مقصدسعادت اسلامی

عالیه احسان

تمام علوم وثقافات و فلسفه ها به یک هدف رهنمائی میکند ، و آن سعادت انسان است زیرا انسان محوریا منبع تحرک های سعادت درتمام بعدها وبه حرکت آوردن سعادت آنها وتوجه دادن به سعادت آنهاست.
وقتی که نظرکردیم که آن علوم نظری وتجربوی وفلسفات غیراسلامی درتحقیق و ثبوت سعادت برای انسان خطاءخورده ، به ناکامیش درثبوت سعادت فیصله شده است ، امادین اسلام دین انسانیست وبرای انسان به امتیاز قایل است زیرا دین اسلام ازجانب الله متعال برای سعادت ونجات انسان بوجود آمده رابطه کنترول به یک تعداد شروط وقواعد وارزشها بین انسان و اجتماع آن است ویکی ازاسباب سعادت بشردر دنیا و آخرت است.

تعمیل شریعت به معنی سعادت انسان:

کنترول اصول وقواعد دراسلام مانند چراغ رهنمائی موترهاست ،توسط روشنی چراغ ها راننده موتر میتواند به صورت درست حرکت کنند و ارزش گذاشتن چراغ ها رابدانند که چراغ ها برای امن بودن است ، وبجز ازآن مطلب دیگر آن حفاظت راننده و موترآن را تضمین میکند ، بلاخره راننده میتواند به صورت درست به هدف خود برسد .
الله متعال به آدم و اولادهای آدم (علیه السلام) میفرماید (فَمَنْ تَبِعَ هُدَايَ فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ)
ترجمه : پس هدایت الله (جل جلاله) برای مصلحت مردمان است و آنهارا بسوی سعادت ایشان میرساند و أمن میدهد ایشانرا ازلحاظ جسمی ، نفسی در دنیا و آخرت .
اگرکسی متابعت این دین با قواعد واصول واحکام دین را بکند بتحقیق ممقصد رسیدگان اند.
مقاصد اصلی پنج (۵ ) است ،
۱) سعادت انسان دردنیا و آخرت
۲) أمن جسد انسان در دنیا و آخرت ( نگه داشتن بدنش را از تعذیب )
۳ ) أمن نفسی و ذهنی انسان در دنیا و آخرت ( ازعذاب الله (جل جلاله) امن میباشد و ازهلاک دشمن أمن میباشد)
۴ ) توجه به منافع انسان
۵ ) دفع ضررها از انسانradwayto
این مقاصد درچوکات عام بخاطرسعادت کامل انسان است که این مقاصد شامل درجات است
د رجات آن ۳ است
۱ ) ضروریات ۲) حاجیات ۳ ) تحسینیات
خواسته های اصلی انسان و کارها مربوط شخصیت او و شخصیت مادی و روحی او و شخصیت اجتماعی او میگردد کمک مینماید.
قرآن و سنت برای بوجود آوردن مقصد سعادت ازلحاظ تنظیم کمک میکند
قرآن و احادیث نبوی (صلی الله علیه وسلم) برای قایم یا مضبوط کردن قضیه تقسیم اوقات یلان زندگی فردی و اجتماعی انسان و برای سعادت وضروریات اجتماع واضیح بیان کرده و براهداف اجتماعی ( إن الله یأمر بالعدل والاحسان و ایتاء ذی القربی وینهی عن الفحشاء والمنکر والبغی …)
این است قواعدی که قرآن به آن ندامیکند و به وسیله آن اساس یا تهداب برای سعادت اجتماعی و برای ثابت ماندن ارکان سعادت را تقدیم میکند.
خیرو مصلحت اجتماع درگرو تأمین خیرو مصلحت فرد میباشد در ساختار اجتماع افراد نقش دانه های آجر را به عهده دارند
به همان صورت خیر و صلاح فرد بجز درجامعه ای که اورا درجهت رشد سالم و دگرگونی درست و سیرصیح و سازنده یاری دهنده تأمین نمگردد.
جامعه مانند زمینی است که دربستروهوا و آفتاب آن بذر افراد رشد نموده وبه ثمرمی رسد.
حتی مسؤولیت ها را الله متعال به صورت جمعی خطاب میفرماید ( یا أیها الذین آمنوا…)
بوجود آوردن انسان سلیم دعوت رسول الله (صلی الله علیه وسلم) به سوی مکارم الاخلاق مثال وسیله ثبوت ورکن سعادت است
مطلب این است که ارکان اساسی ثابت برسعادت اجتماع اصل آن انسان سلیم است طوریکه (ص ) میفرماید ( إیاکم و الظن ، فإن الظن أکذب الحدیث ، ولاتحسسوا ،ولاتجسسوا ، ولا تناجشوا ولاتحاسدوا ولاتباغضوا ، ولاتدابروا ، وکونوا عبادالله إخوانا ) بخاری
این دعوت وقتی تعمیل میگردد که ازصمیم قلب درآن خلوص باشد ضرورت است تا سعادت به شکل یک ثقافت و کلچردر اجتماع منتشرگردد.

مبداء قانون فقه برای جلب مصالح و دفع ضررهای گذاشته شده :
وجانب فقهی و قانونی دراسلام به همین اصول قایم شده است که تشکیل خلافت کامل برای بقاء انسان و اجتماع به این بنیاد عام درتمام امور شریعت است .
ازنظراسلام ضرر منع است که درپی وی ضرر نفس انسان مادی یا اجتماع باشد دفع کردن مشقت وضرر از انسان مقدم است وجلب خیربرای انسان واجتماع .
جزئیات که درفقه اسلامی ذکراست بخاطر تشکیل خلافت و بقاء انسان و اجتماع است
دردائره سعادت جزئیات که درفقه اسلامی گنجانیده شد بخاطر رفع کردن مشکلات است رسول الله (صلی الله علیه وسلم) میفرماید ( یسروا ولاتعسروا ) بخاری
هرآئینه فقه اسلامی قایم میگردد زیرا هدف اساسی آسانی زندگی بشر درضمن چوکات عدل و عدم ضرر بردیگران یعنی تحقق شدن سعادت برای فرد و اجتماع ست ، که اجتماع متشکل ازافراد است .

سعادت برای همه :
دعوت رسول الله صلی الله علیه وسلم بسوی تعمیل کردن یا جور کردن اجتماع مادی و معنوی وسیله گردانیدن سعادت .
مثل مال تجارت طویل المدت برای جمیع باشد ومنحصر به یک جزء نباشد به جزء از اجزای اجتماع تعلق میگرد.
ازنوع حسد ، بغض در اجتماع الله متعال میفرماید که (كَيْ لا يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الأَغْنِيَاءِ مِنْكُمْ)
اسلام نیامده که برای اینکه با عقل سلیم وفطرت سلیم یا به غریزه و عواطف انسانی بجنگد.
اسلام آمده برای تنظیم این امور ضمن چوکات عدل به میان آمدن سعادت تمام مردم و اجتماع وآنکه زندگی میکند درآن بدون طغیان وسرکشی بریکی ازجوانب دیگر.
استنباط میکنیم اینکه هرآئینه اسلام فرد را دعوت نمیکند چطورکه درثفافت غربی میباشد، ونه دعوت میکند بسوی ازبین رفتن وشکسته شده فرد ، درضمن اجتماع چطورکه درثقافت مارکسیزم است بلکه اسلام میخواهد که فرد باقی بماند ومنسوب به اجتماع خود گردد ودرهمین حال احساس زندگی آزاد درچوکات میکنند

ضرورت برای استقلال و آزادی :
انسان موجود مادی و روحی است که و خواسته های انسانی ازتمام جوانب قضاء غرائزآن را درچوکات عبادات داخل میکند ، که این غرائز و خواهشات به اصلاح ضرورت دارد ، تا به نیت نیک اجراء شود.
پس محمد صلی الله علیه وسلم فرموده (کل شیء لیس من ذکرالله فهو لهو ولعب ) عبادت نبی صلی الله علیه وسلم جزء ازسعادتش بود ( وجعلت قرة عینی فی الصلاة).
هرآئینه انسان تلاش میکند برای أمن وسعادت درآینده می یابد ازطریق تعالیم اسلام ، آن ذاتی که رفع کند ازلحاظ مقام و صاحب عزت
الله متعال میفرماید ( و لقد کرمنا بنی آدم …) دردعوت ما بسوی اسلام ضروری است بیان کنیم به این هداف وتاکه جهان بدانند که اسلام دین سعادت است و دین کامل وشامل همه جانبه است به واسطه مثال این تعمیل ارزشها در زندگی سلوکی عملی واقعی ماو دعوت کردن براین ارزشها به حکمت وموعظه حسنه
خلق لکم مافی الأرض جمیعا ) ( یرفع الله الذین أمنوا منکم و الذین اوتوالعلم درجات )

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما میتوانید از برچسب ها و ویژگی های HTML هم استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

بالا