توبه ، فضيلت توبه و توبهكنندگان
توبه ، فضيلت توبه و توبهكنندگان
توبه و بازگشتن از گناهان به سوي پروردگار عيبپوش و غيبدان، آغاز طريق سالكان و سرمايهی رستگاران و اول قدم مريدان و تابلوي مجاهدان و كليد استقامت مايلان است و حقيقت آن از سه كار مرتب انتظام پذيرد: علم، حال، و فعل. علم نسبت به زيان گناهان و اينكه آنها حجاب ميان بنده و محبوب او هستند، چنان آگاهياي كه دل را دردمند سازد و به سبب گناهان سابق، دلِ تائب گداخته گردد. چه خوب گفتهاند كه توبه «آتشي است در دل كه اشتعال پذيرد و شكافي است در جگر كه التيام نپذيرد». و يا بيرون كشاندن لباس جفاست و گستردن بساط وفا. توبه بدل كردن حركات نكوهيده است به حركات ستوده و آن جز به اخلاص عمل و خاموشي و حلال خوردن حاصل نمايد.راجع به تشويق و ترغيب در عمل توبه خداوند متعال ميفرمايد:
«همانا خداوند توبهكاران و پرهيزگاران را دوست دارد».[بقره/۲۲۲]
چه مقام و رتبهاي بالاتر از مقامِ دستيابي به محبت پروردگارِ جهانيان است؟
خداوند در توصيف عبادالرحمن [بندگان پروردگار] شرف انتساب آنان را به خود داده و به آنان وعده بهشتهايي را ميدهد كه در آنجا با تحيّت و سلام يكديگر را ملاقات ميكنند و با دريافت منزل و مقامي عالي تا ابد مخلّد و متنعّم [جاويدان و برخوردار از نعمتهاي خداوندي] ميمانند و ميفرمايد:
«و كساني كه با خدا معبود ديگري نميخوانند و كسي را كه خدا [خونش را] حرام كرده است، جز به حق نميكشند و زنا نميكنند، و هر كس اينها را انجام دهد سزايش را دريافت خواهد كرد، براي او در روز قيامت عذاب دو چندان ميشود و پيوسته در آن خوار ميماند مگر كسي كه توبه كند و ايمان آورد و كار شايسته انجام دهد پس خداوند بديهايش را به نيكيها تبديل ميكند و خدا همواره آمرزندهی مهربان است». (فرقان/۶۸-۷۰)
چه فضيلتي از اين بيشتر كه تائب چنان مقبول درگاه خداوند قرار ميگيرد كه سيئات [كارهاي زشت و ناپسند] او تبديل به حسنات گردد؟ دربارة وسعتِ مغفرت و رحمت پروردگار نسبت به توبهكنندگان، خداوند متعال ميفرمايد:
«بگو اي بندگان من كه بر خويشتن زيادهروي روا داشتهايد از رحمت خود نوميد مشويد و در حقيقت خدا همة گناهان را ميآمرزد كه او خود آمرزنده مهربان است».[زمر/۵۳] اين آيه درِ توبه را كاملاً بر روي هر گناهكار و خطاكاري باز نموده هر چند كثرتِ گناه او به كرانهی آسمان هم رسيده باشد؛ زيرا پيامبرعلیه السلام ميفرمايد:
(لو أخطأتم حتى تبلغ خطاياكم السماء ثم تبتم لتاب عليكم) [۱].
«اگر آنقدر خطا كنيد كه خطاهايتان به آسمان برسد و سپس توبه كنيد خدا توبه شما را ميپذيرد».
از جمله فضائل ديگر توبهكنندگان اين است كه خداوند متعال ملائك مقرب را بكار گرفته است تا براي توبهكنندگان طلب مغفرت نمايند و از خداوند بخواهند كه آنان را از عذاب دوزخ حفظ كند و آنان را داخل باغهاي بهشتي نمايد.
كسي كه توبه كند و به اصلاح خود بپردازد كارهاي نيك انجام دهد، خداوند توبهاش را بهتر ميپذيرد. قرآن توبة مرد و زن دزد را اين چنين بيان ميدارد:
«پس هر كه بعد از ستمكردنش توبه كند و به صلاح آيد، خدا توبة او را ميپذيرد كه خدا آمرزندة مهربان است». [مائده/۳۹]
«پروردگارتان رحمت را بر خود مقرر نموده كه هر كسي از شما به ناداني كار بدي كند و آنگاه توبه و اصلاح آيد پس وي آمرزندهی مهربان است». [انعام/۵۴]
«[با اين همه] پروردگار تو نسبت به كساني كه به ناداني مرتكب گناه شده پس توبه كرده و به صلاح آمدهاند البته پروردگارت پس از آن آمرزندی مهربان است». [نحل/۱۱۹]
قرآن در يازده مورد خداوند متعال را با صفت «التوّاب» توصيف ميكند. از جمله در دعاي ابراهيم ( علیه السلام ) و اسماعيل( علیه السلام ) بيان شده كه:
«و بر ما ببخشاي كه تويي توبهپذيرِ مهربان». آمرزش ميكرد، قطعاً خدا را توبهپذير مهربان مييافتند». [بقره/۱۲۸]
و يا در گفتار موسي( علیه السلام) نسبت به بنياسرائيل پس از آنكه آنان گوساله را پرستش ميكردند قرآن ميفرمايد:
«پس به سوی آفریدگارتان باز گردید و توبه کنید؛ بدین ترتیب که یکدیگر را بکشید (و افراد بیگناه، تیغ مجازات بر گناهکاران، بِکشند). این عمل در پیشگاه پروردگارتان برای شما بهتر است. بدینسان الله توبهی شما را پذیرفت؛ همانا الله، بس توبهپذیر و مهربان است». [بقره/۵۴]
براي اينكه توبه فقط يك لقلقة زباني نباشد نيازمند يك حركت ديگري هم هست و آن علّتيابي است و اين چيزي است كه از انسانهاي عاقل و آگاه خواسته شده است.
شايد براي بعضي خود استغفار و ندامت كار مهمي باشد ولي در امر دستيابي به توبة نصوح دستيابي به علل است. در مسأله توبه كافي نيست كه به پروردگار خود بگوييم ما دروغ گفتهايم و يا خلاف كردهايم، هر چند از صميم دل باشد و حتي عازم هم باشيم كه ديگر اين كار را انجام ندهيم. اگر چه اين كار خوب است ولي كافي نيست. بايد برگرديم به اينكه ما چرا دروغ ميگفتيم؟ چرا نسبت به حقوق ديگران بياعتنا بوديم؟ علتيابي كنيم و اين علل و اسباب را در زندگي خود از بين ببريم و قطع نماييم. از آنجا كه رفتار ما معلول گذشته است بايد به گذشته خود رجوع كنيم. روابطي وجود داشته كه ما چنين و چنان ميكرديم، يا دوستاني داشتيم و يا هوسهايي داشتيم و يا برنامههايي داشتيم كه ما را مجبور به دروغ و تضييع حقوق و … مينمودند. اكنون بايد نسبت به قطع و بريدن آن اسباب اقدام نماييم. توبهكردن و عزم بر ترك گناهان در همين راستاست. اگر بنا باشد از فردا همان زندگي ديروز را داشته باشيم و تمام رفت و آمدهاي سابق ما باقي بمانند و تمام دوستان گذشته ما سرِ جاي خودشان باشند و برنامههاي ما با آنان قطع نشود ولي از آن طرف توقع داشته باشيم شخصيت ما دگرگون شود، اين خود يك تمناي محال و آرزوي بيجاست. در باب توبه شخص عالم و خردمند علتياب است يعني به ريشهها نظر دارد ولي شخص جاهل فقط به ميوهها نظر ميافكند.
تنبّه و جرقّههاي زودگذر ناپايدار و حسرتزا هستند و تا كسي اين حالت بيروني را عوض نكند محال است كه حالت دروني او عوض شود. حالت توبه در اين عصر ما همچون كسي است كه در بيابان طوفاني شعلة كبريتي در دست دارد، مواظبتها و مراقبتهايي لازم است كه اين شعله در اين بيابان طوفاني و دچار گردباد، خاموش نشود. اگر تو قدمي در محافظت آن برداري خداوند قدمها تو را یاری میبخشد. كمتر كسي است كه در عمرش چندين بار اين تنبيهات به او دست نداده باشد و اين بارقههاي ربّاني به سوي او ندميده باشد. نگهداري اين عمل از جوانان كه تاب تغيير و تحول را دارند زيبندهتر است.
تألیف: دكتر يوسف قرضاوي
ترجمه: دكتر احمد نعمتي
[۱]– صحيح ابن ماجه, الباني: صفحه و يا شماره ۳۴۴۵