زندگیت را بسپار به پروردگار!
زندگیت را بسپار به پروردگار!
مینویسم، به اشخاصی که درگیر حالتهای زندگی شدند؛
مینویسم، به اشخاصی که زندگی را سخت گرفتند؛
می نویسم، به اشخاص که حمایت پروردگار را فراموش کردند؛
مینویسم و مینویسم و مینویسم!
ای خواهرم، ای برادرم!
چرا غمگینی؟
مگر ما پروردگار نداریم؟!
چرا سردرگمی؟
مگر ما منبع راهنمایی مثل قرآن نداریم؟!
چرا اینقدر حالتهای زندگی را بالایت سخت میگیری؛ مگر فراموش کردهای که این دنیا سرای امتحان است. مگر فراموش کردی که روز های خوب خواهند آمد و خواهند رفت؛ و همین طور، روز های بد هم خواهند آمد و هم خواهند رفت. زندگی لحظهای هم توقف نخواهد کرد، پستی و بلندی هایش دائما ادامه خواهد داشت؛ چرا این را به یاد فراموشی میسپاری که خوشبختی حقیقی، شادی حقیقی، در بهشت نصیب مان می شود.
پس ای خواهرم، و ای برادرم!
زندگیت را بسپار به پروردگار،
پروردگاری که توانا به هر چیز است، پروردگاری که بندگانش را دوست دارد، پروردگاری که نمیخواهد بندگان اش وارد جهنم شود.
پروردگاری که می خواهد توسط گذراندن این مراحل زندگی مورد امتحان قرار ات دهد و آن مصیبت که شامل حالت میشود را کفارهی برای گناهان ات قرار دهد.
پروردگاری که میخواهد بندهاش متوجه گناهش شود و به دنبال رباش بیاید و هر نوع سختی زندگی را بخاطر بدست آوردن رضایت پروردگارش تحمل کند و از آن عبور کند.
پس زندگیت را بسپار به پروردگار و تلاش های بندهگی ات را انجام بده و از مراحل زندگی عبور کن.
《فَاللهُ خَیر حَافِظًا وَ هُوَ اَرحَمُ ارَّاحِمِینَ》
خداوند بهترین حافظ و مهربان ترین مهربانان است.
من این سخنان ام را در این اشعار خلاصه می کنم.
توکل به خدایت کن؛
کفایت میکند؛ حتما
اگر خالص شوی با او؛
صدایت میکند حتما؛
اگر بیهوده رنجیدی؛
از این دنیا بی رحمی؛
به درگاهش قناعت کن؛
عنایت میکند حتما؛
دلت درمانده میمرد؛
اگر غافل شوی از او؛
به هر وقتی صدایش کن؛
حمایت میکند حتما؛
خطا گر میروی گاهی؛
به خلوت توبه کن با او؛
گناهت ساده میبخشد؛
رهایت میکند حتما؛
به لطفش شک نکن هرگز؛
اگر دنیا حقیرت کرده؛
تو رسم بندگی آموز؛
حمایت میکند حتما؛
اگر غمگین اگر شادی؛
خدایی را پرستش کن که هر دم بهترینها را؛
عطایت می کند حتما…
توکل، قناعت به پروردگار کفایت کننده است بر ما؛ اگر صدایش بزنیم، و رسم بندگی را بیاموزیم حمایت کننده است بر ما.
پس ای خواهر ام و ای برادر ام! تو رسم بندگی بیاموز و زندگیت را بسپار به پروردگار …
با قلم: حليمه “سهاک”