رضایت و خوشبختی

مترجم: فضیله “پاینده”
رضایت و خوشبختی دو خصلت جدا ناپذیر و با هم پیوسته ای اند که در ذات شان سبب و مایه‌ای خوشی‌ و سرور اند. با وجود اینکه تعداد زیادی از مردم بدنبال خوشبختی در زندگی هستند و برای بدست آوردن آن مسافت‌ها و میل‌ها را طی می کنند و شب ها را به امیدش صبح می کنند و مال و متاع دنیا را می اندوزند ولی به ندرت به خوشبختی مطلوب شان میرسند. و حتی کسانی که به سعادت رسیده اند آنرا مؤقتی و زود گذر یافته اند که بزودی محو شده و به پایان می‌رسد.
و علت آن اینست که انسان ها همه به شکل طبیعی خسته می‌شوند و در زندگی شان تحولات و تغییرات جدید و بیشتر میخواهند. طوریکه این خوشبختی گذرا مملو از دغدغه ها، مشکلات و موانعی زیادی است. پس کسیکه خوشبختی‌اش را در پول دریافت، خوشحال گردید و تلاش کرد که آنرا از دست ندهد و برای بدست آوردن پول بیشتر خویشتن را در هلاکت افکند، ولی چشم اش از مال دنیا و ما فیها‌ سیر نمی گردد و شاید که این پول را‌ بعدا در يك معامله‌ای، يا علاج بيماری‌ای و يا هم در امری ديگری از دست داده باشد.
و هر کی سعادتش را در مال و متاع دنیا دریافت، شروع به خرید آنچه نیاز دارد یا ندارد کرد، تا اینکه همه سرمایه‌اش را در آنچه سودی به وی نمی‌رساند به مصرف رساند و بعدا نشسته از شانس بد اش می نالد، سپس از تمام آنچه دارد خسته گردد و حوصله‌اش به سر رود. و کسی هم خوشبختی را در مقام و شهرت دنیا دریافت و دارد تلاش می کند تا شهرتش را بین مردم حفظ نماید، تا اینکه زندگی‌اش مملو از مراقبت‌ها و فشار‌ها گردد و خویش را به اندازه یک چشم بر هم زدن دور از دغدغه ها و زرق و برق دنیا نمی یابد. و هر کی سعادتش را در خوراک دریافت، شروع به افزایش روز افزون در مصرف غذا کند تا اینکه منجر به چاقی بیمارگونه‌ای که زندگی و صحتش را در خطر می اندازد گردد. و هر کی خوشبختی را در زیبایی و جمال بیابد شروع به استعمال رنگ و روغن می کند و اقدام به عمل جراحی پلاستیک کند تا اینکه صورت اش شبیه به دلقک و حتی بد تر از آن گردد.
اینگونه انسان تا زمان مرگ نه خسته میگردد و نه هم سیر.

در دین اسلام تکبر و فخر فروشی به دنیا امر ناپسندیده ای است. و یقینا الله متعال ما را از تکیه بر دنیا و اطمینان از آن بر حذر داشته است پس سزاوار نیست که دنیا بزرگترین رویا ها و اولین هدف ما باشد که بخاطر آن از آخرت غافل شده و آنرا به باد فراموشی بسپاریم.
الله تعالی میفرماید: { إِنَّ ٱلَّذِینَ لَا یَرۡجُونَ لِقَاۤءَنَا وَرَضُوا۟ بِٱلۡحَیَوٰةِ ٱلدُّنۡیَا وَٱطۡمَأَنُّوا۟ بِهَا وَٱلَّذِینَ هُمۡ عَنۡ ءَایَـٰتِنَا غَـٰفِلُونَ ○ أُو۟لَـٰۤئكَ مَأۡوَىٰهُمُ ٱلنَّارُ بِمَا كَانُوا۟ یَكۡسِبُونَ }[۷-۸/یونس]
ترجمه: همانا کسانیکه ملاقات ما را (روز قیامت) امید ندارند و به زندگانی دنیا خشنود شده و بدان دل بسته اند. و کسانی که از آیات ما غافلند آنها همه جایگاه شان آتش است به سبب کار های که انجام داده اند.
بعد ازین همه خستگی برای دنیا، طالبان دنیا را از جمله بدبخترین مردمان می یابی‌ که زندگی شان مملو از تشویش و پریشانی‌ها می‌باشد و این همه پریشانی‌ها جز با‌ قناعت و رضایت تسکین نمی‌گردد.
اگر انسانها همه به آنچه خداوند متعال برایشان‌ مقدر فرموده است راضی‌گردند حرص و پریشانی شان‌ زایل‌ گردد و بالاخره رؤیا های پایان ناپذیر را که جز بدبختی چیزی به ارمغان نمی‌آورد ترک گویند و حسرت از دست دادن آنچه در تقدیر و سرنوشت شان نیست نمیخورند.
پیامبر بزرگوار اسلام ﷺ فرموده اند: “قلم از (نوشتن) آنچه هست ( در لوح محفوظ و تغییر ناپذیر نیست) خشک شده است. پس اگر همه خلق بخواهند از چیزی که خداوند برایت مقرر نکرده سودی به تو رسانند نمی‌توانند این کار را انجام دهند یا اگر بخواهند با چیزی که خداوند برایت مقرر نکرده است به تو آسیب برسانند نمی توانند که به تو آسیبی برسانند”.
پس انسان خواسته و یا ناخواسته جز رضایت به تقدیر چاره‌ای ندارد که در صورت نداشتن رضایت، غم و افسوس و بی حوصلگی دامنگیرش میگردد و حاصل این هم و غم جز بیماری، پریشانی و ناراحتی چیزی نمیباشد. طوریکه گرفتار حسادت نسبت به دیگران در آنچه خداوند او را نبخشیده میگردد و آتش حسادت قلب و نیکی هایش را همچون سوختاندن آتش هیزم را می سوزاند و نفس اش شرور و سیاه میگردد و هرگز به آنچه نزدش می‌باشد راضی و قانع نمی‌گردد، بلکه زندگی‌اش یکسره برایش غم و پریشانی و عذاب روحی می گردد. و اینگونه از نعمت خوشبختی و آرامش خاطر محروم میگردد‌ و شاید این همه او را بسوی ناسپاسی از تقدیر الله و کفر گویی و انکار بکشاند و در نتیجه به قهر الله و کیفر روز رستاخیز بعد از خستگی و عذاب دنیا گرفتار شود. بنابرین رضایت و قناعت یگانه راه نجات انسان درین دنیا می‌باشد چون بواسطه‌ای آن میتواند سختی‌ها و امتحانات زندگی را که با غم، بیچاره‌گی، بیماری و محرومیت یکجاست تحمل نماید زیرا وجود این همه آزمایش‌ها در زندگی سنت لا یتغیر‌ الله می‌باشد که بواسطه آن بندگان خود را می‌آزماید. پس کسیکه صبر و رضایت پیشه کرد و تقدیر الهی را پذیرفت نجات یافت و کامکار گشت و کسیکه ناسپاسی کرد و به آنچه الله را راضی نمیکند لب به سخن گشود، در آخرت نادم گشته زیان و تاوان کرد.
الله تعالی میفرماید: { وَلَنَبۡلُوَنَّكُمۡ حَتَّىٰ نَعۡلَمَ ٱلۡمُجَـٰهِدِینَ مِنكُمۡ وَٱلصَّـٰبِرِینَ وَنَبۡلُوَا۟ أَخۡبَارَكُمۡ } [محمد/۳۱]
ترجمه: و قطعا شما را می آزماییم تا معلوم کنیم مجاهدین و شکیبایان شما چه کسانی اند.
و میفرمایند: { وَلَنَبۡلُوَنَّكُم بِشَیۡءࣲ مِّنَ ٱلۡخَوۡفِ وَٱلۡجُوعِ وَنَقۡصࣲ مِّنَ ٱلۡأَمۡوَ ٰ⁠لِ وَٱلۡأَنفُسِ وَٱلثَّمَرَ ٰ⁠تِۗ وَبَشِّرِ ٱلصَّـٰبِرِینَ } [البقرة/۱۵۵]
ترجمه: و قطعا شما را به چیزی از قبیل ترس و گرسنگی و کاهشی در اموال و جان‌ها و محصولات می آزماییم و مژده ده شکیبایان را.
رضایت عبادت قلبی است که اسلام ما را به این امر تشویق کرده است. پیامبر اسلام ﷺ فرموده است: بنده دینار و درهم و پارچه های نفیس، نابود باد زیرا اگر به او عطا شود خرسند گردد و اگر عطا‌ نشود خشمگین و ناراحت میشود.
رضایت به قضا و قدر مایه آرامش و اطمینان خاطر و زندگی خوب است چنانچه رضایت راه نجات در آخرت و کسب خوشبختی ابدی در جنت می‌باشد. و این همانا
خوشبختی واقعی است که نه زوال می پذیرد و نه با خستگی و بیماری ناراحت میشود. این خوشبختی است که شب و روز برای آن تلاش می کنیم حتی اگر جستجوی ما برای حصولش‌ محدود و کم باشد.
بدست آوردن این سعادت همواره آرزو و رؤیای هر مسلمان است چه گنهکار و یا مقصر باشد. در جنت سعادتی است که نه غم و اندوه‌ای و نه چیزی از موانع زندگی آنرا خدشه دار می‌سازد.
الله تعالی میفرماید: { إِنَّ ٱلۡمُتَّقِینَ فِی جَنَّـٰتࣲ وَعُیُونٍ (۴۵) ٱدۡخُلُوهَا بِسَلَـٰمٍ ءَامِنِینَ (۴۶) وَنَزَعۡنَا مَا فِی صُدُورِهِم مِّنۡ غِلٍّ إِخۡوَ ٰ⁠نًا عَلَىٰ سُرُرࣲ مُّتَقَـٰبِلِینَ (۴۷) لَا یَمَسُّهُمۡ فِیهَا نَصَبࣱ وَمَا هُم مِّنۡهَا بِمُخۡرَجِینَ (۴۸) }[الحجر/۴۵-۴۸]
ترجمه: به یقین پرهیزگاران در بهشت‌ها و چشمه سار ها هستند، به آنان گویند با سلامت و ایمنی در اینجا داخل شوید و آنچه کینه در سینه های آنان است بر کنیم و بر تخت ها رو بروی یکدیگر نشسته اند.
در بهشت هیچ کینه، نفرت، حسادت و رقابتی برای منافع دنیا و لذت های آن وجود ندارد. در بهشت‌ همه مشغول سعادت و لذتی اند که الله متعال برای شان‌ ارزانی داشته است.
الله متعال میفرماید: { إِنَّ أَصۡحَـٰبَ ٱلۡجَنَّةِ ٱلۡیَوۡمَ فِی شُغُلࣲ فَـٰكِهُونَ (۵۵) هُمۡ وَأَزۡوَ ٰ⁠جُهُمۡ فِی ظِلَـٰلٍ عَلَى ٱلۡأَرَاۤىِٕكِ مُتَّكِـُٔونَ (۵۶) لَهُمۡ فِیهَا فَـٰكِهَةࣱ وَلَهُم مَّا یَدَّعُونَ (۵۷) سَلَـٰمࣱ قَوۡلࣰا مِّن رَّبࣲّ رَّحِیمࣲ (۵۸) }
[یس/۵۵-۵۸]
ترجمه: در این روز اهل بهشت کار و باری خوش در پیش دارند آنها با همسران شان‌ در زیر سایه ها بر تخت ها تکیه می زنند در آنجا برای آنها هر گونه میوه است و هر چه دل شان بخواهد. از جانب پروردگار مهربان به آنان سلام گفته میشود.
ایشان واقعا که رستگارند.
بهشت توسط چسپیدن و تعلق به دنیا و مردن برای آن حاصل نمی‌گردد بلکه با توحید، طاعت، تقوا، عمل‌ نیکو و منع نمودن نفس از هوا های نفسانی بدست می آید.
صاحبان بهشت از جمله اهل ثروت و قناعت به اندک اند، سپاسگزاران واقعی الله و دین.
اسلام و از جمله تسلیم شوندگان به قضای‌الهی و صبر کننده گان در مقابل مصایب چون: ناداری، درد، مرض و آزمایش الله اند. تا امید و مأیوس نمی شوند چون در انتظار بخشش بزرگی اند. پیامبر بزرگوار ماﷺ میفرماید:
ترجمه: “به بهشت سری‌ زدم بیشتر مردم آن فقیر‌ اند”.
رضایت در حقیقت چهره ای دیگر از سعادت در دنیا است و رضایت جز با قناعت و صبر حاصل نمی‌گردد، و هر کی در این دنیا به آنچه خداوند تقسیم کرده است راضی گردد روحش به آنچه دارد آسوده و شاد شود و در آن کفایت و سهولت در یابد و دارد خویش را ثروتمندترین مردمان در می‌یابد اگر چه نادار باشد و بلاخره به بخشش الهی و سعادت‌ اخروی و نعمت هایش دست یابد پس مبارک باد بر او و بازگشت بخیر.
الله متعال می فرماید: { سَلَـٰمٌ عَلَیۡكُم بِمَا صَبَرۡتُمۡۚ فَنِعۡمَ عُقۡبَى ٱلدَّارِ }[الرعد/۲۴]
ترجمه: به آنان می گویند درود بر شما به آنچه صبر کردید راستی چه نیکوست فرجام آن سرای.
پر بارترین صبر و رضایت بنده از الله آنست که الله متعال از او راضی و خشنود می‌گردد و به او عوض میدهد؛ پس در دنیا زندگانی نیکو دارد و در آخرت به سوی خانواده اش راضی بر می‌گردد.
الله متعال می‌فرماید: { رَّضِیَ ٱللَّهُ عَنۡهُمۡ وَرَضُوا۟ عَنۡهُۚ ذَ ٰ⁠لِكَ لِمَنۡ خَشِیَ رَبَّهُۥ }[البینه/۸]
ترجمه: هم خداوند از آنها خشنود است و هم آنها از خداوند خشنود اند.
ولی کافر بدبخت نه به این خوشبختی دائمی اهمیت می‌دهد و نه به وجود آن اعتقاد و یقین دارد، بنابراین برای بدست آوردن آن تلاشی بخرچ نمی‌دهد. وی انسان بی هدفی در زندگی می‌باشد که جز تلاش برای لذت های زود گذر دنیا و وسوسه های که او را فریب میدهد و هلاکش میسازد ندارد. انسان کافر گویی که عقب سرابی میگردد که با وجود رفتن به دنبالش به آن نمیرسد چون سراب بیش نیست و حقیقت ندارد.
الله تعالی می فرماید: { ٱعۡلَمُوۤا۟ أَنَّمَا ٱلۡحَیَوٰةُ ٱلدُّنۡیَا لَعِبࣱ وَلَهۡوࣱ وَزِینَةࣱ وَتَفَاخُرُۢ بَیۡنَكُمۡ وَتَكَاثُرࣱ فِی ٱلۡأَمۡوَ ٰ⁠لِ وَٱلۡأَوۡلَـٰدِۖ كَمَثَلِ غَیۡثٍ أَعۡجَبَ ٱلۡكُفَّارَ نَبَاتُهُۥ ثُمَّ یَهِیجُ فَتَرَىٰهُ مُصۡفَرࣰّا ثُمَّ یَكُونُ حُطَـٰمࣰاۖ وَفِی ٱلۡـَٔاخِرَةِ عَذَابࣱ شَدِیدࣱ وَمَغۡفِرَةࣱ مِّنَ ٱللَّهِ وَرِضۡوَ ٰ⁠نࣱۚ وَمَا ٱلۡحَیَوٰةُ ٱلدُّنۡیَاۤ إِلَّا مَتَـٰعُ ٱلۡغُرُورِ }[الحدید/۲۰]
ترجمه: بدانید که زندگانی دنیا به حقیقت بازیچه‌ای است طفلانه و آهو و عیاشی و زیب و آرایش و تفاخر و خود سنایی با یکدیگر و حرص افزودن مال و فرزندان. مثل بارانی است که گیاهی در پی آن از زمین بروید که کشاورزان را به شگفتی وا دارد سپس خشک شود و آن را زرد بینی سپس کاه شود و در آخرت عذابی شدید برای گنهکاران و مغفرت و رضوان برای اطاعت کننده گان از جانب خداوند است و زندگانی دنیا جز کالای فریبنده ‌نیست.
بنابرین انسان کافر به سهم و حظ خود از خوشبختی دنیوی با وجود موانع و مشکلات دست می‌یابد و برایش بعد از مرگ جز رنج و بدبختی پاداشی نخواهد بود.

از الله تعالی مسألت داریم که ما را از جمله اهل رضایت، سعادت و صابران، پاداش جویان، راضی شوندگان به بخشش او و چشم به راه فضل‌او بگرداند.
و صلی الله علی سیدنا محمد و علی آله و صحبه وسلم.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما میتوانید از برچسب ها و ویژگی های HTML هم استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

بالا