یار و همدم دعوت هستی یا کارمند آن؟
دعوت پلان زندگی طبق برنامة الله متعال است که تمام وقت و تلاش فرد را در برمیگیرد.
دعوت پروسة زندگی
با وجود تصور ایمانی ساده برای زندگی، مطابقت بین فهم و تطبیق آن، نیازمند این است که زن دعوتگر این فهم خویش را در حین ادای مسؤولیتش باری دیگر ترتیب و تعمیق نماید، زیرا بسیاری بدون قصد و اراده بین شعائر عبادی و دیگر اعمال روزمرة خویش تفاوت قائل میشوند. دعوتگر را میبینیم که شعائر عبادی را چیزی و کارهای روزمرة خویش را چیزی دیگر میپندارد، به همین دلیل در شعائر به دنبال عبادت میگردد و بعد از آن سایر کارهایش را به همان ترتیب عادات روزمره و نیازمندیهای شخصی که شرایط زندگی ایجاب میکند، انجام میدهد!!
این برداشت به دعوت نیز سرایت کرده است، کسی که چنین فهم ناقصی از عبادت داشتهباشد در دعوت نیز خود را یک کارمند میداند که وظیفة خویش را در زمانهای رسمی آن ادا میکند و بعد از ختم آن ساعات هر کاری را که بخواهد از امور شخصی خویش جدای از مقاصد دعوت انجام میدهد، در این هنگام دیگر نه او با دعوت رابطهای دارد و نه دعوت در باقی وقت و کارش نقشی، و بدور از آن در خانه و محل وظیفه و دیگر مجالاتی که امور شخصی خوانده میشود وقت خویش را سپری مینماید. چنین شخصی با این طرز فکر یک کارمند دعوت گفته میشود نه یار و همدم و همراه دعوت.
دعوت در حقیقت پروسة زندگی است که طبق برنامة الهی به پیش میرود، و تمام وقت و تلاش فرد را در برمیگیرد، و دعوتگر واقعی کسی است که همراه و یار دعوت باشد نه کارمند آن، همانگونه که الله تعالی میفرماید:
« قُلْ إِنَّ صَلَاتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ، لَا شَرِيكَ لَهُ وَبِذَلِكَ أُمِرْتُ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُسْلِمِينَ» [الأنعام: ۱۶۲، ۱۶۳]
( بگو: نماز و عبادت و زيستن و مردن من از آن خدا است كه پروردگار جهانيان است، خدا را هيچ شريكي نيست و به همين دستور داده شدهام و من اوّلين مسلمان هستم).
این فرمانی است تا تمام زندگی برای الله، پروردگار جهانیان اختصاص یابد.
در جایی دیگر میفرماید:
« إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ» [التوبة: ۱۱۱]
( بيگمان خداوند جان و مال مؤمنان را به [بهاي] بهشت خريداري ميكند).
پیمانی ایمانیای که همراه الله تعالی بستهایم در این معامله برایمان چیزی از جان و یا دیگر داشتهها را برای خودمان باقی نمیگذارد. عباده بن صامت( رضی الله تعالی عنه) میگوید: «پیامبر ( صلیاللهعلیهوسلم) ما را فرا خواند، با او بیعت کردیم. از جمله مسائلی که از ما بیعت گرفت این بود که در سمع و طاعت وی همیشه کوشا باشیم چه در خوشی و ناخوشی و یا در سختی و آسانی و دیگر اینکه با اهل کار منازعه و جدل نکنیم» [بخاری]، و این چنین است که طاعت تمامی زوایای جان و روان انسانی را در برمیگیرد و به وسعت حیات وسیع میگردد.
پروردگار میفرماید:
« فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ، وَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ» [الزلزلة: ۷، ۸]
( پس هركس به اندازه ذرّه غباري كار نيكو كرده باشد، آن را خواهد ديد، و هركس به اندازه ذرّه غباري كار بد كرده باشد، آن را خواهد ديد).
و باز میفرماید:
« مَا يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ» [ق: ۱۸]
( انسان هيچ سخني را بر زبان نميراند مگر اين كه فرشتهاي، مراقب و آماده آن سخن است).
« وَكُلَّ إِنْسَانٍ أَلْزَمْنَاهُ طَائِرَهُ فِي عُنُقِهِ وَنُخْرِجُ لَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ كِتَابًا يَلْقَاهُ مَنْشُورًا، اقْرَأْ كِتَابَكَ كَفَى بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيبًا» [الإسراء: ۱۳، ۱۴]
{ما اعمال هركسي را [همچون گردنبند] به گردنش آويختهايم و در روز قيامت كتابي را براي وي بيرون ميآوريم كه گشوده به [دست] او ميرسد، [بدو گفته ميشود:] كتاب [اعمال] خود را بخوان. كافي است كه خودت امروز حسابگر خويشتن باشی}.
« وَوُضِعَ الْكِتَابُ فَتَرَى الْمُجْرِمِينَ مُشْفِقِينَ مِمَّا فِيهِ وَيَقُولُونَ يَا وَيْلَتَنَا مَالِ هَذَا الْكِتَابِ لَا يُغَادِرُ صَغِيرَةً وَلَا كَبِيرَةً إِلَّا أَحْصَاهَا وَوَجَدُوا مَا عَمِلُوا حَاضِرًا وَلَا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَدًا» [الكهف: ۴۹]
{و كتاب [اعمال هر كسي، در دستش] نهاده ميشود و گناهکاران را ميبيني كه از ديدن آنچه در آن است، ترسان و لرزان ميشوند و ميگويند: اي واي بر ما! اين چه كتابي است كه هيچ عمل كوچك و بزرگي را رها نكرده است و همه را برشمرده است، و آنچه را كه كردهاند حاضر و آماده ميبينند. و پروردگار تو به كسي ظلم نميكند}.
به این اساس محاسبة الله همه چیز را در برمیگیرد حتی اموری به خوردی ذره در طول عمر هر یک از ما.
این شعار دعوت است که:«الله غایتنا، والرسول قدوتنا، والقرآن دستورنا، والجهاد سبیلنا، والموت فی سبیل الله أسمی أمانینا» به این اساس هدف معلوم است و نمیتوان از آن جدا شد، از طرفی الله تعالی هیچ شریکی را نمیپذیرد، و بیعت ایمان برای مؤمن بهرة دنیوی و اهداف شخصی باقی نمیگذارد، اولین دعوتگر صلیاللهعلیهوسلم که جز او الگوی کامل دیگری نداریم، چنین بود، قانون یگانةمان قرآن نیز این امر را واضح میسازد، این بیعتی است که تنها با جهاد در راه خدا ثابت میشود، همانگون که الله تعالی میفرماید:
« قُلْ هَذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّهِ عَلَى بَصِيرَةٍ أَنَا وَمَنِ اتَّبَعَنِي وَسُبْحَانَ اللَّهِ وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ» [يوسف: ۱۰۸]
{بگو: اين راه من است كه من با آگاهي و بينش به سوي خدا ميخوانم و پيروان من هم[چنين ميباشند] و خدا را منزّه ميدانم، و من از زمره مشركان نميباشم}.