طناب باریک
در اين مقاله کوشيدهايم تا يکي از معضلات اجتماعي جامعهی افغاني ما را به بحث گرفته، راه حلهايي را به اين ارتباط ارائه نماييم
يکي از مشکلات خانوادهگي در جامعه ما رابطهی عروس و مادر شوهرميباشد. رابطه به طول حيات انسان، رابطهاي که گاه حکايات خندهآور وگاه دردناک را در خود جاي دادهاست.
بين عروس و مادرشوهر يا به اصطلاح خشو معمولاً مشکلات و رنجشهايي بروزميکند. ديده ميشود که مادر حتي قبل از ازدواج پسرش، دلشوره ازدواج او را دارد که چگونه عروسش با او تعامل خواهد کرد؟ يا چگونه پسرش را از اوخواهد دزديد؟
از آن طرف نيز دختر به فکراينست که با مادر شوهرش چگونه رفتار کند تا رنجشي پيش نيايد يا حتي به اين فکر است که چگونه او را تحمل کند؟
اين مشکل در جوامعي که احترام به بزرگترها جزو اصول است و فرزندان حق ندارند در صورت ازدواج نيز حقوق والدينشان را ناديده بگيرند، بيشتر ديده ميشود؛ البته در جوامع غربي اين مشکل کمتر ديده ميشود. چرا درآن جوامع حتي قبل ازدواج نيز مادران و پدران هيچ توقعي از فرزندان ندارند و مسئله احترام به بزرگترها اصلاً مطرح نيست و در اينصورت تمام هم و غم فرزند خانواده فعلياش ميباشد.
اما اگر بپردازيم به علت تنش بين عروس و مادر شوهر، روانشناسان علت عمده آن را تفاوتهاي فرهنگي يک خانواده تا خانواده ديگر، عدم آگاهي ازحقوق و واجبات همديگر و عدم مهارت در معاشرت خوب وگفتگوي مؤثر ميدانند، همچنان فقر اقتصادي و وابسته گي بيحد فرزند به والدين را نيز به يکي از عوامل اين مشکلات عنوان ميکنند و اما اين رابطه، رابطه بسيار مهم و اساسي در زندهگي هر دو چه خشو و چه عروس ميباشد بنابراين هر دو مسؤوليت دارند براي حفظ و استحکام آن تلاش نمايند.
ما توصيههاي ذيل را به عروسان و مادر شوهران تقديم ميکنيم.
توصيه به عروس
- تو با ازدواج تنها با شوهرت رابطه برقرار نکردهاي، بلکه با کل خانوادهاش پيوند خوردهاي و جزئي از خانوادهی آنان گرديدهاي پس تنها به فکر رابطه خود با شوهرت نباش، بلکه به ديگر روابط نيز ارج بگذار.
- احترام اصل اساسي در رابطه تو با مادر شوهرت ميباشد. در بحرانيترين اوضاع حرمت او را نگهدار، تجربه ثابت کرده که بياحترامي عروس به مادر شوهر هرگز فراموش نميشود.
- در پيقطع رابطه شوهرت با خانوادهاش نباش، قطع صلهرحم از بزرگترين گناهان است. مردي که به آساني خانواده خودش را فراموش ميکند، استحقاق اعتماد کردن را ندارد.
- هرگز از وقتي که شوهرت با مادرش ميگذراند رنجشي به دل راه نده و شکايت نکن. اين کار جز اينکه تو را در نظر شوهرت خوار کند، نتيجهی ديگري ندارد. احترام تو به مادر شوهرت باعث افزايش محبت شوهرت نسبت به تو خواهد شد. هيچ فرصتي را از دست نده شوهرت را ترغيب کن تا به مادرش رسيدهگي کند.
- ( احترام + سياست ) اين فرمول را فراموش نکن، همانطور که قبلاً تذکر داديم احترام را در هيچ شرايطي زير پا نگذار، در عين حال حريم خود را حفظ کن. به هر کس از جمله مادر شوهرت اجازه نده که در مسائل خصوصيتان دخالت کند؛ اما در صورت دخالت آنها، مهم اينست که به زيباترين شکل خواسته خود را بيان کني بيآنکه کوچکترين طعنه و کنايه در لحن صحبتهايت موجود باشد.
- از زاويه ديد مادر شوهرت به مسائل ببين. تو نيز شايد صاحب پسري شوي او نيز در آينده ازدواج خواهدکرد، آيا حاضري او را کاملاً تسليم کس ديگري بکني؟ پس خودخواه نباش.
- نصيحتهاي او را عيبجويي محسوب نکن؛ بلکه از تجربيات او در زنده گيات استفاده کن.
چند توصيه به مادرشوهر
- به عروستان و طرز زندهگياش احترام قايل شويد. او با هزاران اميد خانه پدرياش را ترک کرده و به خانه پسرتان آمدهاست و انتظار دارد جايگاه خاصي را در خانواده پيدا کند.
- مطمئن باشيد محبت پسرتان به عروستان جاي محبت شما را نخواهد گرفت پس عروستان را رقيب فرض نکنيد. هرکس جايگاه خود را دارد.
- مطمئناً شما خوبي عروس خود را ميخواهيد و دوست داريد که از تجربيات گذشته شما استفاده کند، اما بعضاً تذکرات دايمي شما باعث رنجش خاطر عروستان خواهد گرديد، پس بگذاريد خطا کند، تجربه کند ودرس بگيرد.
- روزگاري را بياد آوريد که تازه ازدواج کرده بوديد و ميخواستيد زندهگيتان را براساس خواست خود پيش ببريد و از دخالتهاي بيجاي ديگران سخت رنج ميبرديد، پس گاهي به عروستان حق بدهيد.
- پسرتان را در سر دو راهي قرار ندهيد که يا از شما حمايت کند يا از زنش. اين مشکلترين کار دنيا برايش خواهد بود. بگذاريد از بودن هر دوي تان لذت ببرد.
- بدبين نباشيد. هر عملش را بر اساس سوء نيتش تعبير نکنيد. بر اساس ظن و گمانها درباره او قضاوت نکنيد.
- اکنون پسرتان بزرگ شدهاست و تشکيل خانواده داده است، خودش ميتواند از خود مراقبت کند و به شيوه ای که او و همسرش دوست دارد زندگي کند، لازم نيست با ناز دادنهاي زياد او، يا مداخله در زندگي اش، عروستان را به حرج بياندازيد.
شنيدهايد که ميگويند:« خاک عروس را از کوي خشو بر ميدارند.» اين ضرب المثل به اين معني است که به ميزان قابل ملاحظهاي اخلاق و شيوه زندهگي عروس ازطرز زنده گي مادر شوهر متأثر ميگردد. تجربيات مادر شوهر سازنده زندهگي عروس ميباشد.
بعد از سالهاي نخست ازدواج و برخوردهاي بين عروس ومادر شوهر، عروس به اين نکته اعتراف ميکند که مادر شوهر نقش مهمي در حل مشکلات زندهگياش داشتهاست.
به هر حال، اگر به آداب اسلامي آراسته ميبوديم، حقوق و وجايب همديگر را ميدانستيم و رعايت مينموديم، مطمئناً کمتر به چنين چالشهاي گرفتارميشديم و ميتوانستيم روابط سالمتري با همديگر داشته باشيم.
در اينجا مي خواهيم حکايتي را نقل کنيم که به موضوع ما ارتباط دارد:
دختري ازدواج کرد و به خانه شوهر رفت، ولي هرگز نميتوانست با مادر شوهرش کنار بيايد و هر روز با هم جر و بحث ميکردند. عاقبت روزي دختر نزد داروسازي که دوست صميمي پدرش بود رفت و از او تقاضا کرد تا سمي به او بدهد تا بتواند مادر شوهرش را بکشد! داروساز گفت: « که اگر سم خطرناکي به او بدهد و مادر شوهرش کشته شود همه به او شک خواهند کرد. پس معجوني به دختر داد و گفت که هر روز مقداري از آن را درغذاي مادر شوهرت بريز تا سم معجون کم کم در او اثر کند و او را بکشد و توصيه کرد تا در اين مدت با مادر شوهر مدارا کند تا کسي به او شک نکند». دختر معجون را گرفت و خوشحال به خانه برگشت و هر روز مقداري از آن را در غذاي مادر شوهر ميريخت و با مهرباني به او ميداد.
هفتهها گذشت و با مهر و محبت عروس، اخلاق مادر شوهر هم بهتر و بهتر شد تا آنجا که يک روز عروس نزد داروساز رفت و به او گفت:« ديگر از مادر شوهرم متنفر نيستم. حالا او را مانند مادرم دوست دارم و ديگر دلم نميخواهد بميرد. خواهش ميکنم داروي ديگري به من بدهيد تا سم را از بدنش خارج کند».
داروساز لبخندي زد و گفت:« نگران نباش آن معجوني که به تو دادم سم نبود، بلکه سم در ذهن خودت بود که حالا با محبت به مادرشوهرت از بين رفته است
آرزو سعیدی
».