در مسیر اصلاح
با حمد و ثنای خداي متعال و صلوات بر محمد مصطفی( صلی الله عليه و سلم) و خاندان پاک ايشان.
خداي متعال در کلام پاکش میفرمايد:« يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَكُمْ وَ أَهْلِيكُمْ نَاراً» ( تحريم / ۶ ) ترجمه:( ای مؤمنان! خود و خانواده خود را از آتش حفظ کنيد.»
میبينيم که خداي متعال در اين آيه، امر به نجات خود و خانواده از آتش دادهاست؛ تا قبل از هر چيزی، دعوتگر در پی دور نگهداشتن خود و خانواده خود از معاصی و گناهان باشد. دعوتگران راه حق که خود را نسبت به احوال امت خود مسؤول میدانند و شب و روز در پی اصلاح احوال جامعه و امت اسلامی میباشند؛ در مسير اين اصلاح بايد اولويتها را بشناسند و يکي ازاين اولويتها پرداختن به خود و خانوادهي خود قبل از ديگران میباشد.
گام اول در اين مسير اينست که خانه و خانواده مسلمان دعوتگر اسلامی تربيه و اداره شوند، پيام اسلام را قبل از رسانيدن به جامعهي گسترده، به جمع کوچک خانوادهاش برساند و نزديکانش را از نورِ دعوتش بیبهره ننمايد. در سيرت پيامبر اسلام( صلي الله عليه وسلم) میبينيم که ايشان در اوايل بعثت به دعوت نزديکان دستور داده شدند:« وَ أَنذِرْ عَشِيرَتَكَ الأَقْرَبِينَ» ( شعراء / ۲۱۴) ترجمه:( و خويشاوندان نزديکت را ازعذاب الهی بترسان). اولين کسيکه به رسالت ايشان ايمان آورد، همسر گرامیشان بانو خديجه( رض) بود. کسيکه بيشترين شناخت را از ايشان( صلي الله عليه و سلم) داشت و کسيکه در لحظات سخت بعد از نزول وحی ايشان را دلداری داد و گفت:« به خدا قسم که خدا تو را هرگز خوار نمیکند» و تا لحظه مرگ پشتيبان و حامی ايشان بود. اولين گروهی را که ايشان دعوت دادند نزديکان ايشان يعني بنیهاشم بودند. پسر عمويشان حضرت علی( ض) از اولين خردسالانی بود که ايمان آورد و خردسالیاش، پيامبر(صلي الله عليه وسلم) را ازدعوت وی باز نداشت. برای اسلام آوردن عمويشان ابوطالب تلاش نمودند؛ اينها و بيشتر از اينها نمونههای هستند که برحرص پيامبر( صلي الله عليه و سلم) برای دعوت خانوادهشان دلالت میکند.
امروزه يکي از مشکلات دعوتگران پرداختن به ديگران بدون توجه به خانواده و اطرافيان خود میباشد. فرد قسمی در دعوتِ ديگران خود را مصروف ساختهاست که مسؤوليت خود را در قبال خانوادهاش فراموش نمودهاست، تا جاييکه حتی هيچ وقتِ فراغتي برای گذراندن با خانوادهاش نمييابد. تمام هم و غمش دعوت جامعه است. بیخبر از اينکه در خانهاش چی میگذرد، برادر و خواهرش در چه حالی میباشد، همسر و اطفالش از نظر ايمانی در چی مستوايي قراردارند و خيلي که خود را به زحمت بیاندازد با ديدن اندک کوتاهی از طرف آنها فوراٌ قطع رابطه میکند، درحالی که کار ما قضاوت کردن در رابطه به مردم نيست؛ بلکه بيدارکردن ايمانهای خفتهِ افراد، مسؤوليت ماست و برای انجام اين مهم بجای قطع روابط، بايد در پی وصل آن باشيم.
قطعاً اين نوع عملکردِ دعوتگر تأثير منفی بر دعوتش خواهد گذاشت، چرا که از ديدگاه مردم اگر در اسلام و دعوت اسلامی خيری است، پس دعوتگر بايد نخست اين خير را برای خود و خانوادهاش بخواهد و زمانی میتواند، الگوی نيک برای جامعهاش باشد، که به تربيت ايمانی خانوادهاش توجه کافی مبذول نمودهباشد. فرد دعوتگر با بیتوجهی نسبت به خانوادهاش، حقانيت دعوت و حتی صداقت خود را نيز زير سؤال میبرد.
امروزه، جاهليت از هر سو به شکلهای مختلف و متنوع، به خانههای ما هجوم آورده: رسانهها، انترنت، مد و مدگرايي همه میتوانند درصورت عدم استفاده سالم به عقايد و ارزشهای خانوادهها صدمه برساند. کدام خانه از اينها مصؤن است؟ فرد آگاهی که برای نجات خانوادهاش اقدامی ننموده نزد خدای متعال مسؤول است؛ هر چند مصروف دعوت و اصلاح جامعه باشد و بهانهاش برای عدم توجه به خانواده؛ مصروفيتاش در اين عرصه باشد. وی در حقيقت اولويتها را مراعات ننمودهاست و خواسته از بالا به پايين دعوت کند در حاليکه شعار ما اصلاح فرد، اصلاح خانواده و اصلاح جامعه میباشد. اين شعار اولويت و ترتيب را مشخص میکند.
خانوادهي دعوتگر میتواند بهترين پشتيبانش در کار دعوت باشند، همسر نيک و صالح دعوتگر را به ياد دنيا نه؛ بلکه وی را به ياد آخرت میاندازد و او را درگير مسايل دنيوی نمیسازد. فرزندان صالح، پدر يا مادر دعوتگر خود را در اين مسير همکاری نموده و با خواستههای خود او را در حرج قرار نمیدهند در سختیها دلداریاش ميدهند و باعث ثبات بيشترش در راه دعوت ميگردند. پس دعوتگر نياز دارد تا خانوادهاش را با خود همراه سازد تا در راه دعوت از حمايت خانوادهاش برخوردار گردد. در ده سال نخست بعثت رسول اکرم( صلي الله عليه وسلم) همواره دعوت اسلامی از کمکها و همکاریهاي خديجه( رض) برخوردار بود و در آن شرايط هراس آور، اين مسأله نقطه قوت برای پيامبر( صلي الله عليه وسلم) به شمار میرفت.
برای ادای مسؤوليت در قبال خانواده بايد نکات زير را جدیتر مدنظرگرفت:
قبل از هر چيز دعوتگر بايد عامل به دعوتش باشد. الگوی نيک به تنهايي میتواند از دهها موعظه و درس مفيدتر باشد؛ بخصوص در بين خانواده که در شروع، ممکن است زمينه برای ايجاد درس چندان مساعد نباشد. الگو دهی برای افراد مدعو باعث میگردد که آسانتر به خواستههای دعوتگر عمل کنند.
برای ايجاد زمينه دعوت نياز است که دعوتگر با خانواده خود وقتهای برای همفکری و هماهنگی اختصاص دهد، تا از طريق اين نشستها با روحيات و نقاط ضعف اعضای خانواده بيشتر آشنا گردد. با گوش سپردن به درد دلهايشان ارتباط مستحکم و اعتماد را به وجود آورد.
تلاش نمايد از مناسبتهای مختلف( غم يا شادی) استفاده نموده و توصيههای ايمانی به اعضای خانواده داشتهباشد. اين فرصتها ممکن زياد پيش بيايد، اما دعوتگر زيرک میطلبد تا از اين فرصتها بتواند به بهترين شکل آن استفاده بکند.
به دنبال ايجاد يک درس در خانه باشد. شايد در خانواده در جايگاهی باشد که توصيههايش چندان خريدار نداشتهباشد، نبايد نااميد شود با جوانان و نوجوانان شروع کند. مطمئن باشد که ديگران هم کم کم به اين درس خواهند پيوست. برکت اين درس چنان زياد خواهد بود که وی را متعجب خواهد ساخت.
در دعوت اعضای خانواده؛ دعوتگر نبايد به يک روش اکتفا کند. کوشش کند هر چند وقت تنوعی را ايجاد کند. داشتن يک تفريح سالم، عيادت مريض، شرکت در مناسبتهای مختلف و … میتواند راههای مختلف برای دعوت خانواده باشد.
راه دعوت پوشيده با خارها میباشد؛ قطعاً در دعوت خانواده نيز دعوتگر متحمل مشکلات و سختیهای خواهد گرديد، لذا بايد در اين راه صبور بوده و با پيش آمدن اندکی مشکل ميدان را خالی نکند، يأس و نااميدی را به خود راه ندهد و دراين مسير پر برکت از خود استقامت به خرج دهد.
اگر خانواده اقدام به کار خيری نمودند؛ اراده شان را تقويت نمايد و به آنها کمک کند تا در آن کار خير استقامت داشتهباشند؛ اما اگر به کاری مخالف اوامر الهی دست زدند بر دعوتگر لازم است، تا ايشان را ياری ننموده و آنها را به شيوه بسيار نيکو متوجه قباحت آن عمل بنمايد.
برای ايجاد ارتباط ميان قرآن و افراد خانواده تلاش نمايد، اعضای خانواده را به حسن تلاوت، فهم و تدبر در قرآن ترغيب کند. بکوشد تا بهره کافی از قرآن ببرند اين خود وسيله مجزا برای تربيه ايمانی افراد خانواده میباشد.
مسأله مهم اينست که همواره از خداي متعال برای خانوادهاش هدايت طلب نمايد و دعا کند که الله سبحانه و تعالی آنان را عاملان و دعوتگران به دين خود بگرداند. همواره بداند که هدايت به دست او تعالی است و در اين ارتباط تمام تلاش خود را بکار بگيرد و نتيجه را به خدا واگذار کند.
پس بياييم، کار را ازخانه کوچکمان آغازکنيم، تا به آرمانهايمان نزديک شويم، خانهمان را با نور قرآن و ايمان منور سازيم و آرامش واقعی را هم در اين دنيا و هم در آخرت احساس نماييم. انشاالله.
در اخير از الله سبحانه و تعالی میخواهيم که ما و ذريهمان را از صالحان و دعوتگران بگرداند و ما را در جنت فردوس جمع گرداند
نوشته ی : آرزو سعیدی.