ترفند های شیطانی برای توجیه کردن غیبت
ترفند های شیطانی برای توجیه کردن غیبت
شيطان براي آنكه مردم را به غيبت وادار كند، ترفندها و حيلههاي فراواني بكار ميبرد، از جمله اينكه در ذهن مردم وسوسه ميكند و ميگويد: صفاتي كه پشت سر فلاني، ذكر ميكنند، چيزي جز واقعيت نيست و تمام صفات مذكور در او وجود دارد؛ لذا اشكالي ندارد. بديهي است كه چنين توجيهي در زمينهي غيبت، به چند دليل مردود است:
۱ـ غيبت در اصل همين است كه صفاتي كه در شخص وجود دارد، در غياب او بازگو شود. حديثي كه ابوهريره(رض الله تعالی عنه) روايت كرده، بر مردود بودن توجيه مذكور صراحت دارد؛ ابوهريره(رض الله تعالی عنه) روايت ميكند كه رسولخدا(صلی الله علیه وسلم) فرمود:
(أتدرون ما الغيبة؟ قالوا: الله ورسوله أعلم. قال: ذكرك أخاك بما يكره. قيل: أرأيت إن كان في أخي ما أقول؟ قال: إن كان فيه ما تقول؛ فقد اغتبته، وإن لم يكن فيه فقد بهتّه)[۱].
يعني: «آيا ميدانيد كه غيبت چيست؟ عرض كردند: خداوند و رسول او آگاهترند. آن حضرت(صلی الله علیه وسلم) فرمود: غيبت يعني اينكه صفاتي از برادر خويش را در غياب او بازگو نمايي كه ذكر آن براي وي ناخوشايند باشد. سؤال شد: آيا اگر آنچه پشت سر برادرمان بازگو ميكنيم، واقعاً در وي وجود داشته باشد، باز هم مرتكب غيبت شدهايم؟ فرمود: اگر آنچه ميگويي، در وي وجود داشته باشد، هر آيينه غيبت كردهاي؛ اما چنانچه آن صفات و ويژگيها در او وجود نداشته باشد، مرتكب (گناهي بزرگتر يعني) بهتان و تهمت شدهاي».
۲ـ انس بن مالك(رض الله تعالی عنه) روايت ميكند؛ چنین مرسوم بود كه هرگاه عربها عزم سفر ميكردند، خادمي نيز همراه خويش ميبردند تا در طول سفر در خدمت آنها باشد. از قضا روزي ابوبكر و عمر رضي الله عنهما عزم سفر نمودند و يك نفر را نيز با خود همراه كردند تا به آنان خدمت كند. (پس از چندي راهپيمايي خسته شدند و براي استراحت اندكي خوابيدند)؛ وقتي بيدار شدند، ديدند خادم نيز همچنان در خوابي عميق فرو رفته و هيچ غذايي هم آماده نكرده است. يكي از آن دو، خطاب به ديگري گفت: انگار آقا در خانهاش خوابيده! چه خواب عميقي دارد! به هر حال وي را از خواب بيدار كردند و به او گفتند: نزد رسولخدا(صلی الله علیه وسلم) برو و به ايشان سلام برسان و بگو: ابوبكر و عمر، از شما درخواست غذا دارند. رسولخدا(صلی الله علیه وسلم) خطاب به پيك آن دو بزرگوار فرمود: به آن دو بگو كه آنها سير و پر خوردهاند. (پيك نيز پيغام) رسولخدا(صلی الله علیه وسلم) را به آنان رسانيد. آن دو، سخت ترسيدند و نزد پيامبر(صلی الله علیه وسلم) رفتند و عرض كردند: ما از شما تقاضاي غذا كرديم، اما شما گفتهايد كه ما غذا خورده ايم. به راستي مگر ما چه خوردهايم؟ آن حضرت(صلی الله علیه وسلم) فرمود: شما از گوشت برادرتان خوردهايد! به خدا سوگند كه پارههايي از گوشت وي را ميان دندانها و لثههايتان مشاهده ميكنم! آن دو عرض كردند: برايمان طلب مغفرت كن. رسول اكرم(صلی الله علیه وسلم) فرمود: هر آيينه بايد او (كه غيبتش را نمودهايد) برايتان طلب مغفرت كند.[۲]
چه بسيارند افرادي كه خيلي راحت ميگويند: فلاني، پرخور است يا فلاني زياد حمام ميرود و….
بايد خيلي مراقب باشيم تا از روي بيپروايي، به غيبت و خوردن گوشت برادر مسلمان مان، دچار نشويم. گروهي غيبت ميكنند و اين كار خود را توجيه ميكنند و ميگويند: درست است ما عيوب فلاني را پشت سر او بازگو ميكنيم، اما با اين كار، خير او را ميخواهيم و به چيزي جز مصلحت و منافع او نميانديشيم. برخي نيز ميگويند: ما به خاطر منافع و مصالح عموم، اين كار را انجام ميدهيم. به هر حال حتي با چنين اهدافي غيبت كردن مردود خواهد بود. زيرا اولاً، هر كاري كه انجام ميپذيرد، بايستي كاملاً مشروع باشد؛ لذا هر كس، نيت خوب و مشروعي داشته باشد، اما ساير جنبههاي كار خويش را در راستاي آن نيت و در چارچوب شريعت قرار ندهد، صرف نيت، براي نجات او از عذاب الهي كافي نخواهد بود. مگر نه اينكه مشركان نيز چنين ادعايي داشتند؛ چنانچه قرآن كريم دربارهي اين ويژگي مشركان ميفرمايد:
«كساني كه جز خدا، ياوران ديگري برميگيرند (و به آنان تقرب و توسل ميجويند، ميگويند) ما، آنان را پرستش نميكنيم مگر بدان خاطر كه ما را به خداوند نزديك گردانند».(زمر: ۳)
بدين ترتيب هر چند مشركان، هدف خويش از بتپرستي را تقرب به خداوند بيان كردند، اما اين نيت آنها موجب نشد كه پيامبر(صلی الله علیه وسلم) و اصحاب بزرگوارش از جهاد و كارزار با آنها صرف نظر كنند. در نتيجه مصالح فردي يا حتي منافع يك جامعه نميتواند دليلي براي غيبت كردن از فردي باشد.
ثانياً: اگر كسي واقعاً نيت و هدف نيكي را در غيبت كردن دنبال ميكند، بايد روش و عملكردي كه آن را براي رسيدن به هدفش انجام ميدهد نيز صادقانه و نيكو باشد و اين، تنها در صورتي ميسر ميگردد كه انسان، به جاي غيبت كردن، نزد آن شخص برود و با حكمت، به وعظ و ارشاد وي بپردازد و او را به فرمانبرداري از آموزهها و دستورات اسلامي و اجتناب از هوا و هوس رهنمون گردد. البته گاهي ضرورت، ايجاب ميكند كه چندين بار اين دعوت و ارشاد تكرار گردد؛ اما اگر داعي تشخيص دهد كه ديگر ارشاد و دعوت او نتيجهاي نخواهد داد، بايد دعوتگر ديگري را بر اين كار بگمارد؛ زيرا چه بسا شخصي ديگر، بتواند با به كار گرفتن اسلوبهايي متفاوت و مناسب با وضعيت مخاطب، در وي تأثير بگذارد. بديهي است گاهي اين بيدارگري به صورت مستقيم و گاهي نيز به صورت غير مستقيم انجام ميپذيرد.
با وجود تمامي اين تدابير چنانچه شخص ارشادكننده به اين نتيجه برسد كه مخاطبش، به هيچ وجه از گناه يا صفت ناشايست خود دست نخواهد كشيد، تنها وظيفهي او آن است كه فرد مزبور را با عيوبش رها كند و البته دعوتگر حق ندارد به افشاي عيوب شخص مزبور بپردازد يا به آبروي وي خدشه وارد كند. زيرا چنين كاري، زمينهي بروز فتنهها و آشوبهاي فراواني را در جامعه اسلامي ايجاد مينمايد.
برخي از فتنههايي كه در پي افشاي عيوب مردم و خدشه دار كردن آبروي آنان به وجود ميآيند، عبارتند از:
۱ـ مخالفت با نصوصي كه به صراحت، به عيبپوشي ديگران تأكيد و امر نموده است.
۲ـ گسترش شك و بياعتمادي در جوامع اسلامي و همچنين بياعتمادي به نيكان و سرآمدان امت.
۳ـ مشغول شدن مسلمانان به غيبت كردن از همديگر و رواج كينه و دشمني در ميان آنها و همچنين ترك اولويتهاي ديني كه موجب زايل شدن غم و اندوه از امت اسلامي ميگردد.
۴ـ تشويق و تحريك شخص داراي عيب بر انجام گناه و عيبش به صورت علني و گستاخ شدن او بر اين كار.
ثالثاً: هر فرد خردمندي، به خوبي ميداند كه جامعهي اسلامي به هيچ عنوان نميتواند از غيبت كردن شخصي كه عيوب او پشت سرش گفته ميشود و خودش از عيوب خويش، ناآگاه است، سود ببرد.
به راستي بازگو كردن عيوب چنين فردي، چه سود و فايدهاي براي جامعه اسلامي دارد؟ آيا با اين كار سرزمين قدس فتح خواهد شد؟! آيا با اين كار، شرك مشركان از بين خواهد رفت؟!
رابعاً: صرفاً داشتن اهداف نيكو و نيتهاي متعالي، دليل موجهي براي ارتكاب غيبت نيست و كسي كه با چنين اهدافي، غيبت ميكند، دچار شكست و خسران خواهد شد؛ همچنين هر لحظه اين امكان وجود دارد كه شخصي كه غيبت او را كردهاند، از غيبت كنندگان و آنچه درمورد او مرتكب شدهاند، باخبر گردد و سرانجام آنگونه شود كه شاعر ميگويد:
| لا نسب اليوم و لا خلّة | إتسع الخرق على الراقع |
يعني: «(ديگر كار به جايي رسيده كه) نه نسب را جايگاهي است و نه دوستي بكار آيد. پارچهي (الفت و مهرباني) آنچنان دريده شده كه ديگر به هيچ وجه امكان وصله كردن و درست نمودن آن وجود ندارد».
غیبت و پیامدهای سوء آن در جامعه
مؤلف : حسین العوایشه
مترجم : عبدالصمد مرتضوی
[۱] نك: مسلم (۲۵۸۹).
[۲] نك: «الاحاديث المختارۀ» تألیف ضياء المقدسي. به تحقيق علامه آلبانی