دیرگاهیست که آینه ام را گم کرده ام

همان آینه که وقتی در او خیره می‌شدم فزون بر صورتم، سیرتم را نیز نظاره می‌کردم. آینه‌ای که پاکی‌اش را برمن منعکس می‌کرد و از روشنایی‌اش وجودم فروزان می‌گشت. آری او آینۀ من بود و من آینۀ او. مصداق حدیث پیامبر(صلی الله علیه وسلم) شده بودیم که می‌فرمایند:«المومن مرآت المومن »)رواه ابوداوود ترمذی)(مؤمن آینۀ مؤمن است). هر زشتی و پلیدی در وجودمان را به همدیگر نشان می‌دادیم و جز خودمان کس دیگر را مطلع نمی‌کردیم تا مبادا فاش کنندۀ عیوب باشیم و در پی‌اصلاح آن می‌کوشیدیم و مقصد از اصلاح این نبود که او را تحت فرمان خود دربیاوریم، بلکه مقصد از اصلاح استوار ساختن آن‌ها به صراط مستقیم اسلام بود. سخن پیامبر(صلی الله علیه وسلم) ما را به شوق می‌کشاند آنگاه که فرمودند:«الا اخبرکم….»«آیا شمارا آگاه کنم از چیزی که افضل از نماز و روزه و صدقه است؟ گفتند:بلی، یا رسول الله. فرمودند:«اصلاح میان یکدیگر، زیرا فساد ارتباطات؛ نابود کنندۀ دین است ».

من و آن آینه زمانی که در هم می‌نگریستیم تا اعماق وجودمان سیر می‌کردیم و به جهانی می‌رسیدیم مملو از زیبایی و پاکی و با روشنایی‌ای خیره کننده. تمام خوبی‌ها را در آن جهان می‌یافتیم و از خزانۀ آن اندکی به بیرون انتقال می‌دادیم. می‌خواستیم آنچه در نهان است در جهان واقعی ما تجلی یابد. می‌خواستیم همچون فطرت وجودمان پاک باشیم؛ آری از برکت دینمان ما آینۀ هم شده بودیم. آنجا که خدای رحمان مارا دستور می‌دهد که به همدیگر کمک کنیم.«وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى… »(مائده/۲)(در راه نيكي و پرهيزگاري همديگر را ياري و پشتيباني نمائيد و همديگر را درراه تجاوز و ستمكاري ياري و پشتيباني مكنيد. از خدا بترسيد. بيگمان خداوند داراي مجازات شديدي است).

مؤظف شده بودیم که همچون آینه صاف، پاک و بی‌آلایش باشیم و صداقت را تجلی دهیم. ما وسیلۀ پند و اصلاح همدیگر بودیم و ناخالصی‌های وجودمان را بارز و در از بین بردنشان همدیگر را مدد می‌نمودیم. گفتگوی زیبایی بین من و خداوند علیم صورت گرفت. آنجا که فرمودند:« كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ »( شما ( اي پيروان محمّد ) بهترين امّتي هستيد)برای چه بهترین امت هستیم؟«أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ»برای اینکه (كه به سود انسانها آفريده شده ايد) به چه دلیل خارج می‌شویم؟«تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنْ الْمُنكَرِ»(( مادام كه ) امر به معروف و نهي از منكر مينمائيد)از روی چه معیاری این کار را می‌کنیم؟« وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ»(آل عمران/۱۱۰)( و به خدا ايمان داريد). پس ما همچون آینه هر آنچه می‌گفتیم در پیش روی هم بود و گفته‌هایمان از روی صمیمیت بود نه از روی عداوت. جایگاه و مقاممان در تبیین حقایق اثری نداشتند و غایت صرفاً رضامندی پروردگار بود.

وقتی به من خیره می‌شد خود را می‌یافت و هر آنچه را برای خود می‌پسندید برای من نیز می‌پسندید، زیرا این سخن رسول‌الله در گوشش طنین می‌افکند:«لا یومن احدکم حتی »(مسلمان کامل شمرده نمی‌شود یکی از شما تا آنکه دوست بدارد برای دیگران چیزی را که برای خود دوست می‌دارد). گویی که خوشبختی‌اش در گرو خوشبختی من بود. همین آینه بودنمان ما را در ایفای رسالتمان که همانا امر به معروف و نهی از منکر بود، یاری می‌داد؛ از خود شروع می‌کردیم و تا پهنای جامعه پیش می‌رفتیم و به این هدف که شود: جامعه مان نیزهمچون آینه پاک و بدون گرد و غبار بدرخشد.

آن آینه آن دوست همیشگی، مرا یاری می‌داد تا به سعادت برسم؛ اما روزی رسید که او را گم کردم و سرگردان در آشکار و نهان گشتم. قلبم فریاد می‌زد و ذهنم بیداد! من به او نیاز دارم. من و من‌هایی چون من به آینه نیاز داریم تا همواره به خود نگریسته و کاستی‌های ظاهر و باطن‌مان را برطرف سازیم. به آینه نیاز داریم تا خوبی‌ها همواره در ما منعکس شوند و جامعه‌ای داشته باشیم روشن‌تر از تشعشعات نیکی‌ها. ما را آینه‌ایست نیاز تا از خشم ایزد در امان بمانیم و امر به نیکی ونهی از منکرات سرلوحۀ رفتارمان باشد.

اکنون نمی‌دانم آینه‌ام کجاست! دیر زمانیست آن را در این دنیای شلوغ گم کرده‌ام و از این سخن راهنمای دلسوزمان دور شده‌ام آنجا که می‌فرماید:«المومن من المومن کالبنیان یشد…»(مسلمان برای مسلمان مانند: ساختمانی است که محکم می‌نماید بعضی آن بعضی دیگر را) دانستم که انسان مدنی‌الطبع و اجتماعی نمی‌تواند در انزوا زندگی کند، بلکه محتاج است بعضی بر بعضی دیگر در آنچه صلاح دنیا و آخرت است. برای او ضروریست که به یاری و مدد برادر خویش برخیزد، به غیر ازاین از تحمل مسؤولیت‌های خویش ناتوان و عاجز می‌شود و نظام دنیا و آخرت و حیات او درهم و برهم می‌گردد. به همین منظور است که حس می‌کنم وجودم متلاشی شده است. گویی آن آینه‌ای که زمانی تمام سیادت جهان به دستش بود حال مرده‌ای بیش نیست؛ اما همانطور که بهار گیاهان را بار دیگر زنده می‌کند من هم می‌توانم انسانیت را بار دیگر زنده کنم، زیرا بذر در هیچ زمینی نمی‌روید؛ مگر اینکه مزاج بذر طوری باشد که بتواند از عناصر آن زمین تغذیه کند و در هوای آن نفس کشد وگرنه خشک خواهد شد. جان مسلمانان، فرمانبرداری از دین را نوشیده‌اند تا اندازه‌ای که این ویژگی در آن سرشته شده است، لذا هرکس بخواهد آینه‌های شکسته را جز از راه دین به صلاح آورد مثل این است که بذری فاسد در خاک پاشیده است که هرگز نخواهد رویید و رنج وتلاشش تباه خواهد شد. پس آگاهانه به این شعار می‌رسیم:«اسلام تنها راه قیام و اصلاح است».

نوشته: صفیه انوری

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما میتوانید از برچسب ها و ویژگی های HTML هم استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

بالا