اگر خاموش باشیم
![]()
همچنان که کلام یک آیه و نشانه است، سکوت هم یک نشانه است و حکایت از یک دنیا حرف و نظر دارد. برای آدمیان کلام تنها وسیله ی ارتباط با مخاطب نیست؛ بلکه گاهی وسیله ی سعادت و شقاوت است؛ گاهی عامل رشد و تباهی است و گاهی سبب محبت و عداوت است. پس باید درنگ کرد که کجا سکوت کرد و کجا سخن گفت با چه کسی چه چیزی گفت و با چه کسانی چه چیز هایی نباید گفت و چگونه حق زبان را ادا نمود. بناء سکوت را میتوان قرار ذیل تقسیم نمود:
اقسام سکوت
اول: مواردی که سکوت به زیان و ضرر اخروی انسان تمام میشود: چنانچه الله متعال می فرماید: « وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَيُطِيعُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُولَئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ» ]توبه:۷۱ [ (مردان و زنان مؤمن، برخی دوستان و یاوران برخی دیگرند. همدیگر را به کار نیک میخوانند و از کار بد باز می دارند و نماز را چنان که باید میگزارند و زکات را میپردازند و از خدا و پیغمبرش فرمانبرداری میکنند. ایشان کسانی اند که خداوند به زودی ایشان را مشمول رحمت خود میگرداند. (این وعده خدا است و خداوند به گزاف وعده نمی دهد و از وفای بدان هم نا توان نیست چرا که) خداوند توانا و حکیم است). در آیهی مبارکه خداوند متعال بیان امر به معروف و نهی از منکر را مکلفیت مرد و زن قرار داده است بناء اگر بندهی مسلمان پیام الهی را به هم نوعانش نرساند و احکام دین خدا را بیان نکند یقینا مسوولیت خویش را انجام نداده و فردا در پیشگاه الله متعال مورد محاسبه قرار خواهد گرفت خصوصا در شرایط کنونی که وسایل مدرن و پیشرفتهی امروزی از تلویزیون گرفته تا قمر مصنوعی بسا اوقات مردم را مصروف ساخته که اکثرا از فهم احکام دین غافل میمانند و احیاناً مرتکب بدعات و خرافات میگردند در همچون حالتی اگر انسان سکوت کند خواه زن باشد یا مرد، یقینا فرمان الله متعال را اطاعت نکرده است. پیامبر محبوب مان۳ نیز میفرمایند: هرگاه کسی از شما کار بدی را دید آنرا بدست خویش تغییر دهد، اگر نتوانست به زبان خود آنرا منع کند و اگر نتوانست به دل خود از آن بد ببرد و این ضعیف ترین مرحلهی ایمان است. (رواه مسلم) این پیام گهربار پیامبر مان نیز امت را به مبارزه در برابر منکرات توظیف نموده است. در صورتیکه انسان مؤمن توان مبارزه با منکر را به دست و زبان داشته باشد و منکری را ازبین نبرد و یا بد نگوید و اخیرا در قلبش منکر را نکوهیده ندانسته؛سکوت کند؛ این حالت را پیامبر مان أضعف الایمان قلمداد نموده اند، کما اینکه در روایت دیگر بیان کلمهی حق را به نزد پادشاه جاهل و ظالم بهترین جهاد نامیده اند. بناء سکوت در همچون مواردی ناجایز و ترک وظیفهی دینی خواهد بود و هیچگاه یک مسلمان نباید سکوت اختیار کند.
دوم: مواردی که سکوت به ضرر دنیای انسان میانجامد: برخی از موارد وجود دارد که اگر زن سکوت کند به ضررش تمام میشود مثلا: اگر پدری دختر بکر و بالغش را بدون اجازه اش به ازدواج کسی در میآورد، بعد از این که این خبر به گوش دختر میرسد سکوت میکند در حالی که قلبا از همچون شوهری بدش میآید و آرزوی زندگی با وی را نداشته است؛ با سکوت خویش شانس را از دست داده است و باید این نکاح را بپذیرد. در حالیکه در صورت عدم سکوت و یا رد نکاح پدر، دختر به این ازدواج مجبور گردانیده نمیشد، چنانچه پیامبر مان۳ میفرمایند: زن بیوه در نکاح از ولی اش حق دارتر است و با دوشیزه مشورت میشود و سکوتش نشانه ی اجازه اش است.(رواه مسلم) نمونهی دیگر از مسائلی که سکوت به ضرر انسان تمام میشود مسئلهی شفعه است، هرگاه کسی بشنود که در پهلوی خانه یا ملکش انسان نا مطلوبی خانهی را خریده به مجرد شنیدن این خبر اعلان نکند که من مدعی شفعه میباشم با یک لحظه سکوت، حقش را از دست داده و جبرا با همچون همسایهی که مورد پسندش نمیباشد باید زندگی کند و مثال های زیادی از این قبیل که در فقه اسلامی بسیار وجود دارد و بهتر است که این موضوع را با قاعدهی کلی فقه؛ مدلل بسازیم: “لا ینصب إلی ساکت قول و لکن السکوت فی معرض حاجته إلی البیان بیان“ به شخص ساکت نسبت بیان داده نمیشود ولی سکوت در محل ضرورت بیان تلقی میشود، یعنی سکوت در جایی که احتیاج به سخن باشد، حکم اقرار و بیان را دارد.
سوم جایی که سکوت پسندیده است و اجر و پاداش هم دارد: حرف زدن و زیاده گویی روی مسایلی که نه به نفع دین است نه به نفع دنیا مانند غیبت، تهمت، افترا و سخنانی از این قبیل در همچون مواردی سکوت باعث نجات انسان خواهد بود طوری که اگر نمیتوانست مانع همچین مجلس پر آشوب و اختلاف بر انگیزی شود؛ لازم و ضرور است که اگر برایش مقدور نباشد مجلس را ترک کند، سکوت را پیشه کند.
چهارم: سکوت از پرسان حقایق علمی انسان را از رسیدن به مدارج دانش و آگاهی باز میدارد، چنانچه خداوند متعال میفرماید: « وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ إِلَّا رِجَالًا نُوحِي إِلَيْهِمْ فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ»]نحل:۴۳[ (مشرکان میگویند: می بایست خداوند فرشته ای را برای ابلاغ رسالت می فرستاد، نه تو را که فردی تهی دست و انسانی چون ما هستی باید بدانند که ما پیش از تو نیز جز مردانی که بدیشان فرستاده ایم ( به بین مردم) روانه نکرده ایم. پس از آگاهان( از کتاب های آسمانی) بپرسید اگر این را نمیدانید ( که پیامبران همه انسان بوده اند نه فرشته). در آیه ی فوق واضح بیان شده است که اگر انسان در برابر حقایق سکوت اختیار کند نمیتواند آگاهی کاملی از دین داشته باشد. سکوت نیز چون سخنزدن مفهومی دارد و چهبسا گاهی مفهومش بیشتر از مفهوم سخنزدن باشد. پس سکوت را میتوان به گونههای چون: سکوت زیانرساننده که شامل زیان و گزند دنیوی و اخروی میشود، سکوت فایدهرساننده که سرانجامش چیزی جز سود و بهره نیست و سکوت از پرسیدن مسائل شرعی و حقایق علمی که سبب بازماندن از مدارج دانش و بیبهرگی از رتبههای پژوهش میشود، تقسیم نمود.
منابع:
· قرآنکریم.
· صحیح بخاری.
· سنن نسائی.
· تفسیر نور.
· دور نمای جامعه اسلامی، نویسنده: یوسف قرضاوی. مترجم: عبدالعزیز سلیمی.
گردآورنده: کریمه حقیق
گرفته شده از فصلنامه بینه