زنان الگو و تأثیر گذار در قرآن کریم


الحمدلله الذی خصنا بخیر کتاب أنزل و أکرمنا بخیر نبي أرسل أدی الأمانة‌و بلغ الرسالة‌.والصلاة‌و السلام علی المصطفی من الخلق محمد و علی آله و صحبه أجمعین.أما بعد فأعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم : ضَرَبَ ٱللَّهُ مَثَلٗا لِّلَّذِينَ كَفَرُواْ ٱمۡرَأَتَ نُوحٖ وَٱمۡرَأَتَ لُوطٖۖ كَانَتَا تَحۡتَ عَبۡدَيۡنِ مِنۡ عِبَادِنَا صَٰلِحَيۡنِ فَخَانَتَاهُمَا فَلَمۡ يُغۡنِيَا عَنۡهُمَا مِنَ ٱللَّهِ شَيۡـٔٗا وَقِيلَ ٱدۡخُلَا ٱلنَّارَ مَعَ ٱلدَّٰخِلِينَ ١٠ وَضَرَبَ ٱللَّهُ ‌مَثَلٗا لِّلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱمۡرَأَتَ فِرۡعَوۡنَ إِذۡ قَالَتۡ رَبِّ ٱبۡنِ لِي عِندَكَ بَيۡتٗا فِي ٱلۡجَنَّةِ وَنَجِّنِي مِن فِرۡعَوۡنَ وَعَمَلِهِۦ وَنَجِّنِي مِنَ ٱلۡقَوۡمِ ٱلظَّٰلِمِينَ ١١ وَمَرۡيَمَ ٱبۡنَتَ عِمۡرَٰنَ ٱلَّتِيٓ أَحۡصَنَ تۡ فَرۡجَهَا فَنَفَخۡنَا فِيهِ مِن رُّوحِنَا وَصَدَّقَتۡ بِكَلِمَٰتِ رَبِّهَا وَكُتُبِهِۦ وَكَانَتۡ مِنَ ٱلۡقَٰنِتِينَ (۱۲) صدق الله مولانا العظیم
الله متعال در قرآن کریم برای تربیت انسان شیوه های مختلفی ارایه می فرماید. روشهایی که هر کدام تاثیری خاص بر روح و روان و رفتار انسان می گذارد. روشهایی همچون بشارت به نعمتهای جاویدان، بیم دادن از عذاب همیشگی، بیان سرگذشت گذشتگان، داستان پیامبران، استفاده از تمثیل وغیره یکی از مؤثرترین و کارآمدترین شیوه های تربیتی که در قرآن کریم بسیار مورد توجه قرار گرفته ارایه الگو های شایسته بطور مستقیم یا غیرمستقیم می باشد. تعیین الگوهای صحیح و تاکید بر پیروی ازیشان و نیز رسوا کردن الگوهای نادرست و غلط و درهم کوبیدن بتهای فکری و فرهنگی از مهمترین روشهای تربیتی قرآن مجید است.
الله متعال در سوره احزاب رسول الله-صلی الله علیه وسلم- را الگوی شایسته و اسوه حسنه‌ مومنان معرفی نموده می فرماید:« لَّقَدۡ كَانَ لَكُمۡ فِي رَسُولِ ٱللَّهِ ‌أُسۡوَةٌ حَسَنَةٞ لِّمَن كَانَ يَرۡجُواْ ٱللَّهَ وَٱلۡيَوۡمَ ٱلۡأٓخِرَ وَذَكَرَ ٱللَّهَ كَثِيرٗا»به تحقیق برای شما پیامبر خدا اسوه و الگوی نیکویی است برای آن کس که به الله و روز بازپسین امیدوار است و الله را بسیار یاد می کند.
همچنین هدف بسیاری از داستانها و تمثیل های قرآنی الگوسازی از سیرت پیامبران و مومنان و عبرت دهی از فرجام پیشوایان کفر و گمراهی است .چنانچه در سوره یوسف الله متعال میفرماید:براستی که در بیان داستان ایشان برای صاحبان اندیشه عبرت کامل خواهد بود.
زنان اسوه در قرآن:
از آیات قرآن کریم که در بالا ذکر شد برمی آید که به نوعی از انواع در کنار هر پیامبری زنی حضور داشته است که گاه با چهره یی ملکوتی یار و یاور پیامبر خویش بوده و گاه شیطان صفت و شریر، از دعوت حق روی گردانده است.
اسلام یگانه مکتب فکریست که مقام و منزلت انسانی زن را به او بازگردانیده و او را در ردیف مردان مورد خطابات شرعیه قرار داده و اورا به بندگی الله متعال با مردان یکسان فراخوانده است از آنجا که زن را نه تنها برای زنان بلکه برای هردو جنس مرد و زن الگو و نمونه خوانده است.
با ورق زدن به صفحات تاریخ بشر می توان دریافت کرد که زنان نسبت به مردان در الگو بودن و الگو شدن جلوتر اند .شما هیچ رهبری و هیچ شخصیت قهرمانی را نمی یابید که روزی و دوره ای را پیش زن شاگرد نبوده باشد و او را به عنوان الگو نگرفته باشد یعنی هر شخصیت برجسته یی را مادری الگو است ،هیچ کسی نیست که از مادرش الگو نگرفته باشد.از گذشت تاریخ بشر ثابت است که زن بهترین معلم می تواند باشد؛ زیرا هم زود تأثیر گذار است در انسانها و هم زیاد تأثیر گذار است.
درین قسمت پس از توضیح مختصری پیرامون مفهوم اسوه ،به اجمال، زنان یکه نقش برجسته تری درتاریخ بشریت به ویژه در قرآن داشته اند را معرفی می کنیم.
مفهوم اسوه:
اسوه در لغت بمعنای:‌ مقتدا، پیشوا، و پیشرو آمده است .راغب اصفهانی در مورد معنای لغوی این کلمه می نویسد: «اسوه حالتی است که در آن انسان از غیر خود اتباع و پیروی می کند،خواه خوب باشد یا بد ،آشکار باشد یا پنهان » با توجه به معنای لغوی این واژه و نظر به استعمال آن در عرف اهل لغت در مورد معنای اصطلاحی این کلمه میتوان گفت: اسوه یعنی کسی که با او اقتداء می کنند؛ و لذا وقتی گفته می شود که دنبال او باش یعنی او را اقتداء کند و مثل آن باش.
برخی زنان نمونه از منظر قرآن کریم:
۱- آسیه بنت مزاحم همسر فرعون: یکی از برجسته ترین چهره های قرآنی، آسیه همسر فرعون است که در دوران جهل و انحطاط و کفر و طغیان به بهترین شکل در برابر یکی از پلیدترین جباران تاریخ، شجاعانه ایستاد و به از جانب قرآن کریم به عنوان نمونه شایسته برای زنان معرفی شد. خداوند در مورد او می فرماید:« وَضَرَبَ ٱللَّهُ ‌مَثَلٗا لِّلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱمۡرَأَتَ فِرۡعَوۡنَ إِذۡ قَالَتۡ رَبِّ ٱبۡنِ لِي عِندَكَ بَيۡتٗا فِي ٱلۡجَنَّةِ وَنَجِّنِي مِن فِرۡعَوۡنَ وَعَمَلِهِۦ وَنَجِّنِي مِنَ ٱلۡقَوۡمِ ٱلظَّٰلِمِينَ» «و برای کسانی که ایمان آورده اند،خداوند همسر فرعون را مثل آورد،آنگاه که گفت:‌ پروردگارا! پیش خود در بهشت خانه یی برایم بساز و مرا از فرعون و کردارش نجات ده و مرا از دست مردم ستمگر برهان»الله متعال آسیه زن فرعون و در امتداد آن مریم دخترعمران را مثال می زند و ایشان را اسوه و الگوی تمام مومنان جهان اعم از زن و مرد معرفی می کند.
این زن درکاخ فرعون زندگی می کرد و از تمام نعمت های مادی و دنیوی برخوردار بود،ولی نور ایمان خانه دل او را روشن کرده و آن محیط ظلم و فساد نتوانسته بود او را آلوده کند، آسیه همچون گوهری پاک بر فطرت خویش استوار ماند و فساد محیط نتوانست ایمان او را لکه دار کند.
براساس این آیت یکی از ویژگی این بانو و علت اینکه نمونهٔ‌ مردم خوب قرار گرفت همانا نیایش ششگانه اش که دو درخواست آن به تولا و محبت الله بر می گردد و چهارخواست دیگر آن به تبرا و بیزاری جستن از دشمنان خدا و ثانیا طرز نیایشش است که چون هنگام نیایش به پروردگار عرض می کند، پروردگارا پیش خود در بهشت برای من خانه ای بساز. این زن در کنار خدا بهشت را می طلبد او اول خدا را می خواهد و بعد در کنار خدا، خانه طلب می کند. و این یک نکته مهم و ظریفی است که انسان به آن حد از رشد و کمال برسد که از خدا خود خدا را بخواهد و پاداش اعمال نیکش را تقرب و نزدیکی به خدا و اگر بهشتی را از الله طلب می کند بهشتی باشد که در جوار الله باشد.
مفسرین کرام ازین آيت درمورد ایمان وعبودیت زن فرعون می فرمایند:از اینکه وقتی ایمان کسی کامل شد ،ظاهر و باطنش هماهنگ و قلب و زبانش هم آواز می شود… چنین کسی در زبان فقط چیزی را درخواست می کند که با عمل خود آن را می جوید و چون الله متعال درخلال مَثَل آوردن این بانو و اشاره به منزلت خاصی که درعبودیت داشت، جملاتی را نقل می کند که او را به زبان رانده است، همین خود دلالت دارد بر این که او عنوان جامعی برای عبودیت است.
تلاش آسیه در نجات موسی علیه السلام:‌
وقتی فرعونیان صندوقی را از آب گرفتند و در آن را باز کردند ،نوزادی زیبا را در آن یافتند.فرعون به اساس این احتمال که مبادا طفل بنی اسرائیل باشد قصد قتل او را داشت،ولی همسرش محبت موسی را در دلش احساس نمود و گفت: این طفل نور چشم من و تو خواهد بود او را نکشید شاید برای ما مفید باشد یا او را به فرزندی بگیریم.
در آن شرایط سنگین که آن جبارترین حاکم برسرنوشت روم،دستور تعقیب و به قتل رساندن نوزادان پسر را صادر کرده است،چنین پیشنهادی که همراه با قدم نهادن در عرصهٔ‌ خطر و استقبال از مرگ بود در حقیقت اقدامی در راستای تحقق طرح و برنامه یی است که خداوند برای رسالت موسی –علیه السلام- طرح ریزی نموده بود و ازین جهت باید کردار آسیه را در نابودی حکومت فرعون و اقتدار بنی اسرائیل دارای نقش تاریخی بدانیم؛ زنِ نمونه یی که تمام تلاش های خویش را درراستای حفظ و حمایت از برگزیده الله متعال به کار بست و در نهایت در راه این هدف مقدس به مقام شهادت رسید و این سعادت بزرگ را بدست آورد که رسول الله –صلی الله علیه وسلم- او را از جمله بهترین زنان دانسته و نام او را در کنار زنان اسوه همچون فاطمه و خدیجه رضی الله عنهما قرار دهد.
الله متعال این زن را به عنوان الگو معرفی می کند تا تمام مردان و زنان عالم درس یکتا پرستی و محبت و عشق به خدا ،تبرا و دشمنی با دشمنان خدا را از او بیاموزند .زندگی آسیه به مومنان می آموزد که زندگی مادی و زرق و برق دنیا بدون عبودیت و بندگی محض الله ارزشی ندارد و این درس و عبرتی است بسیار آموزنده.
۲-مریم بنت عمران:
شخصيت ديگري که در قرآن کريم به عنوان زنی نمونه معرفي شده است، بزرگ بانوي پاکدامني است که در طهارت نفس و صفاي باطن تا بدانجا رسيد که قابليت دريافت روح الهي را پيدا کرد؛ چنانکه در آيه ۱۲ سوره تحريم مي‌خوانيم: «وَمَرۡيَمَ ٱبۡنَتَ عِمۡرَٰنَ ٱلَّتِيٓ أَحۡصَنَتۡ فَرۡجَهَا فَنَفَخۡنَا فِيهِ مِن رُّوحِنَا وَصَدَّقَتۡ بِكَلِمَٰتِ رَبِّهَا وَكُتُبِهِۦ وَكَانَتۡ مِنَ ٱلۡقَٰنِتِينَ»«مريم دختر عمران، همان کس که خود را پاکدامن نگه داشت و در او از روح خود دميديم و سخنان پروردگار خود و کتابهاي او را تصديق کرد و از فرمانبرداران بود.»
مريم دختر عمران بود و عمران از فرزندان حضرت سليمان و از انبياء و رؤساي بني اسرائيل بود. اين بانوي بزرگ مادر حضرت عيسي است و از زنان برگزيده جهان مي‌باشد. قرآن کريم در دو سوره آل عمران و مريم شرح حال و جريان باردار شدن او را توضيح داده است. اين بانو یگانه زني است که يک سوره‌ي قرآن بنام او ناميده شده است و نيز یگانه زني است نام او در قرآن آمده است.
فضايل مريم در قرآن
۱-برگزيده بانوان
اين بانوي بزرگ و گرانقدر به درجه‌اي از معرفت و عبوديت رسيد که خداوند او را برگزيد و در کلام خويش اينچنين اشاره کرد:« يا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاكِ وَ طَهَّرَكِ وَ اصْطَفاكِ عَلى‏ نِساءِ الْعالَمينَ»مفسرین می گویند:«طبق اين آيه آن بانو همچون پيامبران معصوم، از بندگان برگزيده و خاص خدا بود. چنان که پيامبر هم فرمود: خداوند از بانوان جهان چهار نفر را از جمله حضرت مريم برگزيد.»
۲-عصمت
خداوند درباره پاک بودن حضرت مريم فرمود: «وَطَهَّرک» يعنی خداوند تو را پاکيزه گردانيد. چون در آيه مزبور شهادت بر طهارت مريم بطور مطلق آمده است، معلوم مي‌شود که مراد، طهارت از همه نجاست‌ها و ناپاکي‌هاي مادي و معنوي است و اين بيان همان مقام عصمت است.
۳- تربيت شده خداوند
قرآن کريم تربيت الهي مريم را توضيح مي‌دهد و بيان می کند وقتي خداوند، مريم را به زوجه عمران «حنّه» عطا کرد او نوزاد را به پناه عصمت الهي داد و نذردرگاه خدا کرد« فَتَقَبَّلَهَا رَبُّهَا بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَ أَنبَتَهَا نَبَاتًا حَسَنًا وَ كَفَّلَهَا زَكَرِيَّا»
«خداوند، مريم را به نيکي پذيرفت و او را نيک پرورش داد و پيامبري همچون زکريا را به سرپرستي او گماشت.

۳- بهره‌مند از رزق بي‌حساب
حضرت زکريا هرگاه بر مريم وارد مي‌شد، ميوه‌هاي در نزد او مي‌يافت که مربوط به آن فصل نبود. ميوه زمستان را در تابستان و ميوه‌ي تابستان را در زمستان. وقتي زکريا درباره ميوه‌ها سوال مي‌کرد، جواب مي‌داد که «از جانب خداست به هر کس که بخواهد و شايستگي داشته باشد، بدون حساب روزي مي‌دهد.»

۵- مطيع و خاضع درگاه الهي
خداوند مريم را امر مي‌کند:« يَامَرْيَمُ اقْنُتىِ لِرَبِّكِ وَ اسْجُدِى وَ ارْكَعِى مَعَ الرَّاكِعِين‏» اي مريم، مطيع و خاضع پروردگارت باش و براي او سجده کن و با رکوع کنندگان رکوع نما.
۶- الگوي مؤمنان
قرآن کريم با ارائه نمونه‌هايي والا در جهت احياي شخصيت زن گامي بزرگ برداشته است. مطرح کردن زناني هم چون آسيه و مريم بخوان الگوي جامعه بشري و روح ستايش آنان با توجه به فضاي حاکم بر جامعه جاهلي که زن را از بيشتر کمالات انساني محروم مي‌کردند، اقدامي بس بزرگ در راستاي احياي کرامت انساني زن است.
«وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِّلَّذِينَ ءَامَنُواْ امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ …وَ مَرْيمَ‏َ ابْنَتَ عِمْرَان
خداوند براي اهل ايمان زن فرعون و مريم دختر عمران را مثل مي‌زند.
۳- دختران لوط (علیه‌السلام)
در آيات متعددي از قرآن کريم بر نجابت لوط و دخترانش از عذاب الهي تأکيد شده است: «فَنَجَّيْنَاهُ وَ أَهْلَهُ أَجْمَعِينَ، إِلَّا عَجُوزًا فىِ الْغَابرِينَ» (پس او راهش را همگي رهانيديم جز پيرزني که از باقي ماندگان بود.)
اهل لوط دختران او بودند. دختران لوط با وجود محيط اجتماعي فاسدي که حتي خانه پيامبر خدا را نيز مورد تهديد قرار داده و از جمله همسر لوط را با خود همرنگ نموده بود، توانستند بر فضاي حاکم چيره گشته، موانع را از سر راه بردارند و راه اصلاح و رستگاري را برگزينند و با ايمان به لوط، از عذاب الهي رهايي يابند .
در طرف ديگر قضيه، همسر لوط با وجود معاشرت پيوسته با پيامبر خدا با او مخالفت کرده، راه باطل را برگزيد. نکته مهمي که در اين داستان نهفته، يکساني زنان با مردان در قدرت شناخت و انتخاب راه صحيح يا باطل است؛ و اين که زنان همچون مردان، از توانايي استقامت در مسير حق حتي در آلوده‌ترين فضا برخوردارند.
از اين رو دختران لوط از چهره‌هايي موفق در قرآن کريم بشمار آمده‌اند.
۴- دختران شعيب علیه‌السلام
يکي از چهره‌هاي ماندگار که براي ما مسلمانها اسوه تلقي مي‌شود، در قرآن کريم، خانواده حضرت شعيب است که بيانگر مسئله حرمت خانواده در جامعه سالم و حاکي ارزش و اهميت آن است.
چون فرعون دستور قتل موسي را صادر کرد. او از شهر مصر مي­گريزد و به سرزمين مدين، زادگاه حضرت شعيب، پناه مي‌برد و در آن در ضمن جريانی به خانواده شعيب وارد شده و با يکی از دختران وی ازدواج می­کند. در اين جاست که زن ديگري پا به عرصه‌ي زندگي موسي مي‌گذارد.
مطالعه سرگذشت موسی(عليه السلام) در مدين و نيز فضای حاکم بر خانه شعيب می تواند حاوی نکات درس آموزی از نحوه تعامل پدران با فرزندان و به ويژه دختران خود باشد. از جمله اين نکات عبارتند از:

الف) ارتباط عاطفی بين پدر و دختران
بدون شک روابط صحيح و سالم و صميمانه‌اي در خانواده مهم‌ترين عنصر خانواده را تشکيل مي‌دهد. اگر اين روابط، سالم و با مهر و محبت باشند، فرزندان آن خانه خوب تربيت مي‌شوند و همچنين اگر بين آنها فضاي اعتماد برقرار باشد، آنان خوب به بار مي‌آيند. حضرت شعيب براي فرزندان خود فضاي اعتماد را برقرار ساخت که همراه صميميّت و مهر و محبّت بود. مطالعه داستان شعيب و دخترانش در قرآن کريم می تواند حاوی نکات ارزشمندی در نحوه تعامل پدر با فرزندان و به ويژه دختران خود باشد. از جمله اين نکات موارد زير می باشد :
شعيب به دختران خود اعتماد کامل داشت و به آنها اجازه داده بود که بيرون خانه بروند و کارهاي را انجام دهند. ۱-۲- دختران حضرت شعيب به پدرشان اعتماد داشتند و به هيچ وجه از حسن ظنّ پدر سوء استفاده نکردند.
۳- مشاوره حضرت شعيب(عليه السلام) با دختران خود و نظرخواهی از آنان در مورد موسی(عليه السلام) بيانگر اين حقيقت است که دخترها مانند سائر اعضاي خانواده براساس حکمت و منطق حق پيشنهاد دارند و بين آنها ديگران فرقي نيست .

ب) گستره ارتباط با نامحرم
از جمله نکاتی می توان در زندگی دختران شعيب خودنمايي می کند حريمی است که در نحوه برخورد با نامحرمان برای خود قرار داده بودند. ارتباط با نامحرم و حرام بودن آن يکي از مهمترين مسايل ديني و توحيدي بوده است که شريعت‌هاي گذشته و تعاليم انبياي سلف نيز به آن توجه داشتند.
وقتي حضرت موسي به “مدين” رسيد، ديد در کنار چاهی دو زن کنار مردها ايستاده­اند و منتظرند تا کمی خلوت شود تا بتوانند گوسفندان خود را سيراب کنند. حضرت موسي از آنان پرسيد که جريان چيست… گفتند «ما گوسفندان خودمان را آب نمي‌دهيم تا چوپان ها همگی از اينجا خارج شوند.» از اين جريان می توان نتيجه گرفت که کار زن خارج از منزل اشکالي ندارد؛ به چند شرط:
الف: زن در محيط کار تنها نباشد
ب: با مردان اختلاطي نداشته باشد: «مِن دُونِهِمُ امْرَأَتَين لَا نَسْقِى حَتىَ‏ يُصْدِرَ الرِّعَاءُ »
ج: مردي که توان کار داشته باشد، در خانه نباشد، «وَ أَبُونَا شَيْخٌ كَبِير »
۲- گفتگوي زن با مرد نامحرم يا برعکس با شرم و حياء و عفت باشد.
۳- رفت و آمد به بيرون خانه با عفت و حيا باشد. «تمشي علي استحياء »
ج)آگاهي و بصيرت
از نکات درس آموز ديگر داستان دختران شيعب بصيرت و تيز بينی ايشان است. وقتي يکي از دختران شعيب کردار پاک موسي را ديد و جريان را به پدر تعريف نمود و با اشاره به توان و نيز امانت داری موسی به پدر خويش پيشنهاد داد تا او را برای کار استخدام کند .
«‏قَالَتْ إِحْدَاهُمَا يَااَبَتِ اسْتَئْجِرْهُ إِنَّ خَيرَ مَنِ اسْتَئْجَرْتَ الْقَوِىُّ الْأَمِين
از اينجا فهميده مي‌شود که زن بايد داراي بصيرتي باشد تا کردار پاک و خالص را از غيرخالص تمييز دهد. دختر شعيب از کردار موسي فهميد که هم نيرومند است و هم ايمن و داراي اعتماد.

زنان مسلمان با رعایت احکام دین مبین اسلام ،توانستند نمونه و الگوی خوب برای زنان باشند و علاوه بر مسؤولیت های اجتماعی ،عفت و پاکدامنی خویش را حفظ کرده جامعه را پاک نگهدارند.
مطالعه سرگذشت زنان اسوه در قرآن کریم به ما مسلمانها می آموزد که چگونه زنان می توانند در فعالیت های اجتماعی، علمی، سیاسی و اقتصادی شرکت کنند و نقش تاریخ ساز خودشان را به نحو احسن ایفا نمایند و بدون اینکه حریم عفت و پاکدامنی خود را بشکنند ،به تعلیم و تعلم پرداخته و عهده دار مسئولیت های اجتماعی شوند.

نویسنده: فاطمه “طارق”

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما میتوانید از برچسب ها و ویژگی های HTML هم استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

بالا