در عرصه دعوت ، عذر مخواه و بهانه مجوی
به قلم: محمد يوسف الشطي
ترجمه: سعديه حفيظ
ای دعوتگر توشاید از اینکه قرآن ازآسمان نازل گردد و روش های تعامل درعرصه دعوت اسلامی را نظم بخشد شگفت زده گردی، خداوند فرموده است:” إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَإِذَا كَانُوا مَعَهُ عَلَى أَمْرٍ جَامِعٍ لَمْ يَذْهَبُوا حَتَّى يَسْتَأْذِنُوهُ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَأْذِنُونَكَ أُولَئِكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ فَإِذَا اسْتَأْذَنُوكَ لِبَعْضِ شَأْنِهِمْ فَأْذَنْ لِمَنْ شِئْتَ مِنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمُ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ»[سوره نور: ۶۲]{مومنان واقعی کسانی هستند که به خداوپیغمبرش ایمان دارند وهنگامی که درکارمهمی با او باشند بدون اجازه وی نمی روند کسانی که از تو اجازه می گیرند آنان واقعا به خدا و پیامبرش ایمان دارند پس هرگاه از تو برای انجام بعضی از کارهای خود اجازه خواستند وهرکس از ایشان که می خواهی اجازه بده و از خدا برای آنان آمرزش بخواه, بیگمان خدا بخششگر ومهربان است
}.
ابن اسحاق در مورد نزول این آیات روایت کرده است: هنگامی که قریشیان واحزاب برای جنگ خندق گرد آمدند پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم همایش ایشان را شنید ودانست که برای چه چیزی گرد هم آمده و دست به دست هم داده اند. پیامبر صلی الله علیه وسلم دستور فرمود که پیرامون مدینه خندقی را بکنند. خود پیامبر صلی الله علیه وسلم برای تشویق مسلمانان به پاداش کار، مشغول کندن گردید وشخصا به کار پرداخت مسلمانان با او در کندن خندق شرکت ورزیدند او و مسلمانان پیوسته کار می کردند. کسانی از منافقان کندی و تنبلی می نمودند وآن گونه که باید وشاید با پیغمبر خدا ومسلمانان کار نمی کردند، بدون اطلاع پیغمبر صلی الله علیه وسلم وبدون اجازه او، به بهانه کارهای جزئی از کندن خندق سرباز می زدند و به پیش اهل وعیال خود بر می گشتند ولی کسی که از مسلمانان کار واجبی برایش پیش میامد ومی بایست حتما بدان اقدام نماید آن کار را به پیغمبر صلی الله علیه وسلم عرض می کرد واجازه مرخصی می خواست، پیغمبر صلی الله علیه وسلم به او اجازه می فرمود، هر وقت کار خود را انجام می داد دوباره باز می گشت وبه کار کندن می پرداخت بدان امید که کار خیری را کرده باشد واجر وپاداشی در پیشگاه خداوند جل جلاله داشته باشد.
سیدقطب رحمه الله می گوید: «سبب نزول این آیت هرچه باشد این آیت متضمن آداب ورسوم روحانی وسازماندهی گروه مسلمانان توسط رهبر وسرورشان است، آداب ورسومی که کار مردمان روبه راه نمی گردد وراست ودرست به در نمی آید مگر زمانی که این آداب ورسوم از احساسات وعواطف ایشان واز ژرفای درونشان برجوشد وبرخیزد. وآنگاه در زندگیشان مستقر و آداب ورسومی شود که از آن پیروی گردد، وبه شکل قوانین ومقرراتی درآید که اجرا شود در غیر این صورت هرج ومرجی خواهد شد که حدودی نمی شناسد».
آری، ای کسی که نفس خویش را جهت حصول اجر وپاداش در راه خداوند جل جلاله نذر کرده ای، این ادب را برای خود قانونی بگردان تا در جریان کارهای دعوتی بسان خون در رگهایت جاری باشد؛ زیرا هیچ کار به کامیابی نمی انجامد مگر با سهم گیری فعال و مثبت اندیشی؛ فعالیتی که فضای دعوت مبارک بدان زنده می گردد.
هرگاه در فضای دعوت، عذر خواهی وکندی در انجام وظایف ومسؤولیتها طاری گردد سبب به میان آمدن سستی وکاهلی در نفسهای اشخاص ضعیف النفس می گردد. اشکال ندارد اگر دچار مصیبتی گردیدی ویا ضرورتی برایت رخ داد از مسؤول کار طلب اجازه بگیر وهرگاه ضرورتت را برآوردی تن به نشستن مده بلکه به امید کسب اجر وپاداش به محل کارخود باز گرد و به قوت بازوی مسلمانان بیفزای واز جمله آنان مباش که به زبان چیزی را می گویند و آنچه گفته اند را متحقق نمی نمایند. تلاش نما که بین گفتار وکردارت جمع نمایی. خداوند متعال فرموده است:« وَإِذَا كَانُوا مَعَهُ عَلَى أَمْرٍ جَامِعٍ لَمْ يَذْهَبُوا حَتَّى يَسْتَأْذِنُوهُ»{هنگامی که درکار مهمی با او باشند بدون اجازه وی نمی روند}.
مع الوصف قرآن کریم اشاره می نماید که نرفتن واجازه نخواستن در چنین وضعی مقدم تر می باشد واجازه خواستن ورفتن کوتاهی وتقصیر به شمار می رود؛ چه از همین روی است که پیامبر صلی الله علیه وسلم برای اعتذار کنندگان طلب مغفرت می کند«وَاسْتَغْفِرْ لَهُمُ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ»{ واز خدا برای ایشان بخشش بخواه بیگمان خداوند بخشایشگر ومهربان است.
محمد بن اسحاق در کتاب المغازی خویش روایت نموده است که: « روزی پیامبر صلی الله علیه وسلم در حال آمادگی برای غزوه تبوک بودند برای جدبن قیس برادر بنی سلمه گفتند: ای جد! آیا درجهاد با بنی اصفر(رومیها) شرکت نمی نمایی؟ گفت: ای رسول الله آیا برایم اجازه نمی دهی؟ مرا درابتلاء میفگن، به خدا سوگند که قوم من می دانند که در میان مردان هیچ کسی از من علاقمندتر به زنان وجود ندارد، لذا هراس از این دارم که اگر زنان بنی اصفر را ببینم نتوانم در مقابل آنها صبر نمایم، پس پیامبر صلی الله علیه وسلم روی مبارک خویش را از وی بر گرفت و سپس برایش گفت: برایت اجازه دادم.»
این گونه از عذر ها را منافقین برای پیامبر صلی الله علیه وسلم پیشکش می کردند وخداوند جل جلاله برایش پاسخ داده فرمود:« أَلَا فِي الْفِتْنَةِ سَقَطُوا وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكَافِرِينَ» {سوره توبه: ۴۹}. ( آگاه باشید که خود در ابتلاء افتادند ودوزخ کافران را در بر خواهد کشید).
بناء در باره جد بن قیس این آیت نازل گردیده است:« وَمِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ ائْذَنْ لِي وَلَا تَفْتِنِّي أَلَا فِي الْفِتْنَةِ سَقَطُوا وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكَافِرِينَ»( و از میان ایشان کسی است که می گوید برایم اجازه بده ومرا در فتنه میفگن، آگاه باشید که آنها در فتنه افتاده اند و دوزخ کافران را در آغوش خواهد کشید).
ای دعوتگر! هیچ چیزی آسانتر از تقدیم نمودن عذرها در مقابل فعالیت ها وخواسته های دعوت به سوی الله نیست؛ اما با وجود عذر خواهی به تدبیر امور زندگی به آسانی قادر نمی گردند. وبدان که مسؤولیتها بیشتر از اوقات اند، پس، از الله متعال یاری بجوی وتسلیم ضعف وناتوانی مشو وبا نفس خود در برابر عذرها مبارزه کن تا به ایستایی و سقوط مواجه نشوید.
ای دعوتگر آیا همه مسلمانان از خانواده و کودکان بر خوردار نیستند؟ آیا همه نیازمند به کسب رزق وروزی جهت امرار زندگی خود وخانواده خویش نمی باشند؟ بناء هر فرد را امور زندگیش به خود مشغول می دارد، آیا معنای آن این است که هیچ جهاد ومبارزه وقربانی نباشد؟ آیا به این معنی است که همه دعوتگران پایبند به خانه های خویش باشند… یا مشغول تعلیم کودکان خود گردند..و یا از رسالت عالی و مبادی بلند خویش شانه خالی کنند ویا اوقات اضافی خویش را برای فعالیتهای دعوتی بدهند ؟که در این صورت ملامتی وعواقب خطیری متوجه دعوتگران میگردد.
آری! نخست از خویشتن خویش آغاز کن و به اصلاح دیگران روی آور وبگذار که کاروان دعوت به مسیر خویش ادامه دهد وبدان که عذر خواهی در عرصه دعوت وخواسته های آن، چه در عرصه فکر باشد ویا برنامه ریزی، عرصه امر به معروف ونهی از منکر باشد ویا فعالیت تربیتی، نشانه ای از نشانه های سقوط می باشد. هرگاه فرد ضعیف گردد علایم آن در عملکردش هویدا می گردد که از آن جمله عدم شرکت در فعالیتهای دعوتی، کثرت عذر خواهی که بعد از مدتی یکی از ویژگیهای او به شمار می رود وسبب تمام موارد فوق این است که به امور دنیا تمایل پیدا کرده وآن را بر آنچه نزد الله متعال است ترجیح می دهد، این حالت ایجاد با عث کشمکش روانی میان خواسته های نفسانی و خواسته های دعوت می گردد که راه بیرون رفت از این حالت را عذر خواهی میابد، سپس مقاطعه و بعد به ترک عرصه دعوت می انجامد. خداوند متعال می فرماید:« وَيَسْتَأْذِنُ فَرِيقٌ مِنْهُمُ النَّبِيَّ يَقُولُونَ إِنَّ بُيُوتَنَا عَوْرَةٌ وَمَا هِيَ بِعَوْرَةٍ إِنْ يُرِيدُونَ إِلَّا فِرَارًا»( سوره احزاب: ۱۳){ ترجمه: واجازه می خواهند گروهی از ایشان از پیامبر، می گویند که خانه های ما برهنه است حال آنکه برهنه نیست؛ ولی جز گریز چیز دیگری نمی خواهند}.
ای دعوتگر از کسانی باش که دارای عزم استوار و همت عالی اند وبه سوی افراد ضعیف النفس و بهانه تراش توجه مکن وباید شعارت این آیت پروردگار باشد:« وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَمِينَ»{سوره شعراء: ۱۰۹}( ازشما بر آن هیچ پاداشی خواهان نیستم که بیگمان پاداش من درنزد پروردگار عالمیان است).