نقش محوري زنان فلسطيني در مقاومت و پيروزي
![]()
فلسطين زخمي بگو چند صبح به بيداري شانهها مانده است
انسان زيستن مهمي است که با خود مسؤوليتي بس سنگين و فراگير به همراه دارد. و بهترين انسان، انسان آزاده است. انساني که خود را به قيد هيچ بندي تسليم نميکند و الله ي را ميپرستد که اطاعت او عين آزادي است و آزادگي…
تلاش، مبارزه، استقامت، هدف، و ايثار مفاهيماند که شايد اکثر انسانها آنها را تجربه کرده باشند اما چيزي که واضح است تفاوت مفاهيم اين کلمات در مورد هر شخص و هر جايگاه است. زماني که اين کلمات ممثل فرمان الهي و دفاع از حق و تأديب ظالم و دفاع از مظلوم باشد، اکسيري خواهد شد که طاقتهاي سر به مهر وجود انساني را ميشکافد و نمونههايي از اسطورههاي حيرت آور بشري را ميسازد.
و فلسطين سرزمين و زادگاه اسطورههاي معاصر جايي است که براي جهان امروز نمونة بارز مقاومت ايمان در برابر کفر است جايي که انسانهايي زندگي ميکنند که بايد باورها و معيارهايشان مطالعه شود و بر چگونگي تربيتشان مداقه گردد. مردماني که ارزش بقاي انساني را در استقامت در مقابل ظلم ميبينند و مرگ در اين راه را مرحلهاي از کسب افتخارات… انسانهايي که از کودکي سرسختي و مقاومت را ميآموزند و ياد ميگيرند که زنده بودن به معناي نفس کشيدن و خوردن و خوابيدن خود هدف نيست بلکه دليلي محکم براي زندگي بايد داشت، دليلي که روح انسانيت را در کالبد زندگي حيواني بدمد…
در طول تاريخ اسلام سرزمين فلسطين اولين سرزميني نيست که کفار چشم طمع بر غصب آن دوختهاند بلکه ما با تلخي گواه هجوم بر مناطق مسلمانان در نقاط مختلفي از جهان بودهايم که در نهايت مسلمانان آن نسل کشي شدند و نشانههاي اسلامي نابود گرديد و ملتها سمت و سوي شان از روشني اسلام به جهل کفر انجاميد. اما فلسطين به چنين سرنوشتي دچار نشد بلکه فشارها و ظلمها و نسل کشيها و اخراجها بر مقاومت اين ملت افزود و در طول بيش از صد سال هر روز آگاهي و بيداري و استقامتشان زيادتر شد و امروز ميبينيم که باور به باز پس گيري تمامي سرزمينهاي غصب شدهشان بخشي از ايمان مسلمانان اين مرز و بوم گشته است.
بدون شک دردِ ظلم و بيداد برخي ملتها را ميکُشد و برخي را بيدار ميسازد، و بيداري امتها رمز کاميابيشان است. فلسطين درد کشيده نمُرد بلکه بيدار شد، خدايش را شناخت و در کورة داغ مصيبت آبديده گشت، معادلات نامرئي زندگي را تجربه نمود، معادلاتي که نميتوان آن را با پيمانههاي مادي سنجيد، قضايايي که در بسا اوقات تأثيرات و پيامدهاي آنها بر انسان و زندگي و اطرافيانش بيشتر از مسايل ظاهري و مادي است و ناديده گرفتن آنها به معناي تخريب تمام يک آيندة روشن است. و فلسطين تجربه کرد…
امروز زماني که شجاعت مردان و زنان و کودکان اين سرزمين را ميبينيم، زماني که فراست و زيرکي و دانش فرماندهانشان حيرت زدهمان ميکند، و وقتي که ميبينيم باورشان به يک آيندة روشن سخن پوچ و توهم نيست بلکه ادعايي مستدل و پيامي مبتني بر شاخصهاي علمي و واقعي ميباشد؛ بايد بدانيم که اين حاصل يک اتفاق نيست بلکه نتيجة طبيعي تلاشي مستمر و دانشي دقيق و تجربهاي طولاني است، که مردان و زنان يک سرزمين با بيداري کامل زندگي خود و نسلهاي آيندهشان را برنامه ريزي کردهاند. هر کدام سهم و نقش خويش را شناخته و براي رسيدن به هدف مشترک حاميهم گشتهاند و به تعبير حديث رسول الله صلياللهعليهوسلم ديوار محکمي در مقابل هجوم وحشي صهيونيست ساختند:
«إِنَّ الْمُؤْمِنَ لِلْمُؤْمِنِ كَالْبُنْيَانِ يَشُدُّ بَعْضُهُ بَعْضًا») صحیح بخاری(۱/۴۹۱)
«مؤمن در کنار مؤمن ديگر مانند ديواري است که خشتي خشت ديگر را محکم ميکند»
و اما زنان، ملت سازان آرام جامعة بشري، که تأديب و تربيت نسلها با ايشان است نقشي بس فعال در دفاع از سرزمين قدس و فلسطين داشتند و دارند، زنان و مادراني که داستان شهر و ديار خويش را سالها است که در گوش فرزندانشان زمزمه ميکنند و آنان را با خاطرات باغهاي سرسبز زيتون پيوند ميدهند، به دوراني که فلسطين از شرق تا غرب و از شمال تا جنوب از لوث صهيونيست پاک و همهاش مسجد بود. بدون شک تربيت نسلي سربلند و با عزت، مقاوم و با ايمان کار مادراني آگاه و با درايت است و زنان فلسطين در يافتن اين مهارتها تلاشي پيگير دارند و يکي از فعاليتهاي مهم ايشان که تا امروز نيز ادامه دارد افزايش آگاهي و بيداري در قبال قضيه فلسطين است که چه در داخل و چه در سطح بين المللي ميکوشند تا پرده از ماهيت پليد پلانهاي صهيونيستي بردارند و همه را با حقيقت آشنا سازند، پيامد آن نيز امروز به شکل واضح محسوس است.
زنان در اين سرزمين تنها به فرزند پروري مشغول نگشتند بلکه ازآغازين روزهاي انقلاب و جهاد در عرصة سياسي – اجتماعي فلسطين حضور يافتند. اولين حضور سياسي زنان در دفاع از سرزمينشان به سال ۱۸۹۳ ميلادي برميگردد که در تظاهراتي گسترده در اعتراض به ساخت اولين شهرک صهيونيستي که به جاي روستاي فلسطيني «العفوله» ساخته ميشد شرکت کردند.) زنانی که مردانه پای انقلاب خود ایستادند- خبرگزاری تسنیم(
در سال ۱۹۲۹ شرکت زنان در قيام مشهور به «ديوار براق» دومين حضور پر رنگ زنان در ميدان مبارزه بود و بعد از آن به شکل رسمي جمعيتها و فعاليتهايي در مبارزه با قيموميت انگليس در فلسطين و متوقف کردن شهرک سازي صهيونيستي از جانب زنان بر پا شد.
در کنار اين زنان به فعاليتهاي ديگري مانند ارائه کمکها به انقلابيون فلسطيني، خدمات درماني و همکاري با نيازمندان را آغاز نمودند. و در اين پايداريها و مبارزات خويش تعداد زيادي از زنان به شهادت رسيدند و يا به زندانها روانه شدند. در انقلاب ۱۹۳۶، تا سال ۱۹۴۷ که زمان صدور قطعنامة تقسيم از سوي سازمان ملل متحد و اعلام تشکيل رژيم صهيونيستي بر خاک فلسطين بود زنان در فعاليتها و مبارزات حضور فعالي داشتند و با تشويق فرزندان و شوهرانشان براي مبارزه، مخفي کردن و پناه دادن به مجاهدان و انتقال اخبار و پيامها، سهم مبارزاتي خود را ايفا ميکردند. روي هم رفته فعاليت زنان بعد ازاين سالها پر رنگتر و بارزتر شد و حتي اتحاديهها و جمعيتهاي مختلف و سرياي تأسيس شد که زنان خود رهبري آنها را بر عهده داشتند.
بعد از شکست سال ۱۹۶۷ ميلادي فعاليتهاي زنان وارد مرحلة جديدي از کار شد که ميتوان آن را شکوفايي مبارزات مسلحانة زنان فلسطيني خواند. که در طول انتفاضههايي که يکي بعد از ديگري ميآمد زنان حضور سياسي و نظامي فعالي داشتند. چنانچه در انتفاضة دوم اولين عمليات شهادت طلبانه به دست زني به نام «ريم الرياشي» انجام شد که توسط «قسام» شاخة نظامي حماس طرح ريزي شده بود. که شهيد شيخ «احمد ياسين» بناينگذار جنبش حماس در مورد اين عمليات گفته بود: «زمان جهاد و مبارزه زن فلسطيني از هم اکنون آغاز شده است».
عملياتهاي شهادت طلبانة ديگري نيز توسط زنان فلسطيني انجام شد مانند: «وفاء ادريس»، «آيات الاخرس» «دارين ابوعيشه» و ديگر زنان که ضربههاي محکمي بر پيکر اسرائيل به شمار ميرفت. که البته اين سبب موج دستگيري عظيمي از جانب رژيم صهيونيست شد که به طور خاص در سال۱۹۸۷ ميلادي در حدود ۳هزار زن فلسطيني بازداشت شد. در طي انتفاضه الاقصي ۴۶۰ زن شهيد و ۹۰۰ نفر ديگر به اسارت گرفته شدند. زنان بمبهاي مولوتوف و ماسکهاي ضد گاز اشک آور تهيه ميکردند و آن را به جوانان مبارز ميرساندند.
روحية مقاومت و مبارزه چنان با شخصيت و زندگي زنان و مردان اين سرزمين عجين شده که درک آن بسا اوقات براي ساير انسانها دشوار مينمايد. «ابورجيله» زني که در جنوب نوار غزه زندگي ميکند و زميني در فاصله ۳۰۰ متري مرز اسرائيل دارد در گفتگو با خبرگزاري آناتولي چنين ميگويد: «۶۷ سال دارم اما هر روز به مزرعهام ميروم و در آن کار ميکنم. او ميگويد که خانوادهاش بيشتر از ۱۰۰ هکتار زمين کشاورزي داشت اما با اشغلگريهاي سالهاي ۱۹۴۸ تا ۱۹۶۷ اکنون تنها ۴ هکتار زمين کشاورزي داريم. نظاميان اسرائيل اجازه کشت و برداشت براي ما نميدهند و چند بار با بولدوزر مزرعهام را نابود کردهاند و حتي محصولات آن را به آتش کشيدهاند اما من براي مبارزه با اسرائيل و جلوگيري از تملک اين زمين به کاشت محصول ادامه ميدهم».
بارها و بارها هرکدام از ما شاهد تصاويري بودهايم که مادري با بدن بيجان فرزند شهيدش روبرو ميشود اما ديگران را به جهاد و شهادت براي فلسطين فرا ميخواند.
در کل زنان فلسطيني نقش اجتماعي بسيار سازندة خود را در سه حوزه ادامه ميدهند: اول: با تربيت نسلي مسلمان و غيورکه عزت نفس و افتخار به ايمان يکي از ويژگيهاي ايشان است. دوم: با پشتيباني از خانواده و دميدن روح شجاعت و ايثار در راه حق بر اعضاي فاميل. وسوم: با حضور مستقيم در ميادين اجتماعي و سياسي و سهم گيري در عرصة مبارزات فرهنگي و ضد استعماري متجاوزان صهيونيست.
و اين مبارزه همچنان ادامه خواهد داشت تا روزي که وعدة الله تحقق يابد و صهونيست نابود گردد.
«تُقَاتِلُكُمْ الْيَهُودُ فَتُسَلَّطُونَ عَلَيْهِمْ ثُمَّ يَقُولُ الْحَجَرُ يَا مُسْلِمُ هَذَا يَهُودِيٌّ وَرَائِي فَاقْتُلْهُ»
«يهود با شما ميجنگد و شما بر ايشان مسلط و پيروز ميشود تا جايي که سنگي ميگويد: اي مسلمان در پشت من يهودي پنهان شده بيا او را نابود کن».
گرفته شده از: فصلنامه بینه، شماره ۴۳ و ۴۴، تابستان و خزان ۱۴۰۰