صدای گامهای دیکتاتور در سرزمین فراعنه
صدای گام های دیکتاتور در سراسر سرزمین فراعنه پیچیده است. خیابان های پایتخت آغشته به خون اند. آشوب سراسر شهر را فراگرفته است؛ اما نه آشوبی برخاسته از یک راهپیمایی صدها هزار نفری، آرام و مسالمت آمیز؛ بلکه صدای مرمی تک تیراندازهایی که بر فراز بام خانه ها مستقر شده اند و قربانیان هدف را از میان سیل جمعیت هراسان از هجوم موترهای زرهی ارتش و پولیس، گزینش می کنند و به آرامی تیر خلاص را به هر نقطه از بدن قربانی که بخواهند خالی می کنند.
مصر در آتش یک جنگ و کشتار تمام عیار می سوزد. به نظر می رسد جنرال سیسی کاسه خون را سرکشیده و دیوانه وار فرمان سه فوریتی شلیک و کشتار و ایجاد رعب و وحشت و خشونت داده است. آمارهای غیررسمی تکان دهنده و وحشتناک است: صدها کشته، هزاران زخمی!![]()
این رقم شاید بتواند از آنچه از صبح امروز در میدان های النهضه و رابعة العدویه جریان دارد تصویری واقعی تر ارائه دهد. حتی خبرنگاران هم در امان نیستند؛ از آغاز امروز تاکنون، مرگ دست کم سه خبرنگار تایید شده است.
دولت از اقدام ارتش و پولیس ستایش کرده و معترضان هوادار مرسی را مسئول اصلی کشتار معرفی کرده و آنها را به آرامش و پرهیز از خشونت فراخوانده است! یکی از رهبران اخوان المسلمین گفت که سیسی در پی تبدیل مصر به سوریه ای دیگر است.
ناظران می گویند مصر شاهد سرفه های مسموم و خونین یک انقلاب بیمار است؛ انقلابی که در آن، جز به زیر کشیدن دیکتاتور، نه شعاری در کار بود، و نه یک ایدئولوگ و کاریزمای مورد وفاق همگان.
مردم فقط آمدند؛ تا بگویند دیگر دیکتاتور نباشد، وضعیت فوق العاده ده ها ساله حاکم بر سرزمین فرعون ها، پایان پیدا کند و مردم بر سرنوشت خویش مسلط شوند؛ اما غافل از آنکه آنها تنها قادر شدند دیکتاتور را کمی آنسوتر به شهر توریستی شرم الشیخ برانند. آنها شاید توانستند برای چند صباحی دیکتاتور را از قدرت به زیر بکشند، تحقیرش کنند و برای وی، جلسات محاکمه برگزار کنند؛ اما غافل از آنکه دور راندن یا حتی به زیر کشیدن و محاکمه دیکتاتور به معنای ساقط کردن دیکتاتوری نیست. آنها شاید درک درستی از تاریخ سرزمین خویش نداشتند و از اینکه سرزمین فراعنه، کشتگاه دیکتاتوری است و دموکراسی و مردم سالاری در آن، نمی روید.
اکنون صدای پای دیکتاتور بار دیگر در سراسر مصر به ویژه در خیابان های اصلی پایتخت، پیچیده است و می دانیم که صدای پای دیکتاتور به هیچ روی صدای آرام و رمانتیک و دوست داشتنی و توام با حس لطیف شاعرانه نیست؛ این گام ها خونین و مرگ آلود اند.
صدای گام های دیکتاتور همراه با خون و تانک و گلوله و آتش و بولدوزر و ارتش و پولیس و شلیک و انفجار و آژیر آمبولانس ها و فریاد زنی است که در حلقه ای از نظامیان خشمگین محاصره شده، یا جوان خون آلودی که کشان کشان به وسیله چند نظامی با سرعت و بیرحمی به سمت به یک موتر زره پوش کشیده می شود یا دست و پا زدن مردی که از ناحیه سینه تیر خورده و مذبوحانه در خود می پیچد و دست و پا می زند. صدای فلاش کامره های خبرنگاران را نیز می توان از میان آشوب های مخوف و مهیب شنید؛ البته اگر به آنها اجازه چنین کاری داده شده باشد!
آنچه در این آشفته بازار خون و خشونت و آشوب ناشی از صدای گام های دیکتاتور، کمتر به گوش می رسد صدای متین و موقر و آرام یک دیپلمات شیک پوش غربی یا دبیر کل چشم بادامی سازمان ملل متحد است که پشت تریبون قرار می گیرد و با یک لبخند شیطنت آمیز نسبت به اکنون و آینده مصر «ابراز نگرانی» می کند و دو طرف –ظالم و مظلوم- را به «خویشتنداری» فرامی خواند!
با تشکر از خبرگزاری جمهور