زن و جامعه(دو اصل کلی برای رهایی از پراکندگی)

بسم الله الرحمن الرحیم
به قلم: استاد مسعوده جامی
زندگی انسانی به سرعت به پیش میتازد و بشر که به سختی درگیر بازیهای زمینی شده غافل مانده است:
{اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمْ وَهُمْ فِي غَفْلَةٍ مُعْرِضُونَ} [الأنبياء: ۱]
(محاسبه مردمان بديشان نزديك است در حالي كه آنان غافل و روي گردان ميباشند)
و این نشان از سرعت عبور ایام بر عمر انسانی است که باید زیرکانه آن را درایت کرد وگرنه بعید نیست که از جملهی کسانی باشیم که طعم تلخ پشیمانی بیحاصلی را تجربه خواهیم کرد.
زنان مؤمن انسانهای متفاوتیاند که اولین اولویت زندگیشان یافتن مفاهیم اصلی هستی است به این معنا که ایشان به در پرتو دیدگاه اسلامی و مستمد از اصول تابناک آن به خوبی درمییابند که چرا و چگونه باید زندگی کنند. در بین مکاتب فکری موجود در جهان امروز، صریحترین جواب را در مکتب اسلام میتوان یافت، و الله متعال به سرعت انسان را از سردگمی نجات داده و در جواب سؤال اول میفرماید:
{وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ} [الذاريات: ۵۶]
(من جنها و انسانها را جز براي پرستش خود نيافريدهام)
و اما سؤال دوم:
{وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ} [الحشر: ۷]
(چيزهائي را كه پيغمبر براي شما آورده است اجراء كنيد، و از چيزهائي كه شما را از آن بازداشته است، دست بكشيد. از خدا بترسيد كه خدا عقوبت سختي دارد)
این دو قضیه زن مؤمن را از هر نوع سردرگمی و پراکندگی نجات میدهد. بدون شک ما در زمانی زندگی میکنیم که مفاهیم تا حدی زیادی به هم آمیخته و مخلوط شده در بسا اوقات فرد در تصمیمگیریهایش یا متردد است و یا هم به اشتباه میرود.
جهان اسلام دورهای از رکود و بیخبری و دوری از مفاهیم اسلامی را سپری کرده، و از طرفی هم جهان غیر اسلامی به پیشرف چشمگیری در عرصة تولیدات مادی دست یافت. در حالیکه مسلمانان هم از فهم صحیح دینی عقب ماندند و هم از کاروان تولید. این امر سبب شد خیلی از مفاهیم جایگاه خود را از دست بدهد. بسیاری از غیر مسلمانان دایة دلسوزتر از مادر شدند و خواستند به زنان مسلمان آزادیهای نداشتهشان را عطا کنند، به آنها طعم استقلال و برابری را بچشانند و لذتهای زندگی را به معرفی بگیرند.
از جهتی اوضاع زنان در خانوادهها و جوامع مسلمان هم از برخی جهات اصلاً مطلوب نبود و نیست. و همین امر دلیل خوبی شده تا زنان مسلمان خواسته یا ناخواسته تحت تأثیر اصول فکری غیر مسلمانان رفته و نتوانند از لحاظ فکری یک مسلمان یکپارچه و قوی باشند به همین دلیل در رفتار و تصمیم گیریهای بسیاری از زنان نوعی از آشفتگی و به هم آمیختگی فکری به چشم میخورد.
دیده میشود که خواهری کاملاً پایبند به نماز و روزه و عبادات مختلف است، اما در امر تعامل با مردان نا محرم مشکل دارد و برخی از تعاملات حرام را مرتکب میشود. و یا خواهری دیگر در عین اینکه به دعوت اسلامی علاقمند است و به این نام حتی شناخته میشود در فیشن و آرایش حدود شرعی را زیر پا میکند و یا در خانه نمادها و تصاویری نصب کرده که نشان از بیبندو باری دارد. به همین ترتیب برخی رقابتهای ناسالم، تعاملات غیر اخلاقی و روابطی بدور از قوانین اسلامی را بسیار میتوان در رفتار زنان مسلمان مشاهده نمود.
عمدة این مشکل ریشه در همان اصلی دارد که در آغاز بیان نمودیم یعنی اصول نزد چنین کسانی خلط شده و وی چرا و چگونگی زندگیخویش را لااقل در برخی از مسایل از دیدگاه غیر اسلامی گرفته که سبب تشتت و پراکندگی رفتار وی گردیده است در حالیکه از انسان مسلمان چیزی که مطلوب است تسلیم شدن به دین الله است به توصیفی که خودش میفرماید:
{أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِي السِّلْمِ كَافَّةً} [البقرة: ۲۰۸]
(اي كساني كه ايمان آورده ايد! همگي اسلام را به تمام و كمال بپذيريد)
به این اساس به خاطر نجات از هر نوع پراکندگی در افکار و افعالمان و راحتر پذیرفتن دستورات دینی و اجرای آنها و همچنین بهرمند شدند از پیامدهای سعادتمند اسلام، باید هر نوع تردید را از خویشتن دور سازیم و یک جانبه تنها اسلام را منحیث برنامة زندگی بپذیریم. و هرچه غیر آن را بدون تأویل و توجیه به کناری نهیم. و هر بار بیاد آوریم که:
چرا آفریده شدهایم: {وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ} [الذاريات: ۵۶]
و چگونه باید زندگی کنیم: {وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ} [الحشر: ۷]
وقتی همین دو اصل ساده زیر بنای فکریمان قرار گرفت میتوان به سادگی و با استحکام سایر مسایل را بر آن بنا کرد و انشاءالله از تمامی ترددهایی که تا حال به آن دچار بودیم رهایی خواهیم یافت.