ازدواج نمونه و رابطة آن با تربیت
ازدواج نمونه و رابطة آن با تربیت
ازدواج را به طور خلاصه، در سه دیدگاه بررسی مینماییم :
(الف) ازدواج به عنوان سرشت و طبیعت انسانی.
(ب) ازدواج به عنوان مصلحت اجتماعی.
(ج)
ازدواج به عنوان گزینش و انتخاب آگاهانه..
بررسی ازدواج از این سه دیدگاه رابطة تربیت را با موضوعات بسیار مهمی در زندگی زناشوئی روشن خواهد کرد، موضوعاتی مانند:
مسؤولیتپذیری، نجابت و بزرگواری فرزندان، اهمیت رابطه نسبی و ارزش آن، سلامت جسمی و روحی فرزند، برانگیختن عاطفة پدر و مادر نسبت به فرزند، نحوه همکاری والدین در تربیت صحیح فرزند و اصلاح ناهنجاریهای اخلاقی آنان و تحویل انسانی شایسته برای زندگی اجتماعی.
الف: ازدواج به عنوان سرشت و فطرت انسانی
مبارزه با گوشهنشینی و عزلت و در یک کلام رهبانیت، از اصول بدیهی شریعت اسلامی است، زیرا رهبانیت با طبیعت انسان ناسازگار است و با غرایز و امیال او برخورد دارد. پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم میفرماید: «إن الله قد أبدلنا بالرهبانية الحنفية السمحة».
«خداوند به جای رهبانیت، دین حنیف و با سماحت اسلام را به ما ارزانی کرد.» همچنین فرمودند: «مَنْ كَانَ مُوسِرًا لأَنْ يَنْكِحَ فَلَمْ يَنْكِحْ، فَلَيْسَ مِنَّا». [رواه البیهقی والطبرانی].
«کسی که امکان ازدواج دارد اما از انجام آن خودداری میکند، از من نیست». از این احادیث و مطالب مطرح شده در قرآن و سنت نتیجه میگیریم که:
خود داری از ازدواج به منظور زهد و گوشهنشینی و فراغت برای عبادت و نزدیکی به خدا در اسلام حرام است، خصوصاً اگر فرد مسلمان امکان و توانائی ازدواج داشته باشد.
و هنگامی که در موضعگیریهای رسول اکرم صلی الله علیه و سلم در برخورد با افراد و معالجه روحی آنان دقیق میشویم، در مییابیم که روش برخورد پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم بر درک حقیقت انسان و جوابگوئی به نیازها و تمایلات او مبتنی است، تا هر فرد از حدود و چهارچوبه فطرت و طبیعت خویش خارج نشود و برای او تکلیفی تحمیل نگردد که توانائی به انجام رساندن آن را ندارد، بلکه از طریق و راهی گام بردارد که معتدل بوده و با سرشت و طبیعت او سازگاری و تناسب داشته باشد و در این راه دچار لغزش نشود و بر این اساس بود که جامعة انسانی متحول شد، بشریت به پیش رفت و دچار ضعف و سستی نگردید، بلکه نیرومندتر از پیش گام برداشت زیرا:
﴿فِطۡرَتَ ٱللَّهِ ٱلَّتِي فَطَرَ ٱلنَّاسَ عَلَيۡهَاۚ لَا تَبۡدِيلَ لِخَلۡقِ ٱللَّهِۚ ذَٰلِكَ ٱلدِّينُ ٱلۡقَيِّمُ وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعۡلَمُونَ ٣٠﴾ [الروم: ۳۰].
«سرشت و خلقت الهی که براساس آن مردمان را خلق کرده است، خلقت خدا تغییرپذیر نیست، امّا اکثر مردم نمیدانند».
و بالاخره شایسته است که یکی از موضعگیریهای پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم را که نشانگر عظمت جهت گیری ایشان در زمینة اصلاح و تربیت روحی شخصیتهای منزوی و گوشه نشین میباشد، بیان نمائیم. موضعگیری ارزشمندی که دلالت بر فهم حقیقت وجودی انسان دارد.
بخاری و مسلم از انس روایت میکنند:
«سه گروه به خانههای همسران پیامبر صلی الله علیه و سلم آمدند تا از چگونگی عبادت آن حضرت سؤال کنند، وقتی جواب سؤالهای خود را شنیدند، عبادات رسول خدا صلی الله علیه و سلم به نظر آنان کم آمد و گفتند:
ما کجا و پیامبر خدا کجا! (کنایه از عظمت مقام آن حضرت) در حالیکه خدای تعالی تمامی تقصیرات او را بخشیده است.
یکی از آنان گفت: من تمام شب را عبادت میکنم!
دیگری گفت: من هر روز روزهام!
و سومی گفت: من از زنان دوری میکنم و هیچگاه ازدواج نخواهم کرد!
هنگامی که پیامبر خدا تشریف فرما شدند، فرمودند: آیا شما کسانی هستید که چنین و چنان گفتید؟
به خدا قسم که من خدا ترسترین و پرهیزگارترین شما هستم، نماز میخوانم، و میخوابم، و بعضی روزها روزهام و ازدواج میکنم. این سنت من است، کسی که از سنت من دوری کند از من نیست». از مطالب فوق برای هر فرد اندیشمند و صاحب بصیرت روشن خواهد شد که: ازدواج جزو طبیعت و فطرت انسان است و فرد مسلمان با ازدواج مسؤولیت مهم تربیت و پرورش فرزندان را که از جملة وظائف او میباشد بعهده میگیرد و به انجام میرساند.
ب- ازدواج به عنوان مصلحت اجتماعی
بدیهی است که ازدواج از لحاظ فردی و اجتماعی فوائد مهمی در بردارد، در اینجا برجستهترین نکات را در این موضوع بررسی نموده، سپس به وجه ارتباط آن با تربیت میپردازیم.
۱- بقای نوع انسان
میدانیم که ادامة نسل بشری و بقای نوع انسانی بواسطه ازدواج است و این سلسله مداوم تا زمانی که خالق آسمانها و زمین ساکنانش را بازپس میگیرد، ادامه خواهد داشت.
جمعیت رو به تزاید بشری متخصصان امر را بر آن داشته است که اصول و قواعد پرورشی و تربیتی مناسبی را پیریزی کنند، تا گذشته از سلامت جسمی و بدنی، نظام جامعه از سلامت روحی و اخلاقی برخوردار باشد.
قرآن کریم به این مصلحت انسانی و حکمت اجتماعی اشاره میکند، آنجا که میفرماید:
﴿وَٱللَّهُ جَعَلَ لَكُم مِّنۡ أَنفُسِكُمۡ أَزۡوَٰجٗا وَجَعَلَ لَكُم مِّنۡ أَزۡوَٰجِكُم بَنِينَ وَحَفَدَةٗ﴾ [النحل: ۷۲].
«خداوند همسرانی از جنس خودتان برای شما قرار داد و از آن همسران فرزندان و فرزند زادگانی».
و در آیة دیگری از سورة «نساء» میفرماید:
﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ ٱتَّقُواْ رَبَّكُمُ ٱلَّذِي خَلَقَكُم مِّن نَّفۡسٖ وَٰحِدَةٖ وَخَلَقَ مِنۡهَا زَوۡجَهَا وَبَثَّ مِنۡهُمَا رِجَالٗا كَثِيرٗا وَنِسَآءٗۚ﴾ [النساء: ۱].
«ای مردم! بپرهیزید از خدائی که شما را از نفسی واحد آفرید و از همان نیز همسرش را خلق نمود و از آن دو نفر مردان و زنان فراوانی منتشر نمود».
۲- حفظ رابطة نسبی[۱]
در نظام جامعة امروز هویت یک فرد را فقط با نام او تشخیص نمیدهیم، بلکه اسم پدر هم در کنار آن مطرح است و این حقیقتی است که احترام و اعتبار وجودی و آرامش درونی یک فرد به عنوان عضوی از یک نظام اجتماعی با انتساب به والدین یا به طور کلی با داشتن اصل و ریشه خانوادگی حاصل میگردد. چنانچه ازدواجی در کار نبود جامعه پر از فرزندان نامشروعی میشد که اصل و نسب و ریشهای نداشتند و بدیهی است که با وجود اینچنین اعضائی در جامعه ارزشهای اخلاقی لطمة اساسی میخورد و فساد و بیبند و باری در جامعه گسترش مییابد.
۳- جلوگیری از هرج و مرج و بیبندوباری اخلاقی در جامعه
بر هر انسان اندیشمند و با درکی پوشیده نیست که غریزه و تمایل جنسی با ازدواج بر آورده میشود و فرد از جهت این نیاز طبیعی ارضاء میگردد.
و اگر این احساس طبیعی و نیاز غریزی در چهارچوبة ضوابط و قواعد مشخص که همان ازدواج است، مهار نگردد و بدون محدودیت رها شود باعث فساد و هرج و مرج اخلاقی و از هم گسیختگی و انحطاط نظام اجتماعی خواهد شد و عکس این مطلب هم صادق است، یعنی اگر این نیروی طبیعی را در جای خویش بکار بریم،جامعه به اخلاق نیکو و خصایل شایسته نایل میشود و در آن صورت است که لیاقت ادای مسؤولیت رسالت الهی را به شکل خداپسند آن خواهد داشت و چه بجاست کلام خاتم پیامبران صلی الله علیه و سلم آنجا که فرمود:
«يَا مَعْشَرَ الشَّبَابِ، مَنِ اسْتَطَاعَ مِنْكُمُ الْبَاءَةَ فَلْيَتَزَوَّجْ، فَإِنَّهُ أَغَضُّ لِلْبَصَرِ وَأَحْصَنُ لِلْفَرْجِ، وَمَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَعَلَيْهِ بِالصَّوْمِ، فَإِنَّ الصَّوْمَ لَهُ وِجَاءٌََََ» [رواه الجماعة].
«ای جوانان! اگر توانائی و امکان ازدواج دارید، به این امر مبارک مبادرت نمائید، زیرا چشم را از نگاه حرام باز میدارد، و مانع عضو تناسلی از ارتکاب فعل حرام است و اگر کسی توانائی ازدواج نداشت، باید روزه بگیرد، که فوران احساس جنسی را فرو مینشاند».
میدانیم که روابط نامشروع و به اصطلاح آزادی جنسی، عواقب بسیار خطرناکی از لحاظ ایجاد و شیوع بیماریهای مسری به همراه دارد، بیماریهائی مانند سفلیس و سوزاک و بیماریهای مهم دیگری که باعث نابودی نسل و ضعف و ناتوانی جنسی و صدمة اساسی به سلامت فرزندان میباشد.
ازدواج کانونی است که در آن عشق و عطوفت و محبت، نمو و تکامل مییابد و نیاز روحی زوجین برآورده میگردد. مرد در خارج از منزل در گیرودار مشکلات کار و معضلات اجتماعی پس از پایان کار به خانهاش رجوع میکند، با زن و فرزندش در فضائی از آرامش و اطمینان خاطر سختیهای بیرون از منزل را فراموش میکند و رنج ناشی از کارش را از تن و روح میزداید، زن نیز مشمول همین قاعده است، زیرا همراه و یاور زندگیش را میبیند و مسائل خود را با او در میان میگذارد، بدین ترتیب زن و شوهر در سایه یکدیگر، آرامش و سعادت زندگی زناشوئی را تجربه میکنند.
و چه راست گفت پروردگار ما، آنجا که با بلیغترین بیان و زیباترین تعبیر فرمود:
﴿وَمِنۡ ءَايَٰتِهِۦٓ أَنۡ خَلَقَ لَكُم مِّنۡ أَنفُسِكُمۡ أَزۡوَٰجٗا لِّتَسۡكُنُوٓاْ إِلَيۡهَا وَجَعَلَ بَيۡنَكُم مَّوَدَّةٗ وَرَحۡمَةًۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّقَوۡمٖ يَتَفَكَّرُونَ ٢١﴾ [الروم: ۲۱].
«و از نشانههای پروردگار آن است که همسرانی از خودتان برایتان آفرید تا در کنار آنان آرام گیرید و محبت و عطوفت پایداری بین شما قرار داد و به راستی برای کسانی که اهل تفکر باشند، در آن نشانههائی است».
۶- همکاری زوجین در ساختن نظام خانواده و تربیت فرزندان
ازدواج پیوندی است که براساس آن با همکاری زن و شوهر بنای خانواده گذاشته میشود و هر کدام به تناسب نقش خود پذیرای مسؤولیت شده و هر یک عمل دیگری را کامل میکند.
در این نظام زن به اقتضای طبیعت و خلقت خویش، وظیفه ادارة منزل و تربیت فرزندان را بعهده میگیرد.
به قول معروف:
| الأم مدرسة إذا أعددتها | أعددت شعباً طیب الأعراق |
مادران برای جامعه مانند مدارسی هستند که انسانها را تربیت میکنند، اگر خود شایسته و نیکو تربیت شوند، مردمی اصیل و پاک میپرورانند.
در این میان مرد نیز بنابر طبیعت و توانائیهای ویژهاش، نقش خاص خود را دارد، تلاش و کوشش برای تامین اقتصادی خانواده، حل مشکلات و مسائل متعدد خارج از خانه، حمایت و نگهداری از خانواده در برابر حوادث و وقایع و مصیبتهای روزگار در اینجاست که روحیة همکاری بین زن و شوهر کامل میشود، پا به پای هم گام برداشته و به نتایج بسیار مفیدی دست مییابند که از آن جمله پرورش فرزندانی شایسته و نیکوکار است و بالاخره آماده کردن نسلی که قلبش حاوی ایمان حقیقی بوده و وجودش آکنده از روح اسلام است. در چنین حالی است که خانواده از بهترین شرایط حیات برخوردار است، و در سایه محبت و آرامش و اطمینان زندگی خواهد کرد.
۷- برانگیختن عاطفه والدین نسبت به فرزند
ازدواج باعث میشود چشمههای جوشان محبت و احساسات عمیق و ارزشمند نسبت به فرزند از قلب والدین فوران کند. واضح است که اینگونه احساسها اثر بسیار سودمندی در مواظبت از فرزند دارند و باعث میشوند که والدین نسبت به مصلحت زندگی آنان هوشیار بوده و برای ایجاد آیندهای برتر و والاتر و زندگی دلپذیرتر آنان بکوشند.
این هفت مورد مهمترین مصالح اجتماعی بود که تامین آنها بواسطه ازدواج امکانپذیر میشود.
خوانندة عزیز، رابطه این موضوعات را با تربیت فرزند و اصلاح خانواده و ایجاد نسل شایسته و مطلوب، در طی مطالعه این موارد مشاهده نموده است.
پس تعجبی ندارد که میبینیم اسلام تا چه اندازه به ازدواج امر میکند و افراد را نسبت به آن تشویق و ترغیب مینماید، و راست گفت پیامبر محبوب ما صلی الله علیه و سلم آنجا که فرمودند:
«مَا اسْتَفَادَ الْمُؤْمِنُ بَعْدَ تَقْوَى اللَّهِ خَيْرًا لَهُ مِنْ زَوْجَةٍ صَالِحَةٍ إِنْ أَمَرَهَا أَطَاعَتْهُ وَإِنْ نَظَرَ إِلَيْهَا سَرَّتْهُ وَإِنْ أَقْسَمَ عَلَيْهَا أَبَرَّتْهُ وَإِنْ غَابَ عَنْهَا نَصَحَتْهُ فِي نَفْسِهَا وَمَالِهِ» [رواه ابن ماجه].
«مفیدترین چیزها در دنیا بعد از تقوای الهی، همسر شایستهای است که از شوهرش اطاعت میکند. هرگاه نگاهش میکند، مسرور و شادمان میگردد و اگر به انجام کاری او را سوگند داد، اجرا میکند و در غایب او ناموس و مالش را حفظ میکند».
و همچنین میفرماید:
«الدُّنْيَا مَتَاعٌ وَخَيْرُ مَتَاعِ الدُّنْيَا الْمَرْأَةُ الصَّالِحَةُ» رواه مسلم.
«دنیا بازاری است که ارزشمندترین متاع آن، زن شایسته است».
ج- ازدواج به عنوان گزینش و انتخاب آگاهانه
تشریع بلند مرتبه اسلامی و نظام فراگیر آن، معیارهایی پیش روی هر پسر و دختر جوان گذاشته است، که از آن بهره گیرد و بر طبق آن عمل کند، تا زندگی زناشوئی آیندة آنان در نهایت تفاهم و محبت و پایداری باشد.
جمع خانوادگی آنان از والدین و فرزندانی تشکیل یابد که به مراتب والای ایمانی دست یابند، دارای جسمی سالم، اخلاقی متعالی، اندیشهای حسابگر و توانا و شخصیتی ارجمند و مطمئن باشند.
نویسنده: عبدالله ناصح علوان
ترجمه: عبدالله احمدي
[۱]– شاید طرح موضوع ابتدا بدیهی و غیر ضروری بنظر برسد، اما مساله اهمیت رابطه نسبی و خطرات حذف آن مسالهای است که در حال حاضر کشورهای غربی با آن دست به گریبان هستند، مساله بیبند و باری و رابطه آزاد بین دو جنس باعث تولد تعداد زیادی از بچههائی شده است که پدر و مادر خود را نمیشناسند و در پرورشگاهها و سایر اماکن زندگی میکنند، آمار نشان میدهد که بالاترین رقم جرم و جنایت مربوط به این افراد است. غرب سرگشته و سرگردان امروز به این نتیجه رسیده است که سست بودن روابط خانوادگی خصوصاً رابطه فرزندان با پدر و مادر و بچههای نامشروع و به اصطلاح بیپدر و مادر از علل مهم بزهکاری و جرم و جنایت روز افزون جامعه آنهاست. (مترجم)