دگرگونی نعمت با ناسپاسی
#درد_دلی_باقلم: (دگرگونی نعمت با ناسپاسی)
نویسنده: بانو رحمتی
لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ وَلَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٌ «اگر شکر نعمت به جای آرید بر نعمت شما میافزایم و اگر کفران کنید عذاب من بسیار سخت است». [ابراهیم: ۷]
سخن گفتن با قلم! عادتم بر این است که هرگاه فشارهای زندگی بر من از حد بگذرد موجها برایم وحشت ناک شود و فریادم را در بیاورد بعد از رجوع وخلوت با خدایم به سراغ قلم میروم و درد دلم را روی ورق خالی میکنم مخصوصاً در گوشهی غربت و بی کسی که آدم را وادار به دلنوشته میکند ودرد ها را کمی التیام میبخشد. این بار که سراغ قلم رفتم با خود گفتم از تجربیات خود مینویسم شاید به درد خوانندهای مثل خودم بخورد: این بود که این موضوع را انتخاب کردم: «نتیجه ای ناسپاسی نعمت، زوال نعمت است».
با خود گفتم این که نتیجهی تجربه توست که به این باور رسیدی؛ اما با آن هم باید به منابع معتبری مراجعه کنی، تا برای خودت و خواننده قابل اعتبار باشد؛ برای همین به قرآن احادیث و گفتار علما در این مورد مراجعه کردم چندین آیت، احادیث ومباحث بیانگر این بود که پیامد ناسپاسی نعمت زوال نعمت است.
بلی قرآن در سورهی ابراهیم آیهی ۷ میفرماید: لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ وَلَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٌ « اگر شکر نعمت به جای آرید بر نعمت شما میافزایم و اگر کفران کنید عذاب من بسیار سخت است». [ابراهیم: ۷]
مفسرین افزون نعمت را بر این تعبیر کرده اند که: زنجیرههایی از نعمت برشما سرازیر میشود؛ اما ناسپاسی شما در قبال آن جزای الهی را درپی دارد. چنان که باری دیگر قرآن در سورهی بقره میفرماید: فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ وَاشْكُرُوا لِي وَلَا تَكْفُرُونِ. «پس به ياد من باشيد تا به ياد شما باشم، و شكر مرا گوئيد و كفران (در برابر نعمتها) نكنيد». [بقره: ۱۵۱] بلی توفیق شکر نعمت، خود نعمتی بزرگ است.
همچنان در احادیث زیادی بر این مسأله تأکید شده است؛ چنانکه همیشه یکی از دعاهای رسول الله ۲ این دعا بود: (اللهم أعنی علی ذکرک وشکرک وحسن عبادتک) پس شکر نعمت از بهترین عبادتهاست.
شکر حقیقی چیست؟
راغب اصفهانی میگوید: شکر تنها کلماتی نیست که به زبان رانده شود بلکه شکرحقیقی شناخت صاحب نعمت است، قدردانی ازصاحب نعمت وقانع شدن برسهم خود، و از نعمتها راضی بودن و اعتراف به آن؛ یعنی عدم نالیدن از کمبودیها در واقع نوعی شکراست.
عمربن عبدالعزیز میگوید: یاد آوری نعمت (یعنی دیدن نعمت) قبل از زوال آن است که این خود شکر است. به این معنی که زوال نعمت در واقع جزای نا سپاسیاست .«وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ»
سید قطب رحمهالله در تعبیر آیهی مبارکه ۲۳ ملک (قلیلا ماتشکرون) میفرماید: «شما نعمتها را کمتر سپاسگزاری میکنید طوری که انسان احساس میکند خودش خودش را به وجود آورده است. فراموش میکنید که مالک هرچه دارید خداست و میگوید ستیز با این حقیقت لجبازی است وسزاوار احترام نیست؛ چون او از خالقش حساب نمیبرد نزد بنده حسابی ندارد».
نعمت چیست؟
اگر از تعریف لغوی و اصطلاحی نعمت بگذریم چنان که همه میدانیم؛ و با یک دسته بندی به نعمت نگاهی اندازیم ما را کمک خواهد کرد که بهتر نعمتشناس شویم، اگرچه که نعمتهای الله بر بندگانش فراوان است، طوری که قرآن میفرماید (لاتحصوها) قابل شمارش نیست .
به طور کل نعمتها به دو دسته تقسیم میشود:
- معنوی ( یا باطنی )
- مادی ( یا ظاهری )
نعمتهای معنوی مثل نعمت دین و هدایت و ارزشهای معنوی مثل رحمت، احسان، اخلاق، علم، امنیت، آرامش، اعتماد، صداقت، امانتداری و…… و نعمتهای ظاهری مثل ثروت شهرت جاه ومقام و قدرت وغیره…
با توجه به یک اصل که صاحب اصلی همه نعمتها خداوند است ،نعمت را جهت آزمایش به عنوان امانت برای همه میدهد ولی بکسی کمتر و به کسی بیشتر. شکر گذاری سبب افزون نعمت وناشکری وعدم قناعت سبب محرومیت از آن میشود.
چه کسانی قدر نعمت را نمیدانند تا از کف بدهند؟
صاحب فی ظلال در تفسیر این آیهی مبارکه چه زیبا مفهوم را بایک اشاره واضح میگرداند و میفرماید: وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ قَلِيلًا مَا تَشْكُرُونَ. «و دو گوش و چشم (شنوا و بینا) و دل (هوشیار) به شما عطا کرد (تا شکر نعمتش گویید) حال آنکه بسیار کم از نعم او شکرگزاری میکنید». [ملک: ۲۳]. کسی قدر نعمت را نمیداند که به داشته های خود نمی اندیشد. به معجزات وجود خودمتفکرانه نگاه نمیکند. تنها در چشم شما دوصد ملیون گیرنده وجود دارد .در گوش شما صد هزار سلول وجود دارد دل محل درک تشخیص وتمیزاست؛ این تنها یکی از ویژگیهای این چند عضو بود. کسی که با این معجزات آشنایی ندارد، قدر نعمت جسمی را نمیداند و نعمت های باطنی را نیز توجهه نمیکند مگر زمانی که از دست دهد و خودش نابودش کند، آن وقت نالان و پشیمان میشود .
شاید یکی از دلایل دیگر از دست دادن نعمتها ناسپاسی از بندگان خداوند متعال باشد؛ چون در واقع قدر ناشناسی از مردم هم نوعی ناسپاسی است، چنانکه در حدیثی زیبا از رسول ل الله۲ آمده است: «شکر گزار الله نیست آنی که قدر خدمات مردم را نمی داند». ابوداود وترمذی
یکی از نویسندهگان با حکایت زیبایی این موضوع را واضح ساخته است، او میگوید روزی فردی را دیدم که بسیار نالان وشاکی بود و میگفت: خداوند مرا در فقر گذاشته واز نعمتهایش به من نرسیده. میگوید برایش گفتم: بیا یک معامله بکنیم تا از این حال نجات پیدا کنی. گفت چگونه؟ گفتم: من خریدار اعضای بدنت هستم؛ چون تو نیاز به پول داری یک چشمت را به من بفروش با قیمت ده هزار خوبه؟ گفت: نه اینکه بسیار قیمت دارد. گفتم یک دستت را میخرم ده هزار خوبه؟ تا پنج عضوش را گفتم، پنجاه هزار پول نقد میدهم تو که شکایت داری، آیا اینها سرمایه ونعمت نیست؟
این دقیقا حکایت ماست! داشته های خود را متوجه نیستیم و بدان قناعت نداریم.
اما آیا راهی بری جبران آنچه با ناسپاسی از دست دادیم وجود دارد؟
با یک مثال میتوان این پاسخ را گرفت: آینهای داریم پاک و صفا، بادوام و قدیمی واصیل، یک عمر از شفافیتش استفاده بردیم
اما دل ما از آن سرد شده و مدل جدیدی میخواهیم. بنابراین آن را به زمین زده و میشکنیم. حالا وقتی آینهی جدید با زرق و برقی را میخواهیم استفاده کنیم، متوجه میشویم که این یکی حقیقت گو نیست و صفا و شفافیت اولی را ندارد .
به سراغ اولی میرویم، همه پارچه های شکسته را گرفته، کنار هم میگذاریم و از پشت چسب میزنیم؛ اما در نهایت حالا مثل اول نیست، پیوند خورده وترک دارد! آری حالا باید با احتیاط استفاده شود چون دیگر سالم نیست. این همان جزای عمل شماست که قدرناشناسی کردهاید وبدست خود مجروحش ساختید.
یا میتوان گفت که: دوستی نیکو و راه بلدی دارید که با شما هم سفر شده و در طول سفر به هم اعتماد کردهاید. به نیمهی راه رهایش میکنید، در حالی که او فریاد میزند که تنهایش نگذارید ومی خواهد شما را منصرف کند؛ اما وقتی از خواب بیدار میشوید که شما در نیمه راه رهایش کردهاید و اونتواست منصرف تان کند؛ چون شما میخواستید با همسفر تازه نفسی همراه شوید که سفر آسان تر شود ولی برعکس بار تان سنگینتر شد. دوست تان راهش را ادامه داده و به مقصد نزدیک میشود؛ ولی شما یک عمر باید تحمل کنید ورنج ببرید چون او تا زه نفس است وشما خسته، جای برگشت هم ندارید. این دقیقاً همان جزا از جنس عمل است.
به امید اینکه انتقال تجربیات در سختی های زندگی ما را کمک کند تا بر خود سخت نگیریم ومنتظر گشایش پروردگار مان باشیم
چنانچه میفرماید: سَيَجْعَلُ اللَّهُ بَعْدَ عُسْرٍ يُسْرًا «خدا به زودی بعدِ هر سختی آسانی قرار میدهد». [طلاق: ۷]
التماس دعای خیر
منابع
- تفسیر فی ظلال القران سید قطب
- تفسیر نور مصطفی خرم دل
- مقالات متفرقه
بسیار مفید وارزنده بود این متن (درد دلی باقلم)
(دگرگونی نعمت با ناسپاسی) جزاک الله خیرا کثیرا
استاد گرامی بانو رحمتی