موهبت‌ها را بنگريم نه محدوديت‌ها را

سرمايه و کار و بارم راکد شده، به فلان مريضي مبتلا شدم، گرفتاري و مصروفيت‌ها مرا مجال نمي‌دهند، غم و مشکلات پشت سر هم هجوم آورده‌اند و… ده‌ها شکايت و شکوه ديگر را به هنگام روبرو شدن با ديگران به زبان مي‌آريم، غافل از اينکه کم همتي‌ها و بي‌صبريهايما پرده‌هاي سياهي از بدبيني و کفران نعمت را بر تمام نعمتهايي که داريم کشيده‌اند.

متأسفانه عادت کرده‌ايم مشکلات و کمبوديها و خلاها را ديده آنها پر رنگ و بزرگ کنيم. اين کار موجب مي‌شود که در قدم نخست چشم ما براي ديدن نعمتهايي که داريم، بصيرت‌اش را از دست بدهد. دوم اينکه نتوانيم به طور منطقي براي حل مشکل و رفع خلاء برآييم و فرصتي که در وراي آن گرفتاري است را دريابيم و مهمتر از همه اينکه ناشکري و نااميدي ما، لطف و رحمت خداوند را از ما دور مي‌سازد.

سنت الهي مدام اينگونه بوده است که هيچ سختي‌اي را بدون حکمتي نياورده و بسا فرصتها را در پوشش مشکلات مي‌آرايد و حتي بسياري نعمتها را پس از سختي‌ها مي‌فرستد؛ حال دقت و صبر مي‌طلبد تا انسان با کنترول خود و وضعيت موجود، بتواند بي‌انديشد که در اين حال مفيدترين و سنجيده‌ترين کاري که انجام داده مي‌توانم چيست؟

به واقعيت، نخستين اقتضاي شکر خداوند، توجه و فهم نعمتهاي الهي است. شکر خودش به معني داشتن« شعور و درک» نعمتهاست؛ کسي که روزانه بخورد و شب آرام بخسپد و آب سرد بنوشد و برايش معلوم نگردد که اينها نعمات بزرگي‌اند، در اين صورت اين چيزها را نعمت نمي‌داند و چون نعمت فکر نمي‌کند، شکر آنها را نيز اداکرده نمي‌تواند، لذا از همه اولتر بايد احساس و شناخت نعمت‌ها وجود داشته باشد؛ چرا که درک قدر و ارزشي چيز احساس نعمت را بوجود مي‌آورد. آن چه نزد ما قدر و قيمتي نداشته‌باشد چگونه آن را نعمت خواهيم شمرد؟

اگر در بين راه‌مان دانه قيمتي يي افتاده باشد و ما آن را تکه سنگي تصور کنيم، اين برايمان نعمت نيست، چون بصيرت و درک برخورداري از نعمت را نداشته ايم. مسأله در اينست که آنچه عام شود و پي هم باشد، نعمت احساس نمي‌شود، ولي وقتي از ما گرفته شود بعداً برايمان واضح خواهد شد که از چه نعمتي برخوردار بوديم. حتي مصيبتهايي که خيلي از افراد به آن مواجه مي‌شوند و از ما دور مي‌شود، خود نعمت بزرگي است که جاي شکر فراوان دارد. شکري که تنها به زبان نباشد، بلکه با استفاده نيکوي از آن نعمت و رساندن خير آن به ديگران به زيور عمل آراسته شود. آنگونه که به خاندان داوود( ع) به شکر دستور داده شد:« اعْمَلُوا آلَ دَاوُودَ شُكْراً»(سبأ: ۱۳)( اي آل داوود! شکر را به جاي آريد).

به اين ترتيب خوب است هم اکنون به اين جملات بي‌انديشيم:

شايد در پوشش خيلي از سختي‌هايي که به آن مواجه هستيم، مؤفقيت‌ها و فرصت‌هايي باشد!

شايد خيلي از آنچه بدمان مي‌آيد، خير و خوبي را برايمان به بار بي‌آورد!

شايد خيلي از آن چيزهايي که محدوديت مي‌پنداريم شان، موهبتهاي الهي باشند!

شايد لازم باشد طرز ديد خودمان را شسته و به جاي شاکي بودن شکر گذار باشيم!

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما میتوانید از برچسب ها و ویژگی های HTML هم استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

بالا