خودکشی چرا؟
بررسي علل و عوامل خودکشي زنان در افغانستان
تحقيق: خديجه نظری
روانشناسان معتقدند که خودکشي درحقيقت يک روش کاهش درد و نگراني است. خودکشي يعني عمل آگاهانهی گرفتنِ زندگي از خود. در مجموع زنان بيشتر اقدام به خودکشي ميکنند،اما مردان بيشتر مؤفق ميشوند؛ بخاطريکه خانمها از روشهاي نرمتري در خودکشي استفاده ميکنند که احتمال نجاتشان را بالا ميبرد، مثل: بريدن رگ دست و خوردن دوا.
زيگموند فرويد اولين کسي بود که به عنوان يک روانشناس به بررسي اين پديده پرداخت. پديدهي خودکشي در تمام نقاط جهان مروج بوده و سالانه در حدود يک مليون نفر در سراسر دنيا خودکشي ميکنند؛ يعني در هر چهل ثانيه يک نفر. در کشور افغانستان در سالهاي اخير بنابر مشکلات خانوادگي و بيعدالتيهاي اجتماعي رقم خود کشيها وخود سوزيها در بين زنان و دختران رو به افزايش بودهاست و شايد افغانستان تنها کشوري باشد که نرخ خودکشيهايي که به مرگ يک تن ميانجامد، در ميان زنان بالاتر از مردان است. شناخت روان شناختي از پديده خودکشي در افغانستان کار سخت و پيچيدهاي است. امکان مطالعات احصاييهاي و پژوهشهاي ميداني به دلايل گوناگون به راحتي امکان پذير نيست. مثلث خودکشي، زن و ازدواج نشان ميدهد که اين پديده تا چه حد به مسايل و سبک زندگي زنان در اين کشور مرتبط ميشود. مطالعات صورت گرفته نشان ميدهد که اکثريت زناني که خودکشي کردهاند با يکي از سه مشکل عمده زير مواجه بودهاند.
- خشونت خانوادگي از سوي شوهر و خانوادهي شوهر
- ازدواج هاي زود هنگام و اجباري
- ترس از موضوعات و تهديدهاي حيثيتي
از ديدگاه اسلام و همه اديان توحيدي؛ مالک همه چيز از جمله انسان، خداوند است و اوست که حق تصرف در جهان و انسان را دارد. آن جا که رخصت دهد مجاز و جايي که او اذن ندهد، غير مجاز است: از جمله اين موارد کشتن انسان است. در اين موضوع هيچ تفاوتي بين انتحار و ديگرکشي نيست، چراکه اين کار سلب حيات از خود و يا ديگري است. خداوند انسان را از اين کار برحذر داشته ميفرمايد:« أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِي الأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعاً »(مائده / ۳۲) (هركس انساني را بدون ارتكاب قتل ، يا فساد در زمين بكشد ، چنان است كه گوئي همه انسانها را كشته است)در آيهي ديگري ميفرمايد:« وَلا تَقْتُلُوا أَنفُسَكُمْ إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِكُمْ رَحِيماً. وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ عُدْوَاناً وَظُلْماً فَسَوْفَ نُصْلِيهِ نَاراً وَكَانَ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيراً »( نساء/ ۲۹، ۳۰) (خودتان را نکشيد همانا خداوند نسبت به شما مهربان است و هرکس از روي دشمني و ستمگري چنين کاري کند پس او را به زودي در آتش دوزخ در آوريم و اين کار براي خدا آسان است).
پيامبربزرگوار( صلی الله عليه وسلم) فرموده اند:« هرکه خود را در دنيا به واسطهي هر چيز به قتل برساند و خودکشي کند با همان وسيله در روز قيامت تعذيب ميگردد» (بخاری). اکثر فقها از جمله امام ابوحنيفه، امام مالک و امام شافعي ميگويند:«وقتي براي شخصي که خودکشي نموده، نماز جنازه اداء ميگردد، اگر امام يا حاکم و قاضي شهر براي زجر و توبيخ چنين عملي؛ در آن نماز حاضر نميشود، نماز را افراد عادي ميخوانند».
عواملي چون ازدواجهاي نامناسب که تفاوتهاي سني در آن فاحش است، ويژگيهاي فرهنگ مردسالاري، نداشتن حق انتخاب همسر، فقر، سابقهي اقدام به خودکشي در بين يکي از اعضاي خانواده، بروز افسردگي، اعتياد، تغييرات ناگهاني در زندگي، فقدان يا جدايي شوهر، قرار گرفتن در معرض خشونت، وجود اختلافات خانوادگي شديد و شکستهاي عاطفي، بيماري اسکيزوفرنی( جنون مزمن) همراه با هذيان و توهم که بيمار را تشويق به خودکشي ميکند، از علل عمدهي خودکشي در بين زنان و دختران افغان است. در بين زنان جوان متأهل جنگ و جدال با همسر، بيکاري شوهر و مشکلات زناشويي از عوامل خودکشي محسوب ميشوند و در اين ميان اختلالات رواني چون افسردگي شديد نيز نقش خود را دارند.
همچنان رسانهها و فلمهاي تلويزيوني که در آن( آيتمهايي) مبني بر اقدام به خودکشي ديده ميشوند، تأثيري انکار ناپذير در افزايش خودکشيها دارد. عامل ديگري که درخودکشيها تأثير بسزايي دارد، اين است که بسياري از اختلالات رواني بيماران در افغانستان از طريق خرافات( تعويذ نويسي) پيگيري ميشود، تا رجوع به مراکز درماني!. اکثر زنان مناطق روستايي در افغانستان به افسردگي دچارند و دست به خودکشي ميزنند، اما خانوادهها و همسرانشان به هيچ وجه ضرورت نميبينند، آنها را به مراکز درماني ببرند و اين کار را عار و ننگ ميدانند.
در بسياري از خبرهاي خودکشي ميتوان به اين دو موضوع رسيد، کسي که اقدام به خودکشي کرده دختر يا زن جواني بوده که دليل خودکشياش به ازدواج يا مشکلات خانوادگي اش مرتبط بودهاست. بر اساس اعلان رسمي مقامهاي دولتي در وزارت صحت، ميزان خودکشي زنان در افغانستان طي چهار دهه اخير ۲۴ برابر افزايش يافته و سالانه ۲۳۵۹ زن در کشور خودکشي ميکنند.
همچنان بر علاوه عوامل ذکر شده علل ديگري هم وجود دارد که در خودکشي و در تحريک اقدام به خودکشي تأثيراتي دارند. از جمله از دست دادن وابستگيهاي عاطفي و اجتماعي که خود زمينه ساز طلاق و جدايي ميباشد و طلاق ميتواند عوامل مختلف داشتهباشد، اما يکي از عوامل آن در جامعهي افغانستان، تغيير موقفهاي اجتماعي و گسترش روابط عاطفي زن و مرد خارج از رابطهي زن وشوهري ميباشد که در جامعهي افغاني سابقه نداشت و زمينههاي شکل گيري آن از نظر سطح فرهنگي مساعد نبود و باعث ناهنجاريهاي جديد اجتماعي گرديد و کساني که از اين ناهنجاري ها متأثر گرديدند، وابستگيهاي عاطفي خويش را از دست دادند و منجر به خودکشي ميگردد.
عامل ديگر احساس غير مفيد بودن است، که بر اثر جنگهاي پيدر پي، خشکسالي، بيجا شدن و مهاجرتها بسياري از افراد جامعه يکباره با شرايط جديدي روبرو شدند و عدهاي به موقفهاي بالا رسيدند و تعدادي هم از چرخه روابط و زمينههاي رشد اجتماعي بيرون ماندند، با تنگدستي و فقر مواجه شدهاند. اين مسأله باعث ناهنجاريهاي رواني براي اين افراد گرديده و طاقت فرسا بودن رنج و محنت برايشان باعث ميشود که احساس غير مفيد بودن کنند و بالاخره اين افراد در معرض رو آوري به انحراف و بزهکاريهاي اجتماعي و خودکشي ميباشند.
وجود اينگونه معضلات اجتماعي در سطح جامعه افغانستان دشواريهاي بيشتري را در زمينه تحکيم آرامش رواني و اجتماعي در کشور به همراه داشته و يک سردرگمي و پيچيدگي درا ين زمينه وجود دارد. در صورتيکه يک اقدام و برنامه جدي در زمينه کاهش معضلات اجتماعي و مضرات آن در افغانستان صورت نگيرد، متأسفانه بايد گفت که فاجعههاي بيشتري در انتظار جامعه افغانستان خواهد بود و يقيناً آمار و ارقامهاي خودکشي سير صعودي خود را ادامه خواهند داد.
منابع:
www.afghnistsan. Shafaqna.com
www. Sunnidaily.net