طوفان الاقصی نمایشی از ابر قهرمانان زمان
![]()
طوفان الاقصی نبرد که حقایق پنهان و مرموز را همچون روشنی خورشید روشن و آشکارا ساخت.
قبل از هفتم اکتوبر و وقوع جنگ سرنوشت ساز طوفان الاقصی گاه گاها اخبار فلسطین را متابعت می کردم و آنچه را در ضفه غربی و جنین و قدس از مظالم رژیم سفاک صهیونی و شهرک نشینان یهودی در حق جوانان و مردم مظلوم فلسطین میکردند می خواندم و مشاهده می کردم رنج میبردم و دست به دعا برای مردم مظلوم فلسطین و تحریر مسجد الاقصی بلند میکردم ولی بعد از وقوع طوفان الاقصی، مردم فلسطین و خصوصا مردم غزه پاره از وجودم گشت و هر مصیبت و غم شان هم و غم من گشت و هر لحظه از زندگیام را تخصیص دادم به ذکر و یاد اطفال و زنان و مردان و جوانان که بیرحمانه یا میسوختند و یا هم پاره پاره میشدند و یا هم همچون چوب خشک و بی جان، بی روح شدند …. قبل از طوفان الاقصی به ترانه های حماسی قسامی ها با اطفالم بسیار به علاقه گوش میدادم و انگیزه میگرفتم و درک میکردم که رزمندگاه قسام تنها کسانی اند که نیت مبارزه و جهاد واقعی برای تحریر قدس و مقدسات دینی را به دل می پرورانند و واقعا که در میدان جهاد ثابت کرده اند که اینها مجاهدین مخلص و متعهد اند که تاریخ بعد از صلاح الدین ایوبی مثیلش را ندارد.
با آمدن طوفان الاقصی در زندگی همه مسلمانان تحول و دگرگونی پیدا شد.
تحول در دید شان نسبت به جهاد و اینکه جهاد یک فریضه الهی است نه دهشت و قتل.
تحول در دید شان نسبت به اسلام و زیبایی های این دین و اینکه اسلام دین سلام و امنیت است که در سایه آن حتی کفار در ایمن اند و مثال آنرا در برخورد قسامیها با اسیران یهودی نگریستیم.
تحول در دید جهان نسبت به صهیونیست ها و اینکه اینها در طول تاریخ انسانی مظلوم نه بلکه ظالم و خائن و دسیسه کار بودند.
تحول در دید اطفال ما نسبت به شناخت صاحبان واقعی قدس مبارک و مسجدالاقصی و اینکه یهودیان به مثابه دزدان و غاصبین فلسطین را تصاحب شده اند.
طوفان الاقصی برای من شخصا درسهای را آموختاند و معنی واقعی شجاعت و دلاوری و مردانگی را اموختاند. درک کردم که قهرمانان و بازیگران واقعی که در میدان معرکه هنرنمایی میکنند همین مبارزان قسامی اند نه بازیگران دروغین سینمایی هالیود و بالیود.
درس مردانگی و مردانه زیستن را از ابوعبیده حفظه الله آموختم مرد سخن و عمل، مردیکه با شنیدن سخنان رسا و جذابش همه اعم از پیر و جوان و مرد و زن و حتی اطفال بر پایه های تلویزون شان می نشینند و سراپا این ابر مرد را گوش فرا می دهند.
درس جدیت و صلابت را از مرد قهرمان بنام یحیی سنوار آموختم مردی که با وجود سپری کردن نیمه ای از عمرش در زندان دشمن و تحت شکنجه با قامت استوار یهود جبان و ترسو را خطاب میکند و آنها را وادار می کند که برای دستگیری این مرد عظیم جائزه هنگفتی را تعیین کنند و عساکر اش دیوانه وار او را جستجو کنند. و با وجود هشدار ها و اخطار های دشمن این مرد مبارز همچون شمشیر بران بر عزایم و تصامیم اش راست و استوار است. کم سخن میگوید ولی سنجیده و با قاطعیت تمام سخن می گوید که لرزه بر بدن دشمن میاورد.
درس ذکاوت و هوشیاری را از مغز متفکر چون محمد الضیف آموختم که توانسته در طی دو سه دهه شبکه جاسوسی یهود چون موساد را وارخطا نماید و در تلاش این مرد خسته بسازد و طوفان الاقصی نتیجه تلاش ها و کوشش ها این مرد متفکر است خدایش حفظش کند.
طوفان الاقصی کارنامه های قهرمانان بزرگی را که در میادین مقاومت و مبارزه در طی چندین دهه قربانی های جانی و مالی داده اند ارج بخشید و خاطرات شهداء و اسیران را که بخاطر این مسیر جان های عزیز شانرا دادند و یا هم در زندان های دشمن تا الی الحال بسر میبرند دوباره زنده ساخت چون شهید المهندس یحیی عیاش، عدنان الغول، احمد سعید الجعبری تقبل الله شهادتهم، و مهندس عبدالله غالب البرغوثی که سال ها شده در زندان صهیونیست ها بسر میبرد فک الله اسره …. به برکت طوفان الاقصی من شخصا این ابر مرد ها را شناختم و احساس کردم که واقعا فلسطین سرزمین است که در خود شیر مردان که سرمایه هنگفتی ملت اسلامی اند پرورانده و می پروراند.
ان شاءالله که روزی بیاید که پرچم چهار رنگ فلسطین به دست مردم مبارز این سرزمین عزیز به اهتزاز در آید و به برکت تقدس خون شهدای غزه و کرانه باختری ما شاهد آزادی مسجد الاقصی از دنس یهود باشیم و ما ذلک علی الله بعزیز.
بقلم فضیله پاینده