پیمان امنیتی با امریکا و واقعیت هایی که نباید ازنظر دورانداخته شود!

نصیراحمد نویدی

هرچند تحرکات مشبوهی ازماه ها به این طرف جهت تحمیل پیمان امنیتی امریکا برمردم افغانستان ازسوی حلقات معینی براه افتیده بود, اما آنچه توسط بعضی از اراکین حکومت درجریان لویه جرگه مشورتی وقبل و بعد از آن بوقوع پیوست, واقعاً خجالت آور وذلت باربود.

اینها به عوض آنکه درچنین شرایط حساسی درکنارمردم قرارگرفته از ارزشها, آزادی ومنافع آنها دفاع می نمودند, برخلاف جانب امریکا را گرفته و با براه انداختن تبلیغات وسیع چنان وضعی را ایجاد نمودند که در نتیجه جرگه باید با چشمان بسته پیمان را تایید نموده واز رئیس جمهور بخواهند تا علی الفور باید آن را امضاء نماید.

اگرموقف آقای کرزی مبنی برمشروط ساختن امضای توافق نامه با تحکیم صلح و جلوگیری از تلاشی خانه ها وقتل مردم افغانستان توسط امریکایی ها نمی بود, حالا توافقنامه امنیتی با امریکا با چشمان بسته و طبق مراد امریکائی ها و متحدین شان امضاء شده بود و مردم افغانستان بحیث یک ملت غیور و سلحشورچیزهای زیادی را ازدست می دادند, در حالی که برنده ی اصلی امریکا و متحدینش می بودند نه افغانها.

هرچند با توجه به فشارهایی بیرونی و داخلی ای که درراستای امضای عاجل این پیمان بوجود آمده است, اطمینانی وجود ندارد که آقای کرزی بتواند تا آخربالای این موقف اصولی اش باقی بماند, اما امتناع وی از امضای عاجل پیمان قابل تقدیر بوده وسبب شد تا حد اقل مردم افغانستان ازحقیقت دوستی امریکا با افغانها و نیات شوم حلقات بیرونی و داخلی دررابطه به کشورخودآگاهی بهتریابند. برخی ازین حقایق را می توان درنقاط ذیل خلاصه نمود:

* مردم افغانستان دریافتند که پیمان امنیتی برای امریکا و متحدینش بی نهایت مهم است اما نه بخاطرافغانستان، بلکه بخاطر منافع استراتیژیک خود شان درآسیا که مقتضی حضوردرازمدت قوتهای نظامی و استخباراتی شان درین منطقه می باشد. و اینکه امریکائیها به هیچ صورت حاضربه ترک افغانستان و رفتن به طرف گزینه صفرنیستند و درین راستا حاضرند که تاسرحد نزاع وکشمکش غیردیپلماتیک وغیراخلاقی با متحد مهم دیروزی شان چون آقای کرزی نیزپیش بروند اما ازپیمان ستراتیژیک دست بردارنشوند .

تهدیدهای اخیرجان کری وزیرخارجه امریکا و اظهارات ” اندرس فوغ راسموسن” منشی عمومی ناتو مبنی براینکه یکتن ازوزرای حکومت آقای کرزی نیز می تواند پیمان امنیتی را امضاء نماید, اگر از یک طرف مداخله مستقیم درامورافغانستان و توهین شخص رئیس جمهورتلقی می شود, ازطرف دیگردلهرهء آنها ناشی ازعدم امضای پیمان را به نمایش می گزارد. امریکا و ناتو بخوبی می دانند که یک باریک مقام افغانی این پیمان را امضاء نماید, دیگر تشویشی برایشان باقی نمی ماند زیرا که ایشان به عنوان جهت قوی مسیرحوادث را تعیین خواهند کرد و حکومت افغانستان نقشی بجز تماشاگر نخواهد داشت.je-about-bsa

*مقامات امریکایی بارها گفتند که دیگر وقت مذاکره در رابطه به مسوده پیمان امنیتی پایان یافته و جانب افغانستان باید آن را درشکل موجود آن امضاء نماید. درحالی که شکل موجوده پیمان یا کلی گویی هایی است که هیچ نوع التزام عملی از جانب امریکا درقبال ندارد و یا هم نصوص مبهمی است که چند نوع توجیه شده می تواند وطبعاَ امریکا بعنوان جهت قوی, جهت تفسیرکننده پیمان درآینده نیزخواهد بود.

این موقف امریکا نشان می دهد که توصیه های لویه جرگه نیز از قبیل نوشتن روی یخ وگذاشتن دربرابر آفتاب بوده نه وارد متن تفاهم نامه خواهد شد و نه هم الزام عملی ای برای امریکائیان درقبال خواهد داشت, درست همانطوری که توصیه های جرگهء مشورتی سال ۱۳۹۰ ه ش در رابطه به امضای پیمان استراتیژیک با امریکا تأثیری برعملکرد منفی نیروهای نظامی امریکا- ناتو درقبال نداشت.

* امریکا توانسته است طی دوازده سال حضورخویش درین کشور, نخبهء سیاسی پراگماتیست ومنفعت پرستی را درمیدان سیاست افغانستان پرورش دهد که بود ونبود خویش را مرهون امریکا دانسته ازمنافع ملی و ارزشهای تاریخی ملت به فرسنگها فاصله گرفته اند.

منافع این عده با حضورنظامی امریکا درکشور چنان گره خورده است که دفاع از منافع امریکا را دفاع از منافع خود و حضور امریکا در افغانستان را مساوی با حضورخویش دراین کشور تلقی می نمایند و از مردم افغانستان هم می خواهند که ارزشهای شان را کنارگذاشته مانند ایشان بیندیشند وچون آنها به نفع اجنبی موقف بگیرند. وقتی مشاور امنیت ملی کشور به خاطر تحمیل پیمان برملت در برابر پارلمان دروغ بگوید و وقتی پدر معنوی رئیس جمهور به عنوان اعتراض مبنی برعدم امضای عاجل قرارداد امنیتی توسط پسرخوانده اش از وطن “مهاجرت”نماید دیگرازچه کسی میتوان توقعی داشت؟ باید درک نمود که نخبهء سیاسی کشور تا چه حدی سقوط نموده است وآیندهء کشوری که سرنوشتش در دست چنین نخبهء سیاسی قر ارداشته باشد, چه اندازه وخیم وخطرناک خواهد بود.

* آزادی مطبوعات وکثرت رسانه ها چیزیست که همه ما به عنوان یک دست آورد بزرگ دوره ده سالهء گذ شته به آن نگاه نموده ومی بالیم. اما ماجرای پیمان امنیتی با امریکا و تدویرلویه جرگه مشورتی در این راستا, حقیقت رسانه های ما را نیز برملا ساخته و ماهیت آنها را روشن ساخت. متأسفانه بخش اعظم ازاین رسانه ها به شکل یک جانبه و مسلسل به نفع پیمان امنیتی تبلیغات نموده دیدگاه مخالف پیمان را که دیدگاه اکثریت مردم کشوراست یا نادیده گرفتند و یاهم بسیارضعیف مطرح نمودند تا به آسانی مورد هجوم قرارگیرد. درحالی که رسالت اساسی رسانه ها جستجوی حقائق و انعکاس واقعیت ها می باشد, متأسفانه رسانه های ما با تبلیغات یک جانبه شان به سود پیمان امنیتی, درراستای خدمت به منافع ستراتیژیک امریکا قرارگرفتند نه درسنگردفاع ازمنافع ملی.

* جمعیت اصلاح و سایر نیروهای متدین و میهن دوست ازسالها به این طرف داد زدند که حضورامریکا سبب ادامهء جنگ و باعث از بین بردن فرصت های صلح و مصالحهء ملی میان افغانها می باشد, اما کسی کمتر شنید. خوب است که حالا رئیس جمهورکشور با صراحت و وضاحت ودر برابر لویه جرگه مشورتی به این حقیقت اعتراف نموده و حضور نظامی امریکا را به عنوان بزرگترین عامل بی امنیتی و دوام جنگ درکشورقلم داد نمود.
با توجه به واقعیت های فوق الذکر و با درنظرداشت ارزش های دینی و ملی ما, رسالت هرافغان میهن دوست است تا صف خویش را ازمنفعت پرستان بیگانه پرور جدا نموده موقفی اتخاذ نکند که فردا در برابر ملت و در پیشگاه پروردگار در قبال آن شرمنده باشد.
والله المستعان

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما میتوانید از برچسب ها و ویژگی های HTML هم استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

بالا