لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِي كَبَدٍ
به نام الله نهایت مهربان
لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِي كَبَدٍ
نوشته؛ احمد قوشتی عبدالرحیم
برگردان؛ هاجره محمدی، فارغ رشته زبان و ادبیات عرب
و عضو مجمع نویسندگان و مترجمین بخش خواهران جمعیت اصلاح هرات
بعد از اینکه او هنوز توسط اطرافیانش حمل میشود، لحظهی یادگیری راه رفتن، زمین خوردن و دردی که همراه آن است فرا میرسد، به طوری که او میتواند با پای خود راه برود و به دنباله-های گستردهی زمین برخورد کند و نیاز به کسی که او را حمل کند، نداشته باشد.
زندگی یک فرد از ابتدا تا انتها، خالی از یک سلسله رنجها و بلاها، انتخابهای دشوار و تمایز بین انواع سختیها و دردها نیست، برخی از آنها فوری و برخی دیگر زمانبر اند، بعضی از آنها آسان و بعضی دیگر دشوار و شدید میباشند، شخص عاقل کسی است که به سرانجام امور چشم میدوزد و در پی راحتی بزرگ خستگی اندک را تحمل مینماید.
نخستین رنج و مشقتی که انسان از آن رنج میبرد: لحظهای است که گریهکنان از شکم مادر بیرون آمده و در حالی که رحم تنگ و امن مادر را ترک میگوید به سوی زندگی گسترده و آکنده از خطرات و آزمایشها گام برمیدارد.
بعد از آنکه دو سال به شیر مادر به عنوان غذا اصلی خوب عادت مینماید، لحظهی باز گرفتن از شیر با همهی آن دردها و سختی هایش فرار میرسد، اما یک انتخاب ضروری است به طوری که یک نوع غذا به انواع مختلف و متنوع رها میشود.
پس از اینکه از طرف اطرافیان خویش حمل میشد، لحظهای فرامیرسد که راه رفتن را می-آموزد و با افتادنها و دردهایی روبرو میشود که برای قدم برداشتن و راه رفتن بر پشت این زمین گسترده بدون نیازمندی به دیگرانی که او را حمل کنند، باید آنها را بکشَد.
پس از آن لحظهی جدایی از دوران معصومیت و خود انگیختگی کودکی به سوی مرحلهی بزرگسالی با تمامی مشکلات و مکلفیتهای آن فرا میرسد، اما برای مرد شدن، روبرو شدن با جهان، تحمل امانت داری، آبادی زمین و دستیابی به یک چیز معنا دار باید این چنین قیمتهایی را پرداخت.
در طول و عرض زندگی او با گزینشها و آزمایشهایی روبر میشود که سرانجام یک درد و مشقت را بر دیگری ترجیح میدهد و هر شخصی در گرو انتخاب خویش است:
آیا برای به دست آوردن پول حرام بخورد، با ربا معامله کند، در معاملات تقلب کند و هر شغلی حتی حرام را بپذیرد، یا آیا با عفت وصداقت در برابر فقر و بی پولی صبور باشد، آیا باید اصول و باورهای خود را بفروشد و از باطل و اهل باطل حمایت کند، تا موقعیتی بدست آورد، یا اینکه به حق و اصول چنگ بزند حتی اگر از غنایم بیبهره بماند؟
آیا چشم خویش را در امور نامشروع آزادانه رها کند تا هر طور میخواهد چشمچرانی کند و در آرزوها متزلزل گردد، یا صبور و پاکدامن باشد، روح را از هوی و هوس منع سازد، تا زمانی که خداوند به او روزی حلال و پاکیزه بدهد؟
اگر صاحب علمی باشد، پس آیا روی به باطل آورد، فساد را مشروع بداند، در پی جستجو برای کسب شهرت باشد و آنچه شنوندگان خواسته باشند ارائه دهدف یا اینکه به حقیقت چنگ بزند و در برابر مشکلات آن صبر نماید، تا زمانی که بدون تبدیل و تغییر امری، خداوند را ملاقات نماید.
اینچنین است که رنجها و تجارب پی درپی در برخورد با نفس، مردم و حوادث ادامه دارد، تا سرانجام لحظات جدا شدن روح از بدن، سکرات و شدت مرگ فرا رسد، آن دردهای اجتناب ناپذیر دنیا به دامنهی آخرت و رنج و سختی های زندگی به باغهای پر نعمت، که در آن خستگی، سختی و ماندگی نیست، تبدیل گردد.
خداوند تعالی میفرماید: وَقَالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ ۖ إِنَّ رَبَّنَا لَغَفُورٌ الَّذِي أَحَلَّنَا دَارَ الْمُقَامَةِ مِنْ فَضْلِهِ لَا يَمَسُّنَا فِيهَا نَصَبٌ وَلَا يَمَسُّنَا فِيهَا لُغُوبٌ (فاطر: ٣٤ – ٣٥) «و مى¬گويند سپاس خدايى را كه اندوه را از ما بزدود به راستى پروردگار ما آمرزنده [و] حق شناس است. همان [خدايى] كه ما را به فضل خويش در سراى ابدى جاى داد در اينجا رنجى به ما نمى رسد و در اينجا درماندگى به ما دست نمىدهد».
گرفته شده از فصلنامه بینه شماره ۴۵