طفل

نوشته: لیلی بنت عبدالرحمن الجریبه

ترجمه: محفوظه جامی الاحمدی

رشد شخصیت اجتماعی کودکان شامل دو بخش می شود. نخست: اشباع نیازهای روانی. دوم:آماده ساختن کودک برای زندگی آینده.

نخست: اشباع نیازهای روانی و اجتماعی:

درصورتی که  نیازهای روانی و اجتماعی  کودک بر آورده نشود و با کمبود مواجه باشد در آینده نمی تواند شخصیتی کامل داشته باشد. در این اینجا به برحی از این نیازها اشاره میکنیم.

الف: نیاز به احترام، تقدیر و استقلال:

در صورتیکه این نیازهای کودک بر آورده شود کودک خود را شخصیتی پذیرفته شده در اجتماعی که در آن زندگی می کند می یابد و به این وسیله تخم اعتماد در کودک و تشویق وی برای بدست آوردن اعتماد دیگران کاشته می شود.

به این دلیل می بینیم که سنت پیامبر صلی الله علیه و سلم پر است از مظاهر احترام به کودکان. اموری چون سلام پیامبر  صلی الله علیه و سلم بر کودکان، صدا زدن آنها با القاب زیبا، احترام گذاشتن به حقوق آنها در مجالس و…

احترام کودک باید برخواسته از قلب والدین باشد و کاری تصنعی و توخالی نباشد زیرا کودک به خوبی فرق بین آن را درک می کند. هر چند خورد سال است اما تفاوت بین نگاه خشم آلود و محترمانه با نگاه مملو از مهربانی را می داند و لبخند رضایتمندانه را از استهزاء آمیز تشخیص می دهد. بر علاوه آنچه گفته شد، جواب دادن به سوالهای آنها، گوش دادن به سخنانشان، تشکر از عمل نیک آنها و دعا در حق آنها و تعریف ازآنها و دادن فرصت دفاع از خود، بیان رأی بوجود آمد هر چند حق اطاعت از آن والدین است اما باید با احترام و آرامی به گفتگو بپردازند و مربی باید بپذیرد که گرچه کودکش در اشتباه است ولی چه بسا  استباهاتی که خود راهی برای مؤفقیت است و نباید به سبب اشتباهش او را تقبیح کند بلکه فرصت بازگشت و جبران را  برایش میسر گرداند.

پژوهشهای انجام شده به این اشاره دارد که آن دسته از کسانی که از تعادل روانی و رفتاری بر خوردارند کسانی اند که مادر پدر شان به محاسن و کارهای پسندیده آنها بیش از کوتاهی ها و اشتباهاتشان توجه داشته اند. اگر کودک در خانواده تحقیر شود احساس بیگانگی کرده و به گوشه گیری روی می آورد و از طرفی ارتباط خود را با دوستانی که از او تعریف می کنند قوت می بخشد و گاه می شود همنشینان وی منحرف اند و با آنها انس می گیرد و مایه انحراف او می شوند، مثالهای فراوانی اینچنین می توان در زندگی روزمره خود یافت. احساس استقلال از خورد سالی در کودک ایجاد می شود؛ از همان زمانی که می کوشد تا خودش بخورد، لباسش را خودش بپوشد و…. مادر باید او را در این امر یاری رساند هر چند که کار دشواری است و نیاز به صبر دارد، بهتر است که جز در اموری که برای کودک دشوار است و نمی تواند آن را انجام دهد به او کمک نکند .

ب: نیاز کودک به لطف و محبت:

این از مهمترین نیازهای روانی کودک می باشد.بنابر این مهم می بینم که سنت پیامبر  صلی الله علیه و سلم پر است از مظاهر حب به کودکان. وسایل اشباع این نیاز از یک مرحله تا مرحله دیگر متفاوت است. عدم اشباع این نیاز منجر به احساس  نا امنی و عدم اعتماد به نفس می شود و تعامل با

دیکران برایش دشوار می گردد و دچار گرفتگی و انزوا شده که نهایتا به افسردگی می انجامد و باعث جدایی بین والدین و کودک می شود وقتی کودک از طرف والدین با بی عاطفگی رو به رو می شود از آنها پشت کرده، تا جایی که می کوشد مشکلاتش را خود به تنهایی حل کند یا از دیگران جز والدین  کمک بگیرد و این گرسنکی عاطفی او را برای احساس تعلق به دیگران آماده می سازد و در آینده گاه منجر به حب مفرط نسبت به برخی افراد می گردد و چه بسا او را به عشقهای حرام و انحرافهای جنسی بکشاند.

در مقابل، افراط  در محبت به کودک مانع حدیت در تربیت می شود و بر آوردن تمام خواسته ها و آرزوها و نیازها غیر ضروری سبب فساد در کودک می گردد زیرا به خوشگذرانی وآسوده خواهی عادت می کند و در آینده آنگاه که با واقعیت های زندگی برابر شود ناتوان خواهد بود نخواهد توانست بار مسؤلیتهای زندگی بدوش کشد.

ج:نیازبه بازی:

 بازی کردن برای کودک فواید تربیتی روان – تنی بسیاری دارد از آنجمله:

1- به کار گیری نیروها و ایجاد انگیزه برای تلاش و از بین رفتن احساس تنهایی و بیگانگی که احیانا بر کودک عارض می شود.

2- شناخت درست از نادرست و آموختن برخی امور اخلاقی چون صدق و عدالت و امانت و تسلط بر خود از راه بازی های گروهی. و همچنین به این و سیله چگونگی روابط  اجتماعی، همکاری، داد و ستد، احترام به حقوق دیگران را می آموزد. و با برخی از بازی ها می تواند نقش آینده خود را نیز بیاموزد به طور مثال دختر نقش مادر بودن و پسر نقش پدر بودن را می آموزد.

3- بازی می تواند در رشد ذکاوت و هوشیاری و فطانت نقش مهمی داشته و او را در رشد عضلانی تجدید قوا و رشد مهارتهای مختلف یاری رساند.

قاعده کلی در بازی ها این است که تمام بازی ها مباح است مگر آن بازی های که شارع حرام قرار داده و یا مقترن به حرام باشد یا سبب فوت واجب یا ارتکاب حرام گردد.

همچنین در بازی ضوابط صحی و تربیتی و اینکه هر سنی بازی مخصوص متناسب با خود را دارد و وسایل بازی نیز باید مطابق سن کودک بوده و از وسایل بازی جنگی به صورت زیاد خود داری شود چون حس جنگجویی را در کودک پرورش می دهد.

دوم:آماده ساختن کودک برای زندگی آینده:

کودک هرگز نمی تواند برای زندگی آینده آماده شود مگر اینکه تخم اعتماد (اعتماد به خود و دیگران) در روان کودک کاشته شود و اراده و عزم او تقویت و توانایی های بالقوه وی رشد یابد و برای این اهداف و سایلی وجود دارد از جمله:

الف: احترام به کودک: احترام باید همراه با اکرام کودک باشد و  اگر گاهی کاری نا موفقانه و نا تمام انجام می دهد باید از مسخره کردن وی پرهیز شود. احترام به کودک زمانی محقق می شود که اگر کاری را موفقانه انجام داد تمجید شود، در برخی امور از او مشوره گرفته شود و در صورتی رأی درست  داد پذیرفته شود و اگر اشتباه بود با مهربانی راهنمایی گردد و اگرگاهی از طرف یکی از والدین و اطرافیان مورد استهزاء قرار گیرد دیگران باید کودک را حمایت کنند و اعتماد به نفس را در او رشد دهند و کودک را بستایند و دیگران را از خورده گیری به کودک منع کنند، زیرا چنین رفتاری باعث می شود تا شخصیت وی بشکند و در آینده اعتماد

به نفس ضعیفی داشته باشد و به گونه ای تربیه شود که خیلی زود از افکارش هر چند افکارش درست و بی نقص باشد – بخاطر ترس از انتقاد دیگران بگذرد چرا که او از کودکی به اعتماد و احترام به خویش عادت نکرده است.

ب: مکلف ساختن وی به بعضی کارها:- اولین قدم درین راستا ایجاد رغبت در کودک برای استقلال و تکیه برخود است. پژوهش های جدید ثابت ساخته که کودک درسنین خورد سالی برای استقلال تلاش میکند و دیده میشود که تلاش میکند تا خودش بخورد، دستانش را بشوید، مویش را شانه زند، لباسش را به پوشد دیگران باید او در این امور یاری رسانند مخصوصا مادر که باید حس آزادی و استقلال را در کودک خود پرورش دهد.

دومین گام اینکه کودک را عادت دهد که اتاقش را خودش مرتب کند و نیازهای شخصی اش را خودش بر آورده سازد .اگر در منزل خدمه ای است باید فهمانده شود که خدمه برای کارهای عمومی منزل است و کارهای شخصی اش را هر کس خودش باید انجام دهد.

سومین گام: کارهای مختلفی در حد توان به وی سپرده شود مثل سپردن امانت یا وظیفه دادن در خرید و فروش و….

ج: اختلاط با مردم: مکتب بیشتر محیط تعلیمی است و کمتر می شود تعامل با اقشار مختلف را بیاموزد بناءً برای اجتماعی بار آمدن با پدرش در مجالس در صورتی که شرایط و ضوابطش بود- و در دید و باز دیدها حضور یابد. زیرا بسیاری از امور هست که کودک از بیرون منزل آنرا می آموزد.

د: تقویت اراده کودک:- این امر از راه صبر و دور داشتن کودک از راحت طلبی میسر می شود. نهادینه ساختن این رفتار در نخستین ماههای تولد ممکن است به کونه ای که مادر خواسته های چون خورد و نوش و غیره را با اندکی تأخیر انجام دهد. این تأخیر باید کوتاه باشد و به حدی نباشد که به کودک ضرری وارد شود. و به همین ترتیب وقتی بزرگ می شود عدم اجابت به برخی از خواسته هایش و وسایل راحت طلبی تا مبادا به این امور عادت کند.

و برخی نکات دیگر در این باب اینکه کودک عادت داده شود که نسبت به رهنما و یا کسی که وظیفه تربیت وی را به عهده دارد خاضعانه و فروتنانه رفتار کند و به ارزشهایی جامعه احترام بگذارد. والدین باید توجه داشته باشند که برخی امور تربیتی از طفل دختر تا پسر تفاوتهایی وجود دارد به طور مثال اگر طفل دختر بود از سن چهار یا پنج سالگی از اینکه در مجالس مردانه شرکت کند یا در کوچه و بازار رفت و آمد کند ممانعت صورت گیرد و از همان کودکی ادب وحیاء و حشمت و حجاب آ موخته شود.کارهای منزل و یا هر آنچه که او را یاری می رساند تا در آینده همسری موفق و مادری نمونه باشد برایش تعلیم داده شود و مادر همچون دوست با او رفتار کند و پدر دوست پسر خود باشد او را با خود برای نماز و… به بیرون از منزل ببرد و لباس همچون لباس حود بر او بپوشاند.

 

0 تبصره

از همه اولتر تبصر کنید!.

نظر خود را بنویسد!