عبادت، سپس قيادت
مقالهاي زيبا از ميراث امام البنا رحمه الله تعالي
او مرد پيري بود که مراحل عمر را پشت سرگذاشته بود و به سوي آخرت گام برميداشت، صبح گاهي در فرصتي مناسب، فارغ از هياهوي زمان، با رقت روح، در کنارش نشستم؛ در چهرهاش نور صلاح و تقوي و رابطة قلب با الله ميدرخشيد، هر چند در زواياي جامعه ناپيدا بود و در بين مردم گمنام زندگي ميکرد، با او به سخن گفتن پرداختم، گفت:
نام جمعيتتان چيست؟ گفتم: ما جمعيتي نيستيم، فقط برادراني خدايي هستيم که بر اساس يک عقيده و فکر دور هم جمع شدهايم و ميکوشيم تا آنچه را باور داريم در نفس خود پياده نماييم و بعد مردم را هم به آن قناعت دهيم، فکر ما چيزي جز فهم اسلام و عمل به آن و تشويق مردم به سوي آن نيست! گفت: بسيار زيبا.
گفت: چه کسي برايتان آموزش ميدهد؟ برايش گفتم: بيشتر وقتها خودم با برادرانم صحبت ميکنم. اندکي سکوت کرد و نگاهش را به سويم بالا کرد و پرسيد: قيام اليل هم داريد؟ گفتم: منتظري چه جوابي بشنوي؟ جانهايمان به دست الله است اگر بخواهد برميگرداند و اگر بخواهد نگه ميدارد! گفت: راست گفت الله و رسولش که انسان بسيار بحث و جدل ميکند.
برادر
اين را بدان که تربيت روح و تزکيه نفس و قيادت قلبها، با تکرار سخناني که ميگويي و يا قواعدي که درس ميدهي و مطرح کردن نظرياتي که ارائه مينمايي، حاصل نميشود، حتي اگر در مفهوم عقل و علم چنان باشد، از شعور و روحانيت و اخلاق امري بدور است، جماعتها پيش از هر چيزي نيازمند روح و اخلاق خويشاند و آناني که ميکوشند فقط با نوشتن و کتاب اصلاح اخلاقي ايجاد کنند هم خود را فريفتهاند و هم ديگران را، اگر شما هم مسيرتان چنين است بدانيد که به هدفتان نخواهيد رسيد.
برادرم
اين صلاح نفساني که آنرا فرياد ميداريد فقط يک راه دارد، راه الگوي نيک وابسته به الله که از فيض و فضل او کمک ميجويد و اين الگو ساخته نميشود مگر با رنج شب زندهداري و همراهي نماز و مناجات در تاريکي، تو قرآن را ميخواني و ميبيني که الله تبارک و تعالي ميفرمايد:
« يَا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ، قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا، نِصْفَهُ أَوِ انْقُصْ مِنْهُ قَلِيلًا، أَوْ زِدْ عَلَيْهِ وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا، إِنَّا سَنُلْقِي عَلَيْكَ قَوْلًا ثَقِيلًا، إِنَّ نَاشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَطْئًا وَأَقْوَمُ قِيلًا» (المزمل: ۱ – ۶)
(اي جامه به خود پيچيده! شب، جز اندكي [از آن] بيدار بمان. نيمي از شب، يا كمي از نيمه بكاه، يا بر نيمه آن بيفزا و قرآن را بخوان خواندني، ما سخن سنگيني را بر تو نازل خواهيم كرد، عبادت شبانه، مؤثّرتر و ماندگارتر، و اقوال [آن] درستتر و پابرجاتر است)
برادر:
کسي که خود چيزي را نداشته باشد آن را به ديگران داده نميتواند، قلبي که با الله رابطهاش قطع باشد چگونه ميتواند مردم را به سوي الله براند، تاجري که هيچ سرمايهاي ندارد از چه چيزي ميخواهد فايده کند و معلمي که درسي را نميشناسد چگونه ميخواهد آن را به ديگران بياموزد و انساني که از رهبري خودش عاجز باشد کي ميتواند ديگران را رهبري کند، شما چه نياز شديدي به اين بخش از جهاد داريد؟ اگر توانستي چنين کني، اين تمام آن چيزي است که ميتواني کساني را که با تو در کار پيمان بستهاند را به سوي آن براني و اين به معني پيروزياي بعد از پيروزي ديگر است، همانگونه که ياران محمد (صلي الله عليه وسلم) عبادت گذاران شب و شير مردان روز بودند. برادر:
بکوش تا جايي که ميتواني از گنجينههاي شب بهرهببري و آن را در روز برادرانت توزيع نمايي.
سپس اجازه خواست و از جايش بلند شد، بر عصايش تکيه زده و حرکت کرد تا در ازدحام مردم پنهان شود. همانطور با نگاههايم نور وجودش را دنبال ميکردم تا اينکه از ديده پنهان گشت.
اي دعوتگران:
شايد تعجب کرده باشيد که اين سخن را در صفحة مخصوص مجلةتان بيان ميدارم، در جايي که منتظريد برايتان در مورد اموري سخن بگويم که جهان را تکان ميدهد و امت اسلامي در مجموع با آن مواجه است، دوست داريد تا موقف و عمل شما را در برابر اين امور واضح سازم و از مسائلي سخن گويم که براي گروهها و جماعتها مهم است و هيئتها را به تفکر واميدارد! پس بشنويد:
اگر به دنبال هدفي والا و بزرگ هستيد، بايد به شکل کامل درک نماييد که شما به همراه هدفتان در يک صف قرار داريد و اين دنيا با تمامش در صفي ديگر، شما اسلامي در امان و روحانيتي پاک و کامل ميخواهيد، به دنبال اخلاقي هستيد که خير جوشان داشته باشد، قلبهايي که جويندة رحمت و محبت است، و سلامت و آرامشي که تمام جهان را در ساية خويش بگيرد و اما مردم، مادة ماندگار ميخواهند، به دنبال کالاي براق فراوان ميگردند و در اين مسير خصومتي دائم دارند، قربانيهايش ضعفا هستند تا قدرتمندان بهرهمند شوند، هميشه قدرتي وجود دارد که گلوي ضعف را ميفشارد و اين دو تا ابد باقي هستند و تا چنين باشد انسانيت معني عدالت را نخواهد فهميد و طعم آسايش را نخواهد چشيد، اين چيزي است که مردم ميخواهند و آن چيزي است که شما ميخواهيد، پس شما در جايي و جهان در جايي ديگر است، مردم خود را با دروغ پنهان ميسازند و با حيله و فريب تعامل ميکنند و از روبهرو شدن با حقايق ميگريزند؛ اما شما اين را نميخواهيد، زيرا شما بر خود و عمل خويش عليم و خبيري را مراقب ميدانيد، پس اگر راست بگوييد بين شما و ديگران بسيار فرق است که در تمام وجوه خود تفاوت دارد.
شما در روي زمين کم و مستضعف هستيد و از لحاظ مالي فقير و از نگاه قدرت ذليل، سلاحي جز رابطه با الله و کمک از او و ايمان عميق به وي نداريد، اگر از اين ناحيه سالم مانديد بدانيد که همه چيز برايتان به سلامت خواهد ماند:
« إِنْ يَنْصُرْكُمُ اللَّهُ فَلَا غَالِبَ لَكُمْ» ( آل عمران: ۱۶۰)
( اگر خداوند شما را ياري كند هيچ كس بر شما چيره نخواهد شد)
بکوشيد چنين باشيد و نگوييد چگونه؟
زيرا راه واضح است، قبل از اينکه رهبر باشيد بنده باشيد، پس خواهيد ديد که عبادت شما را به بهترين قيادت ميرساند، و به شدت از اين بپرهيزيد که قضيه برعکس شود همانگونه که ديگر مردم چنين ميکنند، به دنبال قيادت و رهبرياند قبل از اينکه از ناحية عبادت خود را سالم سازند، سرفرو ميآورند و يا نماز ميخوانند؛ اما آشفته و پريشانند.
با روح و جانتان اين حديث قدسي را بنوشيد:« کسي که دوستي از دوستانم را آزار داد به تحقيق که با وي اعلان جنگ ميکنم… و بندهام نميتواند به چيزي بهتر از فرايض به من نزديک شود و به وسيله نوافل تا جايي به من نزديک ميگردد که او را دوست ميدارم و هنگامي که او را به دوستي گرفتم، گوشش ميشوم که با آن ميشنود و چشمش ميشوم که با آن ميبيند و دستش ميگردم که با آن ميگيرد و پايش ميشوم که با آن ميرود، اگر از من چيزي بخواهد حتماً عطا خواهم کرد و اگر به من پناه برد به او پناه ميدهم» «بخاري».
پروردگار نيز ميفرمايد:
« وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا» ( النور: ۵۵)
( خداوند به كساني از شما كه ايمان آوردهاند و كارهاي شايسته انجام دادهاند، وعده ميدهد كه آنان را قطعاً جايگزين در زمين خواهد كرد همان گونه كه پيشينيان قبل از خود كرده است[و حكومت و قدرت را بدانان بخشيده است]. همچنين آئين ايشان را كه براي آنان ميپسندد، حتماً پابرجا و برقرار خواهد ساخت و نيز خوف و هراس آنان را به امنيّت و آرامش مبدّل ميسازد، [آن چنان كه بدون دغدغه و دلهره از ديگران، تنها] مرا ميپرستند و چيزي را انبازم نميگردانند).
مسعوده جامی الاحمدی