ماهر زین اسطوره ی سرود های اسلامی


ترجمه: مجمع نویسندگان و مترجمین بخش خواهران جمعیت اصلاح

ماهر زین خواننده ی مشهور جهان اسلام، متولد ۱۶ جولای سال ۱۹۸۱ میلادی می باشد که در اصلیت اش از لبنان است و در سن هشت سالگی همراه با فامیل عازم سویدن شده است. در سال ۲۰۰۹ میلادی با عایشه ازدواج کرد که ثمره ی ازدواج شان سه فرزند می باشد. وی ماجرای زندگی خویش و تغییر و دگرگونی وارده در آن را اینگونه بیان می کند:
«هر کسی در زندگی اش چیزی دارد که خیلی برایش با ارزش است و در زندگی من،‌ این چیز مهم (موسیقی) بوده است بخاطریکه پدرم یک نوازنده بود و من خیلی از این اوضاع خوشحال بودم. در ایام نوجوانی با خود فکر می کردم که یک پولیس شوم و یا یک فضانورد و یا یک کپیتان ولی هرگز تصور نمی کردم که یک خواننده خواهم شد بخاطریکه من خیلی خجالتی بودم. من مسلمان زاده شدم اما به دلایل گوناگونی از اسلام بسیار دور بودم و این تغییر را در سن ۲۷ سالگی در زندگی ام تجربه کردم که داستان اش از این قرار است:
هشت سال بعد از فارغ التحصیلی با کسی ملاقات کردم که RedOne نام داشت. با هم کار کردیم و بعد از من درخواست کرد تا به امریکا برویم. من هم خوشحال بودم که اینگونه می توانم به رویاهایم برسم. جوان ۲۵ ساله یی را تصور کنید که در مسیر حرفوی شدن و پول درآوردن و ملاقات با نوازنده های مشهور دنیا و اشتراک در محافل VIP است،‌ بناءً امریکا رفتم با این مفکوره که آنجا خوشحال خواهم بود. سبحان الله، کم کم متوجه حقایق پشت سر این ها شدم. از فضای آنجا خوشم نمی آمد، آن همه خوش گذرانی ها،‌ محافل مخصوص و… تمام چیزهایی که در اطراف موسیقی بودند مرا می رنجاندند و آزار می‌دادند. در درون ام احساس می کردم که کار اشتباهی انجام می دهم و این برایم یک چالش شده بود که بمانم یا بروم. ولی به این آسانی نبود چونکه رها کردن آن همه، به معنای شروع کردن از صفر بود. به هر صورت دوباره به سویدن برگشتم و سبحان الله در سویدن با کسی ملاقات کردم که مرا به مسجد برد (خداوند جزای خیرش دهد). در آنجا برای جوانان دروس اسلامی برگذار می شد. در کنار یکدیگر نشستن،‌ خیلی آرامش دهنده بود. سبحان الله، قلب و دیدگانم باز شدند. من چنان احساس کردم که گویا این برای من یک نوع یاری است و امیدوار بودم کمکم کند تا با آن وضعیت کنار بیایم. آنها بجای این که بر من سخت بگیرند،‌ بالعکس با من خیلی خوب بودند و قدم بقدم مرا نصیحت می کردند. من چنان احساس می کردم که گویا بیشتر از قبل بدست آوردم. در مورد دینم آموختم،‌ در مورد قرآن. خیلی احساس آرامش می کردم. ولی در درون ام یک کشمکش وجود داشت بین قلب و ذهن ام که: (چطور می توانی آن همه پول و شهرت را رها کنی؟) ولی در مقابل چیز دیگری هم بود و آن صدای وجدانم بود که می گفت: (با خودت رو راست باش،‌ و چیزی را که درست است انجام ده،‌ آنچه که ترا در آینده و آخرت ات کمک کند). سال ۲۰۰۷ بود و قبل از رمضان، تا اینکه در جریان رمضان از خدا درخواست کردم مرا هدایت کند و راه درست را نشان دهد و کمک ام کند تا انتخاب درست کنم،‌ چونکه برایم سخت بود تا آنچه را دوست دارم ترک کنم. من به درخواست کردن ادامه دادم. بعد از رمضان تصمیم گرفتم که با خود رو راست باشم و آنچه که برایم بهتر است را انتخاب کنم. از تصمیم ام خیلی راضی بودم و سبحان الله،‌ چنانکه می گویند: (اگر چیزی را بخاطر خدا ترک کنی،‌ خداوند برایت چیزی بهتر از آن می دهد). با مردی ملاقات کردم که کمپنی (awakening records) را می شناخت، کمپنی یی که تا به حال با آن کار می کنم. با آنها ملاقات کردم و آنها از کار من خوششان آمد. بعد چندین سفر داشتیم با هم که در طی سفرات ام با افراد زیادی ملاقات کردم از جمله دکتر عمرو خالد،‌ دکتر طارق سویدان، شیخ حمزه یوسف، امام زید شاکر و این همه باعث خوشحالی بیشتر ام شد و صادقانه احساس کردم که خداوند دعاهایم را مستجاب کرد، مثل اینکه بگوید: (این پاداش ات است برای چیزی که انتخاب کردی). و آنچه که در مورد پول آموختم اینست که: (وظیفه ی تو هر آن چیزی که باشد و هر آن جایی که باشی،‌ چی در امریکا یا سویدن یا آسترالیا یا افریقا، رزق برایت یکسان داده می شود). سبحان الله، خداوند برای من خیلی بهتر از قبل عطا کرد و همچنان که می دانید: (روز قیامت هر شخص با کسانی خواهد بود که دوست شان دارد و با آنان زندگی می کند و من امیدوارم همراه با پیامبر ﷺ و تمام علماء‌ و مشایخ باشم إن شاء‌ الله).»
ماهر زین می گوید: « خداوند ج به من استعدادی داده است و من می دانم که استعداد ها نعمتی از جانب خداوند هستند و باید از آن در راه خوب استفاده شود تا پاداش داده شویم و همچنان به دیگران سود رسانده باشیم، نه اینکه فقط به فکر خود باشیم. برای من خیلی روحیه بخش است وقتی که می توانم بر دیگران تأثیر گذار باشم، چنانچه روزی با یک مادر و دخترش که شش ساله بود ملاقات کردم. مادرش گفت: که دخترش، صلوات فرستادن به پیامبر ﷺ را از طریق شنیدن نشید های من آموخته است،‌ و این خیلی زیباست که کار من به مردم (در مورد پیامبر ﷺ، خدای سبحان و تمام چیزهایی که در آهنگ هایم از آن یاد می کنم) می آموزاند. با این حال، چیزی که من آموخته ام اینست که: ( همه استعداد داریم ولی استعداد به تنهایی کافی نیست بلکه باید سخت تلاش کرد و افراد نیکی دور و بر خود داشت تا وقتی کار اشتباهی انجام می دهی، ترا باز دارند. به عنوان یک هنرمند،‌ اکثریت مردم مرا تحسین می کنند ولی طرف دیگر نیاز دارم تا افرادی همچون فامیل و دوستان و همکاران باید باشند تا اصلاح ام کنند. بخاطر داشته باشید که شما کی هستید؟ قبلا در کجا بودید؟ و چطور به اینجا رسیدید؟ تا اینکه به خود مغرور نشوید و فکر نکنید که شما خودتان این موقعیت را برای خود ساخته اید. چونکه استعداد هدیه ایست که مسؤولیت های بزرگی با خود به همراه دارد). این همان چیزی است که من آموخته ام و همیشه متوجه آن بوده ام و فامیل و اطرافیانم همیشه به من یاد آور می شوند تا اینکه ثابت قدم بمانم و سپاسگذار آنچه که دارم باشم.»
منابع:
From YouTube « Maher Zain Interview 2017»
From YouTube«Maher Zain’s story part 1 and part 2»k

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما میتوانید از برچسب ها و ویژگی های HTML هم استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

بالا