احکام حضانت طفل بعد از طلاق
کلمهي حضانت از( حضن) به معني زير بغل تا پهلو گرفته شدهاست و دو حضنِ هر چيزي، دو پهلوي آنست. عرب ميگويند:( حضن الطائر بيضه) (يعني پرنده تخم خود را زير بال گرفت). حضانت طفل نيز بدين معني است؛ گويي که زن، طفل را زير بال خويش ميگيرد. فقها در تعريف حضانت گفتهاند: «عبارت است از نگهداري و سرپرستي بچه پسر يا دختر يا انسان کم عقلي که اهل تميز نباشد و نتواند مستقلاً کارهاي خود را اداره کند و اين سرپرستي، به گونهاي باشد که کار او را اصلاح کند و او را از چيزهايي که برايش زيان دارد و آزار ميرساند، حفظ نمايد؛ او را از نظر جسمي، روحي و عقلي پرورش دهد، تا بتواند مسؤوليت و وظايف زندگي خويش را بعداً عهدهدار شود و اين توانايي را بيابد».
پس حضانت و سرپرستي نمودن از کودک، خواه پسر باشد و خواه دختر واجب و لازم است و نبايد طفل به حال خود رها گردد؛ زيرا رها کردناش به حال خود، سبب هلاکت جسماني و فساد اخلاقي وي گرديده؛ در نتيجه، خود و جامعه را با خطر مواجه ميسازد. حضانت از کودک، دو دورهي متفاوت دارد.
الف: دورهي ازدواج
حضانت در دورهي ازدواج: تا وقتي که زندگي زن و شوهر به شکل طبيعياش ادامه دارد، هر کدام از پدر و مادر حق دارند که کودک در کنارشان باشد و هرکدام به اندازه توان خود به تربيت جسمي و معنوي وي بکوشند؛ و اهم احکامي که در اين دوره به حضانت تعلق ميگيرد، عبارت است از:
- مادر نه از لحاظ قضايي؛ بلکه از لحاظ ديانت مسؤول شيردادن طفل خود ميباشد، چونکه هيچ شير و هيچ غذايي از لحاظ صحت و منفعت، نميتواند جاي شيرمادر را بگيرد، از روي ترحم به طفل، بايد مادرش او را شير بدهد. درصورتيکه براي پدر و خود طفل مالي نباشد، که بتواند از آن مال، شير خشک آن را تهيه نمود؛ صد فيصد شيردادن بر مادر لازم ميگردد.
- تا وقتي که زن در نکاح شوهر يا در عدهاش از طلاق رجعي قرار دارد، اگر آن زن طفل خود را شير داده، از اين شيردادن مستحق مزد و اجرت نميگردد و چيزي را که مستحق ميشود نفقه است و بس.
ب: دورهي طلاق
اگر پدر و مادر به سببي از اسباب از هم جدا شده و شيرازهي خانوادهگي را به هم زدند؛ در اينصورت:
- مادر به سرپرستي از طفل، از پدر مستحقتر است بدين جهت مادر شايستهتر است تا ولايت حضانت و رضاع را داشتهباشد؛ چون به تربيت و پرورش کودک آشناتر و تواناتر است و شکيبايي مادر نسبت به تربيت فرزند خيلي بيش از پدر است و لذا بخاطر مصلحت کودک، مادر بر پدر مقدم است. از عبدالله بن عمرو روايت است که زني گفت: «اي رسول خدا اين فرزند من است که در شکم من پرورده شده و درآغوشم آراميده و از پستانم شير خوردهاست و حالا پدرش گمان ميکند که بايد او را از من بگيرد». پيامبراکرم(صلي الله عليه وسلم) فرمود:« انت احق به مالم تنکحي»( تا زمانيکه ازدواج نکردهاي تو براي سرپرستي وي شايسته تري).
- بعد از اينکه حضانت طفل به مادر منتقل شد، اگر طفل شيرخوار بوده و مادر او را شير ميداد؛ پدر طفل بايد مزد شيردهي او را به طور متعارف به مادر طفل بپردازد.
۳٫همچنانکه مادر طفل از شير دادن به طفل مستحق مزد ميگردد از حضانت و سرپرستي او نيز مستحق مزد ميگردد.
- تمام مصارف طفل، از خوراک و پوشاک، مسکن و دوا بر عهدهي پدر طفل است.
- حد اکثر مدتي که زن( مادر) مستحق حضانت از پسر ميگردد؛ کامل شدن سن هفت سالگي است و حضانت دختر، تمام کردن نه سال است و بعد از آن به پدر منتقل ميشود.
- بعد از اينکه مدت حضانت مادر به پايان رسيد، اگر پدر و مادر دربارهي اينکه طفل نزد کدام يکي از آنها بماند به توافق رسيدند، مطابق به آن عمل مينمايند و اگر باهم مخالفت نمودند، درمورد حضانت از پسر، پدر مستحقتر و درمورد حضانت از دختر، مادر مستحقتر است و تنها قاضي طبق صلاح ديد ميتواند دو سال حضانت مادر را تمديد کند.
- اگر پدر و مادر با هم نزاع داشتهباشند، طبق راي علماي احناف، پدر اولويت دارد و صحيح نيست که پسر حق اختيار داشتهباشد، چون او سخنش معتبر نيست و مصلحت خود را تشخيص نميهد و چه بسا کسي را انتخاب کند که پيش او بازي ميکند و او را تربيت و تأديب نميکند و جلو او را نميگيرد و سرانجام به فساد اخلاقي کشانده ميشود، به علاوه او هنوز بالغ نشده و حق اختيار ندارد.د.
- اگر پدر طفل پيش از گذشت دورهي شيردهي و حضانت وفات نمود، تا وقتي که مادر مستحق شيردهي و حضانت براي طفل باشد، مزد شيردهي و حضانتش ساقط نميگردد و ميتواند مزد خود را از ترکهي پدر طفل به طور متعارف بگيرد.
- اگر پدر طفل فقير بود و کسي ديگر از اقوام طفل که شايستگي حضانت از طفل را داشتهباشد پيدا نشد، که بدون مزد از وي حضانت نمايد و مادرش هم بدون مزد از طفل حضانت نميکرد. حضانت طفل به مادرش دادهميشود و مزد حضانت بر ذمهي پدر قرض ميماند، که بايد در وقت پولدار شدن، آن قرض را اداء نمايد، يا مادر طفل حق خود را به او ببخشد.« هر گاه زن ناشزه گردد و سن طفل از پنج سال بيشتر باشد محکمه ميتواند طفل را به هر يک از زوجين که مصلحت آن باشد تسليم کند.»
ترتيب صاحبان حقوق در حضانت
نظر به اينکه حق حضانت ابتدا از آن مادر است، فقها گفتهاند قرابت و خويشاوندي مادر، برقرابت و خويشاوندي پدر، مقدم است، بنابر اين ترتيب بين صاحبان حق حضانت بدين گونه است: ابتدا مادراست، سپس اگر مانعي پيش آيد اين حق به
۱-مادرِ مادر ۲- مادر پدر ۳- خواهر حقيقي طفل ۴- خواهر مادري طفل ۵- خواهر پدري طفل ۶- دختر خواهرحقيقي طفل ۷- دختر خواهرمادري طفل ۸- خاله حقيقي طفل ۹- خاله مادري طفل ۱۰- خاله پدري طفل ۱۱- دختر خواهر پدري طفل ۱۲- دختر برادر حقيقي طفل ۱۳- دختر برادر مادري طفل
۱۴- دختربرادر پدري طفل ۱۵- عمهي حقيقي طفل
۱۶- عمهي مادري طفل ۱۷- عمهي پدري طفل. هرگاه طفل هيچ يک از اين خويشاوندان را نداشته باشد و يا از اين نزديکان بودند، ولي اهليت حضانت را نداشتند، آنگاه حضانت به نزديکان پدري که محرم کودک هستند به قرار ذيل به ترتيب ميراث انتقال مييابد. ۱- پدر ۲- پدرِپدر ۳- برادرحقيقي ۴- برادر پدري ۵- کاکاي حقيقي ۶- کاکاي پدري ۷- کاکاي حقيقي پدري
۸- کاکاي پدر پدري ۹- پدر مادرطفل ۱۰- برادر مادر طفل (ماما) و ذوي الارحام ميرسد و هرگاه هيچ کسي را نداشت قاضي فردي را براي تربيت طفل تعيين ميکند.
شرايط حضانت طفل
۱-عاقل بودن: بنابر اين ديوانه و شخص سبک عقل که نميتواند خوب و بد را از هم تشخيص دهد، حق سرپرستي طفل را ندارد. ۲-بالغ بودن: طفلي که هنوز به سن بلوغ نرسيدهباشد؛ حق حضانت را ندارد. ۳- قادر بودن به تربيت: فرد عاجز مانند: کور، مريض، پير از پا افتاده، شخص بيکفايت و امثال اينها حق سرپرستي طفل را ندارند. ۴- ازدواج نکردن: حق حضانت تا وقتي براي مادر ثابت ميماند، که ازدواج نکردهباشد و بعد از اينکه ازدواج نمود؛ حق حضانتش ساقط ميگردد، مگر اينکه با يکي از نزديکان و محارم طفل مثل عموي او ازدواج نمايد که در اين صورت حضانتش ساقط نميگردد. ۵- فاسق نبودن: فاسق کسي است که مرتکب گناه گرديده يا بر گناهان صغيره اصرار داشتهباشد. بنابر اين فرد زناکار، شراب خوار، قمارباز، رقاص، تارک نماز، تارک جماعت، معتاد به مواد مخدر و امثال آنها حق سرپرستي طفل را ندارند و چه بسا امکان دارد، که اخلاق کودک را نيز تباه کنند و به شيوهي او پرورش يابد و اخلاق او را فرا گيرد.
منابع: احکام و آداب جامع بانوان، دکتر عبدالرحيم فيروز هروي
قانون مدني، افغانستان: جلد اول
فقه السنه، سيد سابق مترجم: دکتر محمود ابراهيمي
نوشته : عارفه فاضلی