مشکلات اجتماعی زنان


اصولا انسان موجودی اجتماعی است و الله متعال وی را آفریده تا با توانمندی‌ها و استعداد‌هایش مسوولیت خود را در قبال آبادی زمین ادا نماید:
{هُوَ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَكُمْ فِيهَا} [هود: ۶۱]
{او است كه شما را از زمين آفريده است و آباداني آن را به شما واگذار نموده است}
و طبیعتا مرد و زن هر دو مسوولیتی مشخص در قبال این آبادی دارند، و حضور اجتماعی زمینه ساز ادای این مسوولیت است. اما با کمال تأسف می‌بینیم که یک سری مشکلات و محدودیت‌ها که برخی اجتماعی هستند برخی فرهنگی و امثال آن سبب شده که زنان در محدودیت باقی بمانند و به جای اینکه نقش سازنده‌ای در پیشبرد جامعه داشته باشند در کنج خانه‌ها منزوی شده‌اند و از فعالیت‌های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی بدور مانده‌اند و حتی دچار رکود فکری شده به مسائل بسیار پیش پا افتاده که نه پیامد نیک خانوادگی دارد و نه دستآورد اجتماعی گرفتار شده‌اند، از جمله مصروفیت زیاد به تماشای تلویزیون و سریال و فیلم تا استفادة بی‌رویه از شبکه‌های اجتماعی که با کمال تأسف اکثر مواقع هم بی‌قاعده و قانون است و منجر به مشکلات اخلاقی و امثال آن می‌گردد. و یا اینکه مصروف قضایای ظاهری می‌شوند و به سمت زیاده روی در فیشن و تجملات پیش می‌روند. که همة اینها جایگزین فعالیت‌های سازندة اجتماعی زنان شده است. در حالیکه زنان باید در جامعه حضور داشته باشند زیرا ساحاتی از فعالیت‌های اجتماعی هست که بدون شک وظیفة زنان است تا آنها را به پیش ببرند از جمله تخصصات گوناگون طبی و زمینه‌های مختلف آموزشی.
البته باید یادآوری کرد که وقتی درمورد مشارکت اجتماعی زنان در عرصه‌های مختلف صحبت می‌کنیم منظور ما این نیست که زنان را از خانه‌های‌شان بیرون کنیم و مسؤولیت مادر بودن و خانه داری را کم ارزش جلوه دهیم و آنچه غرب با زنان انجام داد ما هم بخواهیم زنان در جامعة ما خانه‌ها را ترک کنند و تمام هم و غم شان حضور در اجتماع باشد. بلکه ما از زنان می‌خواهیم تا با افزایش مهارت‌ها و دانش خویش توانمندی هماهنگی و اولویت‌بندی ساحت مختلف زندگی را کسب کنند تا جایی که هم مسؤولیت‌های خانه داری را به نحو احسن به پیش ببرند و هم منحیث فردی از اجتماع نقش مثبت و فعالی را برای بهبود اوضاع جامعه ایفا نمایند.
به این منظور هر فرد از جامعة اسلامی بیاید بیش از هرچیز به یاد داشته باشد که نباید تحت تأثیر تبلیغات و شعارهای کاذب و حتی عرف‌های ناپسند قرار گیرد بلکه با شناخت واقعیت‌های جامعه و راهنمایی های دین تصمیم بجا و حضور منطقی در فعالیت‌های اجتماعی داشته باشد.
اسلام برای بهتر انجام شدن تمام مسوولیت‌ها چوکات‌هایی را تعیین می‌کند تا از افراط و تفریط بکاهد و اعتدال در بخش های مختلف زندگی انسان حفظ شود و یک فعالیت سبب ضربه زدن و یا از بین بردن بخش دیگری از زندگی انسانی نشود. پس هر کدام از ما باید به چوکات‌های اسلامی خود را آگاه سازیم و نهایتا با مدد از آن توازن واقعی را در زندگی فردی و اجتماعی خویش تجربه نماییم.
زنان یک سری توانمندی‌ها و استعدادهایی دارند که بدون شک برای بهبود اوضاع اجتماعی ضروری است و تکامل و تعالی و پیشرفت یک جامعه بدون حضور اجتماعی ایشان در عرصه‌های مختلف امری محال است. و اگر ما بخواهیم اوضاع یک ملت را به سمت بهبودی و پیشرفت مثبت سوق دهیم سهم زنان بدون شک پررنگ خواهد بود.
و اما مشکلات فراروی زنان در فعالیت‌های اجتماعی:
اگر بخواهیم مشکلات زنان در فعالیت‌های اجتماعی را دسته بندی کنیم باید بگوییم که تعدادی به خود زنان برمی‌گردد و برخی هم مشکلاتی است که از طرف خانواده و یا جامعه بوجود می‌آید.
بسیاری از زنان خود باوری لازم برای سهیم شدن در فعالیت‌های اجتماعی را ندارند و عموما نبود اعتماد به نفس کافی سبب می‌شود که فرد منزوی شده به همان کارهای روتینی که کمتر وی را با چلنچ مواجه می‌کند اکتفا کند و از سهم گیری در کارهای اجتماعی بپرهیزد و حتی رغبتی به این کار نداشته باشد.
مسألة دیگر نبود سواد کافی و یا مهارت‌های لازم برای فعالیت‌های اجتماعی در بین زنان است. همه میدانیم که آمار افراد بی‌سواد در جامعة ما بسیار بالا است که البته بیشترین بخش این تعداد زنان هستند. و همین بی‌سوادی و یا کم سوادی سبب می‌شود که زنان نتوانند نقش مثبت و بارزی در کارهای اجتماعی داشته باشند. و حتی پیامدهای ناگورا این دوری از سواد در خیلی از قضایای شخصی و خانوادگی ایشان نیز تأثیر گذار می‌شود و سبب می‌گردد که نیروی مثبت نه بلکه حتی سبب انحطاط و عقب ماندگی جامعه نیز بشوند.
از طرفی هم بسیاری از زنان باسواد از کسب تخصصات و مهارت‌های ضروری بی‌بهره‌اند و این نیز مشکلی است که سر راه فعالیت‌های اجتماعی زنان قرار می‌گیرد. و نمی‌توانند در ساحاتی که نیاز است حضور پیدا کنند و نقش آفرین باشند.
دستة دوم از مشکلات زنان در راستای کارهای اجتماعی مشکلات بیرونی است:
جامعة ما جامعه‌ای است که به شدت پایبند عرف‌ها می‌باشد و حتی بارها دیده شده که مردم به یک عرف بیش از شریعت اسلامی اهمیت می‌دهند و اگر بخواهند بین عرف و دستور دین یکی را انتخاب کنند راحت‌تر برای‌شان این است که عرف را بپذیرند و به آن تن دهند با وجود اینکه دین شان را دوست دارند و به مسلمان بودن خود افتخار هم می‌کنند. و متأسفانه در عرف جامعة ما زنان انسان‌هایی ضعیف قلمداد می‌شوند که باید فقط در خانه بمانند و در خدمت اهل خانواده باشند و از هیچ گونه استقلال شخصیتی هم بر خوردار نیستند. و همین امر سبب شده که خانواده‌ها همکاری‌های لازم برای فعالیت‌های اجتماعی زنان را نپذیرند و توقعات‌شان در محیط خانه آنقدر از زنان بالا باشد که طبیعتاً زن فرصت و مهلتی برای بالا بردن مهارت‌ها و کسب تخصصات ندارد و نهایتاً نمی‌تواند سهم فعال و بارزی در اجتماع هم داشته باشد.
مشکل بیرونی دیگر دیدگاه و تعامل مردان در فضای کاری جامعه است که متأسفانه یکی از مشکلات جدی زنان در ساحة فعالیت‌های اجتماعی قلمداد می‌گردد. بسیاری از مردان در جامعه بدور از اخلاق اسلامی و اجتماعی هستند و این امر سبب شده که محیط‌های کاری امن برای زنان بسیار معدود و کم باشد و نهایتاً بسیاری از زنان به جای فعالیت و سهم‌گیری در کارهای اجتماعی برای حفظ شخصیت و جایگاه خویش ترجیح می‌دهند در خانه بمانند و یاهم به فعالیت‌های بسیار محدود بسنده کنند. از سمتی هم تهاجم فرهنگی و در برخی مواقع، غرب زدگی سبب شده که بسیاری از سرپرستان امور از زنان تقاضاهایی داشته باشند که با روحیه اسلامی و خواسته‌های خانوادگی زنان در تضاد باشد مانند: کیفیت پوشش و تعامل با مردان ساحة کار و امثال آن که این امور خود فضا را بر زنان مسلمان جامعة ما تنگ می‌سازد و حضور شان را کمرنگ می‌گرداند.
نبود امنیت نیز عامل مهم و بهتر است بگوییم از مهمترین مشکلات در مسیر فعالیت‌های اجتماعی زنان است. و این امر سبب شده که تعداد زیادی از زنان از ترس روبه رو شدن با مصیبت‌های حاصل از ناامنی بسیاری از فعالیت‌های اجتماعی دست بکشند و یا آن را محدود کنند.
بدون شک برای رفع این مشکلات باید همة مردم دست به دست هم بدهند و حکومت هم مسؤولیت خود را شناخته و در جهت اجرای آن اقدام کند تا بتوانیم هر یک از این موانع را یکی پس از دیگری از مسیر راه برداریم.
از مهمترین اموری که می‌تواند در حل این مشکلات سهم بسزایی داشته باشد پخش و نشر فرهنگ اسلامی اصیل است تا جامعه به شکل عموم و زنان به شکل خاص به قناعت‌های دینی دست یابند و به ارزش و جایگاه خویش پی‌ببرند و مسؤولیت شناسی زنده شود و اولویت‌بندی در زندگی مهارتی همگیر گردد.
که البته این نیازمند یک پروسة دوامدار و وسیع است که باید به شکل همه جانبه شروع به تطبیق شود. و همه از جمله زنان و مردان و نهادهای اجتماعی و دولتی در آن سهم خود را داشته باشند، تا نهایتاً ما جامعه‌ای داشته باشیم که زنان آن به شکل واقعی برای بهبود اوضاع ملت در اجتماع حضور داشته باشند و نقش مثبت و فعال خویش را در این راستا ادا نمایند.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما میتوانید از برچسب ها و ویژگی های HTML هم استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

بالا