زن و حيله دشمنان

تأليف: د. عبدالله بن وكيل الشيخ
ترجمه: مسعوده جامي الاحمدي

بسم الله الرحمن الرحيم
سپاس و ستايش خاص الله متعال است، او را مي‌ستاييم، از او كمك مي‌خواهيم و طلب آمرزش مي‌نماييم و به او پناه مي‌بريم از شرارت نفس‌ها و زشتي كرده‌هاي‌مان، كسي را كه خدا راه ‌بنمايد گمراه نمي‌شود و كسي را كه او گمراه كند هدايت گري نمي‌يابد؛ گواهي مي‌دهم كه هيچ معبودي غير از الله يگانه نيست و گواهي مي‌دهم كه محمد بنده و فرستادة اوست.
يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ (آل عمران۱۰۲)
(اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد از خدا آن گونه كه حق پرواكردن از اوست پروا كنيد و زينهار جز مسلمان نميريد)
اما بعد: اي دوستان خدايي!
دو دروازه است كه دشمنان اسلام از طريق نفوذ به آنها توان تخريب امت اسلامي را پيدا مي‌كنند: يكي عقيده و ديگري خانواده.
اما دريچة اول: دشمنان توانسته‌اند با ايجاد مذاهب منحرف و عقايد باطل و تزريق آن در اصل دين‌مان عقايد تعداد زيادي از فرزندان مسلمان را تخريب نمايند، و آنها را به فرقه‌هاي مختلف متفرق سازند كه هر كدام ديگري را تكفير مي‌نمايد و يك گروه گردن گروه ديگر را مي‌زند.
و اما دريچة دوم: وآن ويران سازي خانواده از طريق اساسي‌ترين ركن و قوي‌ترين بخش آ ن يعني زن مي‌باشد كه واقعيت موجود بزرگ‌ترين شاهد بر آن است.
دوست گرامي:
سخن ما در اين بحث پيرامون موضوع دوم است كه از خلال شش بخش مطرح مي‌شود.
• تصويرهاي روشني از احترام و اكرام اسلام نسبت به زن.
• چه كساني دشمنان زن اند.
• مظاهري از حيله‌هاي دشمنان در رابطه با زنان.
muslim  woman• تأملي گذرا بر تاريخ حركت آزادي‌خواهي زنان.
• مسئوليت ما.
• پيشنهادات.
از خداوند مي‌خواهيم كه اين كار را برايمان نافع گرداند.

تصويرهاي روشن از احترام و اكرام اسلام نسبت به زن
موقف اسلام در رابطه با زن به حدي زشت و نادرست جلوه داده شده‌است كه دين در نزد بسياري چون متهمي است نيازمند دفاع، بناءً ما بحث را با يادآوري تصويرهايي روشن از اكرام اسلام نسبت به زن آغاز مي‌نماييم، مسائلي كه در هيچ دين و شريعت و اجتماعي نمي‌توان برايش بديلي يافت. زن در اسلام مخلوقي است كه خداوند به وسيلة اين دين وي را بزرگ داشته است، از او حفاظت مي‌نمايد و مقام و عزتش را بالا مي‌برد. زن در بالاترين درجات احترام است فرق نمي‌‌كند كه مادر باشد يا دختر يا همسر و يا هم زني از جملة ساير افراد اجتماع.
آنگاه كه زن مادر است:
• خداوند حق خود را با حقوق وي هم رديف آورده، مي‌فرمايد:
وَقَضَى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا (إسراء۲۳)
(و پروردگار تو مقرر كرد كه جز او را مپرستيد و به پدر و مادر [خود] احسان كنيد)
چه بزرگداشتي بالاتر از اين كه خداوند متعال حق مادر را با حق خويش مقارن نموده است؟!
• پيامبر مادر را مستحق‌ترين فرد براي خوش رفتاري و حسن معاشرت دانسته‌اند، از ابي هريره روايت است كه گفت: «شخصي آمد و گفت: يا رسول‌الله چه كسي شايسته‌تر است تا با او خوش رفتاري كنم؟ پيامبر فرمودند: مادرت. گفت: بعد از آن ؟ فرمودند: مادرت. گفت: بعد از آن؟ فرمودند: مادرت. گفت: بعد از آن؟ فرمودند: پدرت»
• در مصادر اسلامي تشويق‌هاي زيادي در مورد رفتن به جهاد و كسب منازل شهداء بعنوان بالاترين لذت‌ها شده است و عدم اشتراك در جهاد پست و زشت قلمداد گشته تا مسلمان همچون پهلوانان به ميدان‌هاي كرامت بشتابد و زندگي سعادت‌مندي داشته باشد؛ اما اداي حق پدر و مادر و ماندن با نزدشان و نيكي كردن با آنان مقدم بر جهاد گرديده است، به شرط اين كه جهاد فرض عين نباشد؛ ابوداود و ديگران از عبدالله بن عمرو بن عاصم حديثي را روايت كرده‌اند كه وي مي‌‌گويد: «مردي نزد پيامبر آمد و گفت: آمده‌ام تا با تو در هجرت بيعت كنم و در حالي پدر و مادرم را ترك كردم كه گريه مي‌كردند. پيامبر فرمودند: نزدشان برگرد و همانگونه كه سبب گرية آنها شده‌اي دوباره مسرورشان كن»
• همچنان از وي روايت است كه پيامبر فرمودند: «رضايت پروردگار در رضايت والدين است و خشم او در خشم ايشان»
• تا جايي كه اگر زماني نفس اماره بر شخص غلبه مي‌كند و شياطين انس و جن او را احاطه مي‌كنند و وي راهي براي پاكي و جبران گناهانش مي‌جويد، رضايت مادر بزرگ‌ترين كمك براي اوست. از عبدالله بن عمرم روايت است كه گفت مردي نزد رسول الله آمد و گفت: «يا رسول الله من گناه بزرگي مرتكب شده‌ام آيا راهي براي توبه دارم؟ پيامبر فرمودند: آيا مادرت زنده است؟ گفت: نه. فرمودند: آيا خاله داري؟ گفت: بله. فرمودند: با وي نيكي كن»
• سينة انسان مؤمن براي احسان به كسي كه سبب وجودش گشته بسيار گشاده است هرچند از لحاظ ديني با وي مخالف بوده واز راه راست متنفر و روگردان باشد؛ از اسماء دختر ابوبكر صديقم روايت است كه گفت: «مادرم درحالي كه هنوز مشرك بود نزدم آمد، از پيامبر پرسيدم كه مادرم درحالي نزدم آمده كه از دين روي‌گردان است آيا با او رابطه‌ام را برقرار كنم؟ فرمودند: بلي با مادرت رابطه داشته باش»
زماني كه دوشيزه است:
• در اين صورت از لحاظ برخورداري از محبت و عطوفت والدين همچون برادرش مي‌باشد، تا اصل عدالت محقق گردد:
إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسَانِ (نحل۹۰)
(در حقيقت‏خدا به دادگرى و نيكوكارى فرمان مى‏دهد)
اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى (مائده۸)
(عدالت كنيد كه آن به تقوا نزديك‌تر است)
در حديث نعمان پسر بشير آمده است كه رسول خدا فرمودند: «در بين فرزندانتان عدالت كنيد، و سه بار اين سخن را تكرار كردند»
• و اگر عدالت فريضة لازم و امري حتمي نمي‌بود حتماًً دختران نسبت به پسران مستحق بخشش و بزرگداشت بيشتري بودند چرا كه اين سخن در حديث ابن عباسم به نقل از پيامبر چنين آمده است: «در بخشش كردن بين اولادتان مساوات را مراعات كنيد پس اگر مي‌خواستيد به يكي بيشتر بدهيد بايد كه به زنان ببخشيد»
• قرآن صاحبان عقايد منحرف را كه از دختر بدشان مي‌آيد و از ولادتش احساس انزجار مي‌نمايند زشت شمرده مي‌فرمايد:
وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالْأُنثَى ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَهُوَ كَظِيمٌ * يَتَوَارَى مِنْ الْقَوْمِ مِنْ سُوءِ مَا بُشِّرَ بِهِ أَيُمْسِكُهُ عَلَى هُونٍ أَمْ يَدُسُّهُ فِي التُّرَابِ أَلَا سَاءَ مَا يَحْكُمُونَ (نحل۵۸-۵۹)
(و هر گاه يكى از آنان را به دختر مژده آورند چهره‏اش سياه مى‏گردد در حالى كه خشم [و اندوه] خود را فرو مى‏خورد * از بدى آن چه بدو بشارت داده شده از قبيله [خود] روى مى‏پوشاند آيا او را با خوارى نگاه دارد يا در خاك پنهانش كند وه چه بد داورى مى‏كنند)
• واين رسول هدايت است كه از جملة بزرگ‌ترين گناهان، كار دو دستي را مي‌شمارد كه دختركي بيگناه را در خاك پنهان مي‌گرداند و عاطفة جوشان پدري را در ذات خويش مي‌كشد.
عبدالله بن مسعود مي‌گويد: «از پيامبر پرسيدم، بزرگترين گناه چيست؟ فرمودند: اين كه همتايي براي خداوند قرار دهي در حالي كه او آفريدگار توست. گفتم: اين كه بسيار بزرگ است، بعد از آن چه؟ فرمودند: اين كه فرزندت را از ترس غذا دادنش بكشي»
• پيامبر به خوش رفتاري با زنان بسيار تشويق نموده‌اند، از جمله: «هر كه را سه دختر و يا سه خواهر و يا دو دختر و يا دو خواهر باشد و با ايشان به نيكي رفتار كند و در موردشان از صبر كار بگيرد و از خداوند به خاطر ايشان بترسد همانا به جنت داخل مي‌شود»
• آدابي را كه پيامبر آموزش مي‌دادند بر ادباي اسلام مؤثر بود تا جايي كه سخنان زيبا و مشهوري در تهنيت دختران گفته‌اند، هرگاه يكي از اطرافيان شخصي اديب صاحب دختري مي‌شد، قطعه‌هاي ادبي در مبارك باد وي مي‌سرودند مانند آن چه ابن عباد در اين نوشته‌ي زيباي خويش دارد: «خوش آمد مي‌گويم به مهتر زنان، مادر پسران، آورندة دامادان وفرزندان پاك، ومژده دهنده‌ي برادري‌ها و جوانمردان متحد.
اگر باشند زنان آن چنان كه گفته شد از ايشان
پس به حقيقت زنان به ‌اند از مردان
تأنيث براي اسم شمس عيبي نيست
و نه تذكير براي قمر فخري
خداوند تعالي باطلوع او بركت را بر تو آشكار كرد و خوشبختي را با آمدنش نثارت گردانيد، پس پيوسته خوش باش ومسرور چرا كه دنيا مؤنث است و مردان خدمت‌گذارش، زمين مؤنث است و همة موجودات از آن آفريده شده‌اند، و از سبب آن زياد مي‌شوند، آسمان مؤنث است و با سياره‌ها زينت شده و از ستاره‌هاي تابان لباس پوشيده، روح مؤنث است وسبب وجود جسم و ملاك زندگي‌ است، جنت مؤنث است و متقيان را وعده داده شده و پيامبران را نعمت آن بخشيده شده؛ پس گوارايت باد آن چه در يافت كرده‌اي، از خدا مي‌خواهم شكر نعمتي را كه به تو داده نصيبت كند»
و هنگامي كه در مقام همسري باشد:
• در اين حالت در شمار نعمت‌هايي است كه بايد از آن ياد كرد:
وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلًا مِنْ قَبْلِكَ وَجَعَلْنَا لَهُمْ أَزْوَاجًا وَذُرِّيَّةً (رعد۳۸)
(و قطعاً پيش از تو [نيز] رسولانى فرستاديم و براى آنان زنان و فرزندانى قرار داديم)
• همسر نيك خواهش و در خواست بندگان صالح خدا است:
وَالَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا (فرقان۷۴)
(و كسانى‏اند كه مى‏گويند پروردگارا به ما از همسران و فرزندانمان آن ده كه مايه روشنى چشمان [ما] باشد و ما را پيشواى پرهيزگاران گردان)
• در اسلام زنان در مقام همسري ستون اصلي اجتماع و اساس مستحكم آن محسوب مي‌شوند و روي گرداندن از همسر داشتن نه تنها تندروي قلمداد گشته كه عملي است خلاف هدايت و دستور پيامبر پاكيزة اسلام، پيامبري كه از همه نسبت به خدا ترس وتقواي بيشتري داشت. ايشان چنين عملي را نشانه‌ي تجاوز و روي گرداني از سنت خويش دانسته‌اند آنجا كه مي‌فرمايند:« هلك المتنطعون» هلاك شده‌اند كساني كه در كارها و گفته‌هاي خويش غلو مي‌نمايند و از حدود خدا تجاوز مي‌كنند.
و همچنين مي‌فرمايند: «هر كه از راه و روش من پيروي نكند از من نيست»
• براي زن بر شوهرش حقوقي است كه شريعت از آن حمايت مي‌كند ودر هنگام باز داشتن آن قاضي ملزم به تنفيذ آن مي‌باشد، از آن جمله چند نمونه در اينجا ذكر مي‌شود كه البته اينها تمام حقوق زن بر شوهر نمي‌باشد، چرا كه در اين رساله جاي بحث همة آنها نيست و ما مي‌خواهيم صرفاً نظري گذرا بر بعضي از حقوق زن بر شوهر بيندازيم:
۱٫ مَهر: عبارت از هديه‌اي است كه خداوند پرداخت آن را به زنان از طرف شوهرانشان فرض گردانيده است و زن جز اداي حقوق همسرداري در مقابل آن موظف به پرداخت چيزي نيست، اين فرض الهي حتي با رضايت زن نيز ساقط نمي‌شود مگر بعد از عقد نكاح چنان چه قرآن مي‌گويد:
وَآتُوا النِّسَاءَ صَدُقَاتِهِنَّ نِحْلَةً فَإِنْ طِبْنَ لَكُمْ عَنْ شَيْءٍ مِنْهُ نَفْسًا فَكُلُوهُ هَنِيئًا مَرِيئًا (نساء۴)
(و مَهر زنان را به عنوان هديه‏اى از روى طيب خاطر به ايشان بدهيد و اگر به ميل خودشان چيزى از آن را به شما واگذاشتند آن را حلال و گوارا بخوريد)
۲٫ دادن نفقه براي زن به شكل نيك:
وَعَلَى الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَكِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ (بقرة۲۳۳)
(و خوراك و پوشاك آنان [=مادران] به طور شايسته بر عهده پدر است)
۳٫ تهية خانه و لباس مناسب:
أَسْكِنُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ سَكَنتُمْ مِنْ وُجْدِكُمْ (طلاق۶)
(همانجا كه [خود] سكونت داريد به قدر استطاعت‏خويش آنان را جاى دهيد)
در كنار اين حقوق مادي، براي زنان حقوق معنوي نيز ثابت است از آن جمله:
الف) آزادي در انتخاب همسر: يعني پدر حق ندارد كه دخترش را مجبور به ازدواج با هر كسي كه خودش مي‌خواهد نمايد. چنان چه پيامبر مي‌فرمايد: «دوشيزه تا وقتي اجازه ندهد و بيوه تا زماني كه خود فرمان ندهد به نكاح داده نمي‌شود»
ب) بر شوهر واجب است كه مسايل دين را به همسرش آموزش دهد:
يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ (التحريم۶)
(اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد خودتان و كسانتان را از آتشى كه سوخت آن مردم و سگ‌هاست‏حفظ كنيد)
آلوسي مي‌گويد: «علما به آية فوق استدال مي‌كنند و آموزش زنان را توسط مردانشان از جملة واجبات مي‌دانند» چيزي كه تطبيق عملي آن را به روايت قرآن در رفتار اسماعيل مي‌بينيم:
وَكَانَ يَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلَاةِ وَالزَّكَاةِ وَكَانَ عِنْدَ رَبِّهِ مَرْضِيًّا (مريم۵۵)
(و خاندان خود را به نماز و زكات فرمان مى‏داد و همواره نزد پروردگارش پسنديده[رفتار] بود)
در حالي كه باكمال تأسف بسياري از مردان اين واجب خويش را فراموش كرده‌اند و در تعليم مهم‌ترين كساني كه مسؤول آموزش‌شان هستند حركتي نمي‌كنند وتوجه خود را در قبال همسرانشان منحصر به اداي نفقه و آن چه به آن مربوط است كرده‌اند در حالي كه اين موضوع بزرگ‌تر و اولي‌تر است.
ج) نسبت به همسرش غيرت داشته باشد و از نگاه‌هاي شرارت بار انسان‌هاي آزمند نگاهش دارد: او را به اماكن فساد نبرد و در جاهايي كه در آن هرزگي و عياشي صورت مي‌گيرد واردش نكند و بالآخره حجابش را با عناويني چون پيشرفت و مُد روز بودن از او بر ندارد.
د) به دنبال لغزش‌ها و شمارش اشتباهاتش نباشد: به همين دليل پيامبر خوب نمي‌ديدند كه مرد وقتي از سفر بر مي‌گردد سرزده و بي‌خبر شبانگاه يا غير آن به خانه‌اش داخل شود.
هـ) و بالآخره اين كه بر مرد واجب است با همسر خويش به نيكي و احسان رفتار نمايد: در مقابل هر اشتباهي آشفته نشود و بعضي از بدي‌هاي همسرش را فراموش كند.
وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِنْ كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَيَجْعَلَ اللَّهُ فِيهِ خَيْرًا كَثِيرًا (نساء۱۹)
(و با آنها به شايستگى رفتار كنيد و اگر از آنان خوشتان نيامد پس چه بسا چيزى را خوش نمى‏داريد و خدا در آن مصلحت فراوان قرار مى‏دهد)
پيامبر مي‌فرمايند: «مرد مؤمن نسبت به همسر مؤمنش كينه‌ورز نيست چرا كه اگر يك عادتش را نپسندد ديگري را مي‌پسندد»
واگر زن نه مادر، نه دختر و نه همسر، بلكه به عنوان فردي از اجتماع باشد:
در اين حالت او از جملة مسلمانان است، مانند همة مؤمنان ديگر شايسته و در خور احترام و احسان مي‌باشد. و بر عامة مسلمانان همان حقوقي را دارد كه مردان دارند.
آن چه گفته شد نگاهي گذرا بر نمونه‌هايي از احترام و بزرگداشت اسلام نسبت به زن مي‌باشد كه در هيچ اجتماعي غير اسلامي نمي‌توان آن را يافت؛ تاجايي كه حتي دشمنان اسلام وقتي به سرزمين‌هاي اسلامي آمدند اقرار نمودند كه هيچ دين ديگري را سراغ نداريم كه به اندازة اسلام زن را اكرام نمايد، به زن عزت بخشد، مقامش را بالا برده و حقوق كاملش را ادا كند.
نويسنده‌اي به نام «آرنون» مي‌گويد: «اكر دختران‌مان را در خانه‌ها به حيث خدمتكار بگماريم بهتر از اشتغالشان در كارخانجات و كارگاه‌هاست، اماكني كه زنان را با پليدي‌ها مي‌آلايند و شكوه زندگي‌شان را براي هميشه از بين مي‌برند؛ اي كاش سرزمين‌هاي ما نيز چون بلاد اسلامي مي‌بود وحيا و عفت و پاكي در آن يافت مي‌شد»

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما میتوانید از برچسب ها و ویژگی های HTML هم استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

بالا