احکام رضاعت و شیر خوارگی و فلسفه تحریم آن
در مقالات قبلي در مورد نکاح، محرمات و … بحث گرديد، در اين شماره در مورد رضاعت( شيرخوارگي) که يکي از اسباب تحريم نکاح ابدي ميباشد بحث ميکنيم. ابتدا رضاعت را تعريف نموده سپس به بررسي احکام آن ميپردازيم.
رضاعت عبارت است از: مکيدن طفل، پستان زني را در وقت مخصوص با شرايطي مخصوص و حکم آن اينست که اگر طفلي از سينهاي زني شير بخورد آن زن مادر آن طفل محسوب ميگردد و هر کس که نکاحاش بر آن طفل از طرف مادر حقيقياش حرام باشد از طرف زني که او را شير داده است نيز حرام ميگردد و ازدواج با محرمات رضاعي مانند: ازدواج با محرمات نسبي به طور دائمي حرام است، زيرا خداوند متعال در اين مورد فرموده است:« وَ أُمَّهَاتُكُمُ اللَّاتِي أَرْضَعْنَكُمْ وَ أَخَوَاتُكُمْ مِنَ الرَّضَاعَةِ»( النساء/ ۲۳) ترجمه:( حرام گردانيده شده بر شما ازدواج با مادرانتان که به شما شير داده و خواهران رضاعيتان). همچنين پيامبر اکرم( صلی الله عليه وسلم) در اين مورد فرموده اند:« يحرم من الرضاع ما يحرم من النسب» ( متفق عليه) ( همه آن کساني که نکاحشان به سبب نسبي حرام است به سبب شيرخوارگي نيز حرام است). از آيه و حديث فوق به خوبي معلوم ميگردد، که شخص با تمام کساني که به وسيله حرمت نسبي نميتواند ازدواج نمايد؛ به وسيله رضاع( شيرخوارگي) نيز نميتواند ازدواج کند، زيرا مادر رضاعي حکم مادر اصلي و نسبي را دارد و همچنان شوهر خانمي که به طفل شير داده و همه اقارب و خويشاوندان او به صورت خويشاوندان و اقوام طفل در ميآيند. حتي شوهر زني که طفل از پستان او شير خورده حکم پدر آن طفل را پيدا ميکند و دختران و پسران او حکم خواهر و برادر او و برادر شوهر زن شيرده نيز کاکاي او محسوب ميگردد. به دليل حديث حضرت عايشه( رض) که پيامبر فرمودند:« ايذني ل افلح اخي ابي القعيس فانه عمک» ( بخاري) ( اي عايشه به افلح برادر ابوالقعيس اجازه بده که به نزد شما رفت و آمد کند، چون او کاکاي رضاعي شماست). به همين سبب شيرخوارگي به هر طريقي که صورت گيرد.
سبب تحريم است. علت و فلسفه تحريم ازدواج با مادر و خواهر رضاعي آنست؛ که خداوند خواستهاست، تا دايره خويشاوندي و پيوند قرابتي ما را گسترش دهد، لذا پيوند شيرخوارگي را به پيوند نسبي ملحق نموده، چون قسمتي از اندام بچه شيرخوار، از شير شيردهنده پديد ميآيد و سبب رشد جسمي او ميگردد. پس چيزهاي که از طبيعت و اخلاق او به ارث ميبرد، همان گونه که طفل خودش نيز چيزهاي را از مادر خود به ارث ميبرد.
شرايط ثبوت حرمت شير خوارگي: براي اينکه شير خوارگي ميان زن شيرده و طفل ثابت گردد، يک سلسله شرايطي وجود دارد، که بعضي مربوط به زن شير ده و بعضي مربوط به سن طفل و بعضي هم مربوط به کيفيت و مقدار شير ميگردد.
شروط مرضعه( زن شير ده): هر زني که طفلي را شير بدهد، شيرخوارگي ثابت ميگردد، خواه اين زن پير باشد يا جوان، باردار باشد يا نه، شوهر داشتهباشد يا نداشتهباشد، خواه داراي طفل شير ده باشد و خواه نباشد. حتي اگر دختر نابالغي در سينهاش شير پيدا شده و طفلي را شير دهد، شيرخوارگي ثابت ميگردد و براي ثبوت حرمت شير خوارگي فرق نميکند که زن شيرده زنده باشد و يا مرده. بنابر اين هر گاه طفلي از زني که فوت نمودهاست شير بمکد، شيرخوارگي و حرمت ثابت ميگردد.
شروط رضيع( طفل شيرخوار): شيرخوارگي وقتي ثابت ميگردد که سن طفل کمتر از دو و نيم سال باشد، چونکه مدت شيرخوارگي در مذهب ما، بين دو سال و دو سال و نيم است، طوريکه در نزد امام صاحب دو سال و نيم و در نزد ياران دو سال است. اگر از دو سال و نيم سن طفل بيشتر بود و از پستان زني شير خورد، شيرخوارگي ثابت نميشود و به منزله آب نوشيدن است، چونکه در آيه مبارکه خداوند متعال در مورد مدت شيرخوارگي فرموده است:« وَالْوالِداتُ يُرْضِعْنَ أَوْلادَهُنَّ حَوْلَيْنِ كامِلَيْنِ لِمَنْ أَرادَ أَنْ يُتِمَّ الرَّضاعَةَ» ( بقره/۲۳۳) ( مادراني که ميخواهند دورهي شيرخوارگي را به کمال برسانند؛ بايد دو سال کامل بچههايشان را شير بدهند»؛ چونکه طفل در اين مدت کوچک است و شير براي او کافي است و موجب افزايش گوشت او ميگردد و جزئي از مادر شيرده خود ميشود. پس از نظر تحريم با فرزندانش شريک و سهيم ميگردد. بنابر اين به رأی جمهور علما اگر کس در سن بيشتر از دو نيم سال، شير زني را بخورد؛ اين شيرخوارگي موجب تحريم نميشود.
شروط کيفيت و مقدار رسيدن شير به طفل: شيرخوارگي به هر طريقي که صورت پذيرد، شيرخوارگي ثابت گرديده و سبب تحريم است و مهم آن است که شير زن در همان سن مخصوص داخل معده طفل گردد، خواه اين عمل با نوشيدن طبيعي باشد، خواه با ريختن شير به حلق طفل و يا با شير چوشک يا هر طريقي ديگري که باشد. حتي اگر شير زن به بيني طفل چکانده شود باز هم شيرخوارگي ثابت گرديده و سبب تحريم نکاح ميشود.
فرق نميکند که مقدار شير کم باشد و يا زياد. بنابر اين، هرگاه شير در چشم و گوش طفل چکانده شود، شيرخوارگي ثابت نميگردد و سبب تحريم نميشود، چونکه به معده نميرود؛ اما در مورد مقدار شير و دفعات آن که موجب حرمت شود، علما نظرياتي متفاوتي دارند. اگر چه گروهي از علما به اين نظراند که براي ثابت شدن شير خوارگي بعضي پنج دفعه شير خوردن و يا بعضي دو بار مکيدن را معتبر ميدانند. برعکس علما احناف و حنابله به اين نظراند؛ که شير خوارگي به قرآن به طور مطلق بيان شدهاست. بنابر اين خوردن کم و يا زياد شير مطرح نيست؛ بلکه مطلق شير خوردن به هر طريق که باشد، چي کم به اندازه يک قطره و چي زياد، موجب تحريم ميشود و شيرخوارگي ثابت ميشود و استدلال نمودهاند به حديثي که عقبه روايت ميکند, که من با ام يحيي ازدواج کرده بودم و کنيز سياهي آمد و گفت:« من به هر دوي شما شير دادهام». سپس من پيش پيامبر اکرم(صلی الله عليه وسلم) رفتم و آن را برايش گفتم. پيامبر اکرم(صلی الله عليه وسلم) فرمودند:« وقتي که چنين گفته شدهاست، چگونه عملي را مرتکب شدهاي. او را ترک کن».( روايت بخاري) در اينجا پيامبر اکرم از تعداد و دفعات شير خوردن سوال نکردند و به وي دستور دادند که او را ترک کند و از اين در مييابيم، که تنها شير خوردن معتبر است نه دفعات آن.
حکم مخلوط شدن شير با مواد ديگر: علماي احناف به اين نظراند که هر گاه شير زني با غذا يا آشاميدني يا دارو و يا شير گوسفندي و يا غير آن مخلوط شد و طفلي شير خوار آن را خورد، اگر در اين موارد مقدار شير بيشتر باشد و به آن غلبه داشته باشد( يعني رنگ و طعم آن شي را تغيير داد) موجب تحريم گرديده و شيرخوارگي ثابت ميگردد و اگر کمتر باشد، شيرخوارگي ثابت نميشود. گروهی ديگري از علما به اين نظراند که اگر شير تنها و يا مختلط باشد و عين و ذات آن از بين نرفتهباشد موجب تحريم ميشود. سبب اختلافشان اينست که آيا اگر شير با چيز ديگري مخلوط شد هم تحريم آن باقي است يا باقي نيست؟
همان گونه که اگر نجاست با چيز پاک و حلال مخلوط گرد، اين اختلاف وجود دارد. اصل معتبر در اين جا اينست که آيا نام شير بر آن مخلوط اطلاق ميشود يا نه. اگر همچنان نام شير به آن اطلاق شود( يعني رنگ و طعم و بوي شير به آن معلوم شد) موجب تحريم ميگردد و اگر اثر شير به آن معلوم نشد و نام شير به آن اطلاق نشود، موجب تحريم نيست.
چگونگي اثبات رضاعت( شيرخوارگي): رضاعت ممکن است از دو طريق ثابت گردد. الف: اقرار ب: شهادت. که هر يک ذيلاً مطالعه ميگردد.
الف: اقرار: در رابطه به اثبات حرمت شير خوارگي از طريق اقرار چند حالت مقصود است: اگر مرد و زن قبل از ازدواج به شيرخوارگي اعتراف نمايند، ازدواج اين دو حلال و مشروع نيست و در صورتيکه ازدواج نمايند، چنين ازدواجي فاسد بوده و زن مستحق مَهر شناخته نميشود. اگر بعد از ازدواج، شوهر اعتراف نمود که همسرش خواهر رضاعياش ميباشد، شيرخوارگي ثابت ميشود و نکاحش با آن زن فسخ ميگردد. اگر زن اعتراف کرد که شوهرش برادر رضاعياش ميباشد و شوهرش اين ادعا را قبول نکرد، نکاحشان با يکديگر فسخ نميشود، مگر اينکه زن شاهد آورده و يا شوهر او را تصديق نمايد. اگر زني با مردي ازدواج نمود و بعد از مدتي ثابت شد که با آن مرد شيرخواره بودهاست، مثلاً: شوهرش از طريق شيرخوارگي برادر، کاکا يا مامايش ميشود، از همان لحظهي آگاهي از شير خوارگي، نکاحش با آن مرد باطل ميگردد و نبايد با يک ديگر ارتباط جنسي داشتهباشند، چونکه مرتکب حرام و زنا ميشوند و اگر اولادي از آن مرد داشت؛ آن اولاد مانند نکاح صحيح به خود آنها نسبت دادهشده و فرزندانشان شمرده ميشوند. ب: شهادت: شيرخوارگي از طريق شهادت وقتي اثبات ميشود که دو نفر مرد و يا يک مرد و دو زن، به آن شير خوارگي شهادت دهند. در اخير چند نکته ديگري که قابل ذکر است؛ اينست که اگر از شير زن پنير درست کرده و به طفل خورانده شود، از خوردن آن پنير( از ديدگاه احناف) شيرخوارگي ثابت نميگردد و همچنان شير زن نجس نبوده و پاک است و اگر ظرفي يا لباسي به آن آلوده شد، حکم ديگر شيرهاي نوشيدني را دارد و نياز به چند بار شستن ظرف يا آن لباس نيست. نکته ديگر اينکه هر گاه طفلي از زني شير خورد، همان طفل با آن خانواده محرم شده و با آنها ازدواج کرده نمي تواند، اما خواهر و برادان و اقارب همان طفل به آن خانواده زن شيرده ازدواج کرده ميتوانند و ته شير و بالا شير صحت ندارد.
منابع : فقه السنه، سيد سابق، مترجم: محمود ابراهيمی
حقوق فاميل، نظام الدين عبدالله.
احکام و آداب جامع زنان، عبدالرحيم فيروز هروي