اهمیت کار دعوی زنان در افغانستان
بسم الله الرحمن الرحیم
فضای حاکم بر ملت افغان نیاز به توضیح چندانی ندارد و هر انسانی که حتی زیاد علاقمند شنیدن برنامههای خبری هم نباشد میتواند عمق فاجعة جاری بر این مردم را درک مینماید؛ از مصیبت حاکمیت عمومی این مرز و بوم گرفته تا رابطههای شخصی یک انسان با خودش همه و همه درگیر نوعی از نابسامانی است.
اگر به شکل گذرا به تاریخ اخیر افغانستان نظری بیفکنیم بعد از دورهای رکود و جمود ملت، که در اجرای مسؤولیتهای خود سستی کردند و از کنار خوب و بدها بیتفاوت گذشتند، حاصل مصیبتی فراگیر گشت که همچون آتشی دامن این ملت را گرفت و بیرحمانه خرمنگاه آن را سوزاند؛ افراد زیادی از نخبگان که الله آنان را آفریده بود تا ضامن سعادت و پیشرفت این مملکت باشند و با استعداد و تواناییهای خود مشکلات این مردم را حل نمایند در طوفان این نابسامانیها به هدر رفتند، ثروتهای مادی و معنویای که میتوانست سرمایة سعادت افغانها باشد به تاراج نااهلانی از داخل و خارج این مرز بوم درآمد و نهایتاً فقر و بیماری فراگیر شد، تعلیم و تربیت سقوط کرد، ارواح افسرده شد و ناامیدی جانها را در چنگال خود گرفت و از آنجایی که پیشزمینة عقیدتی مستحکمی موجود نبود، مردم به جای آسمان چشمشان به زمین دوخته شد.
{ظَهَرَ الْفَسَادُ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ لِيُذِيقَهُمْ بَعْضَ الَّذِي عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ} [الروم: ۴۱]
{تباهي و خرابي در دريا و خشكي به خاطر كارهائي پديدار گشته است كه مردمان انجام ميدادهاند. بدين وسيله خدا سزاي برخي از كارهائي را كه انسانها انجام ميدهند بديشان ميچشاند تا اين كه آنان (بيدار شوند و) برگردند}.
در این اواخر بارها و بارها شاهد برنامههایی به شیوههای مختلف بودهایم که به برسی عوامل و دلایل و ارائة راهکار برای این اوضاع برآمدهاند؛ و تلاش میگردد به نوعی راهی برای بیرون رفت و خاتمه دادن به این مصیبتها یافت گردد. از ایجاد امنیت، بالابردن سطح تعلیمی و تربیتی، انکشاف اقتصادی و اجتماعی، بازسازی عقیده و عمل اسلامی . . . تا دهها مورد مهم دیگر مسائلی است که توجه همه را به خود جلب نموده است و به عنوان راهی جهت بازسازی این مملکت اذهان و فعالیتها را به خود مشغول ساخته است.
باید گفت تمام اینها مواردیاند که به نسبت حیاتی بودن خود از اهمیت و جایگاه ویژهای برخوردار هستند و بسیاری از اهدافی که برای بهبودی اوضاع زندگی یک ملت در نظر است هم مسیر هماند و
احیاناً با هم تداخل دارند.
و همة این نیازها شامل برنامة دعوت اسلامی میشود، ولی این را نیز خوب میدانیم که برنامة دعوت زمانی کامیاب است که میسر تعادل را بپیماید و اهمیتها جایگاه لازم خود را بیابند و از افراط و تفریط در موردشان خود داری شود.
در این مسیر امری که احساس میشود هنوز جایگاه خود را نیافته قضیة کار دعوی زنان به شکل منظم و سیستماتیک است. زمانی که ما به الگوی دعوت یعنی زندگی رسول الله صلی الله علیه وسلم نگاهی میاندازیم به وضوح فعال بودن این جناح را در تنظیمشان از همان آوان فعالیت برنامة اسلامی میبینیم، که رسول خدا صلی الله علیه وسلم هم به تعداد افرادی زنان در صف دعوت توجه داشتند و هم به جنبة تربیتی این قشر. همین شد که دستآورد این تلاش متعادل به زودی در دوران مدینه نتیجه داد و خانوادههای زیادی به وجود آمد که تربیت اسلامی را مبنای زندگی خویش قرار دادند تا جایی که محمد غزالی در کتاب فقه و سیرة خویش چنین مینگارد: «هنگامی که لشکر موته به مدینه رسید کودکان با فریادهای خشم خویش آنان را استقبال کردند در حالیکه میگفتند: ای فراریان آیا در راه خدا فرار میکنید؟
این کودکان غیرتمند خودداری خالد و همراهانش را از ادامة جنگ فرار میپنداشتند و همین بود که آنان را با مشتهای پر از خاک خود استقبال نمودند. به راستی برنامة اسلامی چگونه در ساختن چنین کودکان قهرمانی کامیاب شد؟ پدران اینان چه کسانی بودند؟ مادرانشان که بودند؟
آن پدران چگونه فرزندان خود را تربیت میکردند؟ و آن مادران چطور کودکانشان را رهنمایی مینمودند؟ زن مسلمان امروز به شدت نیازمند آموزش این مهارتهاست» .
و اینگونه بود که زنانی مسلمان، فرزندانی را تربیت نمودن که الگوهای تاریخ انسانیت گشتند و نسلیهایی را پشتیبانی کردند که شکوفاترین دورة تمدن اسلامی را به بار آوردند.
و اما در افغانستان امروز فقر و جهلی که وجود دارد و ظلمهایی که برخی از جانب خانواده، برخی به وسیلة خود زنان، بخشی توسط نظام حاکم و مخالفان آن، و برخی هم از طرف جامعة جهانی دانسته یا نادانسته بر علیه زنان و کودکان راوا داشته میشود دردهای همگیری است که دامنة ضرر آن تمام این مرز و بوم را میپیماید.
تا جایی که دیده میشود وضعیت زنان در این مملکت بهانهای برای حضور فعال دشمنان انسانیت گشته و آنان را با سرمایهها و پلانهای دراز مدتشان برعلیه اسلام به این سرزمین کشانده است.
انجوها، مؤسسات، دفاتر، رسانهها و انواع و اقسام زمینههای فعالیت برایشان مهیا میگردد تا به راحتی بتوانند جلسات و گردهماییهای خود را دایر نموده و افراد مورد نظر خویش را انتخاب کرده و طرح و برنامة از قبل تعیین شدة خود را به اجرا گذارند؛ آنهم با استفاده از تمام امکانات و مدیریت در سطح عالی آن. برای کارهای خویش آنقدر جرأت و شجاعت به خرج میدهند و آنقدر دقیق و حساب شده در جهت بیشتر برباد ساختن قانون اسلامی در بین ملتی مسلمان تلاش مینمایند که بسیاری را قبولاندهاند که همة این عرق ریختنها برای نجات زنان افغان از مهلکهای است که در آن گیرماندهاند.
و در مقابل برای دفع این فساد عظیم و بهبود بخشیدن به اوضاعی که حاصل سالهایی طولانی از جهالت و دوری از اسلام بوده است، میتواند چیزی جز برنامهای دقیق و حساب شده و وجود زنانی آگاه و مدبر و فعالیتی سیستماتیک و تنظیم شده نتیجه دهد.
مسلماً تصور اینکه خانوادة خود را در فضایی تنگ محصور نماییم و در همانجا به سلیقة خود مفاهیم اسلامی را به آنها بیاموزیم شاید بتواند در حفظ فضای خانواده برای اسلامی بودن تا حدی ما را کمک کند اما آیا دردی از دردهای این ملت هم دوا میشود؟! اگر به این خوش باشیم که زنان خانوادة ما محجب هستند و آموزش اسلامی را در مدارس در مییابند و به این طریق در امر به معروف و نهی از منکر شریک میشوند شاید توانسته باشیم احساس دعوی خود را ارضا نماییم، اما آیا به واقع این کار قدمی در برابر مقابله با تلاشهای تنظیمی دشمنان خانوادةمان خواهد بود که زنجیرة ارتباطات آنها تمام جهان را در برگرفته و مدیریتی جهانی برنامههای آنها را پلان ریزی مینماید. و شاید گردهمایی در مورد بعضی موضوعات اسلامی برپا شود و زنان و دختران خانوادة خود را برای سرپرستی و یا شرکت در آن همایش بفرستیم آیا این تلاش و زحمت کفایت برابری با برنامههای سازماندهی شده و طرحهای گستردة دشمنان را مینماید.
مشکلی که امروز این بخش عظیم و مهم اسلام، یعنی کار دعوی تنظیمی زنان با آن روبه رو است مشکلی جدی میباشد که باید به سرعت به آن پرداخت و موانع آن را حل نمود وگرنه روزی نچندان دور حسرت فرصتهایی را خواهیم خورد که از دست دادهایم و نتوانستیم به موقع و به شکل طبیعی این جناح دعوت را رشد دهیم. قبل از هر چیز باید نگرش در مورد این امر را در افکار تغییر داد و اهمیت و ضرورت کاری سیستماتیک و منظم که توانمند رویارویی به شکل مستقل با مبارزات بیامان برعلیه زنان را داشته باشد، در اذهان مردم مخصوصاً دعوتگران جای داد؛ و به آنها فهماند که تمام تلاشها در صورتی که شامل یک برنامة منسجم نباشد خط روی آب خواهد بود و تا زمانی که _ با وجود همة کم و کاستیها_ زنان در کنار هم قرار نگیرند و خانوادهها صلاحیت رهبری و مدیریت این کار را به خود ایشان نسپارند روزی نخواهد رسید که دژی محکم و سربلند به نام زن مسلمان افغان در مقابل صف دشمن داشته باشیم.
جهان امروز وارد مرحلة تخصصات گشته و هیچ انسانی نمیتواند «همه فن حریف» باشد، بلکه در صحنة دانش امروزی کسانی حق حضور و اظهار رأی دارند که در مورد آنچه میگویند متخصص باشند، جالب اینجاست که در عرصة مبارزات نیز امر تخصص وارد شده و آنانی که بر علیه اسلام مبارزه میکنند آنقدر دقیق به این طرح پرداختهاند که در هر جبهة خود متخصصان مبارزی را به میدان روان مینمایند که در خور و شایستة آن میدان باشند. در ساحة کار زنان نیز باید به یاد داشت که مناسبترین انسان برای حضور و فعالیت به عنوان یک متخصص خود زنان خواهند بود؛ بنابر این باید با تمام تلاش کوشید که دامنة فعالیت تنظیمی دعوی زنان گسترده گردد وبا وجود مشکلات و نارساییها این امر پشتیبانی شود و هر چه بیشتر فرصتهایی را مهیا سازیم تا به شکل طبیعی، زنان مستعد و توانا جذب این جریان شوند، زنانی که توانایی مدیریت، طرح برنامه و قدرت تجزیه و تحلیل را دارا باشند و بتوانند خلاءهای موجود را پرسازند؛ به این اساس باید دست از کارهای خود سرانه در زمینة فعالیتهای دعوی زنان برداریم و آنچه در این ساحه موجود است را با تمام عقیدة خود بپزیریم و مهلت دهیم تا به شکلی طبیعی این جریان راه خود را در خط و سیر دعوت باز نماید، و ایمان داشته باشیم که «زمان بخشی از درمان است».
و من الله توفیق
مسعوده جامیالاحمدی