دست آورد های حماس بعد از طوفان الاقصی
به روایت خود گروه حماس که خویش را چنین تعریف مینمایند:
جنبش حماس یک جنبش آزادی بخش ملی با تفکر اسلامی معتدل و میانه است که مخالف تندروی و حامی ارزش های حق و عدالت و آزادی است. ظلم را تحریم کرده و به آزادی دینی و همزیستی متمدنانه انسانی باور دارد و مخالف اجبار دینی یا ظلم و ستم به هر انسانی یا تضییع حقوق دیگران بر پایه و اساس ملی، دینی یا فرقه ی است.
و اما نبرد ملت فلسطین علیه اشغالگری و استعمار روز هفتم اکتبر سال ۲۰۲۳ آغاز نشده است بلکه قبل ازین و طی ۱۰۵ سال اشغالگری آغاز شده است.۳۰ سال تحت استعمار انگلیس و ۷۵سال هم اشغالگری رژیم صهیونیستی.
رژیم اشغالگر صهیونیستی که امروز به نام «اسرائیل» شناخته میشود، در حقیقت یک نظام اشغالگر و غاصب است که در سال ۱۹۴۸ میلادی، با حمایت قدرتهای غربی و در رأس آن بریتانیا، بر سرزمین فلسطین شکل گرفت. این رژیم بر پایه ظلم، کشتار و کوچاندن مردم بومی فلسطین به وجود آمده و طی دهه هاست که از انواع ظلم و ستم و مصادره حقوق اساسی ملت فلسطین دریغ نمیورزند. صدها هزار فلسطینی از خانه و سرزمین خود رانده شدند و آواره گشتند.
رژیم صهیونیستی از آغاز تا امروز، همواره بهجای صلح و عدالت، بر سیاستهای تجاوز، ترور، توسعه شهرکسازی، سرکوب، تخریب منازل، بازداشتهای دستهجمعی و قتل غیرنظامیان پافشاری کرده است. آنان نه تنها خاک فلسطین، بلکه بخشی از خاک کشورهای عربی دیگر مانند سوریه و لبنان را نیز اشغال کردهاند.
در سطح بینالملل، این رژیم با استفاده از نفوذ در رسانهها و حمایتهای سیاسی و نظامی قدرتهای بزرگ، خود را قربانی نشان میدهد، در حالی که واقعیت، ظلمی آشکار به یک ملت مظلوم است که بیش از ۷۰ سال در آتش اشغال و آوارگی میسوزد.
پس وقتی میگوییم «رژیم اشغالگر»، فقط یک واژه سیاسی نیست، بلکه حقیقتی تاریخی، اخلاقی و انسانیست که باید آن را شناخت، افشا کرد، و در برابر آن ایستاد. دو سالِ تمام، آسمان غزه پر از آتش بود…
خانهها ویران شدند، کودکان در آغوش مادرانشان خاک شدند، اما ایمان مردم غزه و ارادهشان هرگز ویران نشد.
اسرائیل با تمام سلاحها، تانکها و بمبهایش نتوانست حتی یک اسیر خود را پس بگیرد…
تا آنکه سرانجام، پس از دو سال خون و آتش، ناچار شد به میز مذاکره بازگردد و در برابر ملتی که تنها سلاحشان ایمان، صبر و مقاومت بود.سر تسلیم فرود آورند.
این را تاریخ خواهد نوشت که غزه تسلیم نشد، بلکه جهان را شرمنده کرد.
دو سال از جنگی میگذرد که بسیاری آن را نبردی نابرابر خواندند، اما ما آن را مقاومت کرامت در برابر اشغالگری بیپایان میدانیم. دو سالی که رژیم صهیونیستی، با تمام ابزارهای نظامی، تبلیغاتی و اقتصادی خود،باهزارانخونریزی چور چپاول تلاش کرد تا غزه را خاموش کند. اما غزه خاموش نشد. برعکس غزه نماد استادگی ومقاومت شد.
توافق حماس در روند صلح، بهویژه در شرایط پس از جنگ، دارای ابعاد مهمی است که هم نشاندهنده انعطاف سیاسی این جنبش است و هم تأکید بر «حقوق مشروع مردم فلسطین» این توافقها معمولاً شامل موارد زیر میباشند:
۱٫آتشبس مشروط
حماس در چندین مرحله، با میانجیگری کشورهایی مانند مصر و قطر، با آتشبس موافقت کرده است؛ اما این آتشبسها مشروط بودهاند:
– توقف تجاوزات اسرائیل به غزه
– توقف ترور رهبران مقاومت
– بازگشایی گذرگاهها و رفع محاصره
- آزادی اسرا
در برخی توافقها، حماس شرط آزادی اسرای فلسطینی را مطرح کرده و از آن به عنوان ابزار فشار برای دستیابی به اهداف انسانی استفاده کرده است.
- بازسازی نوار غزه
یکی از محورهای توافق صلح، تأمین کمکهای بازسازی غزه پس از جنگ است. حماس تلاش دارد تا تضمینهایی برای ورود کمکهای مالی و مصالح ساختمانی برای مردم فلسطین بگیرد.
- حق بازگشت و حاکمیت
حماس در چارچوب هر گونه توافق، بر اصولی مانند حق بازگشت آوارگان فلسطینی، عدم به رسمیت شناختن اسرائیل به عنوان یک دولت یهودی، و پایان اشغال سرزمین فلسطین تأکید میکند.
در نتیجه حماس نشان داده که در کنار مقاومت مسلحانه، در مسیر مذاکره مشروط و مبتنی بر حقوق ملت فلسطین نیز حاضر به تعامل است. اما هیچگاه از اصول کلیدی خود دست نمیکشد و صلح را تنها زمانی میپذیرد که عزت، عدالت و حق فلسطینیها حفظ شود.
در قدم دوم این صلح نه تنها به نفع فلسطین بلکه به نفع کشورهای منطقه و همسایگان فلسطین مانند لبنان، مصر، اردن، حتی کشورهای حوزه خلیج فارس… نیز میباشد. وقتی جنگ در غزه شعلهور است، کل منطقه تحت تأثیر قرار میگیرد. ناآرامی، مهاجرت، تنشهای سیاسی، حتی اثرات اقتصادی. صلح، ثبات میآورد. و ثبات، زمینهی پیشرفت است.
سوم هم به نفع افکار عمومی جهان میباشد مردم دنیا خسته شدهاند از دیدن تصاویر خون و ویرانی. صلح، آبروی وجدان انسانی را برمیگرداند. جهان میتواند دوباره ادعای انساندوستی کند، وقتی برای غزه فقط اشک نریزد، بلکه صلح بیاورد.
و در نهایت به نفع آرمان فلسطین است. بدر پایان جنگ، مرحله سیاست، بازسازی و تثبیت حقوق مردم فلسطین فرا میرسد. صلح، آرمان فلسطین را از عرصه نظامی به عرصه دیپلماسی و آیندهسازی منتقل میسازد و زمینهی تحقق حق بازگشت و به رسمیت شناختن حقوق مشروع آنها را فراهم میکند.
اهمیت صلح در غزه، فقط برای مردم این سرزمین نیست، بلکه برای تمام منطقه و حتی جامعه جهانی اهمیت دارد. غزه سالهاست که تحت محاصره و جنگهای پیدرپی قرار دارد؛ هزاران شهید، زخمی، بیخانمان و کودکان بیسرپرست، تنها بخشی از پیامدهای این وضعیت است.
صلح در غزه یعنی توقف کشتار و رنج، یعنی فراهم شدن فرصت برای بازسازی خانهها، مدارس، بیمارستانها و زندگی عادی. صلح یعنی مادران بدون ترس، کودکان با امید، و نسل آینده با افق روشن تربیت شوند.
همچنین، صلح در غزه، معادلات منطقهای را هم تغییر میدهد. با آرامش در غزه، فشار بر ملتهای مظلوم کمتر شده، و کشورهای منطقه میتوانند بهجای هزینه برای جنگ، به توسعه و وحدت فکر کنند.
اما باید توجه داشت که صلح واقعی، فقط وقتی معنا دارد که عزت مردم حفظ شود، حقوقشان به رسمیت شناخته شود، و اشغال پایان یابد. صلحی که بر پایه عدالت، بازگشت آوارگان و پایان ظلم باشد، صلحی پایدار و مؤثر خواهد بود. پس صلح غزه، تنها پایان جنگ نیست، بلکه آغازی برای زندگی با کرامت، برای مقاومت هوشمندانه، و برای حرکت بهسوی آیندهای بهتراست.
صلح در غزه نه تنها یک نیاز انسانی، بلکه یک خواسته الهی و فطری است. مردم غزه سالهاست زیر آتش جنگ، محاصره، و فقر زندگی میکنند، اما با وجود همه سختیها، ایستادهاند و مقاومت کردهاند. حالا اگر صلحی برقرار شد که همراه با عدالت و احترام به حقوق ملت فلسطین باشد، این میتواند آغازی برای بازسازی روحی، اقتصادی و اجتماعی غزه باشد.
صلح، به معنای فراموش کردن جنایتها نیست، بلکه فرصتیست برای گرفتن حق از راه گفتوگو و سیاست، نه فقط از راه اسلحه. اگر رژیم اشغالگر بفهمد که مردم فلسطین حتی در صلح هم قویاند، این خودش یک پیام بزرگ برای دنیاست.همچنین، صلح غزه تأثیر مستقیم بر جهان اسلام دارد؛ چون غزه همیشه نماد عزت و غیرت اسلامی بوده. وقتی این منطقه آرام شود، توجه مسلمانان جهان به مسئله فلسطین بیشتر میشود و وحدت امت شکل میگیرد. در نهایت، صلحی که عزت را حفظ کند، اشغال را پایان دهد، و زمینه بازگشت آوارگان را فراهم کند، نهتنها خواسته فلسطین، بلکه وظیفه ماست که از آن حمایت کنیم. صلح نباید به قیمت سکوت در برابر ظلم باشد، بلکه باید آغاز بازگشت حق به صاحبانش باشد.
حالا سؤال اینجاست: این صلح، به نفع چه کسانی تمام شد؟ یاهم وقتی مساله صلح مطرح میگردد پس طرف پیروز جنگ کیست؟ و چه دست آورد های دارد؟
طی این نوشته تلاش بر پاسخ دادن بر سوالات هذا صورت میگیرد.
با اینکه از دید بعضی ها ملت فلسطین و خصوصا حماس طرف بازنده میدان این جنگ است، زیرا طی این مدت دو سال تلفات بیشمار داده، افراد کلیدی خود را از دست دادند، زیرساخت ها ویران شدند.
اما وقتی عمیقا تحقیق و مطالعه شود به این نتیجه میرسیم که در حقیقت حماس و ملت فلسطین طرف برنده و پیروز این نبرد نابرابر هستند. وقتی دو گروه یا مملکتی وارد جنگ میشوند در حقیقت از قبل، هر کدام دارای اهدافی مشخصی میباشند که دست آورد های شان هم بر اساس دست یابی و برآورده شدن همان اهداف سنجیده میشود. که درین نبرد نیز بزرگترین دست آورد های شان را میتوان برآورده شدن همان اهداف معینه دانست. چنانچه اولین هدف شناساندن چهره واقعی حماس به جهانیان، سپس آزاد سازی اسرای فلسطینی، سپس به رسمیت شناختن دولت فلسطین و سایر. و امروز عملا میبینیم که در هیچ کس در هیچ نقطه جهان باقی نمانده است مگر اینکه حماس را نه یک گروه تروریستی بلکه به تمام معنا یک گروه آزادی بخش مقتدر و غیر قابل نفوذ میشناسند و ازآن حمایت میکنند.
دستاورد های مهم حماس در نبرد با رژیم اشغالگر
- تحمیل بازدارندگی و تضعیف هیبت نظامی اسرائیل
حماس توانست با استفاده از قدرت موشکی، پهپادی و جنگ نامتقارن، معادله بازدارندگی جدیدی ایجاد کند. برای نخستین بار، شهرهای مهم اسرائیل مانند تلآویو و حیفا در تیررس حملات قرار گرفتند و سامانههای دفاعی مانند گنبد آهنین، ناکارآمدی نسبی خود را نشان دادند.
- افزایش همبستگی منطقهای و جهانی با مقاومت فلسطین
عملکرد نظامی و رسانهای حماس باعث شد که افکار عمومی جهان اسلام و حتی بسیاری از ملتهای دیگر، بیش از پیش با آرمان فلسطین همدلی نشان دهند. همچنین جایگاه سیاسی مقاومت در منطقه تقویت شد و مسئله فلسطین دوباره در صدر اولویتهای بینالمللی قرار گرفت.
- اتحاد گروههای مقاومت
حماس توانست هماهنگی بیسابقهای میان گروههای مقاومت فلسطینی در غزه و حتی کرانه باختری ایجاد کند. این انسجام نظامی و سیاسی، قدرت چانهزنی مقاومت را تقویت نمود.
- ضربه به روحیه ارتش و جامعه صهیونیستی
جنگهای اخیر، نشان داد که اسرائیل دیگر دارای روحیه شکستناپذیری نیست. فرار صهیونیستها به پناهگاهها، تعطیلی فرودگاهها و ترس گسترده، ضعف درونی رژیم را آشکار ساخت.
- افشای چهره واقعی رژیم صهیونیستی به جهان
جنایات جنگی اسرائیل در غزه باعث شد چهره آن در سطح رسانهها و افکار عمومی جهانی رسواتر شود. بسیاری از مردم جهان با تظاهرات گسترده از مقاومت فلسطین حمایت کردند.
- افزایش قدرت بازدارندگی بلندمدت
حماس نشان داد که مقاومت تنها به دفاع محدود نیست، بلکه میتواند معادلات امنیتی منطقه را به چالش بکشد و شرایط سیاسی و نظامی را دگرگون سازد.
امروز حماس نه تنها توان نظامی خود را حفظ کرده، بلکه دشمن را وادار به تجربه شکستهای پیاپی و عقبنشینی سیاسی کرده است. این یعنی بازدارندگی واقعی و هوشمندانه.
این دستاوردها جایگاه حماس و مقاومت فلسطین را در منطقه و جهان ارتقا داده است. تحلیلگر صهیونیست «حاییم لیوینسون» در روزنامه هاآرتص نوشت که حماس با وجود جنگ شدید، توانست ساختار سیاسی، نظامی و کنترل خود بر غزه را حفظ کند و دو دستاورد بزرگ بهدست آورد:
- بازگرداندن مسئله فلسطین به اولویت جهانی
- آزادی اسرای فلسطینی
او تأکید کرد که هیچگونه شکاف داخلی یا تسلیمطلبی در صفوف حماس دیده نشد و تهدید از سوی گروههای طرفدار اسرائیل نیز ناچیز است.
آری، غزهی کوچک، غزهی محاصرهشده، غزهی بمبارانشده، به جهانیان آموخت که قدرت واقعی در ایمان است، در امید است، در ایستادگی است. در طول این دو سال جنگ،غزه فقط مقاومت نکرد، بلکه جهان را بیدار کرد. جهانی که سالها به نظاره نشسته بود، حالا به خیابانها آمد. مردم از آمریکا تا آفریقا، از اروپا تا آسیا، پرچم فلسطین را بالا بردند و فریاد زدند: “این اشغال، باید پایان یابد.”
از نظر نظامی، شاید توازن قوا به ظاهر نابرابر باشد، اما دستاوردهای مقاومت غزه فراتر از میدان نبرد است. غزه توانست مشروعیت سیاسی رژیم اشغالگر را در سطح جهانی به چالش بکشد. موج بیداری در میان ملتهای مسلمان و حتی مردم آزادهی غیرمسلمان شکل گرفت.
مقاومت نشان داد که ارادهی ملت، از پیشرفتهترین تسلیحات هم نیرومندتر است.
اما بگذارید صادق باشیم، پیروزی مقاومت، به تنهایی کافی نیست.
ما، همهی ما، از ملتهای مسلمان گرفته تا نهادهای بینالمللی، وظیفه داریم تا این مقاومت را حمایت کنیم، تا از صلحی پایدار و عادلانه سخن بگوییم، نه صلحی که در آن ستمگر بماند و مظلوم فراموش شود.
امروز، صلح برای غزه، یعنی آزادی برای فلسطین. یعنی پایان اشغال، یعنی بازگشت آوارگان، یعنی توقف شهرکسازی، و به رسمیت شناختن حقوق تاریخی ملت فلسطین.
در پایان، از همهی شما عزیزان خواننده میخواهم که فراموش نکنید؛ غزه تنها نیست، فلسطین تنها نیست. تا وقتی که وجدانهای بیدار در این جهان هستند، تا وقتی که عدالت، آرمان ماست، هیچ قدرتی قادر به خاموش کردن فریاد این ملت نخواهد بود.
و این سخن را به یاد داشته باشید؛ هر موشکی که بر غزه فرود میآید، نه اراده را میشکند، که بیداری را گسترش میدهد. و هر کودکی که در غزه چشم میبندد، هزار چشم دیگر در جهان باز میشود.
ترتیب دهنده: ملیتا”نجمی”
برگرفته شده:از «روایت حماس از طوفان الاقصی» و سایت های انترنتی خبری