برای زنان و کودکان در غزه
مدتی است که می خواهم دربارۀ زنان و کودکان غزه بنویسم و اندک توانی را که در اختیار دارم به کار گیرم، اما قلم و ذهنم در برابر این موضوع سنگین، ناتوان مینماید. گمان نمیکنم نوشتههای ما بتواند حقیقت حال این زنان و کودکان را بهطور کامل بیان کند. هدف من، بازگو کردن گرسنگی، بیخانمانی و آوارگی ناشی از جنگ در غزه نیست؛ این صحنهها بارها توسط رسانهها نشان داده شده است.
اما آیا ما میتوانیم ایمان و توکل این زنان و کودکان را ترسیم کنیم؟ آیا اندیشیدهایم که حاملان امانت ایمان چه کسانیاند و پرچم داران حقیقی دین و جهاد بر روی زمین چه کسانی هستند؟
واقعیت این است که ما در خانههای امن خود نشسته ایم و با کوچک ترین مشکل، شکایتهایمان را تا آسمان میفرستیم. اگر غذای دلخواهمان بر سفره نباشد، با نارضایتی و تکبر از آن کنار میرویم و گاه درِ خانه را نیز به تندی میبندیم.
اما در غزه، توکل بر خدا صحنههایی میآفریند که هیچ دوربینی قادر به ثبت کامل آن نیست، مادری را ببینید که در میان ویرانهها، با دستانی که هنوز گرد و غبار خانه فرو ریخته را بر تن دارد، قرآن را چون گرانبهاترین دارایی در آغوش میگیرد. او به فرزندش میآموزد که این کتاب، چراغ راه است و هر صفحهاش رهنمای شهیدانی است که برای عزت دین برخاستهاند.
کودکی را ببینید که نان خشکیده را میان خواهر و برادرش تقسیم میکند و پیش از خوردن، دعای «بسم الله» را با صدای لرزان اما با ایمانی محکم بر زبان میآورد.
پیرزنی را تصور کنید که در صف آب، زیر آتش دشمن، ذکر «حسبنا الله و نعم الوکیل» را بیوقفه تکرار میکند؛ گویی هر گلوله که به زمین میافتد، شهادتی تازه بر توکل اوست.
و کودکی دیگر را ببینید که با قامتی استوار و نگاهی پر از اعتماد به نفس میگوید: “مادرم به من آموخته که مرگ از گرسنگی، افتخار و شهادت است؛ اما فروش وطن در برابر یک لقمه غذا، نامردی است و مسلمان هرگز نامرد نیست”.
این روحیه و این یقین را مادران این کودکان، از خلال آیات قرآن و سیرت پیامبر اکرم ﷺ در جان آنان نهادهاند؛ مادرانی که میدانند تربیت، آغاز جهاد است و ایمان، سلاحی است که هیچ دشمنی توان گرفتن آن را ندارد.
زنان غزه تنها مادران نیستند؛ آنان مربیان ایمان و سنگرسازان جهادند. در دل آتش و خون، به فرزندانشان درس میدهند که جهاد فقط حمل سلاح نیست، بلکه پایداری بر حق، پاسداری از قرآن و عشق به وطن نیز جهادی بزرگ است. شعارهایشان سرشار از آیات الهی است و داستانهایی که میگویند، حماسه مردان و زنانی است که در راه خدا شهید شدهاند.
آری، خانههایشان فرو ریخته، اما سقف امیدشان به آسمان توکل و وعده پیروزی خداوند بلند است. کودکانشان طعم تلخ جنگ را چشیدهاند، اما با چشمانی روشن از ایمان، راه مجاهدان را ادامه میدهند. این زنان، حافظان قرآن در قلبها و پرورشدهندگان نسل مجاهدان فردا هستند.
ما شاید نتوانیم صدای انفجار را خاموش کنیم یا بوی باروت را از هوای غزه بزداییم، اما میتوانیم صدای حق را تقویت کنیم، آیات قرآن را زنده نگاه داریم و به نسلهای خود بیاموزیم که جهاد، رسالت همیشگی اهل ایمان است.
پس بیایید تماشاگر نباشیم؛ هر دعا، هر کلمه و هر گامی که برای خدا برداشته شود، جزیی از این جهاد بزرگ است.
زیرا تاریخ، نه تنها قهرمانان میدان نبرد، بلکه مادران مؤمن و مجاهدپرور را نیز به عنوان ستونهای پیروزی ثبت خواهد کرد.
به قلم: ماه جان عظیمی