آزمون های الهی
به قلم: آرزو “عزیزی” استاد پوهنتون الغیاث
قُتِلَ الإِنْسَانُ مَا أَكْفَرَهُ (۱۷) مِنْ أَيِّ شَيْءٍ خَلَقَهُ (۱۸) مِنْ نُطْفَةٍ خَلَقَهُ فَقَدَّرَهُ (۱۹) ثُمَّ السَّبِيلَ يَسَّرَه (۲۰) ترجمه: كشته باد انسان ! چه خدا نشناس و ناسپاس است! خدا او را از چه چيز ميآفريند ؟ او را از نطفه ناچيزي ميآفريند و قوّت و قدرت ( و جمال و كمال ) بدو ميبخشد . سپس راه ( شناخت خوبي و بدي ) را براي او آسان ميكند ( تا راه هدايت را در پيش گيرد ، و راه ضلالت را ترك گويد )
ای انسان اصلت را بشناس! از خاکی هستی که در نظرت چیز قابل توجهی نیست. اندکی باصل خود دقت کن که از چه آفریده شده ای ! از یک قطره آب نا چیز و بی اهمیتی که از حس، شعور، حسن، جمال، عقل و ادراک عاری بود و این چیز ها را خدای کریم بفضل خویش با وعطا فرمود. آیا لایق است که هرگاه به نعمت میرسی دچار غرور و خود پسندی شوی، از خود راضی گردی و اصل خود را فراموش کنی و از آفریدگار و منعم حقیقی خود و از چنین پند و سودمندی که بواسطه پیغمبر خویش (صلی الله علیه و سلم) برایت فرستاده غفلت میورزی و بی اعتنائی میکنی، انسان باید در خلقت خود اندیشه کند فَلْيَنظُرْ الإِنسَانُ مِمَّ خُلِقَ (۵) (طارق \۵){ ترجمه: انسان بايد بنگرد و دقّت كند كه از چه چيز آفريده شده است ؟ !} چرا که هدف از شناخت حقیقت انسان یقین به توانائی، ضعف، نادانی و نیازش به هر آن چیزی است که او را نگه میداشته و هرگاه میزان نیازش را به پروردگار خویش در ک کند آنوقت است که در مییابد اگر در یک چشم برهم زدنی خداوند او را به حال خودش رها کند همانا انسان هلاک و نابود میگردد.
چون خداوند آدمی را ضعیف آفریده است. وَخُلِقَ الإِنسَانُ ضَعِيفاً (نساء \۲۸) {ترجمه: و انسان ضعیف آفریده شده است.} آدمی در هر چیز ناتوان است توان و مقاومت در برابر وسوسه های شیطان و نفس را ندارد فقط یکی از راه های مقاومت در برابر مشکلات همانا فضل و یاری خداوند است. انسان اینرا فراموش میکند چون زمانیکه به مقام و منزلتی میرسد از خود راضی و دچار خود شیفتگی و بزرگ طلبی میگردد و اینست که در افکار و اندیشه های او تغیرات می آید. شروع میکند به لاف زدن و خودستائی کردن، کوچک شمردن دیگران، کاستن قدر و منزلت دیگران و حتی چنین فردی به بسیار سختی مطلبی و یا نصیحتی را از دیگران میپذیرد فکر میکند از همه بزرگتر است در حالیکه به اشتباه رفته است. میبینیم که در جامعه امروزی ما چنین حالات زیاد وجود دارد که اینها همه مظاهر تقدیس و تکریم نفس است. که همچو افراد خود را از همه بالاتر میدانند، همکاری و محبت باکسانی که در سطح پائین تر از او اند ننگ و عار
میدانند، اگر از طبقه ثروتمند باشد هم نشینی با فقراء برایش مشکل است وغیره موارد که اینها همه برمیگردد به اینکه انسان اصلیت خود را نشناخته پیروی از نفس خویش نموده و به بیراهه قدم گذاشته است. در حالیکه یاران رسول خدا(صلی الله علیه و سلم) از این آفت میترسیدند: چناچه این عمر ابن خطاب(رض) است که میترسد پس مانده از تکبر و عظمت نفس را با خود داشته باشد، زیرا او عرب است میترسد که بپندارد از سلمان فارس بزرگتر است لذا میخواهد آن پس مانده را هم محو کند و مطمئن شود که از آن صفت خالی گشته است بدین شیوه می خواهد تا دخترش را به ازدواج سلمان در آورد.
آری این بود شخصیت صحابه بزرگوار اسلام که باید ما مسلمانها آنها را اسوه خویش قرار بدهیم تا اینکه بتوانیم به اصل حقیقت خلقت خویش پی ببریم تا اینکه رسیدن به مقام و جاه ما را از وظیفه اصلی مان دور ننماید. رسیدن به جاه و مقام نباید سبب خود شفیتگی مان گردد چون خودشفیتگی اثرات وخیمی از جمله شریک قرار دادن به خداوند(جل جلا له) که برای جلب منفعت خویش اعتماد به نفس خود میکند که این شکل خطرناک از شرک است. همچو افراد به عوض اینکه یاری و نصرت را از خداوند بخواهند از خود میخواهند و خودستائی نیز موجب خشم و غضب الهی میگردد، سبب نا امیدی از خوشبختی میگردد… که در نتیجه دنیا و آخرت این افراد به ویرانی روبرو است. چراکه دست یافتن به نعمت های الهی نوعی آزمایش اند مثل ثروت، سلطنت، اولاد، زن… همیشه برای انسان باقی نمی ماند.
بنابراین نعمت خداوند هم آزمایش و امتحانی است که به وسیله آن شکر و سپاسگذاری بنده خود را معلوم نماید و همچنان انسان شکرگذار از ناسپاس جدا گردد. خداوند (جل جلا له) در سوره نمل آیه ۴۰ در این رابطه از زبان پیامبر خود حضرت سلیمان(ع) زمانی که تخت سلطنت بلقیس را در مقابلش دید می فرماید: هَذَا مِنْ فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَنِي أَأَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ {ترجمه: اين از فضل و لطف پروردگار من است. ( اين همه قدرت و نعمت به من عطاء فرموده است ) تا مرا بيازمايد كه آيا شكر ( نعمت ) او را بجا ميآورم يا ناسپاسي ميكنم.} خداوند نعمت های فراوانی را برای بندهایش ارزانی می فرماید تا ببیند چه کسی به نیکوئی آنرا میپذیرد، شکرش را بجا می آورد و درحفظ اش کوشش مینماید و اینکه چه کسی کوتاهی میکند از آن بهره نمی برد و کفران نعمت میکند. در کنار نعمتها محنت ها نیز نوعی آزمایش از جانب رب العزت اند. چنانکه الله متعال می فرماید: فَأَمَّا الإِنسَانُ إِذَا مَا ابْتَلاهُ رَبُّهُ فَأَكْرَمَهُ وَنَعَّمَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَكْرَمَنِ (۱۵) وَأَمَّا إِذَا مَا ابْتَلاهُ فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَهَانَنِ (۱۶) كَلاَّ بَل لا تُكْرِمُونَ الْيَتِيمَ (۱۷) فجر (۱۵- ۱۷){ ترجمه: امّا انسان ( آن انساني كه در پرتو ايمان عقل و خردش رشد نيافته است و شخص خود را مقياس همه چيز ميپندارد ) همين كه پروردگارش او را بيازمايد و براي اين كار او را بزرگي ببخشد و بدو نعمت بدهد، خواهد گفت: پروردگارم مرا بزرگوار و گرامي و محترم و مكرم ديده است ! ( و اين عزّت و نعمت، حق من و شايسته من است ) و امّا زماني كه پروردگارش او را بيازمايد و براي اين كار روزي او را تنگ و كم نمايد، خواهد گفت: پروردگارم مراخوار و زبون داشته است ( و با فقر و فاقه، ذليل و حقيرم نموده است ). هرگزا هرگز ! ( چنين نيست كه كرامت و ذلّت انسان در نزد يزدان به دارائي و ناداري باشد ). بلكه شما ( گذشته از اقوال زشت، افعال پلشت هم داريد ! از جمله : ) يتيم را گرامي نميداريد.
در نظر انسان تنها حیات دنیوی اهمیت دارد و معیار عزت و ذلت خود همین راحتی و زحمت دنیا را میداند و خبر ندارد که هر دو برای آزمایش اوست در نعمت شکر گذاری او را امتحان میکند و در سختی صبر و استقامتش را که نه نعمت دو روزه دنیا دلیل مقبولیت و عزت در بار خداوندی است و نه سختی و زحمت دلیل اهانت و مردودیت، مگر انسان از بس غافل است به ملامتی خود تن نمیدهد.
پس راه حل چیست؟ هیچ کس بی نیاز از خداوند(جل جلا له) نسیت چون خداوند(جل جلا له) ما را از عدم آفریده در حالیکه قبل از آمدن مان هیچ بودیم و اینکه خداوند (جل جلا له) اراده میکند نطفه بوجود میآید بعد خون بسته، قطعه گوشتی سپس جنین و بالآخره به سوی دنیا و خداوند میفرماید: وَاللَّهُ أَخْرَجَكُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ لا تَعْلَمُونَ شَيْئاً وَجَعَلَ لَكُمْ السَّمْعَ وَالأَبْصَارَ وَالأَفْئِدَةَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ (۷۸) ( نحل /۷۸) {ترجمه: خداوند شما را از شكمهاي مادرانتان بيرون آورد در حالي كه چيزي ( از جهان دور و بر خود ) نميدانستيد و او به شما گوش و چشم و دل داد تا ( به وسيله آنها بشنويد و ببينيد و بفهميد و نعمتهايش را ) سپاسگزاري كنيد.} الله متعال ما را آفریده مراقبت ما را به عهده گرفته و اسباب فعالیت ما را نیز به ما ارزانی نموده است برای اینکه وظیفه خود را انجام دهیم پس باید در خواست علاج را از خداوند(جل جلا له) بنمایم بوسیله قرآن عظیم الشان و سنت پیامبر (صلی الله علیه و سلم)، همچنین با نفس خویش مبارزه نماییم و خداوند(جل جلا له) را صحیح بشناسیم.
لذا ای انسان ضعیف الخلقه که توان برابری با قدرت خواب را هم حتی نداری پس به هر جا و مقام و منزلت که میرسی بدان که یک مسئولیت بزرگ برایت اعطاء شده و در آزمایش خداوند(جل جلا له) قرار داری در انجام تمام امورات خداوند (جل جلا له) را حاضر و ناظر بدان همیشه و در همه حال شکر نعمت های که خداوند برایت ارازنی نموده بجای آوری چون شکر نعمت، نعمتت افزون کند- کفر نعمت از کفت بیرون کند. همیشه نصرت و یاری را از خداوند(جل جلا له) در انجام مسئولیت های خویش بخواه و بدان که داده های الهی نوعی آزمایش اند.
منابع: ۱- غم مخور از عائض بن عبدالله القرنی
۲- بتت را شکن از دکتر مجدی الهلا لی
۳ – تفسیر کابلی