افسار گسیختگی رسانه ها وآینده خطرناک ما

(۲-۱)

نصیراحمد نویدی

نقش رسانه ها دردنیای امروز:

درقرن بیستم که رسانه ها به سرعت درحال نمو وتکامل بودند، به علت تأثیر روز افزون آن بر جوامع، عنوان قوه چهارم را ( بعد ازقوای سه گانه: اجرائیه مقننه وقضائیه) ازخود کرد. واما ازلحاظ تأثیر روزافزونی که رسانه ها در قرن بیست ویک بر جوامع دارند، مبالغه نخواهد بود اگرآنرا درمقام اول قراردهیم؛ زیراکه حتی قوای سه گانهء دیگر تازمانی همکاری رسانه ها را کسب نكنند، نمی توانند راه مؤفقیت را بپیمايند ومشروعیت شان دراذهان زیرسؤال باقی می ماند. عکس قضیه نیزصدق می کند، به این معنی که اگررسانه ها علیه فرد، گروه ویا دولتی قرارگرفتند، مشروعیت آن دراذهان عامه، خود بخود زیر سؤال قرارمی گیرد ولو که شخص یا جهت مذکوردراوج قدرت وکامیابی قرار داشته باشد. به همین خاطر دولت ها، شبکه های استخباراتی وسازمان های بین المللی دردنیای امروز بیشترازهرچیزدیگر روی رسانه ها حساب نموده و درين مورد سرمایه گذاری می نمایند.

رسانه هاست که سبب تحکیم امن وامان دریک کشور می شوند وباعث ایجاد بی ثباتی وفساد درکشوردیگری می گردند. رسانه ها اگردردست افراد امین قرار داشته وخوب استخدام شوند ازنقش سازنده ای درساختار رأی عامه برخورداربوده ملتها را بطرف خیروسعادت رهنمون می گردند، درتربیت فکری، عاطفی وسلوکی فرد نقش مثبت بازی نموده قوت فرد را طوری درخدمت منافع جمعی قرار می دهد که حقوق فرد نیزمحفوظ بماند. همچنان رسانه ها دربرقراری امنیت در جامعه، ملت سازی وتقویه دولت ازنقش کلیدی ای برخوردارمی باشند.
واما اگررسانه ها دردست افراد غیرامین قرار گيرد سبب ایجاد بی توازنی واختلال در فرد گردیده و جامعه را بطرف نا امنی، فساد وشعله ورساختن آتش تفرقه واختلاف می کشاند.

نقدی برکارکرد رسانه ها درافغانستان:

رسانه ها درافغانستان عموماً دومرحله را سپری نموده اند : یکی مرحله حکومت هاي استبدادی وتک حزبی که طی آن رسانه ها چه ازلحاظ کمی وتنوع وچه هم ازلحاظ کیفی (خاصتاً رسانه های دیداری وشنیداری ) بسیار محدود بوده وآنهم در کنترول کامل حکومت وقت قرارداشت. رسانه ها درآن زمان نه مؤثریت رسانه های امروز را داشتند ونه هم جذابیت آنرا، بلکه مصروف توصیف طبقۀ حاکم وتوجیه سیاست های شان بوده اند ، اما درکنار تمام جوانب منفی، جوانب مثبتی هم در نشرات رادیو وتلویزون ظاهر و داود وجود داشت که امروز کمتر دیده میشود. طور مثال: رسانه های آن دوران تفرقه انداز نبوده، روی وحدت ملی وتمامیت افغانستان متمرکز بودند. همچنان، مظاهر فساد وبی حیایی (بجز از دوران کوتاه حکومت خلقیها) دررسانه های آن روز کمتر دیده می شد .mediar-article

مرحله دوم بعد ازیازدهم سپتامبر و بازشدن افغانستان به روي هرنوع متاع به شمول انواع رسانه هابود. درین دوره بازار رسانه ها به تیزی گرم شد وطی یازده سال گذشته ده ها چینل تلویزونی در کنارصدها رادیوی موج کوتاه و اف ام نشرات می نمایند و تقریباً همۀ افغانستان را تحت پوشش فرد قرارداده اند . طی ده سال گذشته در کنار نقش مثبت رسانه ها ، نقش منفی آن نهایت برجسته میباشد . از چند رسانۀ باهدف ونسبتاً ملی که بگذریم بیشتر رسانه ها به ارزشهای دینی ووطنی پابند نبوده ابتذال وبی هدفی برنشرات شان حاکم است. این دسته ای ازرسانه ها با فیصدی متفاوت درنقاط منفی ذیل باهم شریک اند:

۱) نشرات شان درسمت مخالف وحدت ملی در حرکت بوده ، اختلافات قومی ، سمتی ، زبانی ومذهبی رابه شکلی ازاشکال دامن می زنند .

۲)توجه به تولید داخلی کم بوده وبیشتربه نشر تولیدات بیرونی مصروف اند که با روان فرد وبافت جامعه ما همخواني ندارد.

۳) بخش اعظم نشرات را نشر موسیقی مبتذل، وبرنامه های تفریحی بی مقصد تشکیل میدهد در حالیکه برای برنامه های تعلیمی و آموزنده وپروگرام های تعمیری و سازنده وقت کمتری داده مي شود .

۴) ترس از اسلام (Islamophobia) ونشان دادن چهرۀ غیر مرغوب ازمنسوبین به اسلام وحرکت های اسلامی، قدر مشترک درین رسانه ها می باشد.

۵)این رسانه ها بجای تحرک تعقل ووجدان، بیشترشهوت ها وغرایز را به حرکت می آورند.

۶)درقضایای سیاسی بیشترنقش مبلغ وتوجیه کننده سیاست های معینی را بازی می نمایند تانقش تخصصی وبی طرف.

۷) درنقل حوادث به شکل گزینشی عمل نموده بعضی حوادث را بسيار مهم و تعدادی دیگررا با اختصارشدید نقل می نمایند واحیاناً هم عمداً ازنظرمی اندازند.

۸) پرداختن به مسائل کم اهمیت وکوچک و عدم توجه به دردها ومشکلات اساسی ملت.

چرا رسانه های ما با این حالت دست وگریبان اند؟

البته عواملی وجود دارند که رسانه های ما درجهتی غیراز منافع ملی و ارزشهای دینی درحرکت افتیده اند که به هیچ صورت جواب گوی نیاز های یک جامعه سنتی، جنگ زده وعقب مانده نمی باشند، به نظربنده عمده ترین این عوامل قرارذیل اند:

۱) بیشتر این رسانه ها از طرف اشخاصی غیرمسلکی به را ه افتیده است.

۲) تجارت وکسب مادی انگیزۀ بنیادی تأسیس این رسانه ها را تشکیل داده است.

۳) دست های بیرونی درتأسیس، تمویل ودوام شان دخيل است.

۴) به تبعیت ازگلوبلایزیشن ( جهانی شدن) ازرسانه های جهانی رنگ می گیرند.

۵) انگیزه های فردی وگروهی درعقب این رسانه ها به چشم می خورد.

۶) به خطوط سرخ ارزشهای بنیادی ومنافع ملی که آحاد ملت باید آنرا بشناسند وهمه به آن مقید باشند، پابند نیستند .

۷) استعمال نا درست دیموکراسی وآزادی ، درحالیکه آزادی مطلق درهیچ جایی وجود عینی ندارد و اگر وجود هم داشته باشد مفهومی جز انارشی وتباهی نخواهد داشت.

عوامل فوق درکناراسبابی دیگر باعث گردیده است که رسانه های کشورما به عوض اینکه درین برهه ای حساس ازتاریخ کشور درجهت آبادانی وعمران مادی ومعنوی نقشی مثبت ایفاء نمایند برخلاف ،درجهت تخریب ارزشها، دوری بیشترمردم ازهمدیگروبدترشدن وضع امنیتی کشورقرارگرفته اند.

رسانه های ما بینندگان را به کدام طرف سوق می دهند؟

رسانه ها به صورت عموم ورسانه های دیداری بصورت خاص ، از تأثیرات جادویی برروان وسلوکیات بینندگان خود برخوردار می باشند. یک رسانه با هدف بر افکار وسلوکیات بینندگان تأثیرات فوق العاده خوب می نماید، درحالیکه یک رسانه مبتذل بد ترین آثار منفی را بر روح وروان واخلاق وکردار بینندگان خود بجا می گذارد. به صورت عموم تمام اقشار جامعه تحت تأثیر رسانه ها قرار می گیرند، اما آسیب پذیر ترین اقشارجامعه ما در برابر نشرات بی لجام را میتوان به چهار دسته ذیل تقسیم نمود:

کودکان معصوم:

اطفال ما اولین قربانیان نشرات رسانه ها وبه خصوص تلویزیون ها می باشند. دوران کودکی ، دوران رویا ها وبازی های طفلانه از یک طرف ودنیای پاکی ومعصومیت از طرف دیگری مي باشد ، اما متأسفانه رسانه های ما خاصتاً تلویزيون ها با برنامه های مبتذل شان هم وقت پرداختن به بازی های طفلانه را ازاطفال ما گرفته اند با برنامه های منافی اخلاق شان معصومیت وپاکی اطفال ما را خدشه دارساخته اند. درشهرها اطفال ازسنین چهارساله تا دوازده ساله ساعت ها مقابل تلویزيون می نشینند، وتماشاگر تمام رذائلی می باشند که ازطرف رسانه ها به خورد مردم داده می شود. اطفال معصوم صحنه ها ودیالوگ های عشقی را از شیشه های تلویزيون تماشاه می نمایند، دزدی ، خیانت ، قتل وچپاول بزگ سالان را می بینند. علاوه برین افلام وسریال های ایرا می بینند که مضمون اصلی شان از دو واژه ممنوع برای خرد سالان یعنی ” خشونت وعشق” تجاوزنمی کند. این درحالیست که کودکان ما نه ازطرف بزرگان شان درخانه ها رهنمایی درست می شوند ونه هم درمکاتب به تربیت اخلاقی ایشان توجهی صورت می گیرد.

چه فکرمی کنید که درچنین اوضاعی آشفته معصومیت اطفال ما بکجا خواهد کشید و آیندهء شان چگونه خواهد بود.

مطالعات روانشناسی نشان داده است که آنچه کودک در سنین اول زنده گی ازطریق حواس خود می گیرد. تأثیرات عمیقی درتکوین شخصیت وی داشته وآثارآن تا اخیرعمردرفرد باقی می ماند.

جوانان ونوجوانان:

خطر ناک ترین دوران عمر انسان سنین مراهقت ونوجوانی تا ۱۸ ساله گی می باشد، دردوره جوانی عقل انسان تابع عواطف وی بوده وغریزه جنسی به اوج خود می رسد، تا جایی که انسان درخواب وبیداری بیش ازهرچیزی دیگربه جنس مخالف اندیشیده دردنیای خیالات خود زندگی می کند.درست درچنین مرحله خطرناکی است که رسانه های ما با نشرات مبتذل شان روغن برآتش شهوت جوانان ریخته آنها را بطرف انحراف اخلاقی می کشانند .

این درحالیست که جوان ونو جوان ما باید بیشترین وقت خویش را برای کسب علم ومعرفت اختصاص داده به تربیه فکری، سلوکی واخلاقی خود بپردازد. حتی پرداختن به ورزش وتربیه جسدی ازضروریات این مرحله می باشد، اما باتأسف که رسانه ها عاری ازبرنامه علمی وتربیتی ، تمام وقت را از ایشان گرفته باعث می گردد شخصیت شان ازلحاظ معنوی ناقص ومعیوب بارآید. جای نهایت تأسف است که درعصر انقلاب معلومات ، جوان ما با کتاب بیگانه بوده و در بی خبری ازجهان پیرامون خود به سر می برد. رابطۀ جوان امروز با مکتب ومدرسه، بجزاز حصول شهادت نامه ویافتن کسب وکار بعد ازفراغت چیز دیگری نیست.

ملتهائی که چون افغانستان سالها دستخوش جنگ و ویرانی بوده فقط وفقط ازراه تمسک قوی به علم ومعرفت وازراه ارتباط دائم با نظام تعلیم وتربیه معیاری توانسته اند عقب مانی سالها را جبران نموده خودرا به مدارج ترقی وعزت برسانند.

جوانان ستون فقرات ملت ما وامید آیندهءآن می باشند اما متأسفانه که رسانه های ما با نشرات لجام گسیخته شان حالتی را بوجود آورده اند که جوان ما بجای علم ومعرفت به موسیقی ورقص بیندیشد وبجای مزین شدن به زیوراخلاق وایمان ، به طرف مود وفیشن رجوع نماید، آنهم به سلیقهء کاملاً غربی.

زنان ودختران :

خداوند به زن زیبایی ولطافت بخشیده و ویرا به زیورعفت وحیا آراسته است ، تا گل سرسبدجامعه بوده وباعث زیب وزینت خانواده وجامعه گردد .فضای سرد خانواده باوجود وی حرارت وگرمی یافته و مودت ورحمت جای خشکی وقساوت رابگیرد. علاوه برین، حضور وی درجامعه حضوری محتشم وبا مقصد بوده سبب پیشرفت وتعالی واقعی جامعه گردد نه باعث ضیاع وقت زن وفاسدساختن دیگران.

متاسفانه بیشتررسانه های کنونی ما طوری اند که عفت وحیا را از زنان ربوده وآنها را ازفطرت شان بدور ساخته اند. رسانه های ما برخلاف فرموده پیامبراسلام صلی الله علیه وسلم که زن را تکمیل کننده مرد ولباس وی میداند( النساء شقائق الرجال) به تبعیت از غربیها زن را دشمن مرد ومعاند وی معرفی نموده ازکشمکش خیالی ای صحبت می نمایند که درحقیقت امروجود عینی ندارد. رسانه های ما با تأثر وتأسی ازغرب ، نه تنها زن را به شورش علیه مرد و نظام خانواده تشویق می نمایند ، بلکه کوشش می نمایند ویرا در دشمنی و مخالفت با هرآنچه عنوان دین واخلاق می گیرد، قراردهند.

ازیک عالم ضمانت های اجتماعی ای که برای زن درداخل سیستم اجتماعی ما وجود دارد ، حرفی زده نمی شود ، اما به خاطرقضیۀ خشونت برزنان که واقعات آن به نسبت دنیای غرب درملل شرقی عموماً و در دول اسلامی بسیار کمتر است ، تبلیغات مسلسل می نمایند وعکس العمل نشان می دهند . اینکه طی سال های اخیرفیصدی طلاق درخانواده ها بیشترگردیده وجرائم اخلاقی بخصوص فرار ازخانه و روابط نامشروع میان زن ومرد بیشتر گردیده است، بخشی ازآن برمی گردد به تبلیغات وتشویقات رسانه های لجام گسیخته ما که با پخش سریالهای هندی، ترکی وغربی، ارزش های اخلاقی جامعه مارا به چالش گرفته ونسل جوان را دربرابرارزشها متمرد وباغی بارآورده اند.

متعلمین ومحصلین :

نسل دانش آموزکشوراعم از متعلمین ومحصلین سرمایۀ اصلی کشوربوده وامید فردای مارا تشکیل می دهند. این قشرباید درمحراق توجه حکومت ومردم قرارگرفته تمام وسائل لازم درخدمت ایشان قرارداده شود. متأسفانه که طی ده سال گذشته توجهی که ضرورت یک کشورجنگ زده بود، به هیچ صورت به معارف وتحصیلات عالی کشورداده نشد.

لازم بود تا قوای سه گانه مملکت درهماهنگی با قوۀ چهارم یعنی رسانه ها، طی ده سال گذشته تمام وسائل وامکانات دست داشته را درخدمت نسل درحال تحصیل و تعلیم مملکت قرارمی داد. تا از راه عام شدن تعلیم ومعیاری شدن نظام تعلیم وتربیه درکشور، آینده مملکت تضمین گردد. اما دریغا! که چنین نشدو نه تنها ارگان های حکومتی به مسؤلیت خویش درقبال تعلیم عمل نکردند که بافساد خود ، سیستم تعلیمی رسمی مارا نیز به فساد آلوده ساخته و روند پیشرفت آنرا ازلحاظ کمی وکیفی کاملاً بطي ساخته اندکه راپوراخیرادارۀ مبارزه بامواد مخدروجرائم سازمان ملل متحد شاهد آن است.

متأسفانه رسانه ها نیزدرین باب توجهی نکرده اند، نه برای تشویق وترغیب معارف برنامه ای دارند ونه هم محصلین ونسل دانشگاهی کشورچیزی دربساط دارند. برخلاف اين، با برنامه های مبتذل شان نسل پوهنتونی ما را بطرف مود وفیشن وعشق بازی وساعت تیری وخوش گذرانی تشویق مینمایند درحالیکه پول زیاد وجهود فراوانی ازطرف همین رسانه ها بخاطرساختن ستارۀ افغان ( ستارهء رقص وموسیقی) وامثال آن به خرچ داده میشود ، هیچ برنامۀ مماثلی بخاطرظهور ستاره های علم ومعرفت، وساختن قهرمانان سازنده گی و کار، براه انداخته نشده است .

ساعات طویل متعلمین ومحصلین ما به عوض مطالعه وپرداختن به دروس وانجام کارخانگی، صرف مشاهده سریالهای مبتذل ودیدن برنامه های پوچی می گردد که هیچ پیام سازنده ای برای جوانان ما ندارد.

هرچند تمام افراد خانواده اعم از زن ومرد ، پیر وجوان ، نوجوان وخرد سال ، همه گی ازآثارسوء رسانه های مبتذل تأثیرپذیراند، اما چهارکته گوری فوق را بخاطرآسیب پذیری بیشتر شان ازآثار سوء رسانه ها بعنوان مثال ذکر نمودم و قس علی ذلک. به نظربنده ازلحاظ ایمانی لحظات بد ترازین برای یک خانواده وجود نمی تواند داشته باشد که پدر ومادر، دختروپسروحتی نواسه وکواسه دریک وقت درمقابل شیشهء تلویزیون نشسته اند وصحنه های منافی اخلاق و سوزندهء حیاء وعفت را باهم یکجا تماشاه می نمایند. درحالیکه خداوند جل وعلی شأنه می فرماید: (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَارًا…آیه ۶ التحریم) ای مؤمنان! خود وخانواده های تانرا ازآتش دوزخ نجات دهید.
ودرجای دیگری می فرماید(… إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْؤُولًا ﴿ الإسراء۳۶) بی گمان گوش، چشم وقلب همه مورد پرسش واقع خواهند شد.
پایان حلقه اول، إن شاء الله تعالی درقسط دوم درمورد ضرورت رسانه های بدیل(باهدف)، کیفیت وخصائص آن صحبت خواهیم نمود والله المستعان.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما میتوانید از برچسب ها و ویژگی های HTML هم استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

بالا