پدیدة ضعف ایمان

ضعف ایمان
نویسنده: محمد صالح المنجد
ترجمه و تلخیص: مسعوده جامی
بسیار می‌شنویم که مردم از قسوت قلب خویش شکایت دارند و عباراتی چون: « در عباداتم لذتی احساس نمی‌کنم»، « گمان می‌کنم ایمانم سست شده»، « قرائت قرآن برمن اثر نمی‌گذارد»، « به سادگی مرتکب گناه می‌شوم» … را زیاد تکرار می‌کنند، که منشأ همة اینها بیماری ضعف ایمان است که بر قلب عارض می‌شود و اساس هر مصیبت و سبب هر کوتاهی و بلایی است. و از آن‌جایی که در روز قیامت کسی نجات پیدا نمی‌کند {إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ } [الشعراء: ۸۹] مگر این که با قلب سالم نزد خدا حاضر شود و { فَوَيْلٌ لِلْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِكْرِ اللَّهِ} [الزمر: ۲۲] وای به حال کسانی‌ است که قلب‌هایشان در نبود ذکر خدا سخت شده است، و در کنار این وعده‌ی جنت به کسانی داده شده که {مَنْ خَشِيَ الرَّحْمَنَ بِالْغَيْبِ وَجَاءَ بِقَلْبٍ مُنِيبٍ} [ق: ۳۳] از خداوند در غیب بترسد و با قلبی توبه‌کار با وی ملاقات کند، بناء مؤمن باید قلب خویش را مراقبت نماید و جای درد را تشخیص دهد و سبب مرض را بیابدودر علاج آن آخرین تلاش خویش را بنماید.
در نوشته‌ی پیش‌رو تلاش شده که مظاهر بیماری ضعف ایمان، اسباب و علاج آن بیان شود، از خداوند می‌خواهیم که آن را برای ما و شما نافع گرداند.
اول: نشانه‌های ضعف ایمان
بیماری ضعف ایمان نشانه‌ها و علامت‌های متعددی دارد که در اینجا به بعضی از آنها اشاره می‌کنیم:
• انجام کارهای حرام و ارتکاب گناهان، که وقتی به کثرت انجام شود تبدیل به یک عادت معمولی می‌گردد و بدی و زشتی آن به تدریج از قلب فرد بیرون رفته و علنا مرتکب آن می‌شود و از انجام آن عبایی ندارد. که در این حالت شامل این حدیث پیامبرصلی‌الله‌وعلیه‌وسلم می‌شود که فرموده‌اند: «تمام امتم بخشیده می‌شوند مگر آنان که علنا مرتکب گناه می‌شوند و از ارتکاب آن نیز بیمی ندارند،….»
• نشانه‌ی دیگر، احساس سنگدلی و خشونت قلب است تا جایی که فرد فکر می‌کند قلبش همچون سنگی سخت شده و از هیچ چیزی متأثر نمی‌شود، چنین شخصی یاد آوری مرگ و دیدن مرده‌ها و حتی به خاک سپردن‌ آنها توسط خودش بر وی هیچ تأثیری ندارد، و در بین قبرها همانگونه راه می‌رود که گویا در بین درختان گردش می‌کند.
• دیگری، عبادتهایش را به خوبی و به شکل کامل انجام نمی‌دهد، هنگام نماز، تلاوت قرآن، دعاها و مانند آن ذهنش آشفته و پریشان است، در معانی اذکار تدبر و تفکر نمی‌کند، اگر آنها را حفظ داشته باشد به شکلی خسته‌کن فقط به ترتیب آنها را ردیف می‌کند، و اگر به دعای مشخصی عادت کرده باشد در وقت معین آن ناخودآگاه بدون اینکه در معانی آن دقت کند به زبانش می‌آید در حالی که الله تعالی «…دعای قلب قافل را قبول نمی‌کند» .
• و یکی دیگر از نشانه‌های ضعف ایمان تنبلی در انجام طاعات و عبادات و ضایع نمودن آنها است، که اگر ادا هم بکند حرکاتی خشک و بی‌روح که پروردگار منافقین را با آن وصف نموده: {وَإِذَا قَامُوا إِلَى الصَّلَاةِ قَامُوا كُسَالَى } [النساء: ۱۴۲] و چون به نماز برمی‌خیزند با کسالت برمی‌خیزند. همچنین به از دست دادن اوقات خیر و زمان عبادات چندان اهمیت نمی‌دهند که این خود دلیل بر بی‌توجهی شخص به کسب اجر و پاداش است؛ اگر نماز فرضی را از دست دهد خود را مآخذه نمی‌کند، و اگر سنتی از سنت‌ها و یا عبادتی از عبادت‌هایش ترک شود میلی برای بجا آوردند آنها ندارد، و خیلی از کارها را به بهانه‌ی اینکه سنت است و یا فرض کفایه است ترک می‌کند و بطور کل در امر طاعات و عبادات تنبل است؛ به عنوان مثال انجام نماز ضحی به ذهنش هم خطور نمی‌کند چه رسد به نماز استخاره و یا سائر نوافل.
• نشانه دیگر دلتنگی است که فرد وضعیتی متغیر دارد و طبعی گرفته، گویا باری سنگین را بر وی نهاده باشند، بناء شدیدا بی‌قرار است و به کوچک‌ترین چیزی شروع به شکایت می‌کند، نسبت به رفتار مردم کم تحمل است و کمتر گذشت دارد، در حالی که پیامبرصلی‌الله‌وعلیه‌وسلم در مورد ایمان می‌فرمایند:« ایمان عبارت است از صبر و بزرگواری است».
• و از جمله دیگر نشانه‌های ضعف ایمان تأثیر نپذیرفتن از آیات قرآن است، که نه وعد و وعید‌هایش بر فرد اثر دارد نه امر و نهی‌هایش و نه وصف قیامت، ضعیف الایمان از شنیدن قرآن خسته می‌شود و هیچ علاقه‌ای به تلاوت آن ندارد و هرگاه قرآن را بگشاید دلش‌ می‌خواهد هرچه زودتر آن را ببندد.
• دیگری غفلت از یاد و دعای الله جل‌جلاله است، که اگر گاهی دستانش را برای دعا بالا هم ببرد عجله دارد زودتر آنها را ببندد و بلند شود تا برود، همان طور که خداوند منافقان را وصف نموده: {وَلَا يَذْكُرُونَ اللَّهَ إِلَّا قَلِيلًا} [النساء: ۱۴۲] و خدا را بسیار کم یاد می‌کنند.
• فرد ضعیف الایمان اگر یکی از کارهای حرام را در حال انجام ببیند ناراحت و عصبانی نمی‌شود چرا که غیرت از قلبش رخت بربسته و خاموش گشته، به همین دلیل نه امر به کار نیک می‌کند و نه از کارهای بد مانع می‌شود، و چه بسا کار زشتی را می‌بیند و به آن راضی و خوش می‌شود و اینجاست که بنا به قول پیامبر‌صلی‌الله‌وعلیه‌وسلم همانند گناه فرد انجام دهنده را مرتکب می‌گردد.
• و دیگری علاقه به مطرح شدن است، مثلا ریاست و امارت را دوست دارد بدون اینکه مسئولیت‌های خطیر آن را بسنجد، و این دقیقا همان چیزی است که رسول الله‌صلی‌الله‌وعلیه‌وسلم ما را از آن برحذر داشته است آنجا که می‌فرمایند:« شما به ریاست علاقمند می‌شوید در حالی‌‌که در قیامت به خاطر آن پشیمان خواهید شد» . چنین شخصی دلش می‌خواهد در صدر مجلس بنشیند، بسیار سخن بگوید و دیگران گوش کنند و سخن او را بپذیرند، دوست دارد هرگاه به مجلسی داخل می‌شود مردم در مقابلش برخیزند در حالی که رسول الله‌صلی‌الله‌وعلیه‌وسلم می‌فرمایند:«کسی که بخواهد بندگاه خدا برایش برخیزند خانه‌ای در آتش را جایگاه خویش ساخته».
• نشانه‌ی دیگر تنگچشمی و بخل است و پیامبر‌صلی‌الله‌وعلیه‌وسلم می‌فرمایند:« سختی و امساک ابدا همراه ایمان در قلب بنده‌ای جمع نمی‌شود» کسی که ایمان ضعیف دارد نمی‌تواند ولو که در خواست هم بشود برای خدا چیز از مالش را بدهد حتی اگر ببیند برادران مسلمانش در مصیبت بسر می‌برند در حالی که خداوند می‌فرماید: {هَا أَنْتُمْ هَؤُلَاءِ تُدْعَوْنَ لِتُنْفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَمِنْكُمْ مَنْ يَبْخَلُ وَمَنْ يَبْخَلْ فَإِنَّمَا يَبْخَلُ عَنْ نَفْسِهِ وَاللَّهُ الْغَنِيُّ وَأَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ وَإِنْ تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَيْرَكُمْ ثُمَّ لَا يَكُونُوا أَمْثَالَكُمْ } [محمد: ۳۸].
• نشانه دیگر این است که به بسیار از سخنانی که می‌گوید عمل نمی کند که بی‌شک این نوعی از نفاق است، کسی که قول و عملش با هم مخالف باشد در نزد خدا سرزنش است و نزد مردم زشت.
• از جمله دیگر نشانه‌های آن خوش شدن به خسارت یا مصیبت مسلمانان دیگر است، گاها از اینکه ببیند نعمتی از کسی گرفته شده خوش می‌شود زیرا دوست ندارد کسی از وی بهتر باشد.
• فرد ضعیف الایمان تنها از کارهای حرام می‌پرسد که آیا فلان کار حرام است یا خیر؟ و هرگز از کارهای نیک سوال نمی‌کند و هیچ ابایی از انجام مکروهات و شبهات ندارد و این مسئله سبب می‌شود که به شبهات و مکروهات کشیده شود و در ادامه مرتکب حرامها هم بشود، حتی بعضا دیده می‌شود که فردی از مسئله‌ای سوال می‌کند و وقتی مطلع می‌شود که حرام است می‌پرسد: آیا حرمتش زیاد است یا نه؟! چقدر گناه دارد؟! و مانند این سوال‌ها؛ این فرد مراتب اولیه‌ی حرام را به راحتی مرتکب می‌شود و گناهان کوچک را بی‌ارزش می‌شمارد و متعاقبا بر انجام حرام‌های الله جرئت مند می‌‌شود،‌ و موانع بین او و معصیت‌ها از بین می‌رود چنانکه در حدیث صحیح است که:« شما را از مردمی خبر می‌کنم که در روز قیامت در حالی حاضر می‌شوند که حساناتشان همانند کوهای بلند است، اما خداوند آنها را همچون گرد و خاکی پراکنده می‌سازد، گفتند: یا رسول الله آنها را برایمان توصیف کن تا بشناسیم مبادا ما از ایشان باشیم و ندانیم فرمود: «آنها برادرانتان‌ و از جنس خود شما اند، و همانند شما سهم خود را از شب می‌گیرند (شب‌زنده‌داری می‌کنند)، اما کسانی‌اند که اگر با محارم خداوند روبه‌رو شوند آن را زیر پا می‌کنند». به همین دلیل ابن مسعود وضعیت مومن و منافق را اینچنین بیان می‌کند:« مومن گناهانش را همانند کوهی می‌بیند که وی در زیر آن ایستاده و هر آن امکان دارد بر سرش ویران شود و فرد فاجر گناهانش را همچون مگسی می‌بیند که از کنار بینی‌اش می‌گذرد و وی با دستش او را کنار می‌زند.»
• دیگر از نشانه‌های ضعف ایمان کم ارزش دانستن کارهای نیک ، و اهمیت ندادن به حسنات کوچک است؛ پیامبر می‌فرمایند: «از کارهای نیک هیچ چیز را کم ارزش ندانید حتی اگر از دلو خود در ظرف کسی می‌ریزید، و یا با برادرت با چهره ای گشاده صحبت می‌کنی» .
• توجه نداشتن به قضایای مسلمین و همکاری نکردن با ایشان در فراخوانی‌ها، صدقات و کمک‌ها، این فرد در مقابل برادران مسلمانش در گوشه و کنار عالم احساس سردی دارد آنها هر چه می‌خواهند بشوند از تسلط دشمن گرفته تا شکنجه و عذاب و حادثه‌های طبیعی و غیر آن مهم این است که خودش به سلامت باشد، که این نتیجه‌ی ضعف ایمان است، پیامبرصلی‌الله‌وعلیه‌وسلم می‌فرمایند:« همانا مؤمن در قبال اهل ایمان همانند سر از جسم است، مومن برای اهل ایمان آزرده می‌شود همانگونه که بدن برای آنچه در سر است آزرده می‌شود».
• انسان ضعیف الایمان در قبال کار برای دین خدا احساس مسئولیت نمی‌کند ، و هیچ تلاشی برای نشر و خدمت به آن ندارد.
• نشانه‌ی دیگر جنجال و جدالی است که قلب را سیاه می‌کند، و بدون علم و بدور از هدایت است، برای رد اینگونه جدل‌ها همین حدیث پیامبرصلی‌الله‌وعلیه‌وسلم کافی است که می‌فرمایند:« من خانه‌ای را در وسط جنت برای کسی تضمین می‌کنم که دست از جدال بردارد هرچند هم حق با او باشد».
• دیگری تعلق به دنیا و شیفتگی به آن، تا جایی که اگر از بهره‌های دنیوی چیز را از دست بدهد همچون مال، جاه، مسکن و یا مانند آن به شدت ناراحت می‌شود و خود را شکست خورده می‌داند و اگر ببیند به مسلمانی دیگر همانند آن بهره‌ی دنیوی رسیده ناراحت شده و حسادت می‌کند، و آرزو دارد آن نعمت از او نیز گرفته شود که این خود منافی ایمان است زیرا پیامبرصلی‌الله‌علیه‌وسلم می‌فرمایند:«در قلب بنده‌ی مومن ایمان و حسد یکجا شده نمی‌تواند».
• سخنان فرد ضعیف الایمان اسلوبی عقلی محض دارد و ویژگی ایمانی در آن دیده نمی‌شود تا جایی که هیچ‌گاه در کلامش اثری از آیات قرآن و یا سنت و یا هم سخنان سلف نمی‌توان یافت.
• نشانه‌ی دیگر ضعف ایمان توجه بیش از حد به نفس است از خوردنی‌ها گرفته تا نوشیدنی‌ها و لباساها و مسکن و وسیله‌ی نقلیه، به تجملات توجه زیادی می‌نماید و مال و وقت خویش را صرف تهیه‌ی لباسهای راحت و زیبا و خانه‌ی مجلل می‌نماید، در حالی که هیچ ضرورتی به آنها نیست و عده‌ای از برادران مسلمانش به شدت به این اموال محتاج‌اند، این عمل مخالفت با گفته‌ی پیامبرصلی‌الله‌علیه‌وسلم است که می‌فرمایند:« از راحت طلبی و خوش‌گذرانی بپرهیزید، چرا که بندگان الله راحت طلب و خوش‌گذران نیستند.»
خواهر گرامی اینها مواردی‌‌اند که نمایان‌گر ضعف ایمان فرد می‌باشد پس به دقت وضعیت خود را زیر نظر بگیر تا کاستی‌های آن برایت واضح شود انشاء الله در شماره‌ی بعدی دلایل این مشکلات را بیان خواهیم نمود و سپس راه درمان و خلاصی از این بیماری‌ها ارائه می‌شود، باشد که خداوند برای ما و شما توفیق حرکت در صراط مستقیم را عطا نماید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما میتوانید از برچسب ها و ویژگی های HTML هم استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

بالا