دو صف متضاد! شما در كدام آن قرار مى گيريد؟
استاد نصیر احمد نویدی
صفحات انترنت را جستجو می کنم، دریکی ازسایت های معتبر به تصویری ازیک فیشن شو( نمايش مود) مواجه می شوم که یک دختر معصوم افغان را مجبورساخته اند تا بخاطر چند صد دالرحق الزحمه به تنهايي در برابرجمع غفیری ازمردان حاضرشده و با حرکات ساختگی به نمايش لباس افغانی بپردازد. درمقدمهء مردان چشم چران وعیاش و گروهي ازعکاسان وفلم بردارانی صف بسته اند تا گزارش صحنه را به رسانه ها وازطریق آنها به جهانیان برسانند.
واما درتصویردوم میدانی را می بینيم که هزاران چوکی درصحن یک مسجد چیده شده وشاگردان معارف ومحصلین پوهنتون ها بی صبرانه منتظرآغازامتحان مسابقهء بزرگ سیرت پیامبرصلی الله علیه وسلم می باشند که به ابتکارجمعیت اصلاح وانکشاف اجتماعی افغانستان براه افتیده است. در داخل مسجد عیدگاه حدود هزارتن زن ودختردرقطارهای منظم منتظرتوزیع پارچه هایی امتحانی استند که ازهفته ها برای آن آمادگی گرفته اند. صحنهء خیلی با شکوهی است وتعداد مجموعی مشارکین اعم ازپسر ودخترکمترازپنج هزار تن نیست, اما درهمین صحنه باشکوه وتاریخی به جزسه کامره تلویزیونی ویکی دو خبرنگار, از باقی رسانه ها خبری نیست. توگویی که اصلاً اتفاقی نیافتاده ویاهم کسی به ایشان خبر نداده است. درحالیکه دو روز قبل ازبرنامه تمام رسانه ها با شدومد ازتدویرمسابقه وجزئیات برنامه باخبرساخته شده اند وازهفته به این طرف بطورمسلسل برای آن تبلیغ صورت می گرفت.
این دوتصویرمتفاوت حقیقت جامعهء کنونی ما وتوجهات مردم را نشان می دهد که به دو صف کاملاً متضاد تقسیم شده است: صف اول که اکثریت جامعه ما را تشکیل می دهد متشکل ازهمان مردمان طبعیی این کشوراند که عاشق علم ومعرفت بوده دوست دارند چیزی بیاموزند وبه آن عمل کنند. اینها پابند سنن پسندیده جامعه بوده به هویت تاریخی خویش بعنوان ملتی مسلمان نه تنها فخرمی کنند که درصدد حفاظت ازین هویت بوده وتلاش می ورزند تا ارزشهای دینی واخلاقی را بیشتروبیشتر شگوفا نمایند. همین ها اند که ارزش امنیت را می دانند چون قربانیان جنگ وبی امنیتی اند وهمین ها اند که قدرعلم را می شناسند زیرا که درد جهالت را چشیده اند.![]()
اما صف دوم که اقلیت را تشکیل می دهد, متشکل ازهمان هایی اند که ازتاریخ وهویت ملی خود بیزار بوده قبلهء آمال شان را جامعهء غرب با باورهای لیبرال آن تشکیل می دهد. اینها درصدد گریز از ارزشهای اسلامی وعنعنات پسندیدهء افغانی بوده با هرچه عنوان دین داشته باشد درمخالفت اند, دین شان خرافات ومذهب شان شهوت پرستی است. اینها عبارت ازهمان طبقهء اشرافیت جدید وحواریون ایشان اند که ازبرکت حضورده ساله بیگانه درکشورصاحب “عزت” و”نان ” گردیده وسرمایه ها اندوخته اند.
برای اين گروه مهم نیست که جنگ درکشورتا چه زمانی دیگردوام می کند, اما مهم اینست که امریکائیها ازین کشورنرود تا ثروت های باد آورده وشهرت های کاذب شان ازبین نرود.اینها مشکلات مردم را ازعینک غرب می بینند, اگرامریکا گفت که مشکل اساسی افغانستان خشونت علیه زن است, اینها نیزطوطی وارتکرارمی کنند که بلی مشکل اصلی افغانستان خشونت علیه زن است. اگر امريكا گفت که صلح به نفع افغانستان است, اینها هم میگویند که بلی به نفع ماست واگرگفت که فلان گروپ تروریست است, اینها هم بدون تردد میگويند که بلی تروریست است واگرگفت که فلان دسته مردمان قابل اعتماد اند, اینها هم بلا فاصله به ثنا خوانی آن می پردازند.
استاد سید قطب رحمة الله علیه قبل ازنصف قرن تمدن غربی را بنام تمدن لذت جویی ها و شهوت ها ( حضارة المتع والشهوات ) نامیده بود که ازفهم بسیاردقیق وی نسبت به جامعهء غرب ناشی می باشد. شاگردان پروژه غربی درافغانستان امروز قدم به قدم نقش استادان غربی خود را تعقیب می نمایند. اگردرغرب زن اندام ولباس خود را به خاطرخوشی مردان شهوت پرست به نمايش می گزارد پس چرا درافغانستان هم این کارصورت نگیرد. اگردرغرب زن دردامنه های کوه های پربرف اسکی بازی می کند, پس چرا زن افغان هم این کار را دردامنه های هندو کش انجام ندهد.
فقط بایک تفاوت که رسانه های غرب بر واقعات شرم آورتجاوز جنسی وخشونت علیه زنان که دراکثرکشورهای غربی به رقم ریکارد رسیده است, پرده افگنده وآنها را به رخ جهانیان نمی کشند. اما رسانه ها وجوامع مدنی جیره خوارو” پروژه ای” ما, بخاطرخوش ساختن غرب وتحقق آرمان های ایشان همه روزه قضایای خورد وریزه مربوط به زنان را بزرگ ساخته و آنرا به رخ جهانیان می کشند.
مسابقه بزرگ سیرت پیامبرصلی الله علیه وسلم منعقدهء ۱۶ حمل ۱۳۹۲ ه ش درمسجد عیدگاه کابل ازچند جهت مهم بود: یکی اینکه کوششی کاملاً مستقلانه وبدور از تمویل اجنبی بوده مانند ساير برنامه های جمعیت اصلاح که فلان دولت وفلان سفارت درتمویل آن کوچکترین نقشی نداشتند.
دوم اینکه تدویر مسابقه کوششی بود برای فروغ فرهنگ مطالعه درمیان نسل جوان اعم ازپسر ودخترکه یک دهه می شود رسانه های مبتذل میان ایشان و کتاب ومطالعه فرسنگ ها فاصله ایجاد نموده است.
سوم اینکه تدویر مسابقه فضای سالم رقابت علمی میان هزاران تن متعلم ومحصل اعم ازدختر وپسررا بوجود آورد که متأسفانه کمترکسی به فکرتشویق ایشان درین میدان است.
ومهمترازهمه اینکه حضور هزار تن زن ودختربا حجاب آنهم درداخل یک مسجد تاریخی نشان می دهد که انتخاب زن افغان دین وارزشهای اسلامی است نه فرهنگ وباورهای پوسیدهء غربی که زن را به یک ملعبه مبدل ساخته و نا جوانمردانه ازشخصیت والای وی درجهت ارضای شهوت مرد ,فروش امتعه تجارتی و رمانتیک ساختن فضای دفاترخود استفاده می نمایند.
نسل جوان کشور باید ازهمین حالا تصمیم بگیرد که جایگاه خود را درکدام صف انتخاب می کند: صف باورمندان به ارزشهای دینی وفضايل اخلاقی که درجهت آرمانهای مردم وشرف و آزادی ملت درحرکت است, ویاهم درصف شیفته گان جامعهء غربی وباورهای لائیک ولیبرال که در مسیر بیگانه پرستی درحرکت بوده و فرجام آن چیزی جزاسارت دردام شهوت ها وشیطانها نیست.