق ارث او ـ البته فقط در مواردی ـ بیش از زن است)
۴٫ در مواردی که برخی احکام مثل: جهاد ابتدائی، قضاوت و … از زنان برداشته شده، نه آن که از حقی محروم شده اند که این لطفی است از خدا(جل جلاله) ، تا زیر بار مسئولیتی سنگین که منافات با روحیه‌ی آرام و لطیف شان دارد نباشند.
۵٫ برخی احکام مانند زودتر به سن بلوغ رسیدن دختران از پسران و … از آن روست که زن زودتر در پوشش تربیت قرار گیرد و جهت پروراندن نسلی به گستره‌ی تاریخ، آماه تر باشد. به ویژه که سن ازدواج دختران زودتر از پسران است.
۶٫ برخی محدودیت‌ها و ممنوعیت‌ها از آن روست که حریم و مرزی نهاده شود تا جلوی مفاسد و خطرات احتمالی ـ که در جای خود بسیار مهم و لازم به پیشگیری‌اند ـ گرفته شود. مثلاً: به زنان دستور داده شده: خوب حرف بزنید اما صدا را نازک نکنید، تا آن که در قلبش مرض و شیطنت است به شما طمع نورزد.
همچنان که نقص و شر، نسبی اند، ترجیح و تقدیم مرد و زن نیز نسبی است. از این رو هرگاه محدودیتی در مورد زن می‌بینید، آن را نسبی دانسته و در ورای آن حکمتی عظیم را مد نظر داشته باشید، هر چند شاید برخی برای ما کاملاً آشکار نشود.
این در حالیست که در اسلام، موارد متعددی است که به زن امتیازاتی داده شده از جمله: دستور صریح و روشن قرآنی این است که:
وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ.(نساء/ ۱۹) با زنان با رفتاری نیکو معاشرت نمایید.
حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه وسلم) در مقابل سوال کسی که پرسیده بود چه کسی سزاوار ترین فرد به نیکی است؟ سه بار نیکی به مادر را تأکید فرمودند و در مرحله چهارم پدر را (۱)؛ در جایی دیگر فرمودند: تربیت و رسیدگی به دختران یا خواهران باعث نجات یافتن از آتش دوزخ می گردد(۲) و ده ها امتیاز، احترام، قدرشناسی و منزلت بخشی دیگری که هیچ دین، مکتب فکری یا جنبش اجتماعی و…تاکنون نتوانسته به آن بپردازد و نخواهد توانست که به جایگاه واقعی زن مطابق فطرت و سرشت آن و واقعیت های اجتماع انسانی تا به این حد دساتیر، احکام و موعظات زیبایی را مقرر دارد.

(۱) اخرجه احمد والترمذی و ابن حبان
(۲)اخرجه مسلم رقم ۲۵۴۸

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما میتوانید از برچسب ها و ویژگی های HTML هم استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

بالا