مادري و پدري
نوشته: دکتر يوسف قرضاوي
برگردان : ناديا اميني ( عضو مجمع نويسندگان و مترجمين بخش خواهران جمعيت اصلاح- هرات)
به مجرد اينکه دو زوج زندگي مشترک خود را آغاز مي کنند خانواده تشکيل مي شود، مرد و زني که پيوند مقدس “ازدواج” شرعي، رابطه ي محکمي را ميان شان ايجاد مي کند، پيوندي که خداوند آن را با برکت مي گرداند و مردم آن را ارج مي نهند، با انعقاد اين پيوند حقوق و واجباتي بر هر دو طرف لازم مي گردد و الله سبحانه و تعالي براي هر يک از آنان که بخواهد دختران يا پسران عطا مي کند. بدين ترتيب رابطهي مادري و پدري و فرزندي تشکيل مي گردد.
با تولد فرزندان، خانوادهي کوچک به تدريج بزرگ و بزرگتر مي¬شود؛ بنابر اين فرموده ي خداي تعالي، فرزندان يکي از اهداف اصلي تشکيل خانواده و ازدواج مي باشند:{ وَ اللَّهُ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً وَ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ أَزْواجِكُمْ بَنِينَ وَ حَفَدَةً }،(نحل: ۷۲ ) و خداوند از جنس خودتان همسرانى برايتان قرار داد و از همسرانتان براى شما فرزندان و نوادگانى قرار داد.
حقوق و واجبات:
به محض تولد شدن فرزند در خانواده رابطه ي مادري و پدري و فرزندي شکل مي گيرد، دو واژه ي پدر و مادر داراي معاني بس بزرگ مي باشند، به تعبيري ديگر اين دو کلمه همان چشمه هاي جوشان عشق و محبت و ايثار اند، هر مادر و پدري داراي حقوقي اند که فرزندان بايد آن¬ها را مراعات کنند، همانگونه که آن ها نسبت به فرزندان وظايفي به عهده دارند.
و اما حقوق مادري و پدري: نخستين حق والدين بر فرزندان- پسر باشند يا دختر- حق نيکي و احسان است که تمام اديان آسماني پيروان خود را به اداي اين حق فراخوانده اند، دين اسلام در احسان به والدين سخت تأکيد مي ورزد، خداوند سبحان مي فرمايد: پروردگارت مقرّر داشت كه جز او را نپرستيد و به پدر و مادر نيكى كنيد اگر يكى از آن دو يا هر دو نزد تو به پيرى رسيدند، به آنان «اف» مگو و آنان را از خود مران و با آنان سنجيده و بزرگوارانه سخن بگو و از روى مهربانى و لطف، بالِ تواضع خويش را براى آنان فرودآور و بگو: پروردگارا! بر آن دو رحمت آور، همان گونه كه مرا در كودكى تربيت کردند. (إسراء: ۲۳ و ۲۴)
گرچه اسلام به طور عموم نسبت به والدين توصيه به نيکي نموده است اما به اين نکته نيز اشاره دارد که مادر بيش از پدر رنج و سختي فرزند را متحمل شده است، بنابراين رسول الله ج در رابطه به مادر سه مرتبه سفارش نموده است و در مورد پدر فقط يک بار، علاوه بر اين اسلام رعايت حقوق مادري و پدري را فقط بر فرزندان محدود ننموده بلکه جامعه به طور عموم بايد حق مادري يک زن را تا زماني که ولادت مي کند مراعات نمايد، در صورتيکه کارمند باشد لازم است که کارهاي شاقه به او سپرده نشود و ساعات کاري اش کم گردد و زمانيکه وضع حمل مي کند بايد مرخصي مناسب براي مادري کردن و شيردادن کودک برايش صادر شود. مشروط بر اين که در طول مدت زمان اين مرخصي معاش وي به طور کامل پرداخت گردد، زيرا او براي جامعه وظيفه ي ارزشمند و مهمي را انجام مي دهد.
پروفسور”جاري بيکر” برنده ي جايزه ي نوبل در اقتصاد ميگويد: ” در حقيقت زني که به خاطر مواظبت از فرزندان و خوب تربيت کردن شان در خانه اش مي نشيند، ۲۵% الي ۵۰% در رشد اقتصاد ملت سهم مي گيرد، بيشتر کساني که بر اين باورند: زني که وظيفه ي مادري را در خانه به عهده دارد بيکار است، اين مسئله ي توليد مثل به نظر شان بي ارزش جلوه مي کند”.
تکامل تربيت
تربيت اطفال تلاش و کوشش بيش از حدي را مي طلبد؛ به اين دليل که دوران طفوليت انسان نسبت به همه ي حيوانات طولاني تر و دشوارتر است، اکثر حيوانات و پرندگان به مجرد تولد شدن توانايي حرکت و پرواز را دارند اما خداوند مي دانست که انسان به توجه و مراقبت بيشتر و تعليم و تربيت نياز دارد.
اينجاست که مسؤوليت پدر و مادر نمايان مي گردد، کساني که او را به دنيا آورده اند و سبب خارج شدنش از تاريکي عدم به سوي نور هستي شده اند. مسؤوليت پدر و مادر علاوه بر توجه به جنبهي مادي زندگي فرزند توجه به جنبه¬هاي اخلاقي و روحي وي نيز مي باشد و نخستين مسؤوليتي که بر والدين لازم ميگردد، شير دادن طفل است.
اما تمدن جديد به زنان چنين الهام نموده است که شير خود را از اطفال شان دريغ کنند و به دادن شيرهاي صنعتي اکتفاء کنند تا اينکه زيبايي اندامشان را حفظ کنند، حقيقت اين است که شير دادن تنها رسيدن شير به معده ي طفل نيست، بلکه بزرگتر و عميق تر از آن است! شيردادن؛ چسپيدن(پيوستن) طفل به سينهي مادر و گرماي عشق و محبت او را احساس کردن است، زمانيکه مادر طفل را در آغوش مي گيرد در حاليکه غذاي مادي را از سينه اش ميمکد از حرارت قلب و گرماي احساسش از نظر عاطفي تغذيه مي گردد، علاوه بر اين هيچ شير صنعتي ديگري با شير مادر برابري نمي¬کند.
و اما حق سرپرستي يتيم؛ اسلام کفالت يتيم را از بزرگترين اعمال صالح برشمرده است که سبب تقرب به الله مي گردد، اسلام دو مسئله ي مهم که مربوط به يتيم مي گردد را از جامعه¬ي مسلمان خواسته است؛ اولين مسئله محافظت از مال او اگر صاحب مال و ثروت باشد، خداوند پاک فرموده است: به مال يتيم نزديك نشويد (و در آن تصرّفى نكنيد) مگر به نيكوترين طريقهاى كه به صلاح او باشد تا به حد بلوغ و رشد خود برسد. (انعام: ۱۵۲)
دوم؛ حفظ شخصيت يتيم؛ که مورد خشم و تحقير و اهانت قرار نگيرد، همانگونه که خداوند سبحان مي فرمايد: {فَأَمَّا الْيَتِيمَ فَلا تَقْهَرْ}، پس بر يتيم قهر و تندى مكن. بدتر از آن اين است که طفل، گرفتار پدر و مادري باشد که نسبت به او بي¬توجه¬اند و به فکر او نيستند، در واقع يتيم حقيقي چنين طفلي است.
و از جمله راهکارهاي تکامل پدري و فرزندي اين است که پدر و مادر در تربيت خوب و کامل فرزندان با هم تفاهم و همکاري داشته باشند، تا بتوانند از نظر روحي نهال ايمان و عبادت را در وجود طفل غرس کنند و از نظر عقلي، دانش و بينش صحيح و از لحاظ اخلاقي، ادب و فضيلت و از نظر جسمي، رعايت نظافت و ورزش کردن و از لحاظ اجتماعي، دوست داشتن نيکي و خدمت به همنوعان را در وجودش نهادينه کنند. از نظر سياسي طوري او را تربيت کنند که ملت و عقيده¬اش را دوست بدارد و از نگاه هنري زيبايي جهان پيرامونش را بتواند احساس کند.
تربيت درست کاري بس دشوار است که پدر و مادر هر دو به خاطر کوتاهي کردن در اين امر مهم مورد بازخواست قرار مي گيرند. بنا بر اين گفتهي پيامبر گرامي اسلام”کلکم راع و کلکم مسؤول عن رعيته” همه ي شما سرپرست و مسوول هستيد و همه ي شما درباره ي زيردستانتان باز خواست مى شويد. و اما اين کافي نيست که بعضي از پدران فقط به جنبهي مادي زندگي فرزندانشان توجه مي کنند و مقداري پول برايشان پس انداز ميکنند.
و از ديگر راهکارهاي تکامل مادري و پدري اين است که هر دو در استفاده نمودن از يک شيوه در تربيت فرزندان با هم به تفاهم برسند، جايز نيست که پدر شيوهي سختگيرانه و سنگدلي را در پيش گيرد و در عين حال مادر شيوهي آسانگيرانه و نازپروري را اتخاذ کند، بلکه لازم است که هر دو شيوهي وسط را در پيش گيرند نه در سختگيري زياده روي کنند و نه در نازپروردگي، به همين دليل پيامبر ص تعجبِ يکي از بزرگان عرب را زماني که ديد پيامبر صورت نواسه هاي شان را مي بوسند نکوهش نمود، آن مرد زمانيکه اين صحنه را ديد با تعجب به پيامبر نگريست و گفت:” من ده پسر دارم، هرگز يکي از آنان را نبوسيدم”، پيامبرص به سويش نگريست و فرمود:” کسيکه به ديگران رحم نکند مورد ترحم قرار نمي گيرد”.
گرفته شده از: فصلنامه بینه، شماره ۴۳ و ۴۴