پدیده‌ی اسلام ستیزی

تحقيق: استاد پروانه نظري( عضو مجمع نويسندگان و مترجمين بخش خواهران جمعيت اصلاح- هرات)
برخورد با مسلمانان، اسلام و مسئله‌ي اسلام ستيزي در جهان غرب پديده‌ي جديدي نيست. اين مسئله ريشه‌ي تاريخي دارد و عکس العملي در مقابل گسترش اسلام مي باشد. در طول تاريخ ارتباط مستقيم بين روند گسترش اسلام و اقدامات اسلام-ستيزانه و اسلام هراسانه وجود داشته است، هرگاه روند گسترش اسلام به ويژه در سرزمين هاي غرب شدت گرفته است، در واکنش به آن تلاش‌ ها براي مخدوش کردن چهره‌ي اسلام و مسلمانان نيز تشديد شده است، که سرشار از روابط ناآرام ميان غرب و اسلام است، در طي اين روابط ناآرام، هراس از اسلام در ذهنيت غرب تثبيت شده تا آنان اسلام را چنان خطري جدي بنگرند که تهديد کننده ي هر چيز غربي است. شايد بتوان ريشه‌ي گذشته و قديمي آن را در جنگ هاي صليبي جستجو کرد.
واژه‌ي “اسلام هراسي” در قاموس سياسي اروپا معاني مشخصي دارد، چنان که در قرن نوزدهم واژه‌ي “سامي ستيزي” چنين وضعي داشت. تحت اين عنوان که منظور از آن تروريزم اسلامي است. ده‌ها همايش و ميز گرد سياسي و فکري در غرب برگزار شده است تا به بررسي عوامل هراس از اسلام و مسلمانان و ابعاد فرهنگي، اجتماعي، و اقتصادي آنان بپردازد.
بعد از ۱۱ سپتامبر سال ۲۰۰۱ ضديت با اسلام و اسلام هراسي در جوامع غربي بسيار افزايش يافته است، تحليل محتوايي رسانه ها و اظهارات برخي از مقامات غربي نشانگر آن است که آن ها تلاش دارند با برجسته کردن اقدامات برخي گروه-هاي افراطي دين اسلام را به عنوان يک تهديد عليه غرب مطرح سازند و با کمک رسانه هاي گروهي تلاش مي شود با طرح اسلام به عنوان يک تهديد، شکل دهي هويت غربي را اين بار به ضرر مسلمانان رقم بزنند.
عوامل شکل گيري اسلام هراسي
• بيداري اسلامي و احياي هويت اسلامي
• سرشار بودن تاريخ از درگيري هاي ميان اسلام و غرب
• جهل نسبت به اسلام
• تعارض منافع غرب و…
اهداف اسلام ستيزان
• جلوگيري از گسترش اسلام درسرزمين هاي اروپايي
• تخريب و تشويه چهره‌ي اسلام
• شبهه افکني در تاريخ امت اسلامي
• شبهه افکني در عصر حاضر اين امت
• شبهه افکني در مورد آينده‌ي امت اسلامي
• تذويب هويت امت اسلامي (قطع ارتباط با گذشته و هويت اصلي)
• جايگزين کردن عناصر جديد فرهنگي
• تخريب حرکت هاي اسلامي و مشکوک جلوده دادن در حقانيت آن ها
اين جاست که آن ها تمام سعي و تلاش شان را به کار انداخته اند تا به هر نحو ممکن، با استفاده از اهداف مستقيم و غير مستقيم خود چهره‌ي درخشان اسلام را خدشه دار سازند.
نقش رسانه‌ها در اسلام ستيزي
به سادگي روشن است که ابزار رسيدن به چنين هدفي در اولويت اول رسانه هاي فرهنگي و اطلاعاتي است (قدرت نرم). نکته ي مهم اين است که در مقابل قدرت سخت و نيمه‌ي سخت مي توان صلابت به خرج داد و مقابله به مثل کرد، اما در فرايند قدرت نرم از آن جا که فعاليت ها و عملکرد هاي آن به صورت غير مستقيم و نا ملموس است انسان بدون آن که بداند تحت تأثير قرار مي گيرد. در جريان موضوعي به نام اسلام هراسي بيش از همه رسانه هايي نظير سينما، انترنت، مطبوعات و…است که به عنوان مهم ترين ابزار جنگ نرم نقش بازي مي کنند. علي رغم وجود خشونت در بسياري از نقاط جهان، غرب هميشه حرکت‌هاي اصيل اسلامي را “تروريزم” مي خواند و چنان صورتي از آن ارائه مي دارد که گويا خطر بنيان بر اندازي است که امنيت تمام جهان را تهديد مي کند و بايد با آن مقابله گرديده و ريشه کن گردد. در حاليکه از “تروريزم نصراني” هيچ سخن به ميان نمي آورد که در بوسنيا فجيع ترين جنايات را مرتکب شدند. از “تروريزم صهيونيستي” هيچ چيزي نمي گويد که هر روز صاحبان اصلي سرزمين مقدس را به قتل مي رساند، تعذيب و تبعيد مي کند، به زندان مي-کشاند، حقوق طبيعي شان را غصب و سرزمين شان را اشغال مي کند. از “تروريزم هندي” چيزي نمي گويد که گاو پرستان هندي بر ضد مسلمانان به راه انداخته قريه هاي بزرگ را همراه با ساکنين آن طعمه‌ي حريق گردانيده و مساجد‌شان را ويران مي‌کند و به عقيم سازي جبري آنها (زن و مرد) مي پردازد تا از کثرت نفوس شان جلوگيري کند. از”تروريزم بودايي” هيچ نمي گويد که در برما انواع ظلم را بر مسلمانان روا مي دارند. از “تروريزم کمونيستي” چيزي نمي گويد که در تاجکستان، ازبکستان، آذربايجان و چين هزاران مسلمان را روانه‌ي زندانها کرده قتل و شکنجه و تعذيب جزء برنامه‌ي روزانه‌ي شان مي باشد.
ارائه‌ي تصوير موحش از مسلمانان، منتسب ساختن تمام حوادث سوء، انفجارها، ترورها، بحران‌هاي اقتصادي به مسلمانان در دستور کار رسانه‌هاي غربي است. ساخت فيلم‌هاي شبيه فتنه، چاپ کاريکاتور و امثال اين‌ها تنها يکي از هزار نمونه هستند، ارائه‌ي تصويري از مسلمانان هواپيما‌ رُبا، شهوت ران، بي رحم و تروريست در فيلم هاي هاليوودي بازوي ديگر اين پروژه، در درگير کردن مسلمانان با هم و سوق دادن تضادها و کشمکش ها به درون سرزمين هاي اسلامي است. آن ها اين گونه مسئله را جلوه مي دهند که عرب ها و به طور کلي مسلمانان اساساً بي فرهنگ و خشن هستند و اسرائيل و آمريکا تنها براي حفظ حيات خود بين اين همه خشونت ناچار اند از نيروي نظامي استفاده کنند و همين تبليغات کافي است که حجم بمب و گلوله در افغانستان و عراق و ساير کشورهاي جهان به چشم جهانيان نيايد. به¬طور کلي مي توان گفت که اسلام در بيشتر رسانه هاي تبليغاتي غرب، خطري بزرگ براي تمدن غربي به حساب مي آيد و مسلمانان نيز عموما گروه هاي خشونت طلب و تندروي که جهاد را پيشه ي خود قرار داده و به چند همسري (تعدد زوجات) اعتقاد دارند و مخالف سکولاريزم و آميختگي با ديگر مردم هستند؛ شناخته شده اند. تو گويي که همه‌ي دنيا بر صراط المستقيم روان اند و فقط مسلمانان اند که “تروريزم” را پيشه‌ي خود ساخته‌ اند!
و اما وظيفه‌ي يک دعوتگر پيرامون اين موضوع چيست؟
راه طويل است و ما به خاطر رسيدن به هدف از دوري راه نمي هراسيم و براي رسيدن عجله هم نمي کنيم؛ زيرا مي دانيم که موانع زيادي بر سر راه ما قرار دارد و چنانچه اکثر دعوتگران مي پندارند فريب ها و دسايس دشمنان بزرگترين مانع نمي باشد، بلکه دوري و بيگانگي از اسلام بزرگترين مانعي است که در برابر ما قرار دارد؛ زيرا ضرورت است که اسلام را مجدداً به مردم معرفي کنيم و مردم را قانع بسازيم که چيز هايي که اکثر مردم به نام اسلام مي شناسند، حقيقت اسلام نمي باشد. سرکوبي حرکت هاي اسلامي در داخل کشور هاي مسلمان نشين و زنداني شدن، تبعيد، تعذيب و کشته شدن آن ها را در نظر داشته باشيم، دسايس جهاني صليبي و صهيوني و وثني بر ضد اسلام و مسلمين را به حساب بگيريم، راه طولاني-تر می شود و مشقت و سختي هاي دعوت و دعوتگران بزرگتر مي گردد. با وجود اين همه موانع و سختي ها آينده از اسلام است. آينده از اسلام است، زيرا اراده‌ي الله جل جلاله بر همين است، و اوست که فرمان صادر مي کند، تقدير مي نمايد و اوست که چون چيزي را گويد “شو” پس مي شود. (مريم: ۳۵)
و نشانه هاي اين معرکه در حال ظهور است و بعد از آن نصرت و تمکين دين الهي فرا مي رسد.{هُوَ ﭐلَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِـﭑلْهُدَىٰ وَدِينِ ﭐلْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى ﭐلدِّينِ کُلِّهِ وَلَوْ کَرِهَ ﭐلْمُشْرِکُونَ}.(الصف:۹) « اوست آنکه فرستاده است پيامبر خود را همراه با هدايت و دين بر حق تا غالب گرداند آن را بر تمام اديان اگر چه مشرکان کراهت داشته باشند».

منابع:
جنگ فکري؛ يحيي محمد الياس، مترجم: عبيدالله براهوئي.
اسلام و سکولاريست ها؛ محمد قطب، مترجم: مؤمن حکيمي.
Afghanistan.shafaqna.com

گرفته شده از: فصلنامه بینه، شماره ۴۳ و ۴۴

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما میتوانید از برچسب ها و ویژگی های HTML هم استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

بالا