خشونت عليه زنان در افغانستان؛ حقیقت یا وهم؟ (نتایج یک نظر سنجی)

زینب فخری

مقدمه
بیست و پنجم “نوامبر” مطابق ۴ قوس، مصادف است به روز جهانی منع خشونت علیه زنان. زن به عنوان نیمی از پیکره اجتماع و نقش تعیین کننده اش در بقا و گسترش نسل انسانی و پرورش و تربیت فرزندان و مانند آن همیشه مورد توجه بوده است. اما در بسیاری جوامع، زنان از عمده ترین گروه های آسیب پذیر اجتماعی اند و حقوق آنان همواره در معرض تهدید قرار داشته است.
یکی از مسایل حاد حقوق زنان در بسیاری از جوامع، به ویژه کشورهای جهان سوم، خشونت علیه زنان است. در افغانستان نیز این مسأله از چالش های اساسی بر سر راه حقوق بشر و حقوق زنان به شمار می رود. نظر به اهمیت موضوع بخش نشردعوت خواهران جمعیت اصلاح نظرسنجی، را در میان ۸۰۰ تن از مردان و زنان براه انداخت، که نتایج آنرا با شما در این مقاله شریک می سازم.
خشونت علیه زنان در افغانستان
براساس تعریف کمیسیون مستقل حقوق بشر، مراد از خشونت علیه زنان هرگونه عمل خشونت آمیز مبتنی بر جنسیت که باعث بروز یا احتمال بروز صدمات و آسیب های فزیکی، لفظی و روانی شود و یا رنج و آزار زنان از طریق تهدید به انجام آن اعمال یا اینکه در اثر آن محرومیت اجباری یا اختیاری، زن آزادی خود در اجتماع و یا خانواده را از دست بدهد.
بر اساس اطلاعاتی که نزد کمیسیون حقوق بشر افغانستان ثبت شده است خشونت علیه زنان توسط مردان اتفاق می افتد. اما زنان نیز در موارد زیادی بر همجنسان خود خشونت می نمایند. خشونت زنان علیه زنان بیانگر عمق این معضل در جامعه میباشد. براساس نظرسنجی خشونت علیه زنان بیشتر توسط مردان که ۸۰ درصد را دربر میگیرد و ۲۰ درصد خشونت علیه زنان، توسط همجنسان خودشان صورت میگیرد. به همین ترتیب خشونت علیه زنان در تمام مناطق افغانستان وجود دارد که در بعضی مناطق شدید و در بعضی از آنان حادتر می باشد. که میزان سواد، حاکمیت قانون و حکومت، دسترسی به نهاد های عدلی و قضایی و همچنین عرف و عنعنات رابطه دارد. که بیشتر در روستا ها خشونت علیه زنان وجود دارد چون ناامنی، عدم وجود حاکمیت قانون و دسترسی به نهادهای عدلی کمتر است برای همین خشونت بیشتر میباشد که بر اساس نظرسنجی نیز ۸۷ درصد را تشکیل میدهد و در شهر ها برعکس روستاها میزان خشونت کمتر است که ۱۳ درصد را تشکیل میدهند. معمولاً بی سوادی به عنوان یکی از عوامل وقوع خشونت علیه زنان یاد میشود. اما روشن است که این مسأله نقش کامل در وقوع خشونت ندارد. ممکن است کسی بی سواد باشد، ولی دست به خشونت نزند. برعکس، ممکن است فردی از سواد کامل برخوردار باشد و در عین حال مرتکب خشونت شود. بر اساس نظرسنجی بی سوادان بیشترین درصد را که ۸۹ درصد میباشد را تشکیل میدهد و باسوادان ۱۱ درصد را به خود اختصاص داده است.
انواع خشونت
خشونت علیه زنان از معضلات جامعه افغانی است. این خشونت ها به اشکال گوناگون علیه زنان اعمال میشود که بنابر نظر سنجی شامل انواع ذیل میشود خشونت فزیکی، خشونت روانی، خشونت لفظی و خشونت مادی.
خشونت فزیکی: خشونت فزیکی و جسمی از قبیل لت و کوب، مجروح کردن، کار اجباری، قتل، آتش زدن، قطع اعضای بدن وغیره . لت و کوب از جمله رایج ترین و معمولترین نوع خشونت فزیکی علیه زنان در کشور است که ۱۷ درصد مردم در نظرسنجی انتخاب نموده اند. که خشن ترین نوع آن قتل به خصوص قتل های ناموسی و قطع اعضای بدن با استفاده از چاقو و احیاناً سلاح های گرم میباشد.
خشونت لفظی و روانی: دسته دیگر خشونت علیه زنان، خشونت زبانی و روانی است. این دسته از خشونت ها از موارد شایع خشونت علیه زنان میباشند که کمتر به عنوان خشونت مورد توجه قرار میگیرند. این نوع خشونت ها نیز پیامد منفی زیادی بر روح و روان زنان قربانی دارد. تحقیر، دشنام تهدید از اشکال رایج این نوع خشونت ها می باشد که می تواند تاثیرات جدی بر شخصیت روان زنان وارد سازد و پیامد های ناگواری را بر زندگی شخصی و اجتماعی آنها به جا بگذارد که سرانجام آن ها را به انزوا و کم جرئتی، سرخوردگی، اضطراب و استرس، ناامیدی و خود حقیربینی و حتی عقده نسبت به دیگران دچار می سازد. این حالت، آن ها را در مقابل چالش ها، محدودیت ها و سختی های زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی بسیار آسیب پذیر می سازد. این نوع خشونت در خانواده ها و محلات عام به شکل آزار و اذیت خیابانی به وقوع می پیوندد. بر اساس نظرسنجی تحقیر و توهین ۳۰ درصد در معمول ترین نوع خشونت در افغانستان قرار دارد. ولی خشونت روانی و لفظی به ترتیب ۲۷ و ۲۵ درصد را تشکیل میدهد.
خشونت مادی: زنان در فرهنگ سنتی خانواده های افغانستان از لحاظ اقتصادی به مردان خانواده وابسته است و در بسیاری موارد، حتی از حق مالکیت مستقل نیز برخوردار نیستند. وابستگی اقتصادی زنان به مردان سبب شده تا آنان در محیط خانواده و به تبع آن در سطح جامعه از موقعیت نازل تر نسبت به مردان برخوردار باشند. از طرف دیگر این وضعیت سبب شده تا زنان از موقف و نقش تصمیم گیری در امور خانواده محروم شوند. عدم تأمین نفقه، منع تصرف در اموال شخصی، نپرداختن مهریه، منع تصرف در ارث، ممانعت از حق کار و غیره. بر اساس نظر سنجی ۷ درصد ابراز داشتند که خشونت اقتصادی یا مادی وجود دارد.
عوامل خشونت علیه زنان
خشونت علیه زنان ناشی از عوامل متعددی است. برخی از این عوامل ریشه در ساختارهای فرهنگی و اجتماعی، آموزشی و اقتصادی جامعه دارد و شماری دیگر ناشی از ناهنجاری های حقوقی و ضعف حاکمیت قانون و فساد در دستگاه عدلی و قضایی کشور است. بر اساس آنچه که در نظرسنجی در رابطه به عوامل خشونت علیه زنان در افغانستان آمده است، مهم ترین عوامل خشونت علیه زنان را می توان به ترتیب درصدی که بیشترین افراد اظهار نموده است، بیان داریم:
دوری مردم از دین اسلام ۳۴ درصد؛
جهل و بی سوادی ۲۳ درصد؛
مرد سالاری ۱۴ درصد؛
عدم آگاهی زنان از حقوق شان ۱۱ درصد؛
فقر ۶ درصد؛
جنگ ۶ درصد؛
عرف و عنعنات نادرست ۶ درصد.
رابطه دین با خشونت
در متونی دینی (آیات و روایات) به مطالبی بر میخوریم که خشونت را نفی کرده است و اگر تنها به این موارد مراجعه کنیم، نتیجه خواهیم گرفت که اسلام با خشونت موافق نیست:
مواردی که اسلام از غضب و خشم نکوهش کرده است در قرآن کریم درباره یکی از صفات مومنین می خوانیم که: “…آنها خشم خود را فرو می خورند…” آل عمران: ۱۳۴ و یا در جای دیگر میفرماید:”… زمانی که (مومنین) عصبانی و خشمگین می شوند، گذشت می کنند” شوری: ۳۷
مواردی که روایات و آیات کشتن انسانها را زشت و ناپسند شمرده اند. در قرآن کریم چنین آمده که:”جانی را که خدا محترم دانسته، نگیرید… ” الاسراء: ۳۳
مواردی که خشونت علیه زنان را نفی میکند. چنانکه ابن عباس روایت کرده است که پیامبر (صلی الله علیه وسلم) میفرماید: کسی که دختر داشته باشد و او را مانند زمان جاهلیت زنده به گور نکند و مورد توهین و تحقیر قرار نداده و فرزندان پسر را بر او ترجیح ندهد خداوند او را داخل بهشت خواهد کرد. (روایت ابی داود)
در حدیث عایشه که شیخان آن را روایت کرده اند آمده است: هر کس صاحب دخترانی باشد و با آن ها به نیکی برخورد کند آنان او را از آتش جهنم برحذر می دارند.
پس نصوص قرآن و سنت و مژده های مؤکد و مکرر، انسان ها را خاطر نشان ساخت که دختر مایه ننگ و بدبینی نیست بلکه نعمتی است که شکر می طلبد و رحمت مطلوبی است که در ورای آن خیر و برکت و پاداش فراوان نهفته است.
موردی که خشونت را آخرین راه جهت حفظ نظم خانواده جایز دانسته است. چنین بیان میکند که هرگاه همسرش از فرمان شوهر سرباز زند و نافرمانی کند شوهر موظف است تا با همسرش، با حکمت و برنامه ریزی مرحله به مرحله و ابتدا با مهربانی و در صورت لزوم با جدیت مشکل را حل کند تا بنیان خانواده به خاطرمسائل ریز و بی ارزش از هم فروپاشیده نشود چنانکه خداوند میفرماید:
«وَالَّلاتِی تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجِرُوهُنَّ فِی الْمَضَاجِعَ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإنْ أَطَعْنَکُمْ فَلا تَبْغُواْ عَلَیْهِنَّ سَبِیْلا إِنَّ اللهَ کَانَ عَلِیَّاً کَبِیْراً» النساء: ۳۴
و زنانی را که از نافرمانی آن ها بیم بیم دارید نخست پندشان دهید و بعد در خوابگاه ها از ایشان دوری گزینید و اگر تأثیر نکرد، آنان را تنبیه کنید، پس چنانچه از شما فرمانبرداری کردند، راهی را برای سرزنش آنان مجویید که خدا والا بزرگ است.
این موارد ذکر شده هر چند مختصر، تعلیمات و دستورالعمل های اسلام است و چنانچه مسلمانان آن را رعایت کنند منحنی خشونت علیه زنان به حداقل خواهد رسید.
برای اینکه بدانیم نظر مردم در رابطه به نقش دین در خشونت علیه زنان چیست باید به نظرسنجی مراجعه نماییم. بر اساس نظرسنجی ۷۲ درصد افراد چنین اظهار داشتند که دین در کاهش خشونت نقش دارد، ۱۷درصد افراد بیان نمودند که هیچ رابطه ای میان دین و خشونت وجود ندارد و ۱۱ درصد افراد چنین اظهار کردند که دین در ازدیاد خشونت نقش دارد.
هرگاه دین را در افزایش خشونت علیه زنان بپنداریم مواردی از قبیل عدم آگاهی درست از دین اسلام، سوء استفاده از احکام دینی، وجود نصوص دینی دال به خشونت و رویه های نامناسب در مساجد و مدارس موجب افزایش خشونت علیه زنان میشود. بر اساس نظرسنجی بیشترین افراد عدم آگاهی درست از دین اسلام را در ازدیاد خشونت علیه زنان دانسته اند. چنانچه ۲۷ درصد افراد ابراز داشته اند که سوء استفاده از احکام دینی صورت گرفته است. وجود نصوص دینی دال به خشونت و رویه های نامناسب در مساجد و مدارس به ترتیب ۸ و ۷ درصد را در این نظرسنجی تشکیل میدهند.
پس به این نتیجه میرسیم که هرگاه آگاهی مردم کشور در رابطه به دین اسلام به طور درست و میانه افزایش یابد و تعلیمات دینی را در زندگی خود رعایت نمایند بدون تردید خشونت کاهش می یابد.
راه حل ها
راه حل در کشورها نظر به فرهنگ، ارزشها و نیازهای جامعه متفاوت میباشد. در افغانستان راه حل ها نیز براساس ساختارهای بومی، اجتماعی و فرهنگی کشور سنجیده می شود. چنان که شامل بلند بردن میزان آگاهی و دانش در میان همه اقشار جامعه، مبارزه با عرف و عنعنات نادرست و در تضاد با دین و منطق بشری، تطبیق قانون و پی گرد عدلی عاملین خشونت ها علیه زنان و رسیدگی به قضایای خشونت علیه زنان صورت گیرد. بر اساس نظرسنجی ۴۳ درصد افراد افزایش تعلیمات دینی در خانواده و جامعه را انتخاب نموده اند. ۲۶ درصد افزایش آگاهی زنان از حقوق شان، ۱۸ درصد تصویب قوانین مجازات برای عاملین خشونت ها و ۱۳ درصد خودکفایی اقتصادی زنان را انتخاب کردند.
جهت های که در راستای فرهنگ سازی و آگاهی دهی به مردم در کاهش خشونت نقش دارند، شامل حکومت، نهاد های آموزشی و تحصیلی، نهاد های دینی، رسانه ها، جامعه مدنی و خانواده ها، که بر اساس نظرسنجی علماء ۳۶ درصد را تشکیل داده اند، چنانکه علماء در مساجد و خطبه های نماز جمعه در رابطه به احکام دینی باید آگاهی رسانی نمایند چون آنها مؤثرترین و معتمد ترین مرجع در نزد مردم استند. جهت دوم که بر اساس نظرسنجی بیشترین تأثیر را دارد رسانه ها میباشد که ۲۴ درصد، را تشکیل میدهند. رسانه ها دارای قدرت تغییر افکار و عملکردها را دارا اند، و به آسانی بر اذهان مردم تأثیر می گذارند. بناءً نقش رسانه ها را در حل این معضل دست کم نگیریم. حکومت نیز با استفاده از نهاد های آموزشی و تحصیلی و ارگان های دولتی میتواند در کاهش خشونت نقش داشته باشد که بر اساس نظرسنجی ۲۰ درصد، حکومت را در کاهش خشونت موثر دانسته اند. و در اخیر بزرگان قوم و جامعه مدنی بعد از علما، رسانه ها و حکومت براساس نظرسنجی، ۱۱ و ۹ درصد را به خود اختصاص میدهند.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما میتوانید از برچسب ها و ویژگی های HTML هم استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

بالا