ارتباط با حق و عدم تعلق به اشخاص

بسيار پيش مي‌آيد که دعوتگر در مسير دعوت الي الله تحت تأثير شخصيت عالمي گرانقدر و يا دعوتگري بزرگ قرار مي‌گيرد، به گونه‌اي که از وي، افکار و شيوه‌ي زندگي‌اش بسيار خوشش مي‌آيد و همين امر او را به سوي قبول وي مي‌کشاند، تا جايي که هر عملي که از اين شخصيت سر مي‌زند را بدون استدلال و يا دقت در صواب و خطايش مي‌پذيرد؛ اين علاقه و اعجاب سبب مي‌شود تا براي خطاهايش نزد خويش دلايلي بسازد و انحرافاتش را به حق و روا نشان دهد. که اين لغزشي بسيار خطرناک است که برخي از دعوتگران به گونه‌اي دچار آن مي‌شوند که خودشان نيز درک نمي‌نمايند.

الله عزوجل مؤمنان صادق را فرمان داده تا به دين برحق تمسک جويند و در تمامي امور خويش براي خوشبختي دنيا و آخرت‌شان پايبند برنامة واضح آن باشند و آنها را به شدت از روي‌گرداني از آن و يا پايبندي به غير آن نهي کرده و برحذر داشته است، همانگونه که مي‌فرمايد:

« اِتَّبِعُوا مَا أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ وَ لَا تَتَّبِعُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِيَاءَ قَلِيلًا مَا تَذَكَّرُونَ» ( الأعراف/ ۳)

( از چيزي پيروي كنيد كه از سوي پروردگارتان بر شما نازل شده است و جز خدا از اولياء و سرپرستان ديگري پيروي مكنيد. كمتر متوجّه هستيد).

مفسران مي‌گويند:« منظور اين آيه، قرآن عظيم و سنت مي‌باشد که روشن کننده و مفسر آن است و منظور از« وَلَا تَتَّبِعُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِيَاءَ» يعني از اين دو، روي گردانيد و از خواسته‌هاي خودتان پيروي کنيد و به خاطر آن حق را ترک نماييد».

نصوص شرعي و آثار فراواني از صحابة کرام و تابعين و ائمة اسلام موجود است که همه به تمسک وحي و هدايتي که رسول اکرم( صلي‌الله‌عليه ‌و سلم) آورده است، تشويق مي‌نمايد و تأکيد مي‌دارد که نبايد سخن و عمل مردمان ديگر را در مقابل آن قرار دهيم؛ حال هر چند که اين اشخاص جايگاهي والا و رتبه‌اي بالا داشته باشند. چه رسد به اينکه سخنان و نظريات ايشان را بر کلام الله و رسولش برتري دهيم. همه‌‌ي اين نصوص و آثار واضح مي‌سازد، که هرگاه براي مکلف، حق واضح و آشکار شد، پيروي از آن بر وي واجب است؛ بدون اينکه براي قبول آن بر اساس قول شخصي لحظه‌اي درنگ کند. اين نصوص بيانگر اين نکته است که راه نجات تنها در ارتباط با حق نهفته است نه با اشخاص و اين حق است که به وسيلة آن اقوال و نظريات سنجيده مي‌شود تا صواب و خطايش شناخته شود.

اما تعلق و وابستگي به اشخاص و پيروي از گفته‌ها و نظريات و اجتهادات‌شان و قبول آن به شکل مطلق بدون نظر به ميزان موافقت‌ آنها با حقي که پيامبر( صلي‌الله‌عليه‌وسلم) از جانب پروردگارش آورده‌است شيوه‌اي بس خطير و مخالف با هدايت سلف صالح مي‌باشد، همانگونه که شاطبي بيان مي‌دارد:« بدانيد که حاکم گردانيدن اشخاص بدون توجه به اين امر که افراد وسايلي براي دريافت حکم مطلوب شرعي هستند، گمراهي است، زيرا حجت قاطع و حاکم والا تنها و تنها شريعت است نه هيچ چيز ديگري». سپس مي‌افزايد:« اين باور، مذهب اصحاب رسول الله( صلي‌الله‌عليه‌وسلم)، پيروان ايشان و تمام آناني است که از ايشان نقل قول کرده‌اند و به شکل يقيني از احوال‌شان با خبراند» (الاعتصام/ ۳۵۳- ۲).

همچنين مي‌گويد:« به خاطر روي‌گرداني از دلايل و اعتماد بر اشخاص، عده‌اي از مسير صحابه و تابعين منحرف شدند و نادانسته پيرو خواسته‌هاي نفساني خود گرديدند و همين امر باعث شد تا گمراه شوند». (الاعتصام/ ۳۴۷- ۲) و مي‌افزايد:« پيروي از شخصيت‌ها، وضعيت گمراهان است».(الاعتصام/ ۳۵۰- ۲).

از جمله نصوصي که در مورد لزوم تمسک به حق و رد وابستگي به اشخاص آمده‌است مي‌توان به موارد ذيل اشاره کرد:

الله عز و جل مي‌فرمايد:

« يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ» (الحجرات/ ۱)

( اي كساني كه ايمان آورده‌ايد! بر خدا و پيغمبرش پيشي مگيريد و پيشدستي مكنيد و از خدا بترسيد و پروا داشته باشيد، چرا كه خدا شنواي آگاه مي‌باشد).

شيخ عبد الرحمن بن سعدي مي‌گويد:« اين آيه دربر دارندة ادب تعامل با الله و رسولش( صلي‌الله‌عليه‌وسلم) و تعظيم و احترام وي مي‌باشد، الله بندگان مؤمن خويش را براساس اقتضاي ايمان‌شان فرمان دادهاست تا به اوامر الله پايبند و از نواهي‌اش دوري گزينند و در تمام امور گام‌هاي خويش را پشت سر فرمان‌هاي الله و پيروي از رسول الله( صلي‌الله‌عليه‌وسلم) بردارند و هرگز از ايشان پيشي‌ نگيرند، در مورد امري سخن نگويند تا الله چيزي نگفته و به کاري فرمان ندهند؛ تا الله فرماني نداده است. همچنين در اين آيه مقدم دانستن سخن کسي ديگر بر سخن رسول الله( صلي‌الله‌عليه‌وسلم) به شدت رد شده است، به اين معني که تا زماني که سنت رسول الله( صلي‌الله‌عليه‌وسلم) موجود است پيروي و مقدم دانستن آن بر تمام چيزهاي ديگر واجب مي‌باشد».

در جايي ديگر الله تعالي مي‌فرمايد:

« وَ مَا مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِنْ مَاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ وَ مَنْ يَنْقَلِبْ عَلَى عَقِبَيْهِ فَلَنْ يَضُرَّ اللَّهَ شَيْئًا وَ سَيَجْزِي اللَّهُ الشَّاكِرِينَ»

(آل عمران/ ۱۴۴)

( محمّد جز پيغمبري نيست و پيش از او پيغمبراني بوده و رفته‌اند؛ آيا اگر او بميرد يا كشته شود، آيا به عقب برمي‌گرديد؟! و هركس به عقب بازگردد[ و ايمان را رها كرده و كفر را برگزيند] هرگز كوچكترين زياني به خدا نمي‌رساند و خدا به سپاسگزاران پاداش خواهد داد).

شيخ ابن سعدي مي‌گويد:« در آيه الله تعالي بندگان خويش را به اين امر راهنمايي مي‌کند که نبايد به خاطر از دست دادن رئيس‌شان هر چند بزرگ باشد، در ايمان‌شان تردد ايجاد گردد و اين کار صورت نمي‌گيرد؛ مگر اينکه براي تمامي امور دين تعدادي از اشخاص با لياقت و کفايت را آماده نماييم تا در صورتي که يکي از ايشان را از دست مي‌دهيم ديگري جايش را پر سازد، از طرفي بايد تمامي مؤمنان هدف‌شان اقامة دين الله و جهاد در راه آن به حد توان باشد، نه اينکه اطاعت از يک رئيس و غير از او هيچ کس و به اين ترتيب است کارهاي‌شان روبه‌ راه و امورشان کامل مي‌شود».

از عمر بن خطاب( رضي الله عنه) روايت است که همراه نوشته‌اي که از اهل کتاب گرفته بودم نزد رسول الله( صلي‌الله‌عليه‌وسلم) رفتم و آن نوشته براي‌شان خوانده شد، ناراحت شدند و فرمودند:« اي فرزند خطاب آيا مي‌خواهي خود را با آن هلاک کني؟ قسم به آني که جانم در دست اوست براي‌تان نوري درخشان و پاکيزه آوردم…»

از انس روايت است که رسول الله( صلي‌الله‌عليه‌وسلم) فرمودند: «از کار هيچ شخصي شگفت زده نشويد، تا زماني که خاتمة کارش را نديده‌ايد، زيرا هر تلاش کننده‌اي مدتي از عمر خويش را با عمل صالح مي‌گذراند و اگر در همان حالت بميرد وارد جنت مي‌شود و گاهي هم کارش به اعمال زشت تغيير مي‌خورد و کسي است که مدتي از عمر خويش را در کارهايي مي‌گذراند که اگر درهمان هنگام بميرد وارد آتش مي‌شود؛ اما اوضاعش تغيير مي‌کند و اعمال صالح را پيش مي‌گيرد، اگر الله به بنده‌اي ارادة خير نمايد وي را قبل از مرگش به کار خير مي‌گمارد و او را بر انجام کار صالح توفيق مي‌دهد»( أخرجه ابن ابي عاصم في «السنة» ۱۷۴/ ۱ و قال الالباني- اسناده صحيح).

همچنين از وي روايت است که رسول الله( صلي‌الله‌عليه‌وسلم) فرمودند:« در بين‌تان مردماني خواهند آمد که عبادت گذار و متدين مي‌باشند تا جايي که شما را حيرت زده مي‌سازند و خودشان نيز خود را بسيار مي‌پسندند، ايشان از دين چنان خارج مي‌شوند که تير از کمان خارج مي‌شود» (اخرجه ابن ابي عاصم و قال الالباني اسناده صحيح).

از عمر( رض الله عنه) روايت است که گفت:« سه چيز دين را نابود مي‌سازد: سرگشتگي عالم، جدال منافق به وسيله قرآن و ائمة ( پيشوايان)گمراه» (أخرجه ابن عبد البر في جامع بيان العلم و فضله).

ابن مسعود مي‌گويد:« اگر کسي از شما مي‌خواهد الگويي بگيرد پس از کساني پيروي کند که مرده‌اند، زيرا زنده‌ها از فتنه در امان نيستند. اينان ياران محمد( صلي‌الله‌عليه‌وسلم) بودندکه برترين اين امت مي‌باشند، پاک‌ترين قلب‌ها را داشتند و از عميق‌ترين علم برخوردار بودند و از هم کمتر دچار تکلف مي‌شدند، الله آنان را براي همصحبتي با نبي خويش و اقامة دينش برگزيده بود، پس جايگاه‌شان را بشناسيد و به دنبال‌شان راه برويد، زيرا ايشان بر هدايت مستقيم بودند»

عبد الله بن مبارک مي‌گويد:« شايد شخصي در اسلام خدمات زيادي را تقديم کرده باشد و آثار نيک فراواي داشته باشد، اما همين شخص ممکن است دچار لغزش و بي‌خبري شود پس نبايد به خطاها و اشتباهاتش اقتدا شود».

و امام مالک مي‌فرمايد:« تمام سخناني که يک فرد مي‌گويد – هرچند شخصي فاضل باشد- لازم به پيروي نيست، زيرا الله تعالي مي‌فرمايد:« الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ» (الزمر/ ۱۸)

مجاهد مي‌گويد:« هر انساني برخي سخنانش پذيرفته مي‌شود و برخي ديگر در مي‌گردد، بجز پيامبر».

به اين اساس بر دعوتگر راه الله لازم است تا خويشتن را با اين اصل آشکار و شيوة واضح همراه گرداند، امري که خود به معني پايبندي به سنت و شيوة بزرگان دين ماست، آناني که نصوص را محترم مي‌شمردند و به وسيلة سخن هيچ شخصي با آن مقابله نمي‌کردند، چه رسد به اينکه سخني را بر نصي ترجيح دهند.

و اين را بدان که نبايد به صلاح و نيکي شخصي فريب خورد و يا نه هم از عمل صالح فردي به شگفت آمد، زيرا فرد زنده از فتنه در امان نيست؛ پس بهترين کساني که مي‌توان به آنها اقتدا کرد پيامبر( صلي‌الله‌عليه‌وسلم) و صحابة وي و بعد از ايشان پيروان راستين‌ آنان مي‌باشد، کساني که رسول الله( صلي‌الله‌عليه‌وسلم) در مورد‌شان مي‌گويد:« بهترني مردم کساني‌ هستند که در قرن من بودند بعد، آناني که از پس ايشان مي‌آيند و بعد از آنان» (متفق عليه).

با در نظر داشت اين امر که دعوتگر از وجود علما، دعوتگران و متفکران استفاده مي‌نمايد؛ اما با حفظ اين اصل، زيرا عصمت و دوري از خطا تنها از آن قران و سنت و اجماع است و هر انساني جز رسول الله( صلي‌الله‌عليه‌وسلم) هر چند که در اخلاص پيش باشد، باز هم نمي‌تواند بدور از خطا باشد، پس امکان دارد برخي از گفته‌هايش پذيرفته شود و برخي رد گردد، با حفظ احترام به شخصيت فرد و قدرداني از اجتهاد وي. اين اصل دعوتگر را از تعصب و تفرقه و حزب گرايي محفوظ مي‌دارد و به خواست خدا هميشه در دعوت به سوي الله مخلص باقي خواهد ماند.
ترجمه: مسعوده جامی

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما میتوانید از برچسب ها و ویژگی های HTML هم استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

بالا